وحدت وجود

فلسفه التقاط
«التقاط» اگر به معنای Eclecticism باشد که عبارت است از گزينش بهترين های هر مکتب و مذهب، که
عین هدايت است و حق است آنگونه که قرآن کريم می فرمايد که براستی هدايت يافتگان و رستگاران کسانی هستند که بهترين سخنان را بر می گزينند. و اين شعار حسینیه ارشاد بود. ولی اگر التقاط به معنای اختلاط امور و مفاهیم و ارزشهای متناقض باشد و درهم آمیختن حق و ناحق يا خدا و خرما باشد که همان شرک است که مکتب ابطال و ناکامی و رسوائی می باشد و به قول قرآن، عین نجسی و ظلم عظیم و نابخشودنی است. ما مسلمانان بهتر است که برای ارزيابی امور فکری به معارف و شاه کلیدهای عرفانی قرآن رجوع کنیم و به دام اين اصطلاحات فلسفی غرب نیفتیم که ذاتاً دارای مفاهیمی مشرکانه و منافقانه می باشند و گمراه کننده اند مثل همین واژه «التقاط» که ترجمه اصطلاحی فلسفی از يونان است که ترجمه بسیار غلطی هم می باشد که آقای محمد علی فروغی مرتکب شده و همه از ايشان تقلید نموده اند.
در فلسفه غرب، لوکرتیوس فیلسوف صده سوم قبل از میلاد را بانی مکتب Eclecticism می دانند که
بزرگترين مريد اپیکور بانی مکتب رواقی بود که مکتب سوفیزم فلسفی است و شباهت بسیار به بودائیزم دارد. اين فیلسوف که در چهل سالگی بواسطه عشقی ناکام خودکشی نمود، عارفترين فیلسوف يونان باستان پس از افالطون است که به معنای واقعی امور ماورای طبیعی را در جهان طبیعت جستجو و تبیین می نمود و آثار خدايان را در بشر مورد مطالعه قرار داده بود. کتاب «طبیعت اشیاء» يکی از عالیترين اثر فلسفی -عرفانی در کلّ تاريخ انديشه بشر است که متأسفانه به کلی به بوته فراموشی سپرده شده است زيرا انديشه غربی قدرت درک اين مکتب را نداشته است و بر عرفای اسلامی است تا اين اثر را دريابند. اين که نام مکتب گزينه ای بر فلسفه اين فیلسوف نهاده شده، حاصل عدم درک کلّ اين اثر است زيرا پنداشته اند که ا يشان خواسته تا امور متافیزيکی را با مسائل جهان ماده در آمیزد و يک جهان بینی تصنعی پديد آورد. حال آنکه اين اثر دقیقا يک فلسفه تأويلی در مذهب اساطیر يونان است و مشابه همان کاری است که برخی از عارفان ما مثل محی الدين عربی انجام داده و بنای «وحدت وجود» را نهاده اند. و هر اهل معرفتی می داند که «وحدت وجود» ربطی به التقاط به معنای شرک و نفاق ندارد و بلکه اتفاقاً تنها دستگاه عرفانی است که همه خلاء ها و فواصل و نفاقهای بین جهان معانی را از میان برده و دين و دنیا را بصورت يک قانون اين – همانی عرضه می کند و امکان شرک و نفاق را محال می سازد. تلاشهای وحدت وجودی را شرک و نفاق نامیدن عین نابخردی و نا آگااهی از علم توحید است.
و امّا مکتب معرفت گزينه ای نیز می تواند به روشی دگر و در صورتی علمی و منطقی تر منجر به ايجاد


وحدت موجودات مخصوصا ً در قلمرو فرهنگ جهانی باشد و عناصر فرهنگی را تحت الشعاع معرفتی توحیدی پیوند زند و منجر به جهانی از اين – همانی و بین فرهنگی و بین مذهبی و بین فلسفی شود.
به هر حال حتی شرک و نفاق هم در قلمرو فلسفه و نظريه پردازی به لحاظ اعتقاد اسلامی دارای هیچ گناهی
شرعی نیست، هرچند که در قلمرو عمل فردی هم گناهش بر خود فرد است و جزايش همان ابطال اعمال اوست. مگر اينکه کسی بخواهد افکار و اعمال مشرکانه و منافقانه اش را به جبر بر سائرين وارد نمايد که اين امری به کلی متفاوت است.
التقاط به معنای شرک يا به هر معنائی ملعون و ضدّ دين عبارت است از باطل را لباس حق پوشانیدن و يا
بالعکس و يا حق و باطل را مخلوط کردن. مثل نماز خواندن و ربا نمودن، روزه گرفتن و شکمبارگی، حج
و تجارت، امر به معروف و نهی از منکر و رياست، خیرات و مردم فريبی و يا در قلمرو ايدئولوژی مثل
مخلوط لیبرالیزم و تقو ا، مخلوط خداپرستی و تکنولوژی پرستی، مخلوط جنگ با آمريکا و تجارت با آن
و…
به لحا معرفتی شرک عبارت است از چند منظوره کردن يک عمل واحد. اين التقاط به معنای گمراهی است.
مثلً نماز را هم برای رضای خدا خواندن و هم رضای مردم محله. يا مبارزه با طاغوت هم به نیت نجات مردم
و هم رسیدن به رياست و قدرت و … .
التقاط دينی به معنای تقلّب و دغل بازی در دين است مثل استفاده ابزاری از دين برای منافع دنیوی. اصولا درهر امری، که دنیا بعنوان ابزاری در خدمت دين نباشد، آن عمل مشرکانه است و نه مؤمنانه.
ولی پر واضح است که از مکاتب و علوم و فنون و معارف سائر مذاهب و فلسفه ها در جهت پیش بردن اهداف دينی نه تنها شرک نیست که احقّ اخلاص است. اين همان معنای سخن رسول (ص) است که «علم را بجوئید حتی در چین». ولی يک امر دينی را بخدمت يک هدف سیاسی و اقتصادی گرفتن، شرک است. شرک ، خود به خود محکوم به ابطال است و لذا هرگز در قرآن و احکام شرع هیچ حکم جزائی برعلیه شرک وجود ندارد در حالیکه خداوند شرک را ظلم عظیم نامیده است.
و کلام آخر اينکه در منطق قرآنی، شرک، حاصل خداپرستی ذهنی (ظنی) است يعنی حاصل دينی که قلبی نشده يعنی تبديل به يک شوق و عشق نشده است زيرا آدمی با خدا و دين ذهنی می تواند هر بازی و فريبی صورت دهد. و لذا دين صرفاً فلسفی، مهمترين و قديمی ترين قلمرو ايدئولوژی شرک است و بستر خیرش انواع ايده های به اصطلاح التقاطی در معنای گمراه کننده اش.
اينک به ذکر چند اصطالح و مکتب مشهور مشرکانه (التقاطی) می پردازيم: لیبرالیزم دينی، سوسیالیزم دينی
، دموکراسی دينی وووو. اين مکاتب به لحاظ بینش شیعی فقط درصورت وجود امام ممکن است که رهبری
جامعه را با عشق متقابل مردم دراختیار داشته باشد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۱۴۶

اسلام شناسی, تأویل قرآن, حقیقت محمدی, حکمت, حکمت الاشراق, دسته‌بندی نشده, عرفان اسلامی, عرفان شیعی, فلسفه, ماورای طبیعت, متافیزیک, معرفت شناسی, نجات, هرمنوتیک, وحدت وجود