مردان زمانۀ ما (مطهری – شریعتي)

 

مرد زمانه خود بودن مقامی است که علی (ع) مؤمنان را به آن امر نموده است. مرد زمانه خود بودن مستلزم معرفتی کلان بر جامعه و مسئولیتی عاشقانه در قبال مردمان است و یکی از بزرگترین دردهای جامعه ما همواره کمبود این نوع مردان بوده است و قدرنشناسی در قبال آنان و لجن پراکنی و اتهامات بخیلانه دربارۀ آنان. استاد مطهری و دکتر شریعتی دو تن از بزگترین مردان زمان خود بودند که دربارۀ زمان خود و سرنوشت جامعه می اندیشیدند یکی از جایگاه حوزه و دیگری دانشگاه، کم مانده بود این دو به هم برسند که فتنه ها برخاست و این دو را جدا کرد و پیروانشان را هم به جان هم انداخت و آن دو عزیز را هم هر یک به نوعی از میان برداشت. این دو متفکّر بزرگ و خودجوش که هر دو از جایگاه خود طرد شده بودند (یکی از حوزه و دیگری از دانشگاه) از پیشتازان مدرن کردن اندیشۀ اسلامی و مردمی کردن حکمت و عرفان بودند و این نیازی بود که جامعه ما قرنها در عطش آن می سوخت. ولی افسوس که هر دو جوانمرگ شدند و پیروانشان نیز به کانونهای قدرت گراییدند و کسی راه آنها را ادامه نداد. اختلافات بین این دو بزرگوار کاملا ً علمی و خانوادگی بود ولی پیروان ناخلف آنها این اختلافات را به خون کشیدند و خود را نیز هلاک کردند. راز این مناقشه خونین هنوز هم برملاء نشده و فهم نگردیده است و انتساب این جنگهای خونین ایدئولوژیک به گردن اجنبی افتاد و یک معمای عظیم فکری – دینی تا به امروز سرسوشیده باقی مانده است. اختلاف این دو متفکّر در واقع اختلاف بین مدرنیزه کردن اسلام و اسلامی کردن مدرنیزم بود این اختلاف بدون اینکه هرگز به عرصه تفکّر و مباحثه آید تا به امروز مهمترین عامل تضاد و اختلاف در میان سران نظام جمهوری اسلامی ایران است و همان است که دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا را پدید آورده است. این دو جناح در سالهای آغاز انقلاب به جان هم افتادند و حمام خون بر پا نمودند ولی جنگ تحمیلی آنرا موقتاً تعطیل نمود و اینک دوباره همان جنبه را شاهدیم البته بدون اینکه دربارۀ این اختلاف به طور اصولی و بر مبنای معارف اسلامی اندیشیده و مذاکره شود. اختلاف این دو نگرش بسیار لطیف و نامرئی است و حتّی به نظر می رسد که این هر دو امری واحدند. دکتر شریعتی پرچم دار مدرن کردن اسلام بود و استاد مطهری هم حامی اسلامی کردن مدرنیزم. اختلاف این دو برخاسته از یک راز و رمز عرفانی بود ولی طرفداران این دو عمدتاً این اختلافات را به قلمرو اراده به قدرت کشانیدند و تلاشهای این دو بزرگ را بر باد دادند. مهندس بازرگان در جناح استاد مطهری قرار داشت و با اینحال به سرعت بین این دو نیز اختلافی شدیدتر برخاست زیرا مهندس بازرگان به سرعت به سمت اندیشه شریعتی رفت و از گذشته خود اظهار ندامت نمود و لذا از رهبری نظام جدا گشت که این جدایی نیز بس ناحق و خطرناک افتاد و هنوز ادامه دارد. اختلاف و تضاد مذکور امروزه در ساختار نظام و فرهنگ و جامعه ما شدیداً حضور دارد و بزرگترین مانع رشد دینی و انقلابی ماست ولی متأسفانه سرنخ فکری و اصولی این اختلاف به نسیان رفته است و لذا ما در یک دور باطل قرار داریم یعنی شعارمان مدرنیزه کردن اسلام است و عمل ما اسلامی کردن مدرنیزم. دولتهایی که می آیند و می روند بین این دو شعار سرگردانند و مردم ما نیز سرگردانتر. این دو بزرگ مرد دو ایدئولوگ راستین بودند و جز تدوین ایدئولوژی اسلامی هدفی نداشتند ولی ما این هدف بزرگ را که انقلابمان را بر پا نمود فراموش کرده ایم. ما امروزه ایدئولوگ نداریم زیرا درد ایدئولوژی را از دست داده ایم در حالیکه به صدها درد بی درمان مبتلاییم و هیچیک را فهم نمی کنیم. آنچه که انقلاب را بر پا نمود تلاش این دو مرد و برخی دگر بود که جامعه ما را به فهم دردهایش نزدیک نمود. و ما تا نگرش این دو مرد و علت اختلافشان را درک نکنیم و راهی فراسوی این دو نگرش که وحدت این دو را در برداشته باشد نیابیم راه نجاتی نیافته ایم و از استهلاک بین این دو رهایی نداریم در عین حال که از این دو نگرش رهایی نداریم زیرا ارکان انقلابند. تلاش ما نیز با چنگ و دندان و بی هیچ حمایت و امکاناتی در همین راستا می باشد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۹۶

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

حکمت, عرفان, نجات