دیالکتیک چیست؟

 

دیالکتیک، یک واژه یونانی است که معنای لغوی آن عبارت است از: از میانه دو و یا فراسوی دو! دیالکتیک، مهمترین واژه فلسفه یونان و شاه کلید این فلسفه است که به معنای کشف جدال و دوگانگی درجهان معانی و حتّی عالم وجود است. مترادف فلسفی این واژه به زبان و فرهنگ فلسفه ایران و اسلام همانا « وحدت اضداد » است. کاشف دیالکتیک را نخستین صوفیان قرن پنج و شش قبل از میلاد در بندر الئات از یونان باستان می دانند که در رأس آنها پارمنیدز (برامنداس) و اگزنوفان و زنون قرار داشتند که کاشف معنای بود و نبود در عالم اندیشه اند و این تضاد را منشأ همه تفکرات فلسفی ساختند و وحدت اضداد را در فلسفه بنا نهادند. این حکیمان که خود تحت تأثیر مغان ایران باستان بودند با طرح مفاهیم دیالکتیکی در میان مردم و خاصّه جوانان قصد تحریک اندیشه و تعمق را داشتند و هدف اصلی آنها تحریک خودشناسی بود. این تحرکات موجب نگرانی حکّام آن دوران گشت و لذا این حکیمان را به تحریک مردمان، مورد آزار قرار می دادند و آنان را کافر و جادوگر و یاغی می خواندند که گوئی قصد بر هم زدن نظام اجتماعی و سیاسی آن دوران را داشتند. لفظ و اتهام «سفسطه» به معنای مغلطه و فریبکاری به این حکیمان نسبت داده شد. یکی از مشهورترین شاگردان این مکتب، سقراط حکیم بود که بانی فلسفه غرب و مکتب خودشناسی بود که به همین جرم محاکمه و شهید شد و لذا مرید او افلاطون راه تقیّه و پنهانکاری پیشه نمود و با حکومت یونان راه مصالحه در پیش گرفت و پیروان وی به تدریج به دربارها وارد شدند و این جریان موجب تحریف حکمت اصیل یونانی گشت و مورد سوءاستفاده قرار گرفت که یکی از مشهورترین این تحریف کنندگان و سازشکاران که مکتب سقراط را به کل دگرگون کرد، ارسطو بود. که حکمت را به خدمت حکومت گرفت و از میان تهی ساخت. افلاطون، دیالکتیک را عرش معرفت خوانده است. در جهان اسلام نیز همه فلاسفه و حکیمان این مسئله را در رأس اندیشه خود قرار دادند و تلاش نمودند تا اضداد جهان معانی را به توحید برسانند و جهان هستی را قلمرو حاکمیت خداوند یگانه معرفی کنند. معنی «مثنوی» اثر مولای رومی نیز دالّ بر همین دوگانگی است. دیالکتیک به معنای جدال یا تضاد، مهمترین مسئله در امر معرفت نفس می باشد زیرا موتور محرک اندیشه و احساسات و اعمال بشر است. دیالکتیک شناسی به مثابه غایت معرفت شناسی است که در عرفان به اوج کمال رسیده و توحید را آشکار می سازد. قدرتمندترین متفکران تاریخ کسانی بوده اند که دارای اندیشه ای دیالکتیکی هستند. درمیان فلاسفه عصر جدید اروپا نیز هگل بزرگترین دیالکتیک شناس مدرن است و مارکس نیز با تکیه بر همین اهمّیّت بود که فلسفه تاریخ و سوسیالیزم را بنا نهاد و نقش سرنوشت سازی در تاریخ جدید جهان ایفا نمود. در قرن بیستم اروپا نیز نهضت اگزیستانسیالیزم بر اساس همین اصل فلسفی و تلاش برای فرا رفتن از این دوگانگی، پدید آمد و مفهوم ترانسدانس (جهش – عروج) را به مثابه تنها راه رهائی از جدال و دوگانگی نفس پیش روی نهاد که مقدمه ای بر عرفان است و مترادف واقعه کشف و شهود می باشد که یک سالک را به قلمرو یگانگی ارتقاء می دهد. قابل ذکر است که به لحاظ تاریخی، نخستین کاشف دیالکتیک (دوگانگی) حضرت زرتشت است که تضاد بین نور و ظلمت و نیز نیکی و بدی و اهرمن و اهورامزدا را وارد فرهنگ بشری نمود و لذا او را بایستی بانی حکمت و اندیشه و تعقّل درتاریخ بشر دانست. به همین دلیل حکیمان یونان باستان نیز این راز را از مغان زرتشتی
آموختند. درحقیقت بایستی فلسفه یونان را که اساس تمدن غرب است از ایران باستان دانست و از مذهب زرتشت. نکته آخر اینکه، هرکسی که تضاد های درونی خود را بیشتر درک می کند و در آن تأمّل می نماید، عمیق تر می اندیشد و جدّی تراست و در مسیر رشد معنوی و عرفانی قرار می گیرد زیرا درک تضاد، منشأ عطش بشر به سوی وحدت و توحید است. «هرچیزی به ضدّش شناخته می شود». علی (ع)
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۸۴

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

اگزیستانسیالیزم, حکمت, حکومت اسلامی, خودشناسی, زرتشت, عرفان, فلسفه, معرفت نفس, وحدت وجود