با روشنفکران دینی

قرنھاست که مشغول مخلوط کردن و التقاط دو چیز مطلقاً ترکیب ناشدنی ھستید و تا دست از بھم زدن آب و روغن کشیدید باز از یکدیگر جدا شده و بالاخره دسته دسته از شما از فرط خستگی و ناکامی مجبور شدید کافر شوید یعنی فیلسوف. و دین را محترمانه و نامحترمانه ببوسید و به کناری نھید. برخی دگر از شما دست از ھر دو کشیدید و انقلابی شدید و نیز برخی دگر به پای منقل ھا خزیدید یعنی که «عارف» شدید!؟
واقعّیت این است که ذات اندیشه، کفر است ودل ذاتاً مؤمن است و نمی توان کفر وایمان را مخلوط نمود. از این التقاط جز فساد و رسوائی حاصل نیامده و نخواھد آمد. تا اندیشه به ذات کفرش نرسد ایمان دل درک و جوشان نمی شود. شما ھرگز تاب تحمل این کفر را نداشته اید تا بدانید که ایمان و دین چیست. شما ای کسانی که به گمان خویش در سودای احیای دین بوده اید آیا براستی منظورتان چه بوده است. آیا تکنولوژی نبود که شما را به این سودا افکند؟ آیا عمر احیا گری و روشنفکری دینی با عمر تکنولوژی برابر نیست؟ شما دو دسته بوده اید که از دو نوع مدرسه آغاز کردید: مدرسۀ علمی و مدرسۀ دینی. عدّه ای می خواستید که دین را تکنولوژیکی کنید و دستۀ دیگر ھم می خواستید که تکنولوژی را دینی نمائید. نتیجۀ کار شدیدترین نوع نفاق گردید و به شدیدترین جّباریتھا منجر شد و باز دوباره بیش از پیش آب و روغن از ھم جدا شد: دین و دنیا، عقل و ایمان، شریعت و حقیقت، کفر و ایمان. پس تلاشھای شما نھایتاً خلاف آرمان شما به خدمت حقیقت درآمد.
ای روشنفکران دینی، ای پریشان خاطران ِ برزخ بین دین و دانش و خدا و ماشین، بدانید که فن و فنا را با یکدیگر کاری نیست در عین حال که یکی است. این ھمان رازی است که باید درک شود و به وادی حیرت افکنده شود. تسلیم وادی حیرت شوید و از آن مگریزید تا دچار تناقض و عبث نگردید. و این را نیز ببینید که ھمه چیز در دین واقع است و در خارج از دین چیزی وجود ندارد. دوزخ نیز شعبه ای از دین خداست و برزخ نیز. بھشت و دوزخ و برزخ مخلوط شدنی نیستند. وجود خود را بواسطۀ معرفت نفس توسعه دھید تا کّل دین در شما جای گیرد یعنی کّل جھان بشری.
کتاب ابرانسان ص ۵۴، استاد علی اکبر خانجانی

دسته‌بندی نشده