وجه الله

فلسفه لا اله الا الله
کلّ تاریخ اندیشه فلسفی بشر چیزی جز فلسفه لا اله الا الله نبوده است.
هر فلسفه ای یا مشائی است و یا اشراقی . یعنی یا لا الهی است و یا الا اللهی.
یعنی یا فلسفۀ باید و نبایدی است یا فلسفه تسلیم و رضا. یعنی یا فلسفه آرمانشهری است و یا فلسفه هستی. والبته برخی از فلسفه ها نیز بینابینی و یا التقاطی هستند. و کلّ سیر تاریخ فلسفه به لحاظ تکامل حرکت از لا اله بسوی الا الله می باشد. فلسفۀ ارسطو– افلاطونی و کتاب «جمهوری» یکی از نخستین و معروفترین فلسفه لا الهی است و فلسفه اگزیستانسیالیزم (هستی گرائی) و شخص هایدگر هم آخرین فلسفۀ مشهور الا اللهی است.
فلسفه های قلمرو لا اله اساسا ایدئولوژیهای اجتماعی و مدینه های فاضله و انقلابات را بهمراه دارند که غایت این فلسفه در مارکسیزم خودنمائی کرد. که از بطن مارکسیزم هم اگزیستانسیالیزم آغاز شد که فلسفه درون گرائی و خردگرائی و هستی گرائی می باشد که همسایه عرفان است و زمینۀ فلسفی عرفان محسوب می شود. در فلسفه اسلامی هم که شعبه ای از فلسفۀ یونانی می باشد از فارابی تا ملاصدرا شاهد همین سیر می باشیم. هر فیلسوف کاملی نیز شاهد این سیر از لا اله تا الا الله می باشد. زیرا هر فلسفه ای از نفی واقعیت در جستجوی حقیقت آغاز می شود و به تصدیق واقعیت می انجامد زیرا حقیقت را عین واقعیت می یابد. فلسفه الا اللهی در واقع همان فلسفه دین خالص است و در قلمرو تاریخ فلسفه آخرالزمان است که عرصه پایان فلسفه های آرمانشاهری می باشد. و اینست که فلسفه وجود (اگزیستانس) آخرین فلسفه است و مابعدش عرفان که قلمرو رویاروئی حقیقت در عین واقعیت می باشد. و این فلسفه توحید می باشد.
کلّ تاریخ از منظر فلسفه همان فلسفۀ لا اله الا الله می باشد و تاریخ لا اله الا الله
۲ ص ۳۳

اسلام شناسی, اگزیستانسیالیزم, انسان کامل, تأویل قرآن, حکمت الاشراق, عرفان, عرفان اسلامی, فلسفه, فلسفه دین, فلسفه ملاصدرا, منجی آخرالزمان, وجه الله