طب اسلامی

دین درمانی
«دروغ»« نخستین امری در همه مذاهب ا لهی و اخلاق و عرف بشری میباشد که نهی گردیده و در دین اسلام
«االفساد» و درب دوزخ معرفی شده است که صدها آیه و حدیث بهمراه دارد که نیازی به ذكرش نیست و
همگان به آن آگاهند. فطری بودنِ راستی و ملعون بودن دروغگوئی در ذات بشری بقدر ی شدید است که هیچ
کافری هم تا کنون شهامت دفاع از دروغگوئی را نداشته است و تنها اخلاقی است که تا به امروز کل بشریت
لااقل در ادعایش از آن دفاع می کند.
آیا براستی دروغگوئی و بیماری هیچ رابطه ای دارند؟ آیا هیچ رابطه ای بین دروغگوئی و سرماخوردگی و
میگرن و بیخوابی و دل درد و زخم معده و سنگ کلیه و یبوست و فشار خون و سرطان و ایدز و… وجود
دارد؟
آیا هیچ رابطه ای بین دروغگوئی و عصبیت و خشم و جدال و تشنج و درگیری و جرم و جنایات وجود دارد؟
کسی که دروغ میگوید بین خود و واقعیت بیرون فاصله و تضاد می اندازد و ادامه این دروغ بدانجا می رسد
که هوش و حواس فرد نیز واقعا دروغ خود را باور می کند و ا ز واقعیت بیگانه می گردد و این سر آغاز


امراض عصبی و روانی است. درواقع دروغگو بدست و زبان و اراده خودش موفق به کور و كر و ابله و دیوانه ساختن خود می شود و حتی حافظه اش را مختل می سازد و هوش و حواس خود را کرخت نموده و
می میراند. پس چنین انسانی چگونه می خواهد به زندگیش ادامه دهد و نیازها ی غریزی و عاطفی خود را
برآورده سازد. چنین انسانی مثلا بجای اینكه موقع تشنگی اش آب بنوشد نان می خورد به هنگام سلام گفتن
فحش می دهد و به هنگام استراحت كردن می رقصد و به هنگام نزدیك شدن دور می شود و به هنگام
خواستن انكار و کبر می ورزد و… آیا عجیب است که چنین انسانی بزودی به لحاظ جسمی و روانی رنجور
گردد و به لحاظ عاطفی منفور گردد و به لحاظ معیشتی دچار بحران و قحطی شود؟ آ یا براستی دروغ همان ام الفساد و درب دوزخ و شاهراه گمراهی و تاریكی ها و جنون و جنایت نیست؟
ولی اگر برای نجات کسی که مرض یا یك گرفتاری بزرگ و جانكاه که او را به خودکشی انداخته او را دعوت
به راستگوئی و توبه از دروغگوئی نمائی به ناگاه احساس نابودی می کند. آیا چنین نیست؟ این بدان معناست
که فرد دروغگو و ریاکار چنان از واقعیت زندگی و جهانش بیگانه شده و در جهانی از اوهام و خیال و آرزوهایش غرق شده که ترك این جهان دروغین به مثابه نابودی است. درواقع رویكرد به واقعیت است که به
او احساس نابودی میدهد زیرا او واقعیت را در ذهن خود کاملا بواسطه دروغهایش نابود ساخته است . پس
واقعیت در نزد او عین نابودی است زیرا او آن را در خود نابود ساخته و وجودش را مبدل به جهان سیطره
اجنه و شیاطین نموده که مستمرا برایش آرزو بافی و آرمان تراشی و بهشت ساز ی می کند. چنین انسانی
فی الواقع یك مجنون (جن زده) است و ازاین نوع انسانها امروزه فراوانند و اندکند که چنین نباشند.
چنین انسانی به هنگام دل دردش به همسر و فرزندانش فحش میدهد و بهنگام سردردش به وا لدین و فامیل
فحش میدهد به هنگام ورشكستگی و رسوائی به جامعه و حكومت و آسمان فحش میدهد و… ز یرا او خدا
را از خود دور ساخته و غیر خدا را بر خود وارد ساخته که او را رنجور و معذب ساخته اند و اینك به همان ها فحش میدهد و آنها را مسبب درد و بدبختی خود میداند و نه خودش را. و اینك نوبت پزشكان است و
الی آخر. با همین توضیح مختصر درباره اصل نخستین دین خدا و اخلاق فطری بشری سائر خطاها و گناهان
که خود موجب امراض دیگرند مفهوم میشوند زیرا سائر گناهان بشری معلول دروغهایش هستند و براستی که
دروغگوئی مادر همه گناهان و تباه شده گیهاست.
حضرت علی (ع) صدق را سفینه نجات و مبدأ و محور و معاد دین خوانده است و این کل حكمت و سلامت
است. کل ایمان و حكمت و تعالی و سلامت بشری چیزی جز درجات صدق بشر نیستند.
همه امراض و عذابهای بشری حاصل فریب خوردگیهای بشر است و بشر بمیزانی که دروغ میگوید و فریب
میدهد فریب می خورد و در عذاب می افتد و لذا خداوند می فرماید که «فریب نمی دهند الا خودشان را». و علی (ع) که «صدیق اکبر« نامیده شده میگوید که «به کسی دروغ نگفتم و کسی هم نتوانست بمن دروغ گوید».
راه صدق همان راه برقراری رابطه با جهان و جهانیان است و راه شناخت واقعیتها می باشد و لذا راه
رسیدن به عقل و علم و معرفت است و این همان راه سلامت است. کسی که دروغ میگوید خود را در تاریكی
می افكند و لذا در چاله و چاهها می افتد و رنجور میشود. پس دروغ و ریا همانا خیانت و ستم بخویشتن است.
و بقول قرآن کریم «ستم نمی کنید الا بخودتان». این ستم همان دروغ است که انسان بقصد فریب دیگران
میگوید ولی خودش بدان مبتلا میگردد و این عدا ت پروردگار در ذات بشر است.
پس همه امراض حاصل دروغ و ریا هستند و راه نجات و شفای امراض جسمی و روانی و عاطفی و
اقتصادی و سیاسی بشر نیز رجعت به صدق است. این همان دین ـ درمانی به عنوان درمان واقعی امراض است و مابقی درمانها دروغی اندر دروغی دگرند.
پس اطبای واقعی نیز صدیقانند که نور صدق را به مردم می نمایند نه کسانی که به قصد ثروت اندوز ی و
ریاست و سیاست و عقده حقارت مدرك پزشكی یافته و به دروغ نمایش خدمت به خلق برپا كرده اند. ا ین
دروغ و ریای بزرگ باید همه منشأ اشاعه و تعمیق امراض باشد و دروغگویان دیگری را بدام اندازد که هم مال و هم جانشان را غارت نماید و بر عذابشان بیفزاید.
پس واضح است که انسان از طریق دروغ و ریا دچار اختالال عصبی و گفتاری و عاطفی و رفتاری و فكری
می شود و روانش بیمار میگردد و سپس گام بگام به راه و روشی می رود که تن او را نیز رنجور می کند. پس
همه امراض علت روانی و باطنی و خودی دارند و جز از طریق معرفتی باطنی و توبه ای در نوع نگرش و
اندیشه و اراده و عمل این امراض واقعا معالجه پذیر نیستند و حداکثر تبدیل می شوند که در واقع ریشه ای تر می گردند. و بدینگونه است که یك سرماخوردگی ساده مبدل به آسم می شود. یك سر درد ساده مبدل به
میگرن میگردد. یك دل درد ساده زخم معده از آب در می آید و یك خارش مبدل به غده سرطانی می شود و الی آخر.
مالیخولیای پزشکی ص ۲۴

اسلام شناسی, ایدز, بهشت, طب اسلامی, عذاب