تشیع

رابطۀ امام و مأموم
۱- همانطور که گفتیم تشیع چیزی جز رابطۀ امام و مأموم نیست. تمام اسرار و حقایق و حقوق شیعه در
این رابطه نهفته است که رابطە بین دو انسانی است که برای خدا و رسیدن به خدا با هم متحد شده اند.
۲- خداوند در رابطه بین مراد و مرید است که آشکار می شود که در قرآن و احادیث شیعی و عرفان اسلامی این معنا به وفور حضور دارد.
۳- این همان خروج از شریعت است برای خدا. که این خروج از شریعت عین کمال شریعت است که اشکال و صور شرعی را می شکند و شریعت را در جان و تن و دل جاری می کند و این جریان همان جریان رابطه بین مراد و مرید است.
۴- در تشیع، شریعت برای بهشت نیست بلکه برای خداست و این است علت العلل همه
تفاوتهائی که در تشیع ناب نسبت به سائر مذاهب وجود دارد از جمله در قیاس با تشیع بی امام که اکثرا چنین است.
۵- شیعه بی امام زنده و حاضر یکی از متناض ترین پدیده های بشری در عرصه مذهب و فرهنگ است و لذا موجب اشد نفاق و شقاق و فراق و عوارض مختص به خود می شود که در هیچ مذهب دیگری دیده نمی شود. شیعه بدون امام اساس شیعه ضد شیعه است که بدترین دشمن تشیع می باشد و سراسر خرافه و ریا می باشد.
۶- تشیع، مکتب اصالت رابطه است و این یعنی: نه من، نه تو بلکه فقط او که همان رابطه است. و لذا مکتب اصالت عشق حقیقی است عشقی که من و تو در آن وجود و حقی ندارند و لذا در تشیع روابط جاودانه اند.
۷- درست بهمین دایل است که فقط در روابط بین مراد و مرید است که تمامیت انسان به عرصه ظهور می رسد تا ظهور خدا که ذات انسان است مثل رابطه مولانا و شمس که یکی از روابط شیعی مشهوری است که به ثبت رسیده و گزار شده است.
۸- یکی از نواقص عظیم فرهنگ تشیع گزارش نشدن و به ثیت نرسیدن روابط است. و این بمعنای فقدان استمرار و اشاعه شیعه در تاریخ است بعنوان علم انسان شناسی و خداشناسی زمینی و بشری. بدین لحاظ مولانا یک مورد بزرگ و خارق العاده و انقلابی است که بزرگترین خدمت را به فرهنگ تشیع و بلکه فرهنگ بشری نموده است و قدر این کار او مستمرا بیشتر شناخته می شود.
شیعه شناسی ص ۶۲

امام شناسی, امامت, تشیع, مولانا, مولوی