آرشیو برای : اردیبهشت, ۱۳۹۶

حکمت ۵

وظیفه مسلمین
در قبال محاکمه و اعدام صدام حسین

گذشته از خوب و بد صدام حسين و خيانتها و خدماتی که در جهان اسلام انجام داده است و گذشته از عقايدش و دوستی و دشمنی اش با برخی ملل اسلامی، امروزه کل مسلمانان جهان و حکومتهای آنها در قبال محاکمه و اعدام صدام حسين مواجه با يک امتحان بزرگ تاريخی و سرنوشت ساز هستند. خود صدام حسين که عمرش را کرده و عمری در مصدر حکومت بوده است و در صورت ظاهر هم در قبال تهاجم نظامی يک ابرقدرت خونخوار و بی آبرو، تا به آخر مقاومت کرده و از وطن نگريخته و اينک در حال محاکمه و اعدام است و با اين محاکمه و اعدامش مبدّل به يکی از قهرمانان تاريخی جهان اسلام خواهد شد بی ترديد. اگر يک رهبر ملی و ناجی شهيد محسوب نشود لااقل يک شاه شهيد به حساب خواهد آمد. بيائيم و خطای خود درباره ياسر عرفات
را تکرار نکنيم و همراه آمريکا و اسرائيل نشويم. و اما ما مسلمانان در سراسر جهان اگر اين محاکمه و اعدام را به دست سازمان سياه و وزارت دفاع آمريکا، محکوم نکنيم و مهر سکوت بر لب گذاريم و بلکه تأیيد کنيم بدان معناست که به آمريکا اين جواز را داده ايم تا در هر کشور ديگری تحت عنوان مبارزه با ديکتاتوری و شرارت، کودتای نظامی کند و رهبران و حکومتهای ملی را بردارد و از نزد خودش يک پاسبان بگذارد. آيا چنين نيست؟ بدين گونه سرنوشت مسلمين را بدست آمريکا سپرده ايم و از او ممنون شده ايم. اينکه صدام به کشور ما تهاجم نظامی نموده و موجب کشته شدن و معلوليت دهها هزار جوان گرديده و خسارات چند ميلياردی بر اقتصاد ما وارد نموده، ترديدی نيست. بهر حال اين جنگ در ذاتش خطايی کبير و گناهی نابخشودنی بود هم در آغازش و هم در استمرارش. هيچ واقعه ای در قرن گذشته تا اين حد به جهان اسلام لطمه نزد و موجب جهانخواری و مسلمان کشی تمدن غرب نشد. آنهم با افتخار و منت بر مسلمانان. اين جنگ موجب سلطه آمريکا بر جهان شيعه گشت ولی تأیيد محاکمه و اعدام صدام به دست آمريکا و بريتانيا، اين سلطه بر جهان اسلام را تبديل به يک سند حقه نموده و طومار حاکميتهای ملی و دينی در جهان اسلام را می پيچد. به نظر ما محکوم کردن اين محاکمه و اعدام از جانب مسلمانان يک واجب شرعی است و سکوت به مثابه مرگ حاکميت مسلمين در جهان است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۰۰

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت ۵ حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حکمت ۵  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز  قیامت کرامت متافیزیک حکمت ۵  معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حکمت ۵  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی حکمت ۵  خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی  شیطان شناسی حکمت ۵  علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حکمت ۵  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حکمت ۵  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حکمت ۵  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

حافظ ۴۱

اگر صهیونیزم نباشد!

اين واضح است که بخش عمده و بنيادين نظام اقتصادی و سياسی و مناسبات بين الملل جهان اسلام در درون و يا برون از خود با کل جهان سرمايه داری غرب، مبتنی بر موجوديت پديده ای بنام اسرائيل است و بر همين محور به پيش می رود. ماهيت رابطه جهان اسلام با مابقی جهان و خاصه اروپا و آمريکا که يکی از ارکان وجودی مسلمانان مدرن است منوط به دوستی يا دشمنی با اسرائيل می باشد مثل معضله تکنولوژی اتمی يا سازمان تجارت جهانی. موجوديت صهيونيزم، کل جهان و خاصه جهان اسلام را مواجه با مسئله بودن يا نبودن نموده است. با اين مقدمه اين سئوال قابل تأمل حياتی است که اگر همين اينک بناگاه صهيونيزم محو گردد و آرمان مسلمين محقق گردد چه اتفاقی خواهد افتاد و مسلمين و حکومتهايشان چه وضعی پيدا می کنند؟ درباره درک اهميت اين سؤال شما را به مقاله ديگری در اين نشريه تحت عنوان «فلسفه بنی اسرائيل» رجوع می دهيم. بنابراين مسلمين جهان و حکومتهايشان بايستی پيش از اينکه به نابودی صهيونيزم فکر کنند به موجوديت منهای صهيونيزم خود بينديشند و وضعيت خود در جهان را متصور شوند و برای آن پيشاپيش يک ايدئولوژی مدون ارائه دهند. علاوه بر اين حقيقت ديگر اينست که وجود صهيونيزم و اسرائيل منبع تغذيه ای مهمتر از بی هويتی مسلمين ندارد و بميزانی که مسلمين برای فرهنگ و اقتصاد و ديپلماسی خود موجوديتی مستقل دست و پا کنند فلسفه وجودی اسرائيل روی به تحليل می رود و ديگر امپرياليزم هم انگيزه مهمی برای حفظ آن در جهان اسلام نخواهد داشت. وجود صهيونيزم و اسرائيل دال بر بی وجودی ماست هر گاه که ما موجوديت يافتيم وجود اسرائيل محکوم به انهدام است. نفی و نفرين بر اسرائيل بخودی خود برای ما موجوديتی پديد نمی آورد هر چند که لازم است ولی کافی نيست.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۹

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ ۴۱  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حافظ ۴۱  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز حافظ ۴۱  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حافظ ۴۱  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حافظ ۴۱  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی حافظ ۴۱  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حافظ ۴۱  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حافظ ۴۱  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حافظ ۴۱  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

تشیع ۵

مرضي بنام حکومت زدگي

پس از غرب زدگي و فن زدگي و مصرف زدگي مرض حکومت زدگي روی نموده و كل بشريت را بخود مبتلا كرده و بزرگترين مفرّ دين و عقل و وجدان و مسئوليت و اختيار است و لذا از همه زدگيهای سابق مهلکتر است. بدين معنا كه هر مشکل و عجز و بدبختي و تباهي به گردن حکومتها مي افتد و فرد از هر مسئوليي در قبال سرنوشت خود مبرا مي شود. پس اين يك مرض بغايت شيطاني است. اين مرض از جمله محصولات پديده ای بنام دموكراسي مي باشد. دموكراسي بعنوان يکي از بزرگتترين دروغهای مدرن كه ريشه در يونان باستان دارد (مثل همه امراض ديگر) براستي بايستي مادر همه دروغهای مدرن محسوب شود و لذا منشأ همه مفاسد چرا كه دروغ ام الفساد است و دموكراسي را بايستي ام الکذب كبير تمدن جديد دانست. بميزاني كه مردمان باور مي كنند كه براستي سرنوشت خود را بواسطه انتخابات دموكراتيك بدست حکومتها
سپرده اند لذا تمام بدبختي خود را به گردن حکومتها مي اندازند و نه به گردن انتخاب خود. زيرا اين انتخابات بقدری مقدس جلوه داده مي شود كه در درستي آن كمترين ترديد روا نيست لذا حکومتها بعنوان خدايان سرنوشت بشر محسوب مي شوند. امروزه از غايت روشنفکری و پيشرفت است كه حتي گريه و سرماخوردگي بچه ها هم به گردن حکومتها مي افتد و در غيراينصورت محکوم به ارتجاع مي شوی. حتي دعوای زيرلحاف زناشوئي هم مقصری جز حکومتها ندارد. البته خود حکومتها نيز در القاء اين جنون، بسيار دخيل هستتد تا قدرت خود را خدايگونه سازند. اين مرض در كشور ما البته ويژگي خاص خودش را دارد و چه بسا بسيار غامض تر از سائر نقاط جهان است و فحش دادن به حکومت جزء غريزه ملي ما شده است. يکي از ريشه های جديد اين بيمار در انديشه های كاذب انقلابي است و اين از جمله آفتهای انقلابيگری ماست كه مردم هر نقصي را بحساب حکومت بگذارند و حکومت هم بحساب ابرقدرتهای ديگر و آنها هم بحساب جبر تاريخ و اقتصاد و علم و تکنولوژی و الي آخر. اين فرافکني عين كفر آشکار است و جز هلاكت عاقبتي ندارد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۷

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت تشیع ۵  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز  قیامت کرامت متافیزیک تشیع ۵  معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم تشیع ۵   امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حافظ ۴۰  حکمت الاشراق خاتمیت تشیع ۵  خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی تشیع ۵   شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی تشیع ۵  فلسفه بیماری  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ تشیع ۵  فلسفه ملاصدرا  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود تشیع ۵  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

برزخ ۳

حکومت بزهکاران حرفه ای بر جهان

افلاطون در اثر معروفش يعنی «جمهوری» پيشگوئی و اظهار اميدواری کرده بود که بشريت در آينده به مرحله ای برسد که حکيمان به حکومت برسند و نخبگان فکری رهبری مردمان را در دست گيرند. ولی تا به اينجای کار اين آرمان افلاطون کاملًا معکوس عمل کرده است و در طول تاريخ گام به گام شاهد تحقق ماکياوليزم هستيم که حکومت تبهکاران حرفه ای است که برای رسيدن به قدرت از هيچ پليدی رويگردان نيستند. فی المثل حکومت آمريکا را نمونه می گيريم که امروزه دارای سلطه ای جهانی است. اين حکومت از رهبری مردان نسبتاً خردمندی چون ابراهام لينکون و جيمز مديسون آغاز شد و اينک به بزهکاران و ابلهان رسوائی چون کلينگتون و بوش رسيده است. يعنی کسانی که علناً و بافتخار از طريق دفاع از همجنس بازان و مصرف کننده مواد مخدر و حمايت از سقط جنين، رأی آورده و به حکومت رسيده اند. آقای کلينگتون که علناً کاخ سفيد را مبدّل به روسپی خانه کرده بود و اهالی يک شهرک مسيحی نشين در تگزاس را که مخالف ميخانه و رقاص خانه و همجنس گرائی و مواد مخدر بودند را بمباران کرد و جملگی را بهمراه زن و بچه سوزاند و صدای کسی هم درنيامد. آقای بوش هم که در جوانی اش از گردانندگان مشهور مافيای کوکائين و از شرکای قديم ريگان بود و دخترش نيز به راه پدرش ادامه می دهد و استاد افتخاری دانشگاه خانوادگی خودشان (دانشگاه رايس) می باشد و حقوق سياسی تدريس می کند؟! آمريکا بعنوان الگوی جهانی تمدن و آزادی و برابری و علم و هنر و فرهنگ، چنين است و پرواضح است که کل حکومتها بسوی اين اسوه در حرکت هستند. در اينجا به ياد آن پيشگوئی علی (ع) در نهج البلاغه می افتيم که می گويد:

هنگامی فرا می رسد که حکومتها به دست بزهکاران و احمقان می افتد… . آن شب فرا رسيده است و صبح بسيار نزديک است.

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۶

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت برزخ ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز برزخ ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم  برزخ ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی برزخ ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی برزخ ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری برزخ ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا برزخ ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود برزخ ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

بهشت ۴

افسانه طالبان در افغانستان (دکترین اسلامي کردن منطقه)

يک تحليل اينست که طالبان همراه بن لادن تماماً دست پرورده سازمان سيا در وزارت اطلاعات پاکستان بودند و مقصود اين بود تا اسلام و مسلمين بدنام شوند و بدين طريق اسلام زدائی شود يعنی اسلام را بنام اسلام نابود کنند و سيطره جهانی غرب کامل شود و مسلمين برای نجات خود از شرّ چنين اسلامی دست به دامن آمريکا شوند. بهرحال چنين نتيجه ای عليرغم چنين تحليلی کما بيش رخ داده و به پيش می رود. يکی از دکترين های «کميسيون سه جانبه» که بزرگترين اتحاديه مافيايی نوامپرياليزم است در دهه ۱۹۷۰ همين «به خود وانهادگی جهان سوم» و «اسلامی کردن منطقه» و حمايت از انقلابات اسلامی و برپايی انقلابات ضد انقلاب بوده است که در بسياری از کشورهای اسلامی به وقوع پيوسته است. همانطور که حمله به برجهای نيويورک را هم بر همين مبنا تحليل می کنند و نيز عمليات بن لادن را در سراسر جهان. بهر حال اگر پرونده پيدايش طالبان را تحت حمايت وزارت اطلاعات پاکستان که از حاميان درجه اول آمريکا در خاورميانه است بررسی کنيم و نيز سوابق زندگی بن لادن را در آمريکا و شراکت و دوستی اش با امپراطوری بوش و شرکتهای نفتی مد نظر قرار دهيم، چنین تحليل و استنباطی چندان هم بی ريشه نيست. و نمی تواند شعبه ای از «تئوری توطئه» و صرفاً توهم باشد. به گزارش برخی از خبرنگاران آمريکايی در طی دهه های ۷۰ و ۸۰ ميلادی تعداد کثيری از افراد طالبان با آن لباس و ريش بلند در مراکز نظامی آمريکا در خاک آمر يکا و مخصوصاً در تگزاس (ايالت تحت فرمانداری بوش) زيسته و مشغول آموزش و تربيت بودند که بناگاه جملگی محو شدند يعنی به افغانستان و پاکستان برای انجام مأموريت خويش بازگشتند. دکترين اسلاميزه کردن حکومتهای خاورميانه بواسطه اجرای شريعت منهای معرفت و آنهم قشری ترين و مستحبی ترين وجه شريعت به اجرا در آمده است که در افغانستان به اجرا در آمد و مقصود حاصل شد و در عراق هم در حال اجرا می باشد و اين بار قصد تشيع زدايی بدست تشيع منظور است. اين همان اسلام آمريکايی است که دارای دو آلترناتيو (گزينه) می باشد: شريعت قشری و اسلام ليبرالی (مثل اسلام نهضت آزادی). خوشبختانه مسئولين نظام ما اين هر دو خطر و توطئه را شناخته اند و با آن در حال مبارزه اند هر چند که مبارزه ای اصولی يعنی مبارزه معرفتی آنگونه که بايد نيست و لذا موجب پيدايش دهها سوءتفاهم و سوءاستفاده شده است. در تاريخ معاصر ما شايد هيچکس همچون دکتر شريعتی به ذات اين دو خطر و اين دو نوع اسلام آگاهی و احاطه نداشته است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۵

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم بهشت ۴ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت بهشت ۴  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز بهشت ۴  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم بهشت ۴  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی بهشت ۴ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی بهشت ۴  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری بهشت ۴  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا بهشت ۴  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود بهشت ۴  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

ایدز ۳ 

فلسفه هولوکاست

قوم بنی اسرائيل در طول تاريخ بارها قتل عام شده است و هولوکاست جديدترين آن است که بواسطه حزب نازی در آلمان صورت گرفت که تعداد قربانيان آن از ششصد هزار تا شش ميليون تخمين زده شده است. می دانيم که در دوران حزب نازی حدود نيمی از يهوديان جهان يعنی بالغ بر هفت ميلتون نفر يهود در آلمان می زيسته اند پس معلوم است که آلمان امن ترين جای جهان برای يهود بوده است يعنی قوم آريايی بعنوان
مهربان ترين اقوام بشری همواره حامی خداپرستی و عدالت بوده است همانطور که يک بار دگر در دوران هخامنشی بيشترين يهوديان جهان از قتل عام پادشاه بابل به ايران پناهنده شده و از نابودی حتمی نجات يافتند ولی مدتی بعد خشايارشاه مبادرت به اخراج و کشتار يهوديان نمود. و اما چه شد که اين آرياييهای مهربان و ميهمان دوست بناگاه به تنگ آمده و آنچنان ضد يهود شدند؟ عدوات و نفرت آلمانيها با قوم يهود از حدود يک قرن قبل از جنگ جهانی دوم در آلمان آشکار شده بود که اين يک نفرت عاميانه هم نبود اين نفرت را در آثار بزرگان انديشه آلمانی از جمله نيچه نيز شاهديم. ترديدی نيست که انبيای بنی اسرائيل يکی از نخستين پيامبرانی بودند که مروّج يکا پرستی و اخلاق انسانی و دانش و سوادآموزی بر روی زمين بوده اند. و نيز اينکه هيچ پيامبری در قومش اينقدر زجر نکشيده و به قتل نرسيده است که پيامبران قوم بنی اسرائيل. ظهور آن همه پيامبر در يک قوم کوچک دال بر غايت کفر و شقاوت اين قوم است وگرنه ايرانيان در طی چند هزاره با دين زرتشت زندگی کرده اند و انسانی ترين مدنيّت را بر روی زمين برپا نموده اند و همين دين آنها را کفايت نمود تا ظهور اسلام. جز بنی اسرائيل هيچ قومی پيامبران و ناجيان خود را به قتل نرسانيده است. بنابراين حساب انبيای بنی اسرائيل از قومش بکلی جداست همانطور که حساب پيامبر اسلام و امامان از عرب جداست و خداوند در قرآن کريم در ده ها آيه دو قوم را بعنوان کافرترين اقوام بشری معرفی کرده است: بنی اسرائيل و عرب. و اينک حدود نيم قرن است که اين دو شقی ترين اقوام زمين به بهانه قدس مشغول جنون آميزترين جنگ تاريخ هستند. اين جنگ بين اسلام و يهود نيست بلکه جنگ دو جناح از نفاق و شقاوت بشری است به بهانه دين. جنگ بر سر اراضی اشغالی است جنگ بر سر دين نيست. اگر چنين بود مسلمانان لااقل در اين منطقه در جهان با يکديگر متحد بودند و اين همه احزاب کوچک و متفرق ا سلامی وجود نمی داشت که خود با يکديگر در جنگند مثل جنگ درونی سازمان فتح و حماس و زمانی جنگ بين سازمان امل و فتح. جنگ بين دو قوم شقی و منافق است که يکی در موضع قدرت و ديگری در موضع ضعف می باشد که دفاع مسلمين از اعراب فقط دفاع از حق ضعيف است که خانه اش غصب شده است. گويی اين همان تکرار دگر باره جنگ های صليبی می باشد که جنگ بين دو ابرقدرت در سودای فتح جهان بود آن هم به بهانه قدس. به لحاظ تاريخی می دانيم که بنی اسرائيل در هر کشور پناه يافتند در خفا بر عليه ميزبان چه فتنه ها نمودند و نهايتاً برعليه مصالح مردم آن ديار چه خيانت ها کردند. تجربه کشور خودمان در دوران قبل انقلاب سندی زنده و انکار ناپذير است که چگونه برخی يهود با تغيتر منافقانه مذهب در همه ارکان کشورمان نفوذ کرده و يک اقليت نيم درصدی بر کل جامعه ما حکومت می کرد که جز اشاعه فساد و غارت ثروت ملی و نابودی فرهنگ و فروش اسرار ملی به دشمنان هيچ کار ديگری نمی کرد و جالب اينکه همانها نهايتاً عمداً دربار شاه را نيز فريب داده و گريختند و به خدمت اربابان ديگری درآمدند. مشابه چنين واقعه ای در زمان خشايارشاه و در قرن جديد در آلمان رخ داد. در حاليکه آلمانيها در شکست خود در جنگ جهانی اول مشغول بازسازی کشور خود بودند يهودها فقط مشغول غارت کشور و ايجاد تورم (ربا) و فروش اسرار ملی به بريتانيا بودند تا آن خشم ملی برانگيخته شد و آن قتل عام پديد آمد. واقعيت اين است که گهگاهی در طول تاريخ بشر خونريزهای بزرگی
چون اسکندر و چنگيز و هيتلر پديد می آيند و همچون آيه عذاب و انتقام الهی عمل می کنند که برخی از اقوام بشری حجامت می شوند. اينها اگر شيطان هم باشند فرستاده خشم خدا هستند درست مثل ناجيان که فرستاده رحمت خدايند. اتحاد يهود- انگليسی در آن دوران يک واقعه ای آشکار بود و کل وجدان ملی آلمان را جريحه دار کرده بود و درست به همين دليل هيتلر برای ملت خود جز اين دو دشمنی سراغ نداشت. لذا پس از جنگ دوم جهانی انگليسی ها بودند که سرزمين فلسطين را غصب نموده و در اختيار يهود منافق قرار دادند در حاليکه اگر قرار بر انتقام و جبران خسارت باشد می بايستی ايالتی از آلمان را محل اسکان يهود می کردند که کشور خودشان نيز محسوب می شد. يهوديان مؤمن بيش از هر مذهب ديگر از نفاق بنی اسرائيل نفرت دارند و با اسرائيل عداوت می ورزند. شاهد بوديم که آلبرت انيشتن تا آخرين لحظات حياتش مشروعيت اسرائيل را نپذيرفت و به آن کشور سفر نکرد و از پذيرش نامزدی خود بعنوان اولين رئيس جمهور اسرائيل از جانب صهيونيزم سر باز زد تا آنگاه که بعنوان يک پناهنده در کشور آمريکا تحت فشارهای روانی و سياسی تصميم گرفت از طريق نامه ا ی تشکيل اين دولت را تبريک بگويد که در حال نوشتن اين نامه سکته کرد و مرد. اين واقعه نشان می دهد که تحت چه فشاری وادار به نوشتن اين نامه شده است. تبليغات آمريکايی و صهيونيستی برای انتقام از ا نيشتن او را متهم به جنون نمودند و حتی تلاش کردند که اريک فروم بعنوان يک نويسنده و روانکاو خودفروخته را بسراغ او بفرستند تا برای او تشکيل پرونده جنون بدهد همانطور که مشهورترن کتابش تحت عنوان «آناتومی ويران سازی انسان» که به سفارش صهيونيزم نوشته شده بود به طرزی مذبوحانه و مفتضحانه هيتلر را متهم به جنون مادرزادی کرده بود. مسئله ديگر اين است که در جنگ دوم جهانی حدود پنجاه ميلیون انسان غيرنظامی کشته و معلول شدند ولی تبليغات غربی هرگز برای اينهمه انسانهای غيريهود اشکی نريختند و اتفاقاً مستمراً آمار آن را نیز کاهش می دهند درحاليکه کشته شدگان يهود مستمراً افزايش می يابد. روژه گارودی فيلسوف و مورخ فرانسوی در کتاب معروفش که بدان واسطه محاکمه شد بطور مستند ثابت کرده است که چگونه اين آمار بطور تصنعی رشد کرده
است. اين يک پديده کاملًا بی سابقه در تاريخ بشر است که عدم پذيرش يک آمار جرم قانونی محسوب شود آنهم در مهد دموکراسی غرب يعنی فرانسه. و اين نشان می دهد که يک تمدن و دموکراسی بنی اسرائيلی است. خيانت بنی اسرائيل در کشورهای ميزبان و پناهنده اش در طول تاريخ يکی از ويژگيهای برجسته اين قوم است همانطور که در صدر اسلام با همه خدماتی که به آنان شد و حتی از بودجه مسلمين برای آنها معبد ساخته شد و شخص پيامبر (ص) و علی (ع) به فقرای اين قوم شخصاً خدمت می کردند نهايتاً از اين قوم جز خيانت به مسلمانان چيز ديگری برنيامد و اينکه نهايتاً شخص پيامبر در ميهمانی منزل يک پيرزن بيوه يهودی مسموم شد و از همين مسموميت نهايتاً از دنيا رفت در حاليکه اين پيرزن و خانواده اش تحت کفالت شخص پيامبر بودند و اين صفت ويژه ميزبان کشی آنها را با ميهمان کشی تکميل می کند. هولوکاست جزای تاريخی اين نمک به حرامی است اگر واقعيت داشته باشد. اصولًا صفت نمک به حرامی در فرهنگ عامه بشری نشانۀ غايت پليدی است. علی (ع) می فرمايد: «از نشانه های يک انسان پليد آن است که پاسخ خدمت را با خيانت می دهد».
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۳


آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم  ایدز ۳  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت ایدز ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز ایدز ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم ایدز ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی  ایدز ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی ایدز ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری ایدز ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا  ایدز ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود  ایدز ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

انسان کامل ۱۰

راز یک بدبیني ملّي

متأسفانه مردم ما مدتهاست که دچار يک بدبينی عظيم نسبت بهر حقيقتت و باوری شده اند و براستی «تئوری توطئه» همچون سايه ظلمت يا اختاپوسی جگرخوار، هر شهامت و صداقت را در نظرها تبديل به عفريت توطئه ساخته است. چرا؟ مدتی است که مردم ما فقط دروغها را باور می کنند و نسبت به هر حق و صدقی بد گمانند و از آن می گريزند اين بی اعتمادی هولناک نهايتاً بصورت يک عدم اتکا به نفس و خود مسخرگی همه جائی خودنمائی می کند تا آنجا که همه مقدسات دينی و ملی و انقلابی و علمی و عرفانی مبدّل به انواع روز افزون جک و هجو و هزل شده و اين خود- مسخرگی بصورت نوعی هويت درآمده است. اين مصيبت بزرگ فقط در جوانان بيشتر خودنمائی می کند زيرا بی رياترند وگرنه در پيران هم به همان شدت و بلکه عميق تر حضور
دارد و پيران ما منشأ اين بی اعتمادی و بی هويتی می باشند و علت اين خود- بدبينی ملی هستتند . بسياری اين وضعيت را مربوط به ناکامی های آرمانهای انقلاب و خلف وعده های دولتها می دانند و وعده های سر خرمن رياست جمهورها و بی وفائی آنان به رأی هائی که گرفته اند. اين وضعيت علناً در مشارکت مردم در انتخابات تأثيری واضح داشته است که مسئولين امر نيز اذعان کرده اند. ولی اين فقط يک روی سکه است. روی ديگر سکه بی اعتمادی در قلمرو عواطف و خانواده هاست که به مراتب مهلک تر است و لاعلاجتر. و ديگر اين جنبه را نمی توان به گردن انقلاب و دولتها انداخت. زيرا تجربه جوامع مدرن نشان داده که بی اعتمادی نسبت به حکومتها اتفاقاً موجب انسجام عاطفی بين مردم و در خانواده می شود. پس مسئله چيست؟ بنظر ما مسئله همان بحران هويت است که مردم ما بواسطه تعلّقات شديد عقيدتی شديدتر واکنش نشان می دهند و دچار نوعی لجاجت و عداوت با خود شده و از خود انتقام می گيرند. بحران هويت حاصب بحران معرفت دينی است و فقدان يک ايدئولوژی زلال غيرسياسی. زيرا خود سياست زدگی يکی از عللل اين بحران بوده است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۹۲

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ۱۰ ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت  انسان کامل ۱۰ طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز انسان کامل ۱۰  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة انسان کامل ۱۰ اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی انسان کامل ۱۰  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی انسان کامل ۱۰  شناخت شناسی  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی انسان کامل ۱۰ فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی انسان کامل ۱۰  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت انسان کامل ۱۰  معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی انسان کامل ۱۰  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

امام زمان ۳

استراتژی نخبگان نئوامپریالیزم برای رهبری جهان

عصر جديد و جهان مدرن سرمايه داری و نوامپرياليزم به يک لحاظ محصول تدريجی تکامل گروههای نخبۀ مافيائی در پس پرده سياستهای استعماری می باشد که از دوران رنسانس پيدا شدند و اساساً در بريتانيا و فرانسه و آلمان نخستين بنيادهای مخفی خود را پديد آوردند که مجموعه ای از بانکداران و صاحبان صنايع بزرگ و سياستمداران و گاه فلاسفه و ايدئولوگهای وابسته به اشرافيت در حال انقراض اروپا بودند. نخستين
تشکيلات بنام اين جريان مافيائی موسوم به «فراماسونری» می باشد که کمابيش دارای شهرت جهانی است و افسانه هايی حيرت آور را بخود اختصاص داده که بخشی از آن نيز ساخته و پرداخته خودشان بوده است که از خود هويتی اساطيری در اذهان جهانيان بسازند. نخستين فعاليت جهانی و علنی اين تشکيلات در «کمپانی هند شرقی» تجلی يافت که حدود لااقل دو قرن در سراسر جهان مشغول استعمار و غارت ملل بود که در دو جنگ جهانی دچار فروپاشی گرديد و در جنگ دوم منحل شد زيرا رهبر اصلی آن بريتانيای کبير بود که سيطره جهانی اش را از دست داد. در سالهای نخست پس از جنگ جهانی دوم از بطن اين فروپاشی يک جريان نوينی از يک مافيای بسيار پيچيده تر و نخبه تر و جهانخوارتر روی به پيدايش نهاد که تصميم گرفت که آمريکا را مقر فرماندهی اين سلطه جهانی سازد و به رهبری جهان برساند زيرا پس از جنگ جهانی دوم فقط آمريکا بود که سالم ماند و بناگاه ره صد ساله را يک شبه طی نمود و مهد پناهندگی سرمايه داران و بانکداران و دانشمندان و سياستمداران فراری از اروپا شد. اين مافيای جديد تحت عنوان گروه «بايلدربرگ» شکل گرفت و نخستين جلسۀ مخفی خود را در شهر بايلدربرگ آلمان برقرار نمود که رهبری ايدئولوژيکی آنرا دکتر رتينگز يک سياستمدار نابغه آلمانی بر عهده داشت که از بطن حزب شکست خورده نازی سر برآورده بود و مجدداً در سودای جهانخواری و حکومت واحد جهانی به رهبری غرب بود. به پيشنهاد و رهبری همين دکتر يک سازمان مخفی ديگری تحت عنوان «شورای روابط خارجی» پديد آمد که مسئول يک ارتباط جهانی با نخبگان جهان سرمايه داری بود و مقرش در آمريکا قرار داشت و اين سازمان هنوز هم وجود دارد و مقر تصميمات استراتژيک امپرياليزم می باشد و برخی از نخبگان جهانی امپرياليستی در آن عضويت داشته اند که بسياری از آنان به سمتهای بزرگی در آمريکا و اروپا نائل آمده اند. در دهه های پس از جنگ جهانی عمده تصميمات و اقدامات استراتژيک جهان سرمايه داری غرب به رهبری آمريکا در اين دو سازمان مخفی طراحی شده است و بسياری از کودتاها در جهان سوم و انقلابات ضد انقلاب نيز براساس دکترين های اين دو تشکيلات بوده است، از جملته کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و انقلاب سفيد در ايران. و اما در سال ۱۹۷۳ ميلادی تحول نوينی در ماهيت و ساختار و ايدئولوژی و استراتژی جهان امپرياليزم رخ نمود و پديده ای بنام «نوامپرياليزم» را با سيمائی پيامبرگونه بوجود آورد که مترصد نجات بشريت است و قصد برپائی يک حکومت واحد جهانی را دارد. اين تشکيلات نوين که از ادغام آن دو سازمان مخفی پديد آمد به
«کميسيون سه جانبه» موسوم گشت. نخستين جلسه اين سازمان عظيم و مافيائی در شهر نيويورک و به رياست ديويد راکفلر رئیس امپراطوری جهانی راکفلر تشکيل شد و کسانی چون دکتر کيسينجر، دکتر هانتينکتون، پرفسور کوتام، دکتر بال و دکتر برژينسکی از ایدئولوگهای مشهور اين اجلاس بودند که بعنوان مغزهای بزرگ نوامپرياليزم همواره در خدمت حاکميت پشت پرده امپرياليزم آمريکا بوده و سازنده پست های رياست جمهوری و نخست وزيری در کل جهان غرب بوده اند و تا به امروز همه رياست جمهوريهای آمريکا از هر دو حزب و اکثر اعضای کابينه کاخ سفيد و دول اروپای غربی و ژاپن از اعضای رسمی اين کميسيون بوده اند. دانشگاه راکفلر، انستيتو بروکينگز و مؤسسه «رند» از نهادهای اصلی تدوين ايدئولوژی اين اتحاديه اند. اين کميسيون در همان آغاز تأسيس خود همه کشورهای آمريکای شمالی و اروپای غربی و ژاپن و چين کمونيست و برخی از ايدئولوگهای بلوک شرق را بهمراه حدود ۸۰۰ بانک و صنايع چند مليتی و شرکتهای بين المللی و دانشگاههای بزرگ را در عضويت رسمی خود داشت که برخی ازآنان عبارتند: جنرال موتورز، زيمنس، فورد، آی. تی. تی، بانک چيس مانهاتان، دانشگاه ام.ای.تی، دانشگاه توکيو و… . سه جانبه بودن نام اين تشکيلات در وحله اول مربوط به اتحاديه جهانی آمريکا– اروپا- ژاپن بود. امروزه اکثر شرکتهای چند مليتی و بانکها و مؤسسات پژوهشی جهان از اعضای اين اتحاديه می باشند. در واقع اين يک اتحاديه سياسی– دانشگاهی– نظامی– بانکی– صنعتی– اطلاعاتی است و اتحاديه ای مثل ناتو نيز يکی از اعضای آن محسوب می شود و برای خود يک سازمان اطلاعاتی خاصی هم به نام «آيرس» پديد آورده که سازمانی بين المللی است که از همکاری مشترک همه سازمانهای اطلاعاتی غرب مثل سيا و موساد و اينتليجنت سرويس و ديگران پديد آمده است. علاوه بر فعاليتهای استراتژيک سياسی و اقتصادی و نظامی برنامه های تربيت کادرهای نخبه را نيز از همه ملل جهان در اهداف خود قرار داده و ساليانه بورسيه های بسيار گرانقيمت و ويژه به فارغ التحصيلان ممتاز همه رشته های علمی اعطا نموده و آنان را به خدمت خود درآورده است و بزرگترين شکارچی نخبگان جهان است. اين اتحاديه در واقع احيای دگر بارۀ فراماسونری نيز محسوب می شود و در طی دهه های اخير اکثريت دولتمردان جهان غرب و گاه حتی جهان سوم و یا ژاپن و چين و اخيراً روسيه از اعضا و تربيت شدگان اين اتحاديه بوده اند. از دکترينهای اين اتحاديه که بسياری از آنها تاکنون به مرحله اجرا درآمده اند عبارتند از: دکترين جهان چهارم، دکترين بخود وانهادگی جهان سوم، دکترين اسلامی کردن خاورميانه، دکترين خاورميانه بزرگ، دکترين نظم نوين جهانی، دکترين جنگ ماهواره ها، دکترين اتحاديه اروپا، دکترين انقلابات ضد انقلاب، دکترين حقوق بشر، دکترين دهکدۀ جهانی و دکترين جهانی شدن و… . قابل ذکر است که فروپاشی شوروی سابق نیز از دکترين های اين کميسيون بود و بسياری از سردمداران و ايدئولوگهای انقلاب ضد سوسياليستی شوروی مثل گورباچف و يلتستين و پوتين از اعضای مخفی اين اتحاديه بودند. رهبران اخير چين کمونيست نيز از اعضای مخفی اين اتحاديه می باشند. خاندان راکفلر و بوش از مهمترين فعّالين و بانيان اوليه اين اتحاديه محسوب می شوند و کارتر نيز بعنوان مجری دکترين حقوق بشر بواسطه همين اتحاديه به کاخ سفيد رفت. خلاصه همه اين دکترين ها در خدمت يک استراتژی صد ساله بعنوان «پيش بسوی يک نظام واحد جهانی» عمل کرده است. به زبان اعتقادی بايد گفت اين همان حکومت واحد جهانی به رهبری دجال است که داعيه نجات بشريت را دارد و درست در نقطه مقابل حکومت واحد جهانی ناجی موعود قرار دارد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۸

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم امام زمان ۳ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت امام زمان ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز امام زمان ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم امام زمان ۳ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدیامام زمان ۳ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی امام زمان ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری امام زمان ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا امام زمان ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود امام زمان ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

اشراق ۳

روشي دگر برای مبارزه با امپریالیزم

کفر در يک کلام چيزی جز پيروی بی قيد و شرط از نفس خود نيست. و آمريکا کشوری است که بيش از هر کشور ديگری امکان چنين امری را به انسانها می بخشد و درست به همين دليل بهشت نفسانيت جهان مدرن است زيرا حاکميت اين نظام تماماً کافر است و کفر پرور. اينکه آمريکائيان را مردمانی صادق و بی ريا می خوانند بدان معناست که هر کاری که می خواهند به راحتی انجام می دهند و هيچ ابائی ندارند. در واقع آنچه که صداقت ناميده می شود چيزی جز بروز وقاحت و فساد نفس نيست. آنان که اين وضع را صدق و صفا می خوانند در واقع تقوی و حيا و ادب و خويشتن داری را رياکاری می فهمند. بدون ترديد حق کفر آشکار برتر از حق نفاق در دين است همانطور که قرآن کريم منافقان را بدترين خلايق می داند و کافران را به بخشش و رحمت خداوند نزديکتر می خواند. و حق حاکميت جهانی امپرياليزم آمريکا نيز از همين منشأ می باشد زيرا منافقان که همان کافران پنهان و ريا کار هستند بايد هم تحت فرمان کافران بی ريا باشند و اين عدل الهی است. اين همان راز استعمارپذيری و بردگی و وابستگی حکومتهای جهان سوم نسبت به غرب است. در واقع آمريکاپرستی و غرب گرايی مردمان جهان چيزی جز گرايش نفس کافرانه آنها به منشأ کفرشان نيست زيرا بهرحال نفاق در دين زجرآور است و عمری طولانی ندارد. بنابراين حکومتهايی که از غرب زدگی و آمريکا پرستی مردم خود در هراس هستند و برای مهاجرت و فرار مغزها اينهمه تلاشهای مذبوحانه دارند بهتر است که شرايط رياکاری دينی و نفاق را از ميان ببرند تا اين نقيصۀ بزرگ رفع شود. اگر در دين اکراه و ريائی نباشد قدرت جهانی امپرياليزم آمريکا بر سائر جهان نيز بطور کمی و کيفی کاهش می يابد و نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب نيز در جهان سوم به حداقل می رسد و ملل جهان سوم به حمايت بيشتری از دول خود می پردازند و کمتر بازيچۀ تبليغات و وسوسه های حقوق بشری می شوند. و اين دينی ترين و بهترين مبارزه با آمريکاست.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۶

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت اشراق ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز اشراق ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم اشراق ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی اشراق ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی اشراق ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری اشراق ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا اشراق ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود اشراق ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

هایدگر ۲

«لااکراه في الدین» و امنیت ملي

امروزه بسياری از مفاهيم و ارزشهای اخلاقی مخدوش و بلکه وارونه گشته است تا آن حد که تقوا و خويشتن داری و حيا و ادب را رياکاری می خوانند و وقاحت و افسار گسيختگی نفس و فحشا و لااباليگری را عين صداقت معرفی می کنند. تشخيص بين وقاحت و صداقت البته کار سختی نيست ولی همه دعواها بر سر نامگذاری استت. بدون ترديد کافران اعمال خود را با واژه صداقت، تطهير و توجيه می کنند و بدينگونه انسانهای باتقوا را رياکار می خوانند. بهرحال انسانی که ايمان ندارد در جريان خويشتن داری مبتلا به ريا می شود و لذا به زجر می افتد و اگر مجبور به اين امر باشد منافق می شود. درست به همين دليل است که بهشت کافران، کشورهای غربی است. به همين دليل فرهنگها و نظامهائی که احکام دينی و تقوا را به جبر حاکم می کنند مولد طبقه ای منافق در جامعه می شوند که کفر و مفاسد را مخفيانه در جامعه اشاعه می دهند و بانی زشت ترين اخلاق بشری يعنی ريا و نفاق می گردند که امّ الفساد است و همه ارزشهای حقيقی دين را هم بد نام و بی اعتبار و بلکه وارونه می سازد. و اين بزرگترين فساد در يک جامعه است که بنياد هر اعتماد و حقانيت و معنائی را برمی کند و نيهيليزم را بصورت يک فرهنگ بر جامعه حاکم می نمايد و هيچ حجت و دليلی برای حقانيت تقوا باقی نمی گذارد. در بطن چنين جامعه ای يک نظام مخوف و مافيائی شکل می گيرد که دشمن قسم خورده ارزشهای دينی می باشد و نيز دشمن قسم خورده آن نظام حکومتی که بانی چنين نفاقی شده است. لذا چنين جامعه و حکومتی نيز در بطن نهان خويش پرورنده دشمن خويش است و امنيت اجتماعی و سياسی و اقتصادی و حتی بين المللی و ديپلماتيک خود را هم در خطری جدی می اندازد زيرا چنين طبقه منافقی محل و مدخل ورود هر تهاجم فرهنگی و هر فتنه و خيانتی بر عليه منافع حقيقی آن جامعه است. همواره بزرگترين دشمن امنيت ملی هر کشوری چنين طبقه ای می باشد. اکراه و اجبار در دين هم تباه کننده فرهنگ است و هم پديد آورنده نفاق عظيمی در روابط اجتماعی و نظام اقتصادی- سياسی که محل رشد دشمنان دينی و خائنان به ميهن است. در اين نفاق حتی تقوا بدنام است و دين به معنای رياکاری. کفر دشمن قسم خورده دين نيست بلکه نفاق است که دشمنی جز دين ندارد. به همين دليل دشمنی آمريکا با دين و اسلام امری ذاتی نيست بلکه دشمن حقيقی اسلام، صهيونيزم است زيرا مذهب نفاق است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۸۵

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت هایدگر ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز هایدگر ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم هایدگر ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی هایدگر ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی هایدگر ۲  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری هایدگر ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا هایدگر ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود هایدگر ۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده