فلسفۀ ریش

 

ریش از جمله اعضای مردانه است که در میان انواع موهای بدن، قوی ترین ریشه ها را دارد و از همه موهای بدن زودتر سفید می شود . درباره اصل مو در مقاله «سّر مو» به تفصیل بحث شده که می توانید به آن رجوع کنید که اساس هویت جمالی در انسان است. امّا موهای صورت مرد محور هویت جمالی مرد است که البتّه در آخرالزمان مثل بسیاری دیگر از پدیده ها دارای ارزشی واژگون شده و اکثر مردان از آن بیزاری می جویند که این خود نشانی از بیزاری مردان از هویت مردانگی خویش است، همانطور که زنان هم از هویت زنانه خود بیزارند. علاوه بر خاصیت فوق، فوائد بهداشتی ریش در سلامت پوست صورت و بهداشت ریشه دندانها و همچنین بینایی چشم به لحاظ علمی نیز ثابت شده است. و نیز اینکه یک سابقه کهن در ارزشهای مذهبی دارد که در شرع اسلامی، تراشیدن کامل ریش از مکروهات تلقی شده است هرچند که دراز نگاه داشتن ریش بیش از حدّ چهارانگشت دست نیز مکروه شده است. به هرحال بین ریش و تقوا و دین داری و همچنین علم و اندیشه از قدیم الایام رابطه ای محکم بوده است چرا که یکی از ارکان دین، حفظ مردانگی و رعایت حقوق آن است و ریش هم که باعث هویت جمالی مرد است به ارزشهای دینی مرتبط است. گویی که ریش و آرایش آن به مثابه زیباسازی جمال مرد است همچون آرایش صورت زنان که هویت زنانه را می پرورد. به هرحال انواع ریش و آرایشهای متفاوت آن همواره نشانه انواع هویت ها و حتی حرفه ها برای مردم بوده است مثل ریش آخوندی و ریش پروفسوری و غیره. همانطور که انواع سبیل ها و آرایش آن نماینده انواع هویت ها بوده است. به هرحال ریش با هویت مردانه رابطه ای اسرار آمیز دارد که سبیل هم بخشی از آن است و زدن کامل موهای صورت خود بیانگر هویت دیگری از مرد می باشد که امروزه در اکثر مردان جهان مسلط است. همانطور که زلف و گیسوان زن همواره حرف اول را در هویت او می زند و زن با لمس و نوازش گیسوان خودش گویی با خودش رابطه برقرار می کند، مرد هم با لمس و نوازش ریش و سبیل خود همین احساس را دارد و گویی ذات خودش را لمس می کند. این بی خاصیت ترین و زائد ترین و بی جان ترین عضو بدن انسان سرّ احساس وجود است و براستی که رازی متافیزیکی و عرفانی است. براستی که معرفت بر بدن و اعضای آن به مثابه عالیترین حد از خودشناسی است .آدمی هر چیزی را در این جهان بیشتر از خودش می شناسد و همین امر دالّ بر گمشدگی انسان در جهان است. فلسفه ریش و زلف یکی از مهمترین و لطیفترین و اسرارآمیزترین جنبه از فلسفه وجود انسان است. گویی که ریش همان تجلی ریشه وجود است که از صورت انسان که عالیترین وجه وجود اوست، ظاهر شده است و جمال ذاتش را آشکار می سازد و به هرحال سخن در باب مو براستی به باریکی مو و ظریفتر از مو است و در ظرف منطق نمی گنجد و دانش فنی بشر از درک آن عاجز است. ولی همینقدر به تجربه می دانیم که تا چه حدی آرایش موها در شخصیت و روان انسانها، اثری جادوئی دارد و همچنین بر شاهدان به طرزی فوق منطقی اثر می نهد. روان شناسی مو از روان شناسی ضمیر ناخود آگاه لطیفتر و حیرت آورتر است. بطور کلی می توان گفت که مرد به میزانی که ریش و زلفهایش را بلند نگه می دارد، در احساس و رفتار و حتی نگرش جدی تر و خشن تر می شود یعنی مردانه تر می شود و به لحاظی معنوی تر و متقی تر می گردد مثل دراویش و صوفیان و حکیمان در سراسر جهان. البتّه رابطه ریش و خلق و خوی باطنی، یک رابطه علت و معلولی است مثلًا می توان گفت مرد به میزانی که پشت به دنیا می کند و مذهبی تر می شود، به طور طبیعی ریش و زلفهایش را بلند نگاه می دارد و به میزانی که این موها را کوتاه تر می کند، لطیف تر شده و خلق و خوی زنانه اش تقویت می شود. بر همین اساس حتی می توان شخصیت و هویت اقوام را بررسی کرد. مثلًا زرد پوستان مشرق زمین مثل ژاپنیها و چینی ها و همچنین سرخ پوستان آمریکا که به لحاظ نژادی هم شباهت های زیادی دارند و دارای اعتقادات اساطیری بسیار مشابه ای هستند ، موهای بسیار کمی بر بدن خود دارند و همچنین صورت هایشان بسیار کم موتر از اقوام سامی می باشد و لذا می دانیم این اقوام کم مو دارای طبیعتی آرام تر، رئوف تر و صلح جو ترند. به همین دلیل مثلًا سامورائی ها که جنگجوترین طبقه در ژاپن و چین محسوب می شدند موی سر و همان ریش اندک خود را بلند نگه می داشتند و آن را بصورت زلفی بلند می بافتند. در نقطه مقابل اقوام سامی در خاورمیانه و همچنین بخشی از ایرانیان که بسیار پر مو هستند اصولًا قومی بسیار جدی و جنگجو بوده اند و به همین نسبت قومی متفکر و عمیق. اروپائیان نیز عموماً قومی پر مو هستند و تقریباً همه متفکران و حکیمان اروپایی دارای ریشهایی انبوه بوده اند که بتدریج در قرون اخیر به همان نسبت که به سمت لیبرالیزم و دموکراسی گرائیده اند، ریشهای خود را نیز زده و زلف خود را نیز کوتاه کرده اند. و امّا نکته ایی دگر درباره رنگ موی اقوام گوناگون به تجربه می دانیم به میزانی که موهای انسان به رنگ سفید می گراید یعنی روشن تر می شود یعنی پیرتر می شوند آرامتر و محافظه کارتر می شوند. این قاعده شامل حال رنگهای متفاوت مو در اقوام گوناگون می باشد. و امّا درباره زن نیز قاعده مذکور عموماً مصداق داد هرچند که هیچ قاعده ای بی استثنا نیست. مثلًا زنانی که صورتی پر مو دارند، به نظر می رسد که زنانی جدی تر و دارای خلق و خویی مردانه اند و همچنین زنان بور و کلًا آنهایی که مویی روشن تر دارند زن تر به نظر می آیند. به همین دلیل از دوران کهن تا به امروز همواره زن بخصوص هنگام ازدواج می بایستی زن تر از هر دوره ایی باشد موهای صورتش را برمی کند و یا آن را رنگ می نماید. سرخاب و سفیداب از اختراعات قدیم زنان بوده است. به هرحال تأمل و تحقیق در این باب بسیار وسیع و عمیق و لطیف است و بخشی از مهمترین مباحث روان شناسی و انسان شناسی و نژاد شناسی می باشد که در این مقاله نمی گنجد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۱۶۲

 

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

Edgar Alan Poe, Presence & immortality, The Principle of Principles, Dynamism of Faith, Martin Heidegger, The End of Philosophy, Philosophy of Time, What Is the Truth, Tragedy is Not Enough, Karl Jaspers, Epistemology, Dark Side of the Moon, The Agony of God, Theosophical paradoxes, The Ultra Man, The Myth of Post-modernism, Natural Theology, The Secret of Word, The One, Universal Philosophy of Religion, Melancholy of medicine, Theosophy Therapy, Theosophical Theology, The Basic Theosophical self-knowledge, The right of being, The Secret of Secrets, Phenomenology of mind, The Complete Man, Shialogy, Philosophy of Revolution, Quranic Phenomenology, Philosophy of Adam & Eve, Theosophical Journals, Elightening Wisdom, Logology, Theosophy of Apocalypse, Persian Quran, Theosophical phenomenolgy, Truthful Worship, Dialectic of Bing & None, The life of My Soul, The Terminal of Wisdom, Gods Eye, Theosophy of love, Theosophy of Ear, Eye, Tongue, Theosophical Rights, Phenomenology of Human Identity, Theosophical Movement, Phenomenology of Sin, Phenomenology of Oneness, Metaphysic of life, Eye Witness, Critic of Absolute Mind, Principles of Theosophical Ontology, Dazgareh Illuminations, The Great Revealed Secrets, The dawn worship, The Names of God, Practical Oneness, Theosophy of None, Thus speasks magus master, Basic Theosophical Sociology, Theosophical Recreation, Theosofical Ethics, Theosophy of History, Quranic metaphysic, The great armor worship, PRINCIPLE OF PUER LOVE, The testament of Ali, The testament of mahdi, The secrets of human reversality, Eternal Now, The word of allah, Resurrection, Womanly self-knowledg, Divine of wisdom, Secret of faith, The pen of god ,Quranic epistemology, Emamieh ontology, Principles of practical Theosophy, Secret of the time, Quranic Theosophy, Principles of quranic wisdom, Dialecticology, Quranic Dialectics, My metaphysical autobiography, The absolute mereiful seience, The apocalypse of family, Earthy paradise, The concept of conception, Principles of truth, Divinity of man

آخرالزمان, خودشناسی, عرفان, فلسفه, متافیزیک