فلسفه بیني «راز دماغ»

 

با مسّماترین نامی که بر این عضو تنفّسی – بویائی نهاده شده است همان «بینی» می باشد که عضو بینائی است هم بینائی بصری و هم بصیرتی (قلبی). چشمان انسان بواسطه نوک بینی است که از دوبینی امکان یگانه بینی اشیاء را می یابد وگرنه چشمان بدون وجود بینی هرچیزی را دوتا می دیدند. علاوه بر این بینی انسان درست مرکز دایرۀ صورت اوست و لذا مرکز هویت جمالی اوست و بدون بینی دو نیم رخ آدمی بصورت یک رخ واحد قابل دریافت نمی شد. یعنی جمال واحده هرکسی از نگاه دیگران هم درست از نقطه بینی او دریافت می شود. این یک معضله صرفاً روانی و متافیزیکی هم نیست، یک بحث هندسه بصری است که بخشی از علم تقارن است. همانطور که جمال واحده هر فردی بر مدار بینی اش رقم می خورد، قضاوت بر کلّ زشتی یا زیبائی یک صورت هم بر محور شکل بینی است به همین دلیل در قلمرو زیبائیهای صوری، بینی تنها عضوی است که اینقدر دستکاری و جراحی می شود. یعنی بینی است که تکلیف نهائی یک جمال را روشن می کند، گوئی روح هر جمالی از بینی متصاعد می گردد. همانطور که براستی هم ریح (هوا) که ریشه روح است از بینی دم و بازدم می شود. علاوه براین آدمی با بویائی خود نوعی بینش ذهنی هم درک می کند یعنی با دریافت بوی هرچیزی می تواند صورت آن چیز را مجسم نماید و فهم کند. که این فهم فقط هم صوری نیست بلکه شعوری هم هست و درست به همین دلیل بینی را دماغ هم می نامیم که معنای دیگرش قوۀ ادراک است. گوئی بینی، مدخل ادراک معنوی انسان از جهان است. همانطور که مثلًا نیچه می گوید که من با بوئیدن می فهمم. همانطور که همه حکیمان و نوابغ بزرگ جهان، دارای بینی بسیار همسان بوده اند که معروف به بینی عقابی است که البتّه انواع کثیری دارد. بنده بعنوان یک درمانگر بتدریج متوّجه شدم همه کسانی که بینی خود را جراحی پلاستیک نموده اند، دچار اختلال روانی و دماغی گشته اند و این امر بر نظریه من در اهمّیت روحانی بینی یک حجّت آشکار شد. انسان براستی کلّ جهان را از نوک بینی اش می بیند و نیز هر چیزی را هم از همین طریق دریافت و فهم می کند. گوئی چشمان آدمی در قلمرو بینائی، یک عضو درجه دوم هستند زیرا نوک بینی در هر صورتی بلندترین اعضای بدن است و نزدیکترین عضو به هرچیزی در جهان بیرون نزدیک است و هر چیزی اول به بینی و از آنجا به سائر حواس می رسد. بینی همچون آنتن همه حواس دیگر است. در مقاله ای قبلًا با همین نگاه به «مو» نگریستیم. این مواردی از معرفت تن بعنوان جنبه ای از معرفت نفس و خودشناسی است. از همین منظر می توانید هر عضو دیگری از بدن را مورد بررسی و مکاشافه قرار دهید.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۱۴۳

 

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

خودشناسی, متافیزیک, معرفت نفس, نیچه