آرشیو برای : اردیبهشت, ۱۳۹۶

حکمت ۵

وظیفه مسلمین
در قبال محاکمه و اعدام صدام حسین

گذشته از خوب و بد صدام حسين و خيانتها و خدماتی که در جهان اسلام انجام داده است و گذشته از عقايدش و دوستی و دشمنی اش با برخی ملل اسلامی، امروزه کل مسلمانان جهان و حکومتهای آنها در قبال محاکمه و اعدام صدام حسين مواجه با يک امتحان بزرگ تاريخی و سرنوشت ساز هستند. خود صدام حسين که عمرش را کرده و عمری در مصدر حکومت بوده است و در صورت ظاهر هم در قبال تهاجم نظامی يک ابرقدرت خونخوار و بی آبرو، تا به آخر مقاومت کرده و از وطن نگريخته و اينک در حال محاکمه و اعدام است و با اين محاکمه و اعدامش مبدّل به يکی از قهرمانان تاريخی جهان اسلام خواهد شد بی ترديد. اگر يک رهبر ملی و ناجی شهيد محسوب نشود لااقل يک شاه شهيد به حساب خواهد آمد. بيائيم و خطای خود درباره ياسر عرفات
را تکرار نکنيم و همراه آمريکا و اسرائيل نشويم. و اما ما مسلمانان در سراسر جهان اگر اين محاکمه و اعدام را به دست سازمان سياه و وزارت دفاع آمريکا، محکوم نکنيم و مهر سکوت بر لب گذاريم و بلکه تأیيد کنيم بدان معناست که به آمريکا اين جواز را داده ايم تا در هر کشور ديگری تحت عنوان مبارزه با ديکتاتوری و شرارت، کودتای نظامی کند و رهبران و حکومتهای ملی را بردارد و از نزد خودش يک پاسبان بگذارد. آيا چنين نيست؟ بدين گونه سرنوشت مسلمين را بدست آمريکا سپرده ايم و از او ممنون شده ايم. اينکه صدام به کشور ما تهاجم نظامی نموده و موجب کشته شدن و معلوليت دهها هزار جوان گرديده و خسارات چند ميلياردی بر اقتصاد ما وارد نموده، ترديدی نيست. بهر حال اين جنگ در ذاتش خطايی کبير و گناهی نابخشودنی بود هم در آغازش و هم در استمرارش. هيچ واقعه ای در قرن گذشته تا اين حد به جهان اسلام لطمه نزد و موجب جهانخواری و مسلمان کشی تمدن غرب نشد. آنهم با افتخار و منت بر مسلمانان. اين جنگ موجب سلطه آمريکا بر جهان شيعه گشت ولی تأیيد محاکمه و اعدام صدام به دست آمريکا و بريتانيا، اين سلطه بر جهان اسلام را تبديل به يک سند حقه نموده و طومار حاکميتهای ملی و دينی در جهان اسلام را می پيچد. به نظر ما محکوم کردن اين محاکمه و اعدام از جانب مسلمانان يک واجب شرعی است و سکوت به مثابه مرگ حاکميت مسلمين در جهان است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۰۰

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت ۵ حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حکمت ۵  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز  قیامت کرامت متافیزیک حکمت ۵  معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حکمت ۵  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی حکمت ۵  خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی  شیطان شناسی حکمت ۵  علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حکمت ۵  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حکمت ۵  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حکمت ۵  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

حافظ ۴۱

اگر صهیونیزم نباشد!

اين واضح است که بخش عمده و بنيادين نظام اقتصادی و سياسی و مناسبات بين الملل جهان اسلام در درون و يا برون از خود با کل جهان سرمايه داری غرب، مبتنی بر موجوديت پديده ای بنام اسرائيل است و بر همين محور به پيش می رود. ماهيت رابطه جهان اسلام با مابقی جهان و خاصه اروپا و آمريکا که يکی از ارکان وجودی مسلمانان مدرن است منوط به دوستی يا دشمنی با اسرائيل می باشد مثل معضله تکنولوژی اتمی يا سازمان تجارت جهانی. موجوديت صهيونيزم، کل جهان و خاصه جهان اسلام را مواجه با مسئله بودن يا نبودن نموده است. با اين مقدمه اين سئوال قابل تأمل حياتی است که اگر همين اينک بناگاه صهيونيزم محو گردد و آرمان مسلمين محقق گردد چه اتفاقی خواهد افتاد و مسلمين و حکومتهايشان چه وضعی پيدا می کنند؟ درباره درک اهميت اين سؤال شما را به مقاله ديگری در اين نشريه تحت عنوان «فلسفه بنی اسرائيل» رجوع می دهيم. بنابراين مسلمين جهان و حکومتهايشان بايستی پيش از اينکه به نابودی صهيونيزم فکر کنند به موجوديت منهای صهيونيزم خود بينديشند و وضعيت خود در جهان را متصور شوند و برای آن پيشاپيش يک ايدئولوژی مدون ارائه دهند. علاوه بر اين حقيقت ديگر اينست که وجود صهيونيزم و اسرائيل منبع تغذيه ای مهمتر از بی هويتی مسلمين ندارد و بميزانی که مسلمين برای فرهنگ و اقتصاد و ديپلماسی خود موجوديتی مستقل دست و پا کنند فلسفه وجودی اسرائيل روی به تحليل می رود و ديگر امپرياليزم هم انگيزه مهمی برای حفظ آن در جهان اسلام نخواهد داشت. وجود صهيونيزم و اسرائيل دال بر بی وجودی ماست هر گاه که ما موجوديت يافتيم وجود اسرائيل محکوم به انهدام است. نفی و نفرين بر اسرائيل بخودی خود برای ما موجوديتی پديد نمی آورد هر چند که لازم است ولی کافی نيست.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۹

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ ۴۱  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حافظ ۴۱  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز حافظ ۴۱  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حافظ ۴۱  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حافظ ۴۱  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی حافظ ۴۱  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حافظ ۴۱  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حافظ ۴۱  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حافظ ۴۱  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

تشیع ۵

مرضي بنام حکومت زدگي

پس از غرب زدگي و فن زدگي و مصرف زدگي مرض حکومت زدگي روی نموده و كل بشريت را بخود مبتلا كرده و بزرگترين مفرّ دين و عقل و وجدان و مسئوليت و اختيار است و لذا از همه زدگيهای سابق مهلکتر است. بدين معنا كه هر مشکل و عجز و بدبختي و تباهي به گردن حکومتها مي افتد و فرد از هر مسئوليي در قبال سرنوشت خود مبرا مي شود. پس اين يك مرض بغايت شيطاني است. اين مرض از جمله محصولات پديده ای بنام دموكراسي مي باشد. دموكراسي بعنوان يکي از بزرگتترين دروغهای مدرن كه ريشه در يونان باستان دارد (مثل همه امراض ديگر) براستي بايستي مادر همه دروغهای مدرن محسوب شود و لذا منشأ همه مفاسد چرا كه دروغ ام الفساد است و دموكراسي را بايستي ام الکذب كبير تمدن جديد دانست. بميزاني كه مردمان باور مي كنند كه براستي سرنوشت خود را بواسطه انتخابات دموكراتيك بدست حکومتها
سپرده اند لذا تمام بدبختي خود را به گردن حکومتها مي اندازند و نه به گردن انتخاب خود. زيرا اين انتخابات بقدری مقدس جلوه داده مي شود كه در درستي آن كمترين ترديد روا نيست لذا حکومتها بعنوان خدايان سرنوشت بشر محسوب مي شوند. امروزه از غايت روشنفکری و پيشرفت است كه حتي گريه و سرماخوردگي بچه ها هم به گردن حکومتها مي افتد و در غيراينصورت محکوم به ارتجاع مي شوی. حتي دعوای زيرلحاف زناشوئي هم مقصری جز حکومتها ندارد. البته خود حکومتها نيز در القاء اين جنون، بسيار دخيل هستتد تا قدرت خود را خدايگونه سازند. اين مرض در كشور ما البته ويژگي خاص خودش را دارد و چه بسا بسيار غامض تر از سائر نقاط جهان است و فحش دادن به حکومت جزء غريزه ملي ما شده است. يکي از ريشه های جديد اين بيمار در انديشه های كاذب انقلابي است و اين از جمله آفتهای انقلابيگری ماست كه مردم هر نقصي را بحساب حکومت بگذارند و حکومت هم بحساب ابرقدرتهای ديگر و آنها هم بحساب جبر تاريخ و اقتصاد و علم و تکنولوژی و الي آخر. اين فرافکني عين كفر آشکار است و جز هلاكت عاقبتي ندارد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۷

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت تشیع ۵  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز  قیامت کرامت متافیزیک تشیع ۵  معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم تشیع ۵   امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حافظ ۴۰  حکمت الاشراق خاتمیت تشیع ۵  خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی تشیع ۵   شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی تشیع ۵  فلسفه بیماری  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ تشیع ۵  فلسفه ملاصدرا  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود تشیع ۵  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

برزخ ۳

حکومت بزهکاران حرفه ای بر جهان

افلاطون در اثر معروفش يعنی «جمهوری» پيشگوئی و اظهار اميدواری کرده بود که بشريت در آينده به مرحله ای برسد که حکيمان به حکومت برسند و نخبگان فکری رهبری مردمان را در دست گيرند. ولی تا به اينجای کار اين آرمان افلاطون کاملًا معکوس عمل کرده است و در طول تاريخ گام به گام شاهد تحقق ماکياوليزم هستيم که حکومت تبهکاران حرفه ای است که برای رسيدن به قدرت از هيچ پليدی رويگردان نيستند. فی المثل حکومت آمريکا را نمونه می گيريم که امروزه دارای سلطه ای جهانی است. اين حکومت از رهبری مردان نسبتاً خردمندی چون ابراهام لينکون و جيمز مديسون آغاز شد و اينک به بزهکاران و ابلهان رسوائی چون کلينگتون و بوش رسيده است. يعنی کسانی که علناً و بافتخار از طريق دفاع از همجنس بازان و مصرف کننده مواد مخدر و حمايت از سقط جنين، رأی آورده و به حکومت رسيده اند. آقای کلينگتون که علناً کاخ سفيد را مبدّل به روسپی خانه کرده بود و اهالی يک شهرک مسيحی نشين در تگزاس را که مخالف ميخانه و رقاص خانه و همجنس گرائی و مواد مخدر بودند را بمباران کرد و جملگی را بهمراه زن و بچه سوزاند و صدای کسی هم درنيامد. آقای بوش هم که در جوانی اش از گردانندگان مشهور مافيای کوکائين و از شرکای قديم ريگان بود و دخترش نيز به راه پدرش ادامه می دهد و استاد افتخاری دانشگاه خانوادگی خودشان (دانشگاه رايس) می باشد و حقوق سياسی تدريس می کند؟! آمريکا بعنوان الگوی جهانی تمدن و آزادی و برابری و علم و هنر و فرهنگ، چنين است و پرواضح است که کل حکومتها بسوی اين اسوه در حرکت هستند. در اينجا به ياد آن پيشگوئی علی (ع) در نهج البلاغه می افتيم که می گويد:

هنگامی فرا می رسد که حکومتها به دست بزهکاران و احمقان می افتد… . آن شب فرا رسيده است و صبح بسيار نزديک است.

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۶

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت برزخ ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز برزخ ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم  برزخ ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی برزخ ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی برزخ ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری برزخ ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا برزخ ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود برزخ ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

بهشت ۴

افسانه طالبان در افغانستان (دکترین اسلامي کردن منطقه)

يک تحليل اينست که طالبان همراه بن لادن تماماً دست پرورده سازمان سيا در وزارت اطلاعات پاکستان بودند و مقصود اين بود تا اسلام و مسلمين بدنام شوند و بدين طريق اسلام زدائی شود يعنی اسلام را بنام اسلام نابود کنند و سيطره جهانی غرب کامل شود و مسلمين برای نجات خود از شرّ چنين اسلامی دست به دامن آمريکا شوند. بهرحال چنين نتيجه ای عليرغم چنين تحليلی کما بيش رخ داده و به پيش می رود. يکی از دکترين های «کميسيون سه جانبه» که بزرگترين اتحاديه مافيايی نوامپرياليزم است در دهه ۱۹۷۰ همين «به خود وانهادگی جهان سوم» و «اسلامی کردن منطقه» و حمايت از انقلابات اسلامی و برپايی انقلابات ضد انقلاب بوده است که در بسياری از کشورهای اسلامی به وقوع پيوسته است. همانطور که حمله به برجهای نيويورک را هم بر همين مبنا تحليل می کنند و نيز عمليات بن لادن را در سراسر جهان. بهر حال اگر پرونده پيدايش طالبان را تحت حمايت وزارت اطلاعات پاکستان که از حاميان درجه اول آمريکا در خاورميانه است بررسی کنيم و نيز سوابق زندگی بن لادن را در آمريکا و شراکت و دوستی اش با امپراطوری بوش و شرکتهای نفتی مد نظر قرار دهيم، چنین تحليل و استنباطی چندان هم بی ريشه نيست. و نمی تواند شعبه ای از «تئوری توطئه» و صرفاً توهم باشد. به گزارش برخی از خبرنگاران آمريکايی در طی دهه های ۷۰ و ۸۰ ميلادی تعداد کثيری از افراد طالبان با آن لباس و ريش بلند در مراکز نظامی آمريکا در خاک آمر يکا و مخصوصاً در تگزاس (ايالت تحت فرمانداری بوش) زيسته و مشغول آموزش و تربيت بودند که بناگاه جملگی محو شدند يعنی به افغانستان و پاکستان برای انجام مأموريت خويش بازگشتند. دکترين اسلاميزه کردن حکومتهای خاورميانه بواسطه اجرای شريعت منهای معرفت و آنهم قشری ترين و مستحبی ترين وجه شريعت به اجرا در آمده است که در افغانستان به اجرا در آمد و مقصود حاصل شد و در عراق هم در حال اجرا می باشد و اين بار قصد تشيع زدايی بدست تشيع منظور است. اين همان اسلام آمريکايی است که دارای دو آلترناتيو (گزينه) می باشد: شريعت قشری و اسلام ليبرالی (مثل اسلام نهضت آزادی). خوشبختانه مسئولين نظام ما اين هر دو خطر و توطئه را شناخته اند و با آن در حال مبارزه اند هر چند که مبارزه ای اصولی يعنی مبارزه معرفتی آنگونه که بايد نيست و لذا موجب پيدايش دهها سوءتفاهم و سوءاستفاده شده است. در تاريخ معاصر ما شايد هيچکس همچون دکتر شريعتی به ذات اين دو خطر و اين دو نوع اسلام آگاهی و احاطه نداشته است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۵

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم بهشت ۴ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت بهشت ۴  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز بهشت ۴  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم بهشت ۴  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی بهشت ۴ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی بهشت ۴  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری بهشت ۴  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا بهشت ۴  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود بهشت ۴  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

ایدز ۳ 

فلسفه هولوکاست

قوم بنی اسرائيل در طول تاريخ بارها قتل عام شده است و هولوکاست جديدترين آن است که بواسطه حزب نازی در آلمان صورت گرفت که تعداد قربانيان آن از ششصد هزار تا شش ميليون تخمين زده شده است. می دانيم که در دوران حزب نازی حدود نيمی از يهوديان جهان يعنی بالغ بر هفت ميلتون نفر يهود در آلمان می زيسته اند پس معلوم است که آلمان امن ترين جای جهان برای يهود بوده است يعنی قوم آريايی بعنوان
مهربان ترين اقوام بشری همواره حامی خداپرستی و عدالت بوده است همانطور که يک بار دگر در دوران هخامنشی بيشترين يهوديان جهان از قتل عام پادشاه بابل به ايران پناهنده شده و از نابودی حتمی نجات يافتند ولی مدتی بعد خشايارشاه مبادرت به اخراج و کشتار يهوديان نمود. و اما چه شد که اين آرياييهای مهربان و ميهمان دوست بناگاه به تنگ آمده و آنچنان ضد يهود شدند؟ عدوات و نفرت آلمانيها با قوم يهود از حدود يک قرن قبل از جنگ جهانی دوم در آلمان آشکار شده بود که اين يک نفرت عاميانه هم نبود اين نفرت را در آثار بزرگان انديشه آلمانی از جمله نيچه نيز شاهديم. ترديدی نيست که انبيای بنی اسرائيل يکی از نخستين پيامبرانی بودند که مروّج يکا پرستی و اخلاق انسانی و دانش و سوادآموزی بر روی زمين بوده اند. و نيز اينکه هيچ پيامبری در قومش اينقدر زجر نکشيده و به قتل نرسيده است که پيامبران قوم بنی اسرائيل. ظهور آن همه پيامبر در يک قوم کوچک دال بر غايت کفر و شقاوت اين قوم است وگرنه ايرانيان در طی چند هزاره با دين زرتشت زندگی کرده اند و انسانی ترين مدنيّت را بر روی زمين برپا نموده اند و همين دين آنها را کفايت نمود تا ظهور اسلام. جز بنی اسرائيل هيچ قومی پيامبران و ناجيان خود را به قتل نرسانيده است. بنابراين حساب انبيای بنی اسرائيل از قومش بکلی جداست همانطور که حساب پيامبر اسلام و امامان از عرب جداست و خداوند در قرآن کريم در ده ها آيه دو قوم را بعنوان کافرترين اقوام بشری معرفی کرده است: بنی اسرائيل و عرب. و اينک حدود نيم قرن است که اين دو شقی ترين اقوام زمين به بهانه قدس مشغول جنون آميزترين جنگ تاريخ هستند. اين جنگ بين اسلام و يهود نيست بلکه جنگ دو جناح از نفاق و شقاوت بشری است به بهانه دين. جنگ بر سر اراضی اشغالی است جنگ بر سر دين نيست. اگر چنين بود مسلمانان لااقل در اين منطقه در جهان با يکديگر متحد بودند و اين همه احزاب کوچک و متفرق ا سلامی وجود نمی داشت که خود با يکديگر در جنگند مثل جنگ درونی سازمان فتح و حماس و زمانی جنگ بين سازمان امل و فتح. جنگ بين دو قوم شقی و منافق است که يکی در موضع قدرت و ديگری در موضع ضعف می باشد که دفاع مسلمين از اعراب فقط دفاع از حق ضعيف است که خانه اش غصب شده است. گويی اين همان تکرار دگر باره جنگ های صليبی می باشد که جنگ بين دو ابرقدرت در سودای فتح جهان بود آن هم به بهانه قدس. به لحاظ تاريخی می دانيم که بنی اسرائيل در هر کشور پناه يافتند در خفا بر عليه ميزبان چه فتنه ها نمودند و نهايتاً برعليه مصالح مردم آن ديار چه خيانت ها کردند. تجربه کشور خودمان در دوران قبل انقلاب سندی زنده و انکار ناپذير است که چگونه برخی يهود با تغيتر منافقانه مذهب در همه ارکان کشورمان نفوذ کرده و يک اقليت نيم درصدی بر کل جامعه ما حکومت می کرد که جز اشاعه فساد و غارت ثروت ملی و نابودی فرهنگ و فروش اسرار ملی به دشمنان هيچ کار ديگری نمی کرد و جالب اينکه همانها نهايتاً عمداً دربار شاه را نيز فريب داده و گريختند و به خدمت اربابان ديگری درآمدند. مشابه چنين واقعه ای در زمان خشايارشاه و در قرن جديد در آلمان رخ داد. در حاليکه آلمانيها در شکست خود در جنگ جهانی اول مشغول بازسازی کشور خود بودند يهودها فقط مشغول غارت کشور و ايجاد تورم (ربا) و فروش اسرار ملی به بريتانيا بودند تا آن خشم ملی برانگيخته شد و آن قتل عام پديد آمد. واقعيت اين است که گهگاهی در طول تاريخ بشر خونريزهای بزرگی
چون اسکندر و چنگيز و هيتلر پديد می آيند و همچون آيه عذاب و انتقام الهی عمل می کنند که برخی از اقوام بشری حجامت می شوند. اينها اگر شيطان هم باشند فرستاده خشم خدا هستند درست مثل ناجيان که فرستاده رحمت خدايند. اتحاد يهود- انگليسی در آن دوران يک واقعه ای آشکار بود و کل وجدان ملی آلمان را جريحه دار کرده بود و درست به همين دليل هيتلر برای ملت خود جز اين دو دشمنی سراغ نداشت. لذا پس از جنگ دوم جهانی انگليسی ها بودند که سرزمين فلسطين را غصب نموده و در اختيار يهود منافق قرار دادند در حاليکه اگر قرار بر انتقام و جبران خسارت باشد می بايستی ايالتی از آلمان را محل اسکان يهود می کردند که کشور خودشان نيز محسوب می شد. يهوديان مؤمن بيش از هر مذهب ديگر از نفاق بنی اسرائيل نفرت دارند و با اسرائيل عداوت می ورزند. شاهد بوديم که آلبرت انيشتن تا آخرين لحظات حياتش مشروعيت اسرائيل را نپذيرفت و به آن کشور سفر نکرد و از پذيرش نامزدی خود بعنوان اولين رئيس جمهور اسرائيل از جانب صهيونيزم سر باز زد تا آنگاه که بعنوان يک پناهنده در کشور آمريکا تحت فشارهای روانی و سياسی تصميم گرفت از طريق نامه ا ی تشکيل اين دولت را تبريک بگويد که در حال نوشتن اين نامه سکته کرد و مرد. اين واقعه نشان می دهد که تحت چه فشاری وادار به نوشتن اين نامه شده است. تبليغات آمريکايی و صهيونيستی برای انتقام از ا نيشتن او را متهم به جنون نمودند و حتی تلاش کردند که اريک فروم بعنوان يک نويسنده و روانکاو خودفروخته را بسراغ او بفرستند تا برای او تشکيل پرونده جنون بدهد همانطور که مشهورترن کتابش تحت عنوان «آناتومی ويران سازی انسان» که به سفارش صهيونيزم نوشته شده بود به طرزی مذبوحانه و مفتضحانه هيتلر را متهم به جنون مادرزادی کرده بود. مسئله ديگر اين است که در جنگ دوم جهانی حدود پنجاه ميلیون انسان غيرنظامی کشته و معلول شدند ولی تبليغات غربی هرگز برای اينهمه انسانهای غيريهود اشکی نريختند و اتفاقاً مستمراً آمار آن را نیز کاهش می دهند درحاليکه کشته شدگان يهود مستمراً افزايش می يابد. روژه گارودی فيلسوف و مورخ فرانسوی در کتاب معروفش که بدان واسطه محاکمه شد بطور مستند ثابت کرده است که چگونه اين آمار بطور تصنعی رشد کرده
است. اين يک پديده کاملًا بی سابقه در تاريخ بشر است که عدم پذيرش يک آمار جرم قانونی محسوب شود آنهم در مهد دموکراسی غرب يعنی فرانسه. و اين نشان می دهد که يک تمدن و دموکراسی بنی اسرائيلی است. خيانت بنی اسرائيل در کشورهای ميزبان و پناهنده اش در طول تاريخ يکی از ويژگيهای برجسته اين قوم است همانطور که در صدر اسلام با همه خدماتی که به آنان شد و حتی از بودجه مسلمين برای آنها معبد ساخته شد و شخص پيامبر (ص) و علی (ع) به فقرای اين قوم شخصاً خدمت می کردند نهايتاً از اين قوم جز خيانت به مسلمانان چيز ديگری برنيامد و اينکه نهايتاً شخص پيامبر در ميهمانی منزل يک پيرزن بيوه يهودی مسموم شد و از همين مسموميت نهايتاً از دنيا رفت در حاليکه اين پيرزن و خانواده اش تحت کفالت شخص پيامبر بودند و اين صفت ويژه ميزبان کشی آنها را با ميهمان کشی تکميل می کند. هولوکاست جزای تاريخی اين نمک به حرامی است اگر واقعيت داشته باشد. اصولًا صفت نمک به حرامی در فرهنگ عامه بشری نشانۀ غايت پليدی است. علی (ع) می فرمايد: «از نشانه های يک انسان پليد آن است که پاسخ خدمت را با خيانت می دهد».
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۳


آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم  ایدز ۳  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت ایدز ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز ایدز ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم ایدز ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی  ایدز ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی ایدز ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری ایدز ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا  ایدز ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود  ایدز ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

انسان کامل ۱۰

راز یک بدبیني ملّي

متأسفانه مردم ما مدتهاست که دچار يک بدبينی عظيم نسبت بهر حقيقتت و باوری شده اند و براستی «تئوری توطئه» همچون سايه ظلمت يا اختاپوسی جگرخوار، هر شهامت و صداقت را در نظرها تبديل به عفريت توطئه ساخته است. چرا؟ مدتی است که مردم ما فقط دروغها را باور می کنند و نسبت به هر حق و صدقی بد گمانند و از آن می گريزند اين بی اعتمادی هولناک نهايتاً بصورت يک عدم اتکا به نفس و خود مسخرگی همه جائی خودنمائی می کند تا آنجا که همه مقدسات دينی و ملی و انقلابی و علمی و عرفانی مبدّل به انواع روز افزون جک و هجو و هزل شده و اين خود- مسخرگی بصورت نوعی هويت درآمده است. اين مصيبت بزرگ فقط در جوانان بيشتر خودنمائی می کند زيرا بی رياترند وگرنه در پيران هم به همان شدت و بلکه عميق تر حضور
دارد و پيران ما منشأ اين بی اعتمادی و بی هويتی می باشند و علت اين خود- بدبينی ملی هستتند . بسياری اين وضعيت را مربوط به ناکامی های آرمانهای انقلاب و خلف وعده های دولتها می دانند و وعده های سر خرمن رياست جمهورها و بی وفائی آنان به رأی هائی که گرفته اند. اين وضعيت علناً در مشارکت مردم در انتخابات تأثيری واضح داشته است که مسئولين امر نيز اذعان کرده اند. ولی اين فقط يک روی سکه است. روی ديگر سکه بی اعتمادی در قلمرو عواطف و خانواده هاست که به مراتب مهلک تر است و لاعلاجتر. و ديگر اين جنبه را نمی توان به گردن انقلاب و دولتها انداخت. زيرا تجربه جوامع مدرن نشان داده که بی اعتمادی نسبت به حکومتها اتفاقاً موجب انسجام عاطفی بين مردم و در خانواده می شود. پس مسئله چيست؟ بنظر ما مسئله همان بحران هويت است که مردم ما بواسطه تعلّقات شديد عقيدتی شديدتر واکنش نشان می دهند و دچار نوعی لجاجت و عداوت با خود شده و از خود انتقام می گيرند. بحران هويت حاصب بحران معرفت دينی است و فقدان يک ايدئولوژی زلال غيرسياسی. زيرا خود سياست زدگی يکی از عللل اين بحران بوده است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۲

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ۱۰ ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت  انسان کامل ۱۰ طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز انسان کامل ۱۰  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة انسان کامل ۱۰ اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی انسان کامل ۱۰  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی انسان کامل ۱۰  شناخت شناسی  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی انسان کامل ۱۰ فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی انسان کامل ۱۰  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت انسان کامل ۱۰  معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی انسان کامل ۱۰  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

امام زمان ۳

استراتژی نخبگان نئوامپریالیزم برای رهبری جهان

عصر جديد و جهان مدرن سرمايه داری و نوامپرياليزم به يک لحاظ محصول تدريجی تکامل گروههای نخبۀ مافيائی در پس پرده سياستهای استعماری می باشد که از دوران رنسانس پيدا شدند و اساساً در بريتانيا و فرانسه و آلمان نخستين بنيادهای مخفی خود را پديد آوردند که مجموعه ای از بانکداران و صاحبان صنايع بزرگ و سياستمداران و گاه فلاسفه و ايدئولوگهای وابسته به اشرافيت در حال انقراض اروپا بودند. نخستين
تشکيلات بنام اين جريان مافيائی موسوم به «فراماسونری» می باشد که کمابيش دارای شهرت جهانی است و افسانه هايی حيرت آور را بخود اختصاص داده که بخشی از آن نيز ساخته و پرداخته خودشان بوده است که از خود هويتی اساطيری در اذهان جهانيان بسازند. نخستين فعاليت جهانی و علنی اين تشکيلات در «کمپانی هند شرقی» تجلی يافت که حدود لااقل دو قرن در سراسر جهان مشغول استعمار و غارت ملل بود که در دو جنگ جهانی دچار فروپاشی گرديد و در جنگ دوم منحل شد زيرا رهبر اصلی آن بريتانيای کبير بود که سيطره جهانی اش را از دست داد. در سالهای نخست پس از جنگ جهانی دوم از بطن اين فروپاشی يک جريان نوينی از يک مافيای بسيار پيچيده تر و نخبه تر و جهانخوارتر روی به پيدايش نهاد که تصميم گرفت که آمريکا را مقر فرماندهی اين سلطه جهانی سازد و به رهبری جهان برساند زيرا پس از جنگ جهانی دوم فقط آمريکا بود که سالم ماند و بناگاه ره صد ساله را يک شبه طی نمود و مهد پناهندگی سرمايه داران و بانکداران و دانشمندان و سياستمداران فراری از اروپا شد. اين مافيای جديد تحت عنوان گروه «بايلدربرگ» شکل گرفت و نخستين جلسۀ مخفی خود را در شهر بايلدربرگ آلمان برقرار نمود که رهبری ايدئولوژيکی آنرا دکتر رتينگز يک سياستمدار نابغه آلمانی بر عهده داشت که از بطن حزب شکست خورده نازی سر برآورده بود و مجدداً در سودای جهانخواری و حکومت واحد جهانی به رهبری غرب بود. به پيشنهاد و رهبری همين دکتر يک سازمان مخفی ديگری تحت عنوان «شورای روابط خارجی» پديد آمد که مسئول يک ارتباط جهانی با نخبگان جهان سرمايه داری بود و مقرش در آمريکا قرار داشت و اين سازمان هنوز هم وجود دارد و مقر تصميمات استراتژيک امپرياليزم می باشد و برخی از نخبگان جهانی امپرياليستی در آن عضويت داشته اند که بسياری از آنان به سمتهای بزرگی در آمريکا و اروپا نائل آمده اند. در دهه های پس از جنگ جهانی عمده تصميمات و اقدامات استراتژيک جهان سرمايه داری غرب به رهبری آمريکا در اين دو سازمان مخفی طراحی شده است و بسياری از کودتاها در جهان سوم و انقلابات ضد انقلاب نيز براساس دکترين های اين دو تشکيلات بوده است، از جملته کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و انقلاب سفيد در ايران. و اما در سال ۱۹۷۳ ميلادی تحول نوينی در ماهيت و ساختار و ايدئولوژی و استراتژی جهان امپرياليزم رخ نمود و پديده ای بنام «نوامپرياليزم» را با سيمائی پيامبرگونه بوجود آورد که مترصد نجات بشريت است و قصد برپائی يک حکومت واحد جهانی را دارد. اين تشکيلات نوين که از ادغام آن دو سازمان مخفی پديد آمد به
«کميسيون سه جانبه» موسوم گشت. نخستين جلسه اين سازمان عظيم و مافيائی در شهر نيويورک و به رياست ديويد راکفلر رئیس امپراطوری جهانی راکفلر تشکيل شد و کسانی چون دکتر کيسينجر، دکتر هانتينکتون، پرفسور کوتام، دکتر بال و دکتر برژينسکی از ایدئولوگهای مشهور اين اجلاس بودند که بعنوان مغزهای بزرگ نوامپرياليزم همواره در خدمت حاکميت پشت پرده امپرياليزم آمريکا بوده و سازنده پست های رياست جمهوری و نخست وزيری در کل جهان غرب بوده اند و تا به امروز همه رياست جمهوريهای آمريکا از هر دو حزب و اکثر اعضای کابينه کاخ سفيد و دول اروپای غربی و ژاپن از اعضای رسمی اين کميسيون بوده اند. دانشگاه راکفلر، انستيتو بروکينگز و مؤسسه «رند» از نهادهای اصلی تدوين ايدئولوژی اين اتحاديه اند. اين کميسيون در همان آغاز تأسيس خود همه کشورهای آمريکای شمالی و اروپای غربی و ژاپن و چين کمونيست و برخی از ايدئولوگهای بلوک شرق را بهمراه حدود ۸۰۰ بانک و صنايع چند مليتی و شرکتهای بين المللی و دانشگاههای بزرگ را در عضويت رسمی خود داشت که برخی ازآنان عبارتند: جنرال موتورز، زيمنس، فورد، آی. تی. تی، بانک چيس مانهاتان، دانشگاه ام.ای.تی، دانشگاه توکيو و… . سه جانبه بودن نام اين تشکيلات در وحله اول مربوط به اتحاديه جهانی آمريکا– اروپا- ژاپن بود. امروزه اکثر شرکتهای چند مليتی و بانکها و مؤسسات پژوهشی جهان از اعضای اين اتحاديه می باشند. در واقع اين يک اتحاديه سياسی– دانشگاهی– نظامی– بانکی– صنعتی– اطلاعاتی است و اتحاديه ای مثل ناتو نيز يکی از اعضای آن محسوب می شود و برای خود يک سازمان اطلاعاتی خاصی هم به نام «آيرس» پديد آورده که سازمانی بين المللی است که از همکاری مشترک همه سازمانهای اطلاعاتی غرب مثل سيا و موساد و اينتليجنت سرويس و ديگران پديد آمده است. علاوه بر فعاليتهای استراتژيک سياسی و اقتصادی و نظامی برنامه های تربيت کادرهای نخبه را نيز از همه ملل جهان در اهداف خود قرار داده و ساليانه بورسيه های بسيار گرانقيمت و ويژه به فارغ التحصيلان ممتاز همه رشته های علمی اعطا نموده و آنان را به خدمت خود درآورده است و بزرگترين شکارچی نخبگان جهان است. اين اتحاديه در واقع احيای دگر بارۀ فراماسونری نيز محسوب می شود و در طی دهه های اخير اکثريت دولتمردان جهان غرب و گاه حتی جهان سوم و یا ژاپن و چين و اخيراً روسيه از اعضا و تربيت شدگان اين اتحاديه بوده اند. از دکترينهای اين اتحاديه که بسياری از آنها تاکنون به مرحله اجرا درآمده اند عبارتند از: دکترين جهان چهارم، دکترين بخود وانهادگی جهان سوم، دکترين اسلامی کردن خاورميانه، دکترين خاورميانه بزرگ، دکترين نظم نوين جهانی، دکترين جنگ ماهواره ها، دکترين اتحاديه اروپا، دکترين انقلابات ضد انقلاب، دکترين حقوق بشر، دکترين دهکدۀ جهانی و دکترين جهانی شدن و… . قابل ذکر است که فروپاشی شوروی سابق نیز از دکترين های اين کميسيون بود و بسياری از سردمداران و ايدئولوگهای انقلاب ضد سوسياليستی شوروی مثل گورباچف و يلتستين و پوتين از اعضای مخفی اين اتحاديه بودند. رهبران اخير چين کمونيست نيز از اعضای مخفی اين اتحاديه می باشند. خاندان راکفلر و بوش از مهمترين فعّالين و بانيان اوليه اين اتحاديه محسوب می شوند و کارتر نيز بعنوان مجری دکترين حقوق بشر بواسطه همين اتحاديه به کاخ سفيد رفت. خلاصه همه اين دکترين ها در خدمت يک استراتژی صد ساله بعنوان «پيش بسوی يک نظام واحد جهانی» عمل کرده است. به زبان اعتقادی بايد گفت اين همان حکومت واحد جهانی به رهبری دجال است که داعيه نجات بشريت را دارد و درست در نقطه مقابل حکومت واحد جهانی ناجی موعود قرار دارد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۸

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم امام زمان ۳ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت امام زمان ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز امام زمان ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم امام زمان ۳ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدیامام زمان ۳ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی امام زمان ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری امام زمان ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا امام زمان ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود امام زمان ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

اشراق ۳

روشي دگر برای مبارزه با امپریالیزم

کفر در يک کلام چيزی جز پيروی بی قيد و شرط از نفس خود نيست. و آمريکا کشوری است که بيش از هر کشور ديگری امکان چنين امری را به انسانها می بخشد و درست به همين دليل بهشت نفسانيت جهان مدرن است زيرا حاکميت اين نظام تماماً کافر است و کفر پرور. اينکه آمريکائيان را مردمانی صادق و بی ريا می خوانند بدان معناست که هر کاری که می خواهند به راحتی انجام می دهند و هيچ ابائی ندارند. در واقع آنچه که صداقت ناميده می شود چيزی جز بروز وقاحت و فساد نفس نيست. آنان که اين وضع را صدق و صفا می خوانند در واقع تقوی و حيا و ادب و خويشتن داری را رياکاری می فهمند. بدون ترديد حق کفر آشکار برتر از حق نفاق در دين است همانطور که قرآن کريم منافقان را بدترين خلايق می داند و کافران را به بخشش و رحمت خداوند نزديکتر می خواند. و حق حاکميت جهانی امپرياليزم آمريکا نيز از همين منشأ می باشد زيرا منافقان که همان کافران پنهان و ريا کار هستند بايد هم تحت فرمان کافران بی ريا باشند و اين عدل الهی است. اين همان راز استعمارپذيری و بردگی و وابستگی حکومتهای جهان سوم نسبت به غرب است. در واقع آمريکاپرستی و غرب گرايی مردمان جهان چيزی جز گرايش نفس کافرانه آنها به منشأ کفرشان نيست زيرا بهرحال نفاق در دين زجرآور است و عمری طولانی ندارد. بنابراين حکومتهايی که از غرب زدگی و آمريکا پرستی مردم خود در هراس هستند و برای مهاجرت و فرار مغزها اينهمه تلاشهای مذبوحانه دارند بهتر است که شرايط رياکاری دينی و نفاق را از ميان ببرند تا اين نقيصۀ بزرگ رفع شود. اگر در دين اکراه و ريائی نباشد قدرت جهانی امپرياليزم آمريکا بر سائر جهان نيز بطور کمی و کيفی کاهش می يابد و نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب نيز در جهان سوم به حداقل می رسد و ملل جهان سوم به حمايت بيشتری از دول خود می پردازند و کمتر بازيچۀ تبليغات و وسوسه های حقوق بشری می شوند. و اين دينی ترين و بهترين مبارزه با آمريکاست.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۶

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت اشراق ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز اشراق ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم اشراق ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی اشراق ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی اشراق ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری اشراق ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا اشراق ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود اشراق ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

هایدگر ۲

«لااکراه في الدین» و امنیت ملي

امروزه بسياری از مفاهيم و ارزشهای اخلاقی مخدوش و بلکه وارونه گشته است تا آن حد که تقوا و خويشتن داری و حيا و ادب را رياکاری می خوانند و وقاحت و افسار گسيختگی نفس و فحشا و لااباليگری را عين صداقت معرفی می کنند. تشخيص بين وقاحت و صداقت البته کار سختی نيست ولی همه دعواها بر سر نامگذاری استت. بدون ترديد کافران اعمال خود را با واژه صداقت، تطهير و توجيه می کنند و بدينگونه انسانهای باتقوا را رياکار می خوانند. بهرحال انسانی که ايمان ندارد در جريان خويشتن داری مبتلا به ريا می شود و لذا به زجر می افتد و اگر مجبور به اين امر باشد منافق می شود. درست به همين دليل است که بهشت کافران، کشورهای غربی است. به همين دليل فرهنگها و نظامهائی که احکام دينی و تقوا را به جبر حاکم می کنند مولد طبقه ای منافق در جامعه می شوند که کفر و مفاسد را مخفيانه در جامعه اشاعه می دهند و بانی زشت ترين اخلاق بشری يعنی ريا و نفاق می گردند که امّ الفساد است و همه ارزشهای حقيقی دين را هم بد نام و بی اعتبار و بلکه وارونه می سازد. و اين بزرگترين فساد در يک جامعه است که بنياد هر اعتماد و حقانيت و معنائی را برمی کند و نيهيليزم را بصورت يک فرهنگ بر جامعه حاکم می نمايد و هيچ حجت و دليلی برای حقانيت تقوا باقی نمی گذارد. در بطن چنين جامعه ای يک نظام مخوف و مافيائی شکل می گيرد که دشمن قسم خورده ارزشهای دينی می باشد و نيز دشمن قسم خورده آن نظام حکومتی که بانی چنين نفاقی شده است. لذا چنين جامعه و حکومتی نيز در بطن نهان خويش پرورنده دشمن خويش است و امنيت اجتماعی و سياسی و اقتصادی و حتی بين المللی و ديپلماتيک خود را هم در خطری جدی می اندازد زيرا چنين طبقه منافقی محل و مدخل ورود هر تهاجم فرهنگی و هر فتنه و خيانتی بر عليه منافع حقيقی آن جامعه است. همواره بزرگترين دشمن امنيت ملی هر کشوری چنين طبقه ای می باشد. اکراه و اجبار در دين هم تباه کننده فرهنگ است و هم پديد آورنده نفاق عظيمی در روابط اجتماعی و نظام اقتصادی- سياسی که محل رشد دشمنان دينی و خائنان به ميهن است. در اين نفاق حتی تقوا بدنام است و دين به معنای رياکاری. کفر دشمن قسم خورده دين نيست بلکه نفاق است که دشمنی جز دين ندارد. به همين دليل دشمنی آمريکا با دين و اسلام امری ذاتی نيست بلکه دشمن حقيقی اسلام، صهيونيزم است زيرا مذهب نفاق است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۵

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت هایدگر ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز هایدگر ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم هایدگر ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی هایدگر ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی هایدگر ۲  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری هایدگر ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا هایدگر ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود هایدگر ۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

نجات ۳

فلسفه تروریزم

تروريزم بمعنای ايجاد هراس و ناامنی به قصد رسیدن به اميالی ناحق است. بدين ترتيب نخستين نطفه های پيدايش تروريزم را در کانون گرم خانواده ها می يابيم آنگاه که برای آرام کردن کودکی متوسل به لولو خرخره می شويم و يا برای ارضای اميال خويش همسر خود را تهديد به طلاق يا خيانت می کنيم. اگر تمدن مدرن ما يک تمدن تروريست است و اگر جامعه به مثابه يک خانوادۀ کلان است پس علت پيدايش تروريزم را بايستی در روابط پنهان زناشوئی و رفتار با فرزندان خود جستجو کنيم. اين يک مسئله تربيتی است و نه سياسی. ترور و تروريزم را فقط هم در قلمرو تسليحات و قتال جستجو نکنيم. امروزه بخش عمده ای از تجارت و تبليغات بازرگانی عين تروريزم است. مثلًا صنعت جهانی بيمه که پرسودترين صنايع است تماماً محصول هراس افکنی می باشد. بخش عمده ای از صنعت پزشکی نيز به همينگونه است که امپراطوريهای داروئی و شيميائی را بر پای می دارند. هر خبر هراس آوری موجب بالا رفتن نرخ طلا و نفت و سائر کالاهاست. و نهايتاً خود تروريزم به زعم غربی ها نيز مبدل به بزرگترين تبليغات تجاری در جهان شده و امپرياليستها را مستمراً پروارتر می سازد. امروزه هيچ تجارتی پرسودتر از تروريزم نيست و لذا خود سازمانهای اطلاعاتی شبانه روز مشغول اختراع و توليد گروههای تروريستی در جهان هستند که عمليات يازده سپتامبر را نيز بايستی يکی از اين تجارتهای کلان دانست. تروريزم پنهان در خانواده ها اينک در حکومتها خودنمائی می کند. اين همان است. و کلام آخر اينکه انسان کافر، انسانی وحشت زده است و در عرصه آخرالزمان که قلمرو ظهور کامل نفس بشر است اين وحشت نهان به ميدان ظهور آمده است. و لذا شاهد جهانی تماماً وحشت زده و هراس آوريم. تروريزم، فلسفه قيامت کفر است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۴

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم نجات ۳ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت نجات ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز نجات ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم نجات ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی نجات ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی نجات ۳ شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری نجات ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا نجات ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود نجات ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

مولانا ۳

فلسفه امپریالیزم جهاني

امپرياليزم، نماد و تعين تاريخی کفر و کبر و ستمگری بشر بر روی زمين است و عمری به اندازه عمر بنی آدم دارد. نخستين امپرياليزم بالقوه همانا قابيل فرزند آدم ابوالبشر بود که از فرط کبر و بخل خود به ناحق بواسطه نخستين ابزار و اسلحه خود که گويا چماقی بود بر سر برادرش هابيل کوفت و او را به قتل رسانيد. اين سلطه گری در طول تاريخ بواسطه رشد ابزار و تسليحات استمرار يافت و نهايتاً با اخراع تسليحاتی که بتواند به ناگاه کل جهان را نابود کند، مبدل به امپرياليزم جهانی شد. امپرياليزم دارای دوجنبه است: باطنی و ظاهری! جنبه باطنی آن همان کفر و کبر بشر است که بواسطه تسليحات تحقق ظاهری می يابد. پس تسليحات امحای جمعی که محصول رشد تکنولوژی است صورت بيرونی امپرياليزم را تحقق می بخشد. و می دانيم که ابزارسازی برای توليد اسلحه گام به گام و توأمان پديد آمده است و همواره پيشرفته ترين علوم و فنون ابزارسازی بشر در خدمت تسليحات بوده است همانطور که امروزه نیز چنين است و از هر کشف و اختراع نوينی، نخستين چيزی که پديد می آيد يک اسلحه جديد است: اسلحه اتمی، ليزری، ميکروبی، شيميائی، جاسوسی، شکنجه گری و… و حتی اسلحه روانی و تبليغاتی رسانه ای. اصولًا ذات علوم مادی و فنون ابزارسازی و توليدی بر صفت کفر و کبر و حرص و بخ و سلطه و ستمگری قرار دارد. به همين دليل اسلحه انبياء و اوليای خدا اساساً قدرت وحی و معجزه و کرامات و دعا بوده است. به همين دليل بقول رسول اکرم (ص) «مؤمنان لشکريان دعا هستند». لذا شاهديم که پيدايش و بقای امپرياليزم همواره بر قدرت ويرانگری و نابودسازی حاصل از تکنولوژی قرار داشته است. به همين دليل آنچه که آمريکا را مبدل به سرکرده امپرياليستهای جهانی نمود قدرت بمب اتمی بود که برای نخستين بار در ژاپن منفجر شد. اين بزم جهانی و تولد جهانی امپرياليزم آمريکا بود که از ويرانه جهانی امپرياليزم بريتانيا سر برآورد. از آنجا که صفت کفر و کبر و سلطه در هر بشری کمابيش حضور دارد لذا فقط بايستی جنبه بيرونی امپرياليزم را مد نظر قرار داد تا فلسفه امپرياليزم درک شود و آن تکنولوژی و برتری علمی – فنی خاصه در تسليحات است. لذا شاهديم که امپرياليزم به لحاظ ايدئولوژيکی همان مکتب اصالت تکنولوژی است يعنی تکنولوژيزم! و لذا شاهديم که تکنولوژی پرستی و گرايشات امپرياليستی امری واحد است. فی المثل شاهديم که حاميان جهانی آمريکا عملًا پرستندگان تکنولوژی هستند و نيز اينکه همه پرستندگان تکنولوژی دارای قوه امپرياليستی بالفعلی می باشند و در سودای جهانخواری و سلطه جهانند. و اما اگر امروزه شاهديم که در پس پرده امپرياليزم جهانی غرب پديده ای بنام صهيونيزم قرار دارد که به مثابه قلب امپرياليزم آمريکاست بدان دليل است که صهيونيزم ادامه تاريخی مکتب سامری است که مهندسی زبردست بود و توانست گوساله ای بسازد که گويا از خود صدائی توليد می کرد و بدين وسيله تقريباً همه بنی اسرائيل را در غياب حضرت موسی به پرستش آن گوساله ناطق (مثل ربات) کشانيد و کافر نمود. کلًا اين جناح از بنی اسرائيل در ساختار پس پرده تمدنها و امپراطوريهای يونانی و رومی نيز همواره حضور داشتند و علوم و فنون سلطه را به حکام و امپراطوران وقت می دادند. همانطور که در جريان محاکمه حضرت مسيح نيز ديديم که چگونه امپراطور روم به پيروی از منويات روحانيون بنی اسرائيل حکم قتل مسيح را صادر نمود و در واقع از خدمات اين قوم ضاله تشکر کرد. حضور اين شاخه از بنی اسرائيل را حتی در دربار شاهان قديم ايران هم شاهديم همانطور در پس پرده خلفای بنی اميه و بنی عباس. و نيز می دانيم آنچه که امپرياليزم آمريکا را بر عريکه قدرت يکه تاز جهانی نشانيد بمب اتمی بود که به ياری و تشويق و تلاشهای حيرت آور آلبرت انيشتن در کاخ سفيد ممکن شد و خود ايشان به عنوان يک يهودی سرگردان از پدران دانش اتمی و بمب اتمی محسوب می شود هر چند که تا پايان عمرش غرق در حسرت و ندامت و افسردگی شد. نخستين کتاب علمی که درباره ماهيت امپرياليزم نوشته شد توسط لنين رهبر انقلاب شوروی بود. او براستی
نشان داد که امپرياليزم سر برآورده از قدرت تکنولوژی مدرن خاصه در عرصه اتوماسيون است که اين قدرت جهانی در دست سرمايه داران جهانخوار و بيرحم قرار گرفته و بشريت را به بردگی می کشاند و لذا اين قدرت بايستی به دست خلق سپرده شود تا خدمتگزار بشريت و مايه سعادت ابدی گردد. ولی لنين درک نکرده بود که ذات تکنولوژی جهانخوار و ضد بشر است و فرقی ندارد که در دست چه کسانی باشد. تجربه هفتاد ساله انقلاب روسيه ثابت کرد که نگرش مارکسيستی درباره عدالت ذاتاً دچار خطايی بزرگ است که حاصل عدم معرفت کافی درباره دانش و تکنولوژی می باشد. تکنولوژی دارای ذات اراده به ظهور قدرت مادی و سلطه بر جهان و بی اراده ساختن بشريت است. دانش و تمدن و تکنولوژی اروپايی دارای سه عنصر تاريخی است که هر سه لامذهب و بلکه ضد مذهب بوده اند که اين سه عنصر پديد آورنده نظام امپرياليزم تلقی می شوند: يونانيت بت پرست، يهوديت منافق و نهايتاً دانش پديد آمده در نظام امپراطوری خلفای بنی عباس که به غلط موسوم به تمدن اسلامی است. عداوت يونانيت با حکمت سقراطی٬ عداوت روحانيت منافق يهود با دين موسی و عداوت دستگاه بنی عباس با دين محمد (ص) کاملًا بديهی است. اين سه دانش و تمدن در اروپا مولد امپرياليزم مدرن جهانی گشته است که نقش تمدن بنی عباس در تمدن قرون وسطای اروپايی از عناصر بسيار سرنوشت ساز و تعيين کننده بوده است و از عوامل درجه اول ختم قرون وسطی اروپا و آغاز رنسانس است که دانش جديد را پديد آورد و سرمايه داری مدرن را و نهايتاً امپرياليزم را. و امروزه شاهديم که زيربنای مادی امپرياليزم چيزی جز تکنولوژيزم نيست و زير بنای فرهنگی آن هم چيزی جز «آزادی» نيست، آزادی بی قيد و شرط اراده. و تکنولوژی بستر تعين و ظهور اين اراده به آزادی بی قيد و شرط نفس بشر است: اراده به جهانخواری و حاکميت مطلقه بر جهان. اين همان اراده به خدا شدن است که عين کفر است. و لذا اساس اعتقادی امپرياليزم هم جبراً لامذهب و بلکه ضد مذهب است و دشمنی جز مذهب و اخلاق دينی نمی شناسد که البته امروزه جز در جهان اسلام يافت نمی شود. پس تضاد امپرياليزم با اسلام يک تضاد ذاتی است مثل تضاد کفر و دين. امپرياليزم فلسفه ابليس در بشر است و تکنولوژيزم نز ابليسيت نفس بشر است. تکنولوژيزم به معنای پرستش بی قيد و شرط تکنولوژی به عنوان هدف و ارزش آرمانی است که هر ارزش ديگری را يا نابود می کند و يا به خدمت می گيرد. امپرياليزم که در عرصه اتوماسيون و تکنولوژي های برتر مثل نانوتکنولوژی و بيوتکنولوژی و ژنتيک و فيزيک ذره ای و کوانتومی و ليزر پا به ماهيت نوينی گذاشته است که به نوامپرياليزم معروف است و داعيه حکومت واحد جهانی را دارد عرصه ظهور دجال آخرالزمان است که زمينه ظهور ناجی آخرالزمان می باشد و به جنگ جهانی بين اين دو منجر می شود که روياروئی امام و تکنولوژی است. افسون تکنولوژی و معجزات حاصل از آن عين معجزات دجال آخرالزمان است که در روايات اسلامی به وفور آمده است که اکثريت بشريت را مدهوش و ديوانه می سازد و به پرستش ماليخوليايی می کشاند. امپرياليزم عرصه ظهور کفر جهانی است که براستی خود صاحب معجزاتی فزاينده می باشد و کوس اناالحق می زند که ماده اش تکنولوژی است و معنايش هم آ زادی و دموکراسی که نعل وارونه ا شد اصالت و بردگی می باشد. زيرا آزادی تکنولوژيکی قلمرو به غارت رفتن اراده و روح انسان است و اين غايت مکر و فريب ابلس است که از آستين تکنولوژيزم و امپرياليزم بيرون آمده و با فريب آزادی و دموکراسی اراده بشر را قبض می کند و از او بعنوان آخرين ماده اوليه ماشين امپرياليزم استفاده می کند: ماشين آدم خوار!
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۱

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم مولانا ۳ حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت مولانا ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز مولانا ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم مولانا ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی مولانا ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی مولانا ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری مولانا ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا مولانا ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود مولانا ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

 

دسته‌بندی نشده

مولوی ۵

فلسفه مسئولیت

مسئولیت بر خلاف آنچه که در میان عامه مردم رایج است به معنای احساس تعهد و ایثار در قبال دیگران نیست بلکه مسئول بودن در قبال اعمال و سرنوشت خویشتن است. لااقل در معرفت اسلامی در چندین آیات در قرآن کریم شاهدیم که هیچکس مسئول سرنوشت دیگران نیست و خداوند نیز در قیامت هرگز از کسی درباره سرنوشت دیگران سئوال نخواهد کرد. بنابراین مسئولیت در قبال دیگران از منظر معرفت دینی امری باطل و دروغ است همانطور که در آیه ای می خوانیم که اگر در آنروز بگوئید که باعث بدبختی ما والدین و فامیل و دوستان و رهبران و… هستند از شما پذیرفته نمی شود چون دروغ می گوئید و می دانید که دروغ می گوئید. یک انسان مؤمن در فرهنگ قرآنی کسی است که خود را علت خودش بداند و مسئولیت کلیه اعمال و سرنوشت خود را تماماً به گردن گیرد و جز خود کسی را مسبب نداند. بدین ترتیب درک می کنیم که خداوند هیچ جبری برای انسان قائل نیست و او را مختار کامل می داند و لذا او را مورد محاسبه و مؤاخذه قرار می دهد و اجر و عذاب می دهد. فقط با درک و پذیرش چنین مسئولیت تمام عیار و اختیار کامل است که حق بهشت و جهنم و قیامت قابل تصدیق می آید و لاغیر.
بنابراین دغدغه و نگرانی برای سرنوشت دیگران از جمله سرنوشت عزیزان خود، از جمله نشانه های جهل و کفر است و درست به همین دلیل چنین نگرانیهائی همواره نتیجه ای باطل یا حتی معکوس ببار می آورد و جز جبر و نفرت پدید نمی آید. پرواضح است که انجام برخی وظایف در قبال دیگران همچون وظایف زناشوئی، وظایف متقابل والدین و فرزندان و اموری همچون خیرات و انفاق هیچ ربطی به مسئولیت در قبال سرنوشت دیگران ندارد. یعنی آدمی وظایف خود در قبال دیگران را انجام نمی دهد تا دیگران سعادتمند و رستگار شوند. این امری مربوط به خود فرد با وجدان و خدای خویش است و ربطی به هیچ کس ندارد. هیچکس مسئول خوشبخت و رستگار ساختن عزیزان خود و یا جامعه نیست. چنین احساس و یا ادعاهائی ذاتاً دروغ و باطل است و جز عذاب و رسوائی حاصلی ندارد. ادعای مسئولیت در قبال سرنوشت دیگران به معنای ابطال حق انتخاب و آزادی اراده است که گوهره ذاتی انسانیت بشر می باشد. پس چنین اتهامات و ادعاهائی به معنای ابطال حق انسانیت و مهمترین عنصر خلقت ویژه بشر است و درست به همین دلیل این نوع احساسات و تلاشهای مذبوحانه همواره مولد نفرت و انزجار می باشد زیرا باطل کننده مهمترین حق انسان است و رابطه فرد را با وجدان و خدایش منکراست. پس این نوع احساس مسئولیت برخاسته از ذات کافرانه بشراست و جنگ آشکار با خداست. آن والدینی که به زور می خواهند فرزند خود را طبق امیال و آرزوهای خود خوشبخت سازند و یا آن رهبرانی که می خواهند به هر قیمتی جامعه ای را سعادتمند و رستگار سازند مبدل به دیکتاتورهائی بیمار و دیوانه می شوند و جز نفرت دریافت نمی کنند و نهایتاً آرزوی مرگ و نابودی آن عزیزی را می کنند که آرزوی خوشبختی اش را در سر می پروراندند. به تجربه درک می کنیم انسانهائی که در قبال اعمال و سرنوشت خود مسئول نیستند تلاش می کنند که تحت عنوان عشق به دیگران و نجات خلق، دیگران را سپر بلای این کفر خود نمایند. و نیز شاهدیم والدینی که سرنوشت خود را تباه کرده اند بطرز جنون آمیزی داعیه خوشبخت سازی فرزندان خود را دارند و آنان را به نفرت می کشانند. آنکه بار هستی خود را بر دوش می کشد دیگر هیچ قدرتی مازاد برای کشیدن بار دیگران ندارد.  هر کسی باید بار هستی خود را بکشد و لاغیر.

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت مولوی ۵  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز مولوی ۵  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم مولوی ۵  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی مولوی ۵  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی مولوی ۵  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری مولوی ۵  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا مولوی ۵  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود مولوی ۵  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

معراج ۴

فلسفه فلسطین

سرزمين فلسطين به لحاظ جغرافيايی دارای ويژگی منحصر بفردی در روی کره زمين است. اين سرزمين عمدتاً همان دريای مرده (Dead Sea) است. بدين لحاظ گودترين خاک روی زمين است همانطور که مثلًا قله اورست بلندترين جای زمين می باشد. به همين دليل به لحاظ اقتصادی و منابع و ثروتهای طبيعی هم فقيرترين کشور جهان است. پس در واقع خاک فلسطين مستضعفترين خاک روی زمين است. خاشع ترين و فقيرترين! اين سرزمين در عين حال مهد ظهور هزاران پيامبر بوده و قبر بسياری از آنان در اين بخش از زمين می باشد. اين ضعيفترين خاک زمين مهد ظهور بيشترين پيامبران خدا هم بوده است. وعده ظهور يهوه خدای موسی هم در همين سرزمين و بر کوه صهيون در اورشليم می باشد که اين سرزمين را مبدل به سرزمين موعود و نجات بنی اسرائيل ساخته است. و می دانيم که محل عروج پيامبر اسلام و عروج مسيح هم بوده است و در روايات اسلامی و شيعی و همچنين برخی از روايات يهود و مسيحی نخستين نشانه های جهانی آخرالزمان هم در اين سرزمين آشکار می شود و اين سرزمين ميعادگاه و مبدأ وقايعی خواهد بود که به جنگ بزرگ جهانی منجر می شود و نجات بشريت نيز متعاقب اين وقايع آغاز می گردد. و امروزه نيز شاهديم که حدود نيم قرن است که اين سرزمين مبدل به کانون همه مسائل جهانی گشته و اکثر انقلابات جهان تحت الشعاع و حمايت انقلابيون اين سرزمين به پيروزی رسيده ولی خود اين سرزمين و ساکنانش در جنگ و ناامنی فزاينده غرق می شوند و ساکنانش مبدل به مستضعفترين مردم جهان گشته اند. اين استضعاف هم فقط شامل حال اعراب و مسلمانان نيست بلکه يهوديان مقيم اين سرزمين نيز که تحت حکومت نظامی دولت اسرائيل هستند نيز ناامن ترين و بدبخت ترين يهوديان جهانند و همچون قلی در زندان هستند که لحظه ای آرام و قرار ندارند. مارتين بوبر عارف سوسياليست يهود آلمانی هم نيمه دوم عمرش را قبل از تشکيل دولت اسرائيل به اورشليم مهاجرت کرد و در دامنه کوه صهيون اقامت گزيد و مشغول تربيت مريدانی گشت و يک جامعه سوسياليستی – عرفانی را بنا نهاد و در انتظار ظهور يهوه از کوه صهيون از جهان رفت و تا به آخر با دولت اسرائيل سر سازگاری نداشت و اکثر پيروانش را مسلمانان تشکيل می دادند. همه نشانه ها گواه بر اين حقيقت هستند که گويی سرنوشت جهان منوط به سرنوشت فلسطين است و همه ابرقدرتها و حکومتهای روی زمين بطرزی جادويی درگیر سرنوشت ملتی آواره و بغايت فقيرند که در پست ترين و فقيرترين خاک روی زمين زندگی می کنند و هر آن برای کشته شدن آماده اند و جوانانش بمب به شکم می بندند و خود را به سپاه دشمن می زنند و حيرت آورترين پديده فرهنگی در تاريخ را بدعت نهاده اند و خط بطلان بر جان خويش کشيده اند. اين روياروئی سنگ و بمب است عصر حجر با عصر اتم. روياروئی فقيرترين مردمان با ثروتمندترين قدرتمندان جهان. انقلابيون فلسطينی به همه انقلابيون جهان ياری دادند و پيروزشان نمودند ولی کسی به اين انقلابيون رغبتی ندارد و حداکثر صدقه ای می اندازد و می رود و يا از آنان به عنوان يک حربه ديپلماتيک و وجه المصالحه منافع ملی خود بهره می گيرد. گويا خداوند اين واقعه حيرت آور را بصورت يک امتحان جهانی پيش روی اهالی زمين قرار داده است تا ببيند که چه کسی نيکوکارتر است. واقعه فلسطين پديده ای بسيار بيشتر و برتر و پيچيده تر از يک پديده سياسی – نظامی- استعماری- امپرياليستی- صهيونيستی است. اين يک اسطوره عرفانی است که سرزمين پيامبران خدا يعنی مستضعفترين مردمان تاريخ بشر را مهد اتحاد و درگيری همه قدرتهای جهانی ساخته است و همچون گردابی مخوف کل جهانيان را به سوی خود می کشد و کسی را امکان گريز از آن نيست. اين گودال بزرگی که دريايی مرده است کل بشريت را در کام خود فرو می برد و بخود می خواند. تفکر در باره فلسطين براستی يکی از قلمروهای عينی و رئاليستی و در درجه اول معرفت شناسی است.امروزه بايستی در درسهای فلسفی موضوعی به نام فلسفه فلسطين را هم گنجاند و مورد نقد و بررسی قرار داد. فلسطين يک موضوع فلسفی- عرفانی است و يکی از حيرت آورترين پديده های عرصه مدرنيزه و آخرالزمان است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۰

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم معراج ۴ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت معراج ۴  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز معراج ۴  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم معراج ۴  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی معراج ۴ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی معراج ۴  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری معراج ۴  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا معراج ۴  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود معراج ۴  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

 

دسته‌بندی نشده

قیامت ۳

تاریخچه اسلام سیاسي

اسلام سياسی يا حکومتی آن اسلامی است که بعنوان ابزار در خدمت حکومت است و اين ابزار هر کجا که با منافع حکومت ها تعارضی داشته باشد يا انکار می شود و يا تحريف و مسخ و تبديل می گردد. در طول تاريخ، اسلام دشمنی خطرناکتر از اسلام سياسی نداشته است که بلافاصله با رحلت پيامبر و با شورای فراماسونی «سقيفه» آغاز شده و در همه جا به جای حقيقت اسلام، مصلحت سياسی به ميان آمد و نخستين اين مصلحت آن بود که علی و مؤمنان از ميدان بدر شوند و تحت بازداشت خانگی قرار گيرند و آنانکه آرام نمی گيرند مثل ابوذر، تبعيد يا ترور شوند. بزرگترين خطر اسلام سياسی اين نبود که مردم را از حقوق حقه شان محروم نمود بلکه اصل حقايق دين را تحريف و تبديل نمود. تقريباً همه حکومت های به اصطلاح اسلامی در طول تاريخ کارخانه تحريف و تبديل معارف دينی بوده اند: از دوران خلفای اوليه يعنی ابوبکر و عمر و عثمان و سپس دستگاه اموی و عباسی و دست نشانده آنها در سراسر جهان مثل غزنويان و سلاجقه و تا حکومتهای جديد مثل عثمانی و صفوی و تا قاجار و پهلوی که دست نشانده های ابرقدرتهای غير اسلامی بودند که علناً کل اسلام را انکار نمودند و اين انکار اسلام بزرگترين شانسی بود که نصيب اسلام شد زيرا از عرصه تحريف و تبديل خارج شد و سپس منجر به انقلاب گرديد و برای نخستين بار در تاريخ يک حکومت اسلامی مستقل و ملی رخ نمود که نه عربی بود و نه غربی. چنين اتفتاقی در گذشته تاريخ ما نيز چند بار رخ داده بود که عمری چندان نيافت مثل حکومتهای محلی آل بويه و صفاريان و فاطميان. که آخرين و بزرگترين آن صفويان بود. عيب و اشکال این حکومتهای اسلامی– ايرانی و غير وابسته فقدان يک ايدئولوژی مدون اسلامی جهت يک حاکميت کامل اقتصادی – اجتماعی– فرهنگی بود. و درست به همين دليل دوباره وابستگی ها و انحرافات عقيدتی و طبقاتی آغاز شد و اين حکومتها که با هزار مجاهدت و ايثار حاصل شده بودند نابود شدند. يکی از بزرگترين ارزش جهانی حمله مغول اين بود که بنياد همه حکومتهای منافق اسلامی و حتی مسيحی را در جهان برکند و لذا زان بعد برای نخستين بار دينی خالصانه و برحق تر امکان رشد و حاکميت يافت و تشيع هم به يمن اين واقعه خونبار امکان بقا و رشد يافت. حمله مغول مثل حمله اسکندر و هيتلر همواره برای ملل دربند به مثابه نجات بوده است و گوئی آنها فرشتگان قهر و غضب الهی بوده اند هر چند که گاه تر و خشک را سوزانيده اند. صفويان بزرگترين درس عبرت حکومت شيعيان در تاريخ محسوب می شوند و امروزه نيز برای نظام ما بايستی هزاران عبرت بهمراه داشته باشد تا همان خطاها تکرار نشود. صتويان قدرتمندترين و نخستين حکومت شيعی بودند که بر کل ايران زمين حاکميت يافتند که نه عربی بودند و نه استعماری. ولی و هزار اما
که بسرعت به لحاظ اعتقادی به سمت جاهليت عربی سوق يافتند و به لحاظ سياسی هم بازيچه استعمار شدند و از درون پوسيدند و ساقط گشتند. همواره عرب زدگی و غرب زد گی دو روی انحطاط و فروپاشی نظامهای اسلامی و شيعی بوده است. عرب زدگی موجب ارتجاع و انحطاط فرهنگی و اجتماعی شده و نيازهای مردم ما را ادا نکرده است و همين خلاء و نقص موجب رويکرد به غرب بوده است تا جبران مافات کند. امروزه نيز همان آفت و نقصان و فقدان در جامعه ما فرياد می زند. و لذا بر حسب شعائر اسلامی هستيم ولی در عمل بسوی غرب می رويم. و اين نفاق موجب نابودی است. تا اسلامی مدون و ايدئولوژيک براساس انديشه و احساس و منطق و نيازهای ايرانی پديد نيايد و تا شيعه بومی و ايرانی نشود و تبديل به مکتبی اقتصادی– سياسی– فرهنگی بر مبنای قرآن و عترت نشود ما ريشه ای در خويشتن نداريم و به شرق و غرب در نوسانيم. ما دردی جز فقدان ايدئولوژی شيعی نداريم و لذا شعائر و شعارهای ما عربی است ولی اقتصاد ما سرمايه داری است و سياست ما روسی است و فرهنگ ما يک معجون همه کاره و هيچکاره. تا ما مرز عربيت و اسلام را جدا نکنيم از غرب رهائی نداريم. عرب زدگی ما زيربنای غرب زدگی ماست. تا اقتصاد اسلامی مدون و ايدئولوژيک نداشته باشيم تا علوم انسانی مبنی بر قرآن و عترت پديد نياوريم تا علوم سياسی و مديريت قرآنی مدون نداشته باشيم تا فلسفه قرآنی مدون نداشته باشيم تکرار صفاريان و صفويان و فاطميان هستيم و برای بقای خود چاره ای جز انکار يا تحريف اسلام نداريم.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۷۱

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم قیامت ۳  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت قیامت ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز قیامت  قیامت ۳  کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم قیامت ۳ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی قیامت ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی قیامت ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری قیامت ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا قیامت ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود قیامت ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

بهشت ۳

راز نهان تاریخ تمدن (فلسفه تاریخ)

اگر يک عروس و داماد برای تمام عمرشان در بهشت غريزی خود باقی می ماندند و اين بهشت بسرعت به پايان نمی رسيد و خانه آرامش و سعادت غريزی آتش نمی گرفت و آدم و حوا از بهشت اخراج نمی شدند تاريخ بشری بدينگونه که آغاز شده و تا بدين مرحله رسيده و ادامه يافته است هرگز بوقوع نمی پيوست و تمدن با فرآورده هايش از قبيل حکومت، قانون، مذهب، تجارت، ميکده، فاحشه خانه، زندان، ارتش، احزاب، فرقه ها، مدرسه، صنعت، ديوانه خانه و … پديد نمی آمد و چه بسا آدم و حوا هرگز از غار و يا از بالای درختها پائين نمی آمدند زيرا چيزی کم نداشتند. لذا کل تاريخ و تمدن بشری از آغاز تاکنون مديون جنگ و عداوت بين زن و شوهرهاست از آدم و حوا تا فرزندانشان. يعنی مديون نابودی عشتق غريزی بين مرد و زن است. چون عشق غريزی نابود شد حيات غريزی و طبيعت هم ديگر کفاف نيازهايشان را نکرد و جان کندن و زراعت و صنعت و سياست و ثروت اندوزی و اخلاق و جزا و جنگ آغاز شد زيرا با نابودی عشق غريزی، احساس جاودانگی و امنيت روانی هم نابود شد و اين احساس نابود شدن موتور محرکه تاريخ بوده است. همانطور که علی (ع) می فرمايد: اگر همه انسانها مؤمن می بودند هرگز شهری برپا نمی شد. پس اگر کل اين تمدن و تاريخ بشری بر کفر پنهان و آشکار استوار است و جز کفر توليد نمی کند امری طبيعی است. چون اين کفر و عداوت پايان يابد اين تاريخ هم به پايان می رسد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۶۱

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم بهشت ۳ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت بهشت ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز بهشت ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم بهشت ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی بهشت ۳ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی بهشت ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری بهشت ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا بهشت ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود بهشت ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

فلسفه ۲

ستیز پیغمبرشاهي در تاریخ

در طول تاريخ عده ای پيغمبر بودند. و عده ای هم فقط شاه بودند. اين شاهان و پيامبران کاری با يکديگر نداشتند و چه بسا شاهانی که به پيامبران پناه داده و از آنان در قبال ستم ملايان مذهب دفاع کردند مثل حمايت برخی شاهان هخامنشی از انبيای بنی اسرائيل. و اما عده ای هم شاهانی بودند که دعوی پيامبری و شاهی داشتند که پيامبران حقه و مؤنمنان را تحت آزار و کشتار قرار می دادند مثل فراعنه مصر و يا شاهان ساسانی. اينان را پيغمبرشاه می ناميم که خلفای بنی عبّاس هم در همين جرگه می باشند که همه امامان و مؤمنان را قتل عام کردند. اين پيغمبرشاهان که خود را خدا و يا سايه خدا و يا جانشين خدا و فرستاده خدا می دانستند رسالتی جز پيامبر کشی و امام کشی و مؤمن کشی نداشتند و همين ها کارخانه تحريف و تبديل دين بودند و نفاق را مبدل به فلسفه و ايدئولوژی کردند و همه دانشمندان را گرد آوردند و به آنها صله های فراوان دادند تا دين را وارونه سازند و حتی در کتب آسمانی دست کاری کنند مثل شاهان ساسانی که بخش عمده ای از اوستا را تغيیر داده و از نو کتابت نمودند و يا مثل عثمانيان و صفويان که حتی سيمای اسلام را بکلی تغيير دادند. يکی از بزرگترين ويژگی مشترک اين پيغمبرشاهان زن بارگی و زن ذليلی جنون آميزشان بوده است که تمام فرامين را تحت تأثير و القائات زنان حرمسراهای خود صادر می نمودند و شاهان اصلی در واقع کنيزکان و فواحش بودند و دستور قتل مردان حق را همين ها صادر می کردند و خود اين پيغمبرشاهان اکثراً دائم الخمر بودند و لذا وزرای دربارشان نيز تحت تأثير و فرمان مخفيانه اين زنان حرمسرا قرار داشتند. فقط انگشت شماری از اين زنان لو رفته و مشهور و معروف شدند مثل زن فاسق هارون الرشيد يا ترکان خاتون زن ملکشاه سلجوقی که برای خودش لشکر و دربار و وزرائی مستقل داشت و خواجه نظام الملک در حقيقت از او دستور می گرفت و شيعيان را قتل عام می کرد. مطالعه شجره اين پيغمبرشاهان نشان می دهد که جملگی از شجره ملايان منافق مذاهب هستند که در سودای سلطنت بودند که در صف مقدم دشمنان هر پيامبر جديدی قرار داشتند و شاهان را ترغيب به کشتن پيامبران و مؤمنان می نمودند مثل ملايان يهود که قيصر را وادار به قتل مسيح کردند و يا ملايان دربار خسرو پرويز و انوشيروان که فتوای قتل عام مانويان و مزدکيان را صادر کردند و اوستا را تبديل نمودند زيرا در اوستا ظهور مانی و مزدک به عنوان اوصيای دين زرتشت پيشگوئی شده بود. اسکندر مقدونی نيز يکی از اين پيغمبرشاهان بزرگ بود و داعيه نجات و رهبری بر کل جهان را داشت و همواره با يک لشکر از زنان روسپی در سفر بود و معروف است که تخت جمشيد به امر يکی از اين روسپی ها و در حضور همو به آتش کشيده شد تا عيش شبانه را تأمين کند و در هر سرزمينی ادعای رسالت آسمانی داشت و هنوز هم اقوامی وجود دارند که او را پيامبر می دانند. انوشيروان نيز نهايتاً پس از قتل عام مزدکيان دعوی رسالت نمود و معروف است که دوازده هزار زن در حرمسرا داشت. فرعون مصر نيز تحت فرمان معشتوقه اش به جنگ با موسی (ع) و قومش پرداخت و بنی اسرائيل را قتل عام نمود. بخت النصر نيز دعوی پيامبری داشت و خود را فرستاده خدا می دانست که به قتل عام پيامبران بنی اسرائيل و مؤمنان پرداخت. تنها پيامبر راستينی که به مقام شاهی بر روی زمين رسيد حضرت سليمان بود که البته درباريان و لشکريانش را جملگی اجنه و ملائک و حيوانات روی زمين تشکيل می دادند و يک سلطنت متافيزيکی داشت که او نيز از سلطنت خود استعفا نمود زيرا ديد که قادر به اقامه عدل روی زمين نيست و خداوند هم عذرش را پذيرفت و لذا بزودی از دنيا رفت. و عظمت او بقدری بود که تا مدتها مردمان جسارت کفن و دفن او را نداشتند به نظر می رسد که حضور حضرت سليمان يکی از مراجع تقليد و وسوسه بسياری شده تا بواسطه پيامبری سلطنت کنند. و همين وسوسه است که صهيونيزم را پديد آورده و حکومت اسرائيل را ساخته است که اين نيز يک پيغمبرشاهی دموکراتيک است که در سودای فتح جهان می باشد و البته امدادهای غيبی آن برخلاف حضرت سليمان، گروههای کثيری از جاسوسان در سراسر جهان می باشند. پيغمبرشاهی وسوسه بس فريبنده و خطرناکی است که در جهان اسلام و تشيع نيز حضور دارد فی المثل اين وسوسه را می توان تحت عنوان درويشی گريها درک نمود که نام رهبران اکثرشان با پسوند «شاه» می باشد مثل فلان عليشاه. و بارها در طول تاريخ شاهد نبرد اين اقطاب برای رسيدن به سلطنت نيز بوده ايم مثل آقاخان محلاتی و اخلافش. اين سنت اساساً از مذاهب هندو به جهان تشيع وارد شده است مثل مهاراجه های هندی که جملگی خود را نماينده کريشنا می دانند. صفويان نيز از همين درب به سلطنت رسيدند و بناگاه از مذهب اهل سنت بريده و مبدل به شيعيان دو آتشه شدند. همه شاهان صفوی نيز زن باره ها و شهوت پرستانی ديوانه و الکلی بودند. می گويند که در عصر شاه عباس در شهر اصفهان حدود ده هزار روسپی حرفه ای وجود داشت که تحت نظارت دربار بودند و در واقع حرمسرای غيرمستقيم شاهان صفوی محسوب می شدند و اين روسپيان کل شهر اصفهان را تحت رهبری مافيائی خود داشتند و نقش جاسوسان شاه را هم ايفا می نمودند و از شاه حقوق می گرفتند. بنظر می رسد که با پيدايش دموکراسی و سوسياليزم عمر تاريخی پيغمبرشاهی هم در حال پايان است و لذا عمر تاريخی نفاق حکومتی در حال به سر آمدن است. و اين شايد يکی از خيرهای دينی دموکراسی باشد که از غرب پيدا شده است چرا که اصولًا در مغرب زمين پيغمبرشاهی رايج  نبوده و همواره کفر سيمای آشکاری داشته است به استثنای دوران سياه حکومت کليسا در قرون وسطی که از پيغمبرشاهی های بغايت مخوف و
مافيائی بوده که البته ربطی به تمدن غرب که دارای اساس يونانی و رومی هست نداشته است و اين همان روحانيت منافق يهود بود که بر تخت سلطنت عيسی مسيح نشست و چندين قرن به قتل عام مؤمنان مسيحی پرداخت که حتی شاهان اروپا از اين قدرت می هراسيدند و به آن حق حساب می دادند. و پيغمبرشاهی يک وسوسه ابليس در نفس هر بشری است که داعيه دين دارد و می توانيم در قلمرو معرفت نفس با اين ابليسيت مواجه شويم که چه سيما و توجيه مقدسی دارد همانطور که امروزه در سراسر جهان هزاران نفر در اين وسوسه ادعای نجات بشريت را دارند حتی آقای بوش. در آخرالزمان همه می خواهند پيغمبرشاه باشند. ولی کل بشريت در انتظار ظهور يک پيغمبر حقيقی است که بالاخره بر کل جهان سلطنتی از روی عشق و عدالت داشته باشد. بهرحال اين حق پيامبران است که بر بشريت سلطنت کنند زيرا عاشقان خدمت و سعادت بشر هستند بشرط آنکه بشريت هم طالب سلطنت آنها باشد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۳۲

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم فلسفه ۲  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت فلسفه ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز فلسفه ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم فلسفه ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی فلسفه ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی فلسفه ۲  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری فلسفه ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه ۲  گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا فلسفه  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود فلسفه ۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله  یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

غیبت ۳

نقش زن در سرنوشت تاریخ

هر چند که سازنده بيرونی کل تمدن و دانش و تکنولوژی و اقتصاد و فرهنگ مردان بوده اند ولی همين خدايان در باطن خود مريد زنان هستند و اراده شان در دست زنان است. لذا کل اين تمدن و تاريخ و فرآورده هايش ماهيتی زنانه دارد و در خدمت زنان است. همانطور که طبق يک قانون ذاتی، غايت هر امری منوط به نيّت نهفته در آن است و نهايتاً همان نيّت به عرصه ظهور می رسد، کل تاريخ تمدن بشری نيز پيرو همين قانون ذاتی می باشد. پرواضح است اگر نيّت آدمی در هر عملی دچار اختلال و ندامت و نفرت شود محصول آن عمل نيز باطل می گردد. همانطور که عصر مدرنيزم عصر بيگانگی و نفرت زن و مرد از يکديگر تا سر حد انتقام است که منجر به نابودی خانواده می شود لذا غايت سرنوشت تاريخ هم دچار خود – براندازی می گردد و همه ارزشهايش وارونه عمل می کند و واژگون سالاری بر همه ارکان و نتايج اين تمدن مسلط می گردد و کل بدنه اين تمدن بصورت حربه و ابزاری مسلحانه بين زن و مرد به ميدان می آيد که جنگ نهائی تاريخ که سرنوشت تاريخ را رقم می زند بقول سارتر، جنگ بين زن ومرد است.
در معارف اسلامی و خاصه شيعی نيز می خوانيم که حضرت فاطمه (ع) مقصود خداوند از خلقت جهان و جهانيان است و بلکه مقصود رسالت انبياء و اولياست. اين بدان معناست که اين مقصود ذاتی اگر بر حقش متجلی نگردد دچار اشد ابطال و نابودی می شود. ظهور همجنس گرائی در زنان و مردان با سرعتی که به پيش می رود اساس اين جنگ بی پايان آدم و حوا را پی ريزی می کند و نسل بشر (فرزندان) را هم مواجه با انقطاع نموده و اين خود- براندازی رخ می نمايد. اگر زن و مرد به صلح و دوستی نرسند نابودی اين تمدن حتمی است. اگر زن به حق مقصود خود در خلقت واقف نشده و حقوقش را ادا نکند کل اين تمدنی را که برای او بنا شده است قبرستان مقصود خود می سازد. و اگر مرد دست از عروسکبازی با زن برندارد به خودکشی می رسد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۲۸

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم غیبت ۳  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت غیبت ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز غیبت ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم غیبت ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی غیبت ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی غیبت ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری غیبت ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا غیبت ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود غیبت ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

عرفان حلقه ۴

ایران مهد اولین و آخرین تمدن الهي

به لحاظ منابع تاريخی اين امر کمابيش مسجل شده است که دين زرتشت نخستتين دين توحيدی بزرگ در جهان بوده است که قدمت آن به بيش از پنج هزار سال تخمين زده شده است. وقتی درک می کنيم که در دوران هخامنشی دين زرتشت به مرحله زوال و تحريف و نسيان بوده است پس واضح است که اين دين با آن همه عظمت و خدماتش به تمدن بشری دارای چه قدمتی قبل از هخامنشی بوده است. و اين نکته را نيز درک می
کنيم که نهضت و حکمت مانوی و سپس مزدکی درعصر ساسانيان به مثابه تجديد بنا و احيا و رنسانسی در دين زرتشت بوده که بواسطه شاهان و موبدان بکل وارونه شده بود. از آثار مورخين کهن مثل هرودوت و حتی کتب اساطيری قبل از هرودوت يعنی هومر و هسيود که به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح می رسد حضور و عظمت جهانی دين زرتشت قابل درک می باشد. نخستين بانی و کاشف خير و شر بنا به اسناد و روايات زرتشتی و غيرزرتشتی می دانيم که حضرت زرتشت (ع) در نفس بشر بوده است يعنی بنيانگذار ديالکتيک بعنوان ذات انديشه و ادراک و جوهره حرکت و معنويت و تقوی و حکمت. برخلاف برخی از تحليلگران غربی و گاه ايرانی، دين زرتشت دين ثنويت پرستی (دوگانگی) نيست بلکه کاشف آن است زيرا انسان تنها حيوان دوگانه می باشد زيرا حامتل روح خدا و الوهيت است که در تضاد با مخلوقيت اوست. زرتشت (ع) با کشف و درک دوگانگی اهريمن– اهورامزدا در نفس بشری بنيانگزار خودشناسی بعنوان گوهره معرفت و حکمت و مذهب است. و علاوه بر اين ايشان به لحاظ علوم و فنون دنيوی نيز نابغه ای حيرت آور بوده و برای نخستين بار معماری و خياطی و بافندگی و آشپزی و فنون جنگی و ابزارسازی را به مردم آموخته است پس بانی مدنيت نيز بوده است و همچنين علم طب را بر اساس گياه شناسی بنا نهاده است. در تاريخ کهن و درآثار کسانی چون هرودوت، افلاطون و ارسطو درک می کنيم که يونانيان در حدود بيش از دو هزار سال پيش به ايران می آمدند و از نزد مغان زرتشتی که اوصيای دين زرتشت بودند همه علوم و فنون مذکور را می آموختند از جمله حکمت را. و نيز درک مت کنيم که فلاسفه يونان باستان و حکيمان موحد آن دوران از جمله پارمنيدز و اگزنوفانس و زنون و جورجياس و هراکليت و ارشميدس و اقليدس بواسطه مغان زرتشتی موفق به درک ديالکتيک (وحدت اضداد) شدند که اساس تفکر علمی و فلسفی می باشد. و اين برداشت غرب از ايرانيان تا قرنها بعد از ظهور مسيح نيز ادامه داشته است تا آن حد که حکمت مانوی بصورت يک نحله فکری و فلسفی و مذهبی در يونان بر کل انديشه پيشرو آن دوران حاکم بوده است و بسياری از فلاسفه و حتی قديسين مسيحی در نهان به حکمت مانوی معتقد بودند از جمله سن اکيناس و سن اگوستين که دو تن از بانيان فلسفه مسيحيت می باشند. اين جريان حتی تا دوران رنسانس اروپا حضور داشته است و بسياری از پيشتازان رنسانس متهم به مانوی گری شدند و مثل ژور دانوبرونو در آتش سوزانيده شدند و آتش انقلاب را در اروپا برپا داشتند و ريشه حاکميت ظلمانی کليسا را سوزاندند و تمدن جديد امکان پيدايش يافت. انديشه هائی چون عدالت، حکومت مردمی و حقوق بشر از طريق زرتشتی و مانوی و مزدکی و سپس در لباس اسلام و تشيع به اروپا راه يافت که اکثر بانيانش ايرانی بودند. اصلًا انديشه انقلاب يک حکمت مانوی و مزدکی بود که در تشيع پذيرفته شد و در کسانی چون حسن صباح شکوفا گرديد و بصورت يک مکتب فلسفی و اجتماعی درغرب نيز پذيرفته شد هر چند که از محتوا تهی گرديد. و نهايتاً اينکه ايرانيان مانوی و مزدکی بودند که گوهره دين محمد (ص) و عرفان علی (ع) را يافتند و پروردند و برايش خون دادند و به بار نشاندند و به جهانيان عرضه کردند. و بقول حضرت رسول اکرم (ص)، قوم سلمان فارسی بودند که وارث و وصی دين او گشتند و مهد ظهور ناجی موعود گرديدند و امروزه تنها اميد مستضعفين جهان هستند. ايران مهد بهم آمدن آغاز و پايان تمدن و حکمت و مذهب و انسانيت در جهان است: اتحاد زرتشت (ع) و محمد (ص).
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۲۵

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم عرفان حلقه ۴ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت عرفان حلقه ۴  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه ۱  علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز عرفان حلقه ۴  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم عرفان حلقه ۴  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی عرفان حلقه ۴ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی عرفان حلقه ۴  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری عرفان حلقه ۴  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا عرفان حلقه ۴  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود عرفان حلقه ۴  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

عرفان ۴

فلسفه فقر

«منم آنکه هستم». سخن خداوند به موسی (ع)
فلسفه فقر فلسفه به محاق افتادن جان و تن است در چنتره مرگ و نيستی. يعنی ابتلای وجود به عدم. و در چنين وضعيتی آدمی متوجه تن و جان و روان و اعصاب و اعضا و جوارح خود می شود زيرا صدای ذرّات وجود درمی آيد و صاحبش را فرا می خواند. و اگر فقر صرفاً از جبر نباشد اين صدا دارای ماهيّتی وحيانی و اشراقی و روحانی است. يعنی در قلمرو فقر مادّی مادّۀ وجود به آستانه معنای وجود می رسد و تن به قلمرو روح نزديک می شود. به بيان ديگری اين همان قلمرو و تجربه و درک وحدتِ وجود و عدم است يعنی توجيه و يگانگی ماده و معنا و مرگِ زندگی. اين مصداق سخن خداست که: گرسنه شو تا مرا ببينی! اينگونه است که محمّد (ص) به تنها امری که فخر می فروشد از بابت اشد فقر است. فلسفه های مدرن، حيات بشری را به دو نوع «بودن» و «داشتن» تقسيم می کند. انسانی که بر اساس داشته ها زندگی می کند و انسانی که براسا بودنِ محض. در عرفان ، آنچه که بين انسان و خودش حائل شده است همان داشته های دنيوی اوست اعم از ثروت و يا دانش و علايق دنيوی. آدمی به قدرت فقر به قلمرو وجود خودِ خودش می رسد که بقول علی (ع)، خدا همان خودِ خود انسان است. و فقرمطلق همان خداست که هستی اش را به انسان بخشيده است فقط اوست که هست و مابقی در درجات نيستی قراردارند. برای رسيدن به قلمرو وجود خودی (در مقابل وجود بيگانه– داشته ها) که همان قلمرو عالم غيب و روحانيات و حقايق ابدی است، انتخاب فقر امری واجب و اجتناب ناپذير می باشد. اين سنت انبياء و اولياء و عرفای حقه است. اکثر مردمان وجودشان در نزد بانکها و حکومتها و اربابان و در آجر و سنگ خانه شان است و فولاد اتومبيلشان. و اندکی اند که وجودشان در تن و جان و دل و روحشان است: وجود خودی و وجود بيخودی! حال اينکه امروزه برخی ثابت می کنند که علی (ع) هم يک ملاک بزرگ بوده و امامان ما نيز جملگی اشراف و تاجران بوده اند و خلاصه اينکه اشرافيت هيچ منافاتی با دين و معرفت ندارد و بلکه کسی که خانه و ماشين و موبايل و کامپيوتر و بيمه و… ندارد و زير خط فقر است و در جهنم است حسابش با کرام الکاتبين می باشد. و آنانکه اين سخن سلطان فقر تاريخ يعنی محمد (ص) را وسيله ای برای تحريف و واژگونگی دينش می کنند که: لا  معاش له لا معاد له (آنرا که معاش نيست معاد هم نيست)- يعنی کسی کته غذا ندارد کافر است و به جهنم می رود يعنی دين ندارد. زيرا اگر معاد به معنای حساب و کتاب آخرت است پس اين حديث بدان معناست که کسی که نان ندارد بخورد خداوند با او بی حساب است درست مثل مخلصين در قرآن کريم که اوليای خدايند. ولی اگر معاد به معنای روز قيامت کبری و ديدار با خداست که قرآن کريم اين واقعه را بر کل بشريت از جمله کافران حتمی می داند. و تازه اگر اين حديث بدان معنائی است که مشهور شده و مکتب سوسياليزم اسلامی است، پس تکليف گرسنگی های مستمر پيامبر (ص) و علی (ع) و فاطمه (ع) چه می شود؟ اگر بگوئيم که اينان امامانند و حسابشان از بشريت جداست (که اين خود انکار امامت آنهاست) پس تکليف ابوذر و خاندانش که همه از گرسنگی مردند چه می شود؟ و يا براستی ميليونها زنان و کودکان آفريقائی که از گرسنگی و فقر می ميرند همه به جهنم می روند؟ آيا خدا اينقدر ظالم است؟ خير! اين مائيم که از اشد ظلم خود، سخن رسول را وارونه کرده ايم تا توجيه ثروت اندوزی و غارتگری ما باشد. اين نيز مثل تفسير حديث «خيرالامور اوسطها» می باشد که وسط هر امری را ميانگين و معدل رياضياتی حساب کرده اند. تفسير صرفاً اقتصادی احاديث يکی از علب رسوخ التقاط و شرک و نفاق در مسلمين بوده است که امروزه غوغا می کند. اين هنوز ادامه سوسياليزم اسلامی است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۲۰

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم  حافظ عرفان ۴  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت عرفان ۴  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز عرفان ۴  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم عرفان ۴  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی عرفان ۴  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی عرفان ۴  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری عرفان ۴  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا عرفان ۴  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود عرفان ۴  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

طب اسلامی ۳

اولین پیامبر نفاق
«افلاطون»

بدون تردید این مقاله همه فیلسوفان و فلسفه زدگان را به خشم می اندازد ولی خواهشمندیم که اندکی تامل کنند و صبر فلسفی داشته باشند و به راستی فیلسوف (حقیقت جو) باشند. با مطالعه ای در مهمترین اثر افلاطون یعنی «دیالوگ» که خاستگاه فلسفی اش را نشان می دهد به وضوح یک تناقض گوئی آشکار را درک می کنیم. افلاطون از یک طرف کل روش استدلال خود را از حکیمانی چون جورجیباس و پارمنیدز و اگزنوفانس می گیرد و آنان را استادان و بانیان علم کلام می داند و تبحر آنان را جادویی می خواند و از طرفی دیگر دیدگاههایشان را در مورد فلسفه وجود و معنای حقیقت و آداب تعلیم و تربیت به باد سخره می گیرد و طردشان می کند. برای یک فیلسوف تضاد بین روش (متدولوژی) و حقیقت راه، تضادی نابخشودنی است و آن فلسفه ای که اینگونه و بر چنین تضادی بنا شود بر ابطال آشکار است و عین نفاق و شقاق فلسفی می باشد. افلاطون از طرفی دیگر سقراط (استاد مستقیم خودش) را هم در این کتاب یکی از طرفین ثابت دیالوگها قرار داده که در واقع یک دیالوگ فرضی و داستانی است و بدینگونه می خواهد نظر گاه خودش درباره حکیمان الئات را که نخستین حکیمان توحیدی آن دوران از غرب بودند را اززبان سقراط بیان کند و به واسطه سقراط این حکیمان را مسخره و تکذیب کند و آنان را اهل سفسطه (سوفسطائیان) بخواند. در حالیکه خود سقراط از پرورش یافتگان و مریدان مستقیم همین حکیمان از جمله پارمنیدز (برمنداس) بوده است و به آنان عشق می ورزیده و آنانرا در مقامی برتر از فیلسوف قرار می داده و سوفیست می خوانده که به معنای «مظهر حقیقت» است در حالیکه فیلسوف یعنی حق جو. و سوفیت یعنی کسی که به حق رسیده و خود اسوه حق است. افلاطون پس از شهادت استادش سقراط، پس از دوره کوتاهی زندان، به کلی از راه استادش منحرف گردید و به راستی حکمت توحیدی سقراط و مکتب خودشناسی او را واژگون ساخت. این امر در اثر دیگرش یعنی «جمهوری» واضح تر است و دال بر توبه ای کاملا سیاسی در زندان آتن است. به هرحال افلاطون فیلسوفی به غایت تناقض گو و لطیفه پرداز بود و لذا در آثارش این واژگونگی و نفاق را تاحد امکان پنهان داشت ولی این نفاق و خیانت عظیم در مکتب مریدش یعنی ارسطو عیان شد و بدینگونه بود که برای نخستین بار حکمت تبدیل به حکومت شد و سر از دربار پادشاه مقدونیه درآورد و اسکندر را پرورش داد و برای غارت و قتل عام جهان گسیل داشت. این عاقبت همان جمهوری افلاطون بود. در تاریخ فلسفه هرگز خیانتی اینچنین لطیف و هولناک رخ نداده است. افلاطون برای تبدیل حقیقت یگانه به یک حقیقت مصلحتی – سیاسی دچار تناقض شد و نام این تناقض را «دیالکتیک» گذاشت و آنرا «عرش معرفت» نامید و بدینگونه نفاق خود را به اوج قداست رسانید. تا اینکه دو هزارواندی سال بعد فیلسوف کافر و بی ریایی بنام کارل مارکس این نفاق رسوا شده را ختم نمود و تبدیل به پیامبر کفر شد متّل افلاطونی تبدیل به ماتریالیزم دیالکتیک گردید و پرونده عشق دروغین افلاطونی هم بسته شد. همانطور که «متّل» تبدیل به «ماده» شد عشق هم تبدیل به سکس گردید.

تذکر: چالش و نبرد ما با فلسفه و فلاسفه غربی و غرب زده ای چون فارابی و بوعلی و امثالهم در قبال دفاع از منطق توحیدی در عرفان اسلامی می باشد و دفاع از حکمت قرآنی
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۲۰۹

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت طب اسلامی ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز طب اسلامی ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم طب اسلامی ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی طب اسلامی ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی طب اسلامی ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری طب اسلامی ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا طب اسلامی ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود طب اسلامی ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

شفاعت ۲

امام علي (ع) «باني روشنفكری دیني در تاریخ»

در میان همه مذاهب تاریخ جهان، مکتب علی (ع) اوّلین مذهبی است که به دین نگاهی فکورانه و حکیمانه دارد. علی (ع) را بایستی کاشف عقلانیت دینی و دین عقلانی دانست و همین امر اساس آن پدید ه ای در تاریخ اسلام است که عرفان نامیده می شود. همو را بایستی کاشف و بانی شکاکیت در قلمرو عقل و دین نیز دانست همانطور که مکتب فلسفی لاادری (من نمی دانم) نیز برآمده از سخن معروف آن حضرت است که: «آنکه به نمی دانم نرسیده به دانایی نرسیده است». در حقیقت بایستی ایشان را بانی مکتب اصالت معرفت نیز دانست که می فرماید «آنکه خود را نمی شناسد نابود است». لذا بایستی فلاسفه ای همچون دکارت و هگل را حدود هزار سال بعد از ایشان کاشف مکتب اصالت فکر و اصالت خود آگاهی دانست. همو می فرماید «من هرگز خدای نادیده را نپرستیده ام». و این همان مکتب پوزیتیویزم در معنبای بسیار گسترده تر است که حتّی الهیات و متافیزیک را هم شامل می شود. اگر سوسیالیزم فیزیکی از محصولات روشنفکری دین از دوران رسانس بوده است لذا علی (ع) را بایستی نخستین سوسیالیست کامل نیز دانست که می فرماید «هر کاخی سر بر آورده از کوخهاست». و همو نخستین دموکرات کامل تاریخ نیز می باشد که در حکومتش توده های عامی را به امارات شهرها و استانها گماشت، چرا که کاملترین میوه روشنفکری در عصر جدید دموکراسی بوده است. و نیز اینکه اوّلین و کاملترین نیهیلیست عملی در تاریخ است که چهارده قرن پیش از این فرمود: رشته های بقای دنیا پاره شد …. دنیا قلمرو نابودی است …. و آنچه که هست دلالت دارد بر نیستی. پس بایستی علی (ع) را بانی و کاشف و سلطان بی بدیل جهان روشنفکری دانست.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۹۵

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت شفاعت ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز شفاعت ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم شفاعت ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی شفاعت ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی شفاعت ۲  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری شفاعت ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا شفاعت ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود شفاعت ۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

زرتشت ۲

مارتین بوبر
مشهورترین عارف یهود قرن بیستم جهان

مارتین بوبر به واسطه اثر بسیار کوچک خود بنام «من و تو» شهرت جهانی یافته است تا به امروز تقریباً به همبه زبانهای زنده جهان ترجمه گردیده است. شهرت اصلی این اثر عموماً از جنبه ادبی آن است و یک مکتب ادبی مدرن در زبان آ لمانی محسوب شده است که معروف به مکتب «من و تو» است. ولی این اثر بسیار غنی تر از یک پدیده ا دبی می باشد بلکه شاهکاری در روانشناسی فلسفی و فلسفه رابطه بعنوان اساس وجود انسان است. بوبر نیز همچون سایر فلاسفه اگزیستانسیالیست اروپا بانی مکتب اصالت رابطه می باشد که وجود انسانی را از ذات رابطه انسان با سایر انسانها می داند و به همین دلیل بوبر را هم یک فیلسوف اگزیستانسیالیست نامیده اند. بوبر قبل از نگارش کتاب مذکورش به واسطه تفسیر فلسفی تورات و ترجمه آن به آلمانی مشهور شده بود. ولی فقط در کتاب «من و تو» بود که سیمای عارفانه اش آشکار شد و زان پس زندگی دنیوی خود را نیز بر زهد و تقوا و انزوای از غوغای مدرنیزم بنا نهاد و از آ لمان به اورشلیم مهاجرت نمود و قبل از تشکیل دولت اسرائیل در دامنه کوه صهیون اقامت گزید و به عبادات و ارشاد مریدانش مشغول شد و در انتظار رؤیت یهوه از کوه صهیون نشست. بوبر دو یار همفکر و نزدیک دیگر داشت که هر یک در تمدن معاصر اروپا نقشی حیرت آور ایفا نمودند. یکی «هرتسل» بانی صهیونیزم فلسفی – مذهبی است و دیگر «گوبلز» دکترای فلسفه و ایدئولوگ و وزیر فرهنگ هیتلر است و تنها کسی که به هیتلر وفادار ماند و به همراه او با کل خا ندانش خود کشی کرد. هر چند که گوبلز خودش یهود نبود ولی با جامعه یهود بستگی فراوان داشت و همسر و محبوبش یهودی بود. این سه نفر که دوستان دوران مدرسه و دانشگاه بودند و سه نخبه فلسفه در دانشگاهای آلمان که مجله سوپر روشنفکرانه ای بنا نهادند ولی بتدریج به لحاظ فکری از یکدیگر دور شدند. ماجرای این سه نفر تشابه بسیاری به سه یار دبستانی ما یعنی حسن صباح، خواجه نظام الملک و خیام دارد که هر یک به راهی کاملا ً متفاوت و بلکه متضاد رفتند. بوبر را بایستی ادامه تکاملی دو فیلسوف یهود دیگر یعنی هوسرل بنیان گذار مکتب پدیبده شناسی و فروید بانی روانکاوی مدرن دانست که از ادغام این دو علم به همراه ریاضت و تأملات درونی به جهشی برتر دست یافت. این سه یهود آ لمانی به راستی جلوه های مدرن حکمت موسوی محسوب می شوند و جالب اینکه این هر سه از جانب جامعه رسمی یهودی و روحانیت سازمانی آن مطرود شدند و اساساً در جامعه مسیحیت درک شدند. بوبر همچون همه عارفان جهان به اصالت رابطه مراد و مرید رسید و تنها راه نجات انسان مدرن را در چنین رابطه ا ی خاطر نشان نمود و مابقی انسانها را در خارج از این رابطه محکوم به «او» شدن به معنای شی شدن در جهان صنعت و غول سرمایه داری دانست. البته خود بوبر در اواخر عمرش اذعان نمود که تعبیر درستی درباره «او» نداشته است و دچار یک سو تعبیر عظیم گردیده است. بوبر در دامنه کوه صهیون که وعده گاه خدای موسی با بندگانش می باشد یک جامعه کوچک سوسیالیستی و عرفانی بر مبنای اقتصاد کشاورزی پدید آورد که همچنان تا به امروز بعد از مرگش فعالیت دارد و بسیاری از اعضای این جامعه، اعراب مسلمان هستند و این تنها جامعه ای در اسرائیل است که در آن یهودیان و مسلمانان در صلح و اتحاد با یکدیگر زندگی می کنند و درآمد اقتصادی حاصل از کار خود را در این جامعه برادر وار تقسیم می کنند. و این یک بدعت عظیم و معجزه آسا است آن هم در جامعه نژآد پرستانه و مخوفی چون اسرائیل. بوبر تا به آخر عمر از هر نوع همکاری با دولت اسرائیل سر باز زد و بواسطه فشارهای سیاسی حتی از تدریس در دانشگاه انصراف داد ولی به واسطه شهرت جهانی اش به عنوان یک فیلسوف یهود تا به آخر عمر همچون خاری در چشم حکومت اسرائیل زندگی کرد. این واقعه نشان می دهد که فقط عارفان مذاهب حقه هستند که می توانند بشریت تکه پاره شده عصر جدید را در اوج نژاد پرستی های گونا گون با یکدیگر متحد سازند و جنگ هفتاد و دو مذهب را پایان دهند.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۸۷

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت زرتشت ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز زرتشت ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم زرتشت ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی زرتشت ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی زرتشت ۲  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری زرتشت ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا زرتشت ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود زرتشت ۱  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده