معماهای عرفاني زن
(گفتگوئي با استاد علي اکبرخانجاني)

 

س- شما ادعا دارید که بانی مکتب «اصالت معرفت» هستید. لطفاً مقداری این امر را به زبان ساده روشن تر کنید.
ج– مکتب اصالت معرفت بیان آخرالزمانی «توحید» است به معنای مکتب اصالت خدا. بدین معنا که «خدا کافی است». و ما می گوئیم که «معرفت کافی است». چرا که معرفت همان خداشناسی در خویشتن است و هرکه به خدا در خویش مؤمن شود و او را در اعمال و امیال و صفات خود درک و تصدیق کند به خود – کفائی کامل در حیات و هستی می رسد. اگر به قول رسول اکرم (ص) تنها راه رسیدن به حقایق دین در آخرالزمان همانا «معرفت نفس» است پس مکتب اصالت معرفت همان مکتب اصالت دین است منتهی دین عرفانی و خدای وجودی که حاصل ختم نبوت است. پس این مکتب چیزی جز اسلام عملی نیست.
س- شما چگونه به این مکتب رسیدید؟
ج- از طریق باور به معارف اصولی دین و اسلام و تشیع به واسطه تجربه و آزمون. هر یک از مبانی دین و اخلاق و حکمت را آزمون نمودیم و دیدیم که درست است. آنچه را که عملًا به درستی اش رسیدیم پذیرفتیم و نهایتاً دیدیم که دین خدا راست است و مشکلی جز ناباوری ما نیست و این ناباوری هم حاصل بی عملی ماست. فی المثل خوانده و شنیده بودیم که: صدق سفینه نجات است و دروغ ام الفساد است. آزمودیم و درستی اش را دیدیم. در واقع ما یکبار دگر دین را کشف کردیم. همین و بس. منتهی این امر به قدری ساده است که آنانکه راه حل را فقط در پیچیدگی می دانند ناباورند و ما را استهزاء می کنند که این امر هم البتّه طبیعی و پدیده ای بس قدیمی از جهان کفر است. راه دین را سادگی و باورمندی است و راه کفر هم راه پیچیدگی در جهت انکار است.
س- آیا زن هم می تواند به این مکتب درآید و عارف شود؟
ج- اتفاقاً زن بسیار آسانتر و سریعتر می تواند عارف شود زیرا عارف شدن همان راه و روش رسیدن به هستی فی الذاته است که مرد بایستی تمام عمرش را جهاد کند تا از بی خودیها برهد تا به خود برسد. ولی زن طبیعتاً در مقام هستی فی الذاته قرار دارد فقط کافیست که زن باشد و با زن بودنش جدال نکند و ولایت مؤمنانه مردش را با تمام وجود پذیرا گردد تا از خود بیگانه نشود. زن بایستی آنچه که هست را دریابد. درحالیکه مرد بایستی عمری تلاش کند تا تازه به خود برسد و سپس بر خود وارد شود و خود را بشناسد. بنابراین زن به طور خود به خودی همانجائی هست که یک مرد عارف به آنجا می رسد. زن طبعاً عارف است و کافیست که زنانیت خود را که در رابطه با مرد مؤمن به فعل می آید تصدیق کند و تسلیم مردش باشد و به رقابت و جدال با مردش برنیاید.
س- اگر زن متأهل باشد و شوهرش هم مؤمن و اهل معرفت نباشد تکلیف چیست؟
ج- او باید امام داشته باشد یعنی تحت تعلیم و تربیت و ولایت یک مرد عارف باشد که در اینصورت به شکوفائی طبیعی زنانیت خود می رسد که مطلوب هر مرد حتّی کافری نیز هست مگر آنکه شوهرش براستی یک کافر حربی و دشمن دین باشد که در اینصورت مجبور به جدائی می شود و چاره ای جز این برای حفظ دینش باقی نمی ماند و چنین طلاقی البتّه امر حق است و خود به خود رخ می دهد و واجب است زیرا برای حفظ آخرت و سرنوشت ابدی است. امروزه عرفان تنها راه نجات زن مدرن از اسارت مردواری و بی هویتی و بازیچگی مردان کافر است. نیاز زن مدرن به عرفان بسیار اورژانس تر است. و اصولًا در طول تاریخ در اطراف امامان و عارفان تعداد زنان مؤمنه و مرید و عارفه به مراتب بیشتر از مردان بوده است و این به دلیل ذاتی و نقد بودن عرفان در زن است. اصولًا ایمان زنانه همواره از جنس امامت بوده است و نه نبوت. و لذا همه زنان مؤمنه در تاریخ عارفه بوده اند. زنان در عرفان پیشتاز مردان بوده اند و بستر ظهور امامت در انبیای الهی می باشند مثل ابراهیم (ع) و موسی (ع) و عیسی (ع) و محمد (ص).
س- بزرگترین مانع و آفت و خطر زنان در قلمرو عرفان چیست؟
ج- همانطور که بزرگترین و محوری ترین قلمرو گمراهی و کفر و شیطنت زن همان کید عظیم اوست در قلمرو عرفان هم این عامل مهمترین عرصه فریب و خودبینی اوست به علاوه اینکه زن بواسطه ارادۀ به محبوبیت در نزد مرد، در قلمرو ارادت و تبعیت از مرادش بسیار پیچیده و مکارانه عمل می کند و کلّا معارف عمیق و لطیف را می تواند به خدمت مکار زنانه گیرد که در اینصورت از وی یک ابلیس مجسم می پرورد. مسلماً محبوبیت بزرگترین مانع اطاعت خالصانه است و از آنجا که محبّت مرد یک محبّت خالص و الهی است زن دچار احساس خدائی شده و اگر مستمراً بر تبعیت خود نیفزاید و مراقبه بر نفس خود نداشته باشد بی تردید به سرعت به عداوت با مرادش می رسد و فاجعه می آفریند مثل عایشه و جعده و قطامه در صدر اسلام. زن در قلمرو عرفان یا فاطمه می شود و یا جعده. حد وسط ندارد. اینست که در سنت عرفان اسلامی بسیار به ندرت عارفان حاضر به پذیرش مریدان زن بوده اند و برخی از مکاتب عرفانی پذیرش زن را به کلی نهی نموده اند و حتّی بر این باورند که زن مطلقاً قادر به طی طریق در این وادی نیست و به سرعت گمراه می شود.
س- نظر خودتان در این باره چیست؟
ج- من به عنوان یک مسلمان علوی مخالف این نظر هستم. ولی ارشاد و هدایت یک زن بسیار شاقه تر از مرد است. کلًا سرعت رشد زن در عرفان بسیار بیشتر از مرد است و نیز امکان لغزش زن هم بسیار بیشتر است مگر اینکه مستمراً در اطاعت و خشوع از مرادش پیشرفت کند و روز به روز مطیع تر گردد. زندگی زنان عارفه ای مثل هاجر و مریم و مریم و خدیجه و فاطمه نمونه های بارز زنان موفق در این راه است که اسوه های اطاعت محض و عصمت مطلق هستند. اطاعت و عفّت فزاینده تنها ارکان عملی این راه برای زن محسوب می شود.
س- امروزه به نظر می رسد که عرفان بخصوص برای زنان مترادف با آزادی و بی حجابی و استقلال از مرد می باشد. این به چه معنائی است؟
ج- این هم از نوع همان عرفان دجالی مردان در دکانهای درویشی و هیپی گری است و عرفان ضدّ عرفان است. زن عارفه بایستی اسوۀ کامل اطاعت و عصمت و حجاب توأم با معرفت و آزادگی باشد. و البتّه آزادگی جدای از آزادی است. زنی که خود را می شناسد می داند که همه مراحل عرفان برای زن چیزی جز مراحل عفت و عصمت نیست. فاطمه (ع) واضح اسوه یک زن کامل و عارف واصل در جهان زنان است. فاطمه در یک جمله کلّ مراحل و مدارج عرفان زن را توصیف کرده است: «زنی که هیچ مردی را نمی بیند و نگاه نمی کند و هیچ مردی هم او را نمی بیند و نگاه نمی کند.» در واقع زنی که به هیچ مردی در درون و برونش نظر نمی کند هیچ مردی هم توان به نگاه کردن به او را ندارد و نسبت به او کور می شود. عرفان زن فقط و فقط یک وادی دارد و آن عصمت است در درجاتش. زن عارفه جز مرادش را نمی بیند. سخن آخر اینکه زن عارفه زنی است که بر اراده به پرستیده شدن فائق آمده است و مرادش را می پرستد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۳۲

 

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

آخرالزمان, امام شناسی, امامت, تشیع, حکمت, خداشناسی, دجال, عرفان, عرفان اسلامی, نجات