خود شناسی به عنوان حلال مشکلات

 

علی (ع) می فرماید: «هرکس خود را شناخت مشکلش حل شد». چرا خودشناسی موجب حل مشکلات است؟ این حکمت علوی را ما به تجربه در همه امور آزموده و به درستی اش یقین یافته ایم. و لذا « عرفان درمانی » را بنا نهاده ایم. انسان اگر به یقین بداند که مشکل چیست و علتش چیست و بر سر پیدایش آن علم و آگاهی یابد آن مشکل حل می شود. همه مشکلات آدمی حاصل جهل او درباره خویشتن است. چون خود را نمی شناسد و بر کم و کیف حالات و افکار و احساسات و اعمالی که از او سر می زند علم ندارد لذا نمی داند که چگونه بایستی بیندیشد و به چه اموری بیندیشد و لذا چگونه عمل کند بنابراین انسان هم به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ عملی به خطا و گمراهی می افتد و دچار مشکل می گردد. تفاوت انسان از سایر موجودات این است که صاحب اختیار است و همه مشکلات او از اختیار و آزادی انتخاب اوست. حال با این قدرت اختیاری که دارد اگر برخود و نیازها و استعدادها و ضعفهایش علم نداشته باشد قادر به انتخاب درستی که موافق ویژگی های او باشد نیست و لذا به لحاظ جسمانی و روانی و عاطفی دچار قحطی و ناهنجاری و گرفتاری می گردد. نیاز انسان به علم و آگاهی بر آمده از قدرت اختیار و آزادی اراده است که می تواند به خطا هم برود و بر خلاف حقوق وجودش عمل کند و قوانین ذاتی جان و دل و روحش را باطل ساخته و لذا دچار بطالت و سرگردانی شود. همانطور که مسئولیت انسان در قبال سرنوشت خودش و محاسبه اش در نزد پروردگار هم حاصل همین قدرت اختیار می باشد. بنابر این میزان علم و اختیار آدمی درباره خود امری متقابل و علت و معلول است. انسان به میزانی که صاحب اختیار است و این قدرت ویژه را درک و تصدیق می کند و خود را در قبال هستی خود مسئول می یابد مجبور به کسب علم و معرفت درباره خود و جهنش می شود. همچنین انسان به میزانی که درباره خود معرفت دارد می تواند، بر قلمرو اختیار و انتخاب وارد شود و به حق خود که آزادی است نائل آید و دلیل خویشتن باشد. بنابراین عنصر مسئولیت انسان در قبال خویشتن نیز خود حاصل علم و اختیار اوست. شناخت انسان درباره نفس خویشتن موجب می شود که انسان بتواند سکان اختیار وجودش را در دست گیرد و خود را به سلامت هدایت نماید و در غیر اینصورت تن به جبرها می دهد که همان ضلالت و جهالت است و منجر به بدبختی ها می گردد و او را به عتابها می اندازد. کسی که می خواهد خود علت خویشتن باشد مجبور است که درباره خود علم یابد. علم خواهی و معرفت جویی انسان حاصل اراده او به انتخاب و اختیار است و این همان میزان انسانیت به عنوان موجودی صاحب اختیار است. کسی که خود را می شناسد به این دلیل مشکلش حل می شود که صاحب اختیار می شود زیرا هر مشکلی به یک کلام چیزی جز به اسارت افتادن و در تنگنا قرار گرفتن نیست. پس اختیار علاج هر دردی است زیرا هر دردی یک جبر است و انسان را مجبور و رنجور می سازد. هر تفکری در باب خویشتن حاصل گرفتاری و جبری است که بر او حاکم می باشد پس هر تفکری درباره خود دارای ذاتی ضد جبر می باشد و اختیار و آزادی را جستجو می کند لذا ذات معرفت نفس همانا اختیار است همانطور که ذات جهل هم جبر است و جبر حاصل جهل می باشد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۶۱

 

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

حکمت, خودشناسی, عرفان درمانی, معرفت نفس