فرق تفکّر و تخیّل

 

عالم خیال، نوعی خواب خفیفتر است. همانطور که آدمی در عالم خواب بر آنچه که رخ می دهد هیچ احاطه و اراده ای ندارد، عالم خیال هم عرصه عملکرد بی اراده و یا بسیار کم اراده از اندیشه و ذهن بشر است. در وادی تفکّر، انسان دارای اراده و احاطه است و می اندیشد ولی در وادی خیال آدمی اندیشیده می شود یعنی مفعول است. و لذا اعمال برخاسته از خیال پردازی عموماً منجر به نتایجی نامطلوب شده و سرنوشت بیرونی فرد را از حیطه اراده و عقل خارج می کند و دریافتهای خیالی منجر به اعمال بی اراده و غیرعقلانی می شود. البتّه پرواز بی قید و شرط اندیشه در عالم خواب رخ می دهد و انسان بایستی رؤیاهایش را به یاد آورد و مرور و فهم نماید و از این طریق به بسیاری از امیال ناخودآگاه و وقایع پنهان زندگی آگاه می شود تا بتواند در بیداری خود بطور آگاهانه تر و ارادی تر بیندیشد و عمل نماید. ولی در عالم بیداری و واقعیت خود، زندگی و اراده را در دست خیالات خود دادن، گاه منجر به مسائلی غیرقابل جبران می شود. تخیّل در بیداری نیز امری بس مفید و خالق می تواند باشد بشرط اینکه آدمی دارای قدرت شهادت بر این عالم باشد و خود را زیرنظر بگیرد. قدرت اراده اندیشیدن و مهار نمودن جریان اندیشه بخشی از خردمندی و فضیلت و رهبری سرنوشت خویش است و انسان بمیزانی که دارای چنین قدرتی است می تواند و شهادت آنرا دارد که بالهای خیال را بگستراند و به عوالم برتر برود و در غیر اینصورت هراس موجب حقارت خیال می شود و جز تخیّلات حقیر به سراغ آدمی نمی آید. آنچه که وحی و کشف و شهود روحانی نامیده می شود، حاصل پرواز خیال تحت الشعاع معرفت نفس و حکمت و احاطه بر وجود است. در غیر اینصورت همه جنونها و اعمال جنایت بار، حاصل خیال پردازیهای بدون معرفت و حکمت است که تحت تأثیر مخدرات تبدیل به مالیخولیا شده و گاه به کلی آگاهی را می گسلد و جنون عارض می گردد. تخیّلات، محصول ورود جهان بر انسان است که انسان را با خود می برد و اگر انسان در مقام شاهد برخویشتن نباشد چه بسا دیگر برنمی گردد و این جنون است. ولی تفکّر، محصول ورود انسان به جهان است که آنهم اگر توأم با معرفت نفس نباشد آدمی را به دام پدیده ها اسیر می سازد. پس تخیّل و تفکّر دو وجه و دو روش و دو جریان متقابل و متناقض از اندیشه و روان بشر است یکی از درون به برون و دیگری از برون به درون. بمیزانی که انسان دارای آن چشم سوّم که آن خودشناسی است می باشد از این هر دو جریان اندیشه سود می برد و خود را توسعه می بخشد. محصول تفکّری با نگاه شاهد، دانش است و محصول تخیّلی با چنین نگاه هم حکمت است. در غیر اینصورت آنچه که عاید می گردد، فن بازی و هذیان و لاابالیگری و بازیچگی است و نهایتاً جنون و جنایت و بزهکاری و اسارت و تسخیرشدگی است. در قلمرو تخیّل بی معرفت، آدمی به تسخیر جهان درمی آید. و درقلمرو تفکّر بی معرفت، آدمی از خود بیگانه می شود و در بیرون از خود به بت پرستی مبتلا می گردد و به بهانه تملک جهان خود به تملک و اسارت جهان بیرون درمی آید. این دو نوع اسارت در درون و در بیرون است. کسی که شاهد درونی ندارد، بی صاحب است و لذا همواره در خطر تسخیرشدگی و یا به دام افتادن است. این شاهد درونی یا چشم سوم، همان خداست که از جریان خودشناسی رخ می نماید. انسان بی صاحب و بی نگاه یا بی نور، در جهان گم می شود و یا وجودش لانه اجنّه می گردد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۱۴۴

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

Edgar Alan Poe, Presence & immortality, The Principle of Principles, Dynamism of Faith, Martin Heidegger, The End of Philosophy, Philosophy of Time, What Is the Truth, Tragedy is Not Enough, Karl Jaspers, Epistemology, Dark Side of the Moon, The Agony of God, Theosophical paradoxes, The Ultra Man, The Myth of Post-modernism, Natural Theology, The Secret of Word, The One, Universal Philosophy of Religion, Melancholy of medicine, Theosophy Therapy, Theosophical Theology, The Basic Theosophical self-knowledge, The right of being, The Secret of Secrets, Phenomenology of mind, The Complete Man, Shialogy, Philosophy of Revolution, Quranic Phenomenology, Philosophy of Adam & Eve, Theosophical Journals, Elightening Wisdom, Logology, Theosophy of Apocalypse, Persian Quran, Theosophical phenomenolgy, Truthful Worship, Dialectic of Bing & None, The life of My Soul, The Terminal of Wisdom, Gods Eye, Theosophy of love, Theosophy of Ear, Eye, Tongue, Theosophical Rights, Phenomenology of Human Identity, Theosophical Movement, Phenomenology of Sin, Phenomenology of Oneness, Metaphysic of life, Eye Witness, Critic of Absolute Mind, Principles of Theosophical Ontology, Dazgareh Illuminations, The Great Revealed Secrets, The dawn worship, The Names of God, Practical Oneness, Theosophy of None, Thus speasks magus master, Basic Theosophical Sociology, Theosophical Recreation, Theosofical Ethics, Theosophy of History, Quranic metaphysic, The great armor worship, PRINCIPLE OF PUER LOVE, The testament of Ali, The testament of mahdi, The secrets of human reversality, Eternal Now, The word of allah, Resurrection, Womanly self-knowledg, Divine of wisdom, Secret of faith, The pen of god ,Quranic epistemology, Emamieh ontology, Principles of practical Theosophy, Secret of the time, Quranic Theosophy, Principles of quranic wisdom, Dialecticology, Quranic Dialectics, My metaphysical autobiography, The absolute mereiful seience, The apocalypse of family, Earthy paradise, The concept of conception, Principles of truth, Divinity of man

حکمت, خودشناسی, معرفت نفس