حکومت اسلامی

آیا دموکراسی ممکن است؟
دموکراستی به معنای حاکميت اکثريت مردم است. حال اگر اکثريت مردم در يک جامعه مؤمن باشند اين دموکراسی دينی می شود و در غيراينصورت دموکراسی کافرانه و يا منافقانه خواهد بود. و اما طبق معرفت قرآنی و همچنين تجربه بشری می دانیم که همواره تا قبل از پيدايش جامعه امام زمانی، اکثريت مردمان هر جامعه ای کافر و مشرک و منافقند و مؤمنان همواره گروهی بسيار اندک و پراکنده اند. و اين سنت خدا در ميان خلق است که در دهها آيه قرآنی بسيار بارز است که اکثريت مردم را همواره کافر و مشرک و ظالم می داند. اگر چنين است پس دموکراسی دينی فعلا مقدور نيست الا بواسطه ديکتاتوری و ايجاد اکراه و ريای در دين که موجب هزاران فساد و فتنه است و اصل دين را نيز از ميان می برد و مرز حق و باطل را مخدوش می سازد و همه مردم را بسوی بدترين کفر يعنی نفاق می کشاند. شورای سقيفه در صدر اسلام نخستين نماد از يک دموکراسی دينی و اسلامی بود که آنهمه فساد و فتنه پديد آورد و علی (ع) و مؤمنان زير بار آن نرفتند. و حتی دموکراسی دينی پنج ساله ای که علی (ع) با اکراه و تهديد اطرافيان پديد آورد و پيشاپيش فاتحه آن را خواند که «شما تاب تحمل عدالت مرا نداريد» نيز سند تاريخی بزرگی برای مؤمنان است که تا زمانيکه اکثريت جامعه مؤمن نيستند بهتر است که مؤمنان حقيقی از دخالت در


حکومت بپرهيزند. بهرحال همواره اکثر مردمان جاهل و کافرند و لذا طبعاً طالب جبر و جبارند و فقط به جباران رأی می دهند. بنابراين اين نوع دموکراسی چيزی جز ديکتاتوری و سلطنت پنهان نيست. اين دموکراسی ها همان امپراطوريهای قديم است که حتی مسئوليت اعمال خود را هم به گردن مردم می نهد و از کوچکترين مسئوليت هم مبراست. دموکراسی دينی به معنای واقعی کلمه همان جامعه امام زمانی است ولاغير. از دموکراسی دينی که بگذريم واقعيت اينست که حتی دموکراسی غير دينی هم ممکن نيست. مثلا در کشور آمريکا که مهد دموکراسی محسوب می شود همواره حدود نيمی از مردم هرگز در انتخابات شرکت نمی کنند و نيمی از آن نيم ديگر موفق می شوند يک کانديدا را به رياست برسانند. يعنی حدود يک چهارم مردم بر سه چهارم حکم می رانند. و اين همان دموکراسی ضد دموکراسی است. از اين امر که بگذريم واقعيت ديگر اينست که حکومت مظهر نفس اماره جامعه است که بر آن جامعه حکم می راند و لذا در همه حال بر حق است و عدالت جاريست. آن گروه اندک از مؤمنان هم کاری به حکومت ندارند و
تحت امر امام و اراده پروردگارند و از بابت حکومتها هم هيچ گزندی به آنان نمی رسد. درست به همین دليل مؤمنان را از درافتادن با حکومتهای جبار منع کرده است تا زمانيکه اکثريت مردم مؤمن نيستند و بهرحال با حکومت خود کنار می آيند. علی (ع) برای مؤمنانی که می خواهند عليرغم ميل اکثريت مردم با حکومت بجنگند عذابهای بزرگی پيشگوئی نموده است زيرا اين مؤمنان با عدالت حاکم بر آن جامعه می جنگند.
در حقيقت همه حکومتها در طول تاريخ تا به امروز دارای ماهيتی دموکراتيتک (مردمی) بوده اند. هيچ حاکم عادلی نمی تواند بر جامعه ای ظالم حکومت کند و نبايد بکند. حکومتهای دموکراتيک فقط رياکارتر از سلطنت هستند.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۵۸

آخرالزمان, امام زمان, حکمت, حکومت اسلامی, عرفان