با اهل تفکّر

ای کسانی که فکر می کنید ک دارید فکر می کنید و ھر چه بیشتر فکر می کنید مغرورتر و متکبرتر و یاغی تر می شوید. شما در واقع فکر نمی کنید بلکه شیطانی در شما مشغول زیبا سازی اعمال زشت شماست. این شیطان است که مشغول فکری برای مغرور ساختن شماست تا به کارھای زشت خود ادامه دھید.
شما اگر براستی اھل فکر باشید پس از ھر دوره ای از تفکر چیزی جز وجود و اراده و افعال خداوند و نبود ِخودتان نمی یابید و لذا متواضع تر، آرامتر، با ادب تر، راضی تر و سردر گریبانتر می شوید. اگر فکور باشید خاکید نه شاخ شمشاد. اگر فکور باشید مرید ھستید و نه مراد.
اگر براستی فکور باشید می گوئید: «من فکر می کنم پس نیستم». آنکه گفت: «من فکر می کنم پس ھستم» ابلیس بود که از زبان بشری بنام دکارت کوس اناالحق زد.
آنکه فکرش را ھستی اش می پندارد شیطان است. فکر، نیستی انسان است و کمالش ھمانا آستانۀ عدم است. ھستیِ انسان ھمان خداست. و خدا یک ایده نیست بلکه واقعّیت است. این خدا نیست که غایب است شمائید که غایبید در پردۀ ایده ھایتان و مخصوصاً ایده ای که «خدا» می نامیدش.
کتاب ابرانسان ص ۶۳، استاد علی اکبر خانجانی

دسته‌بندی نشده