آرشیو برای : مهر, ۱۳۹۶

سر مقاله

 

ای عزیزان در بند جور و جفا
ای عاشقان سوختۀ نیمه راه
اینقدرها هم نیست ایشان بی وفا
گهگاهی می آید سراغ شما
سرودی زان عشق بر باد رفته می سراید
اندوه بر باد رفتگی می زداید.
هدف این نشریه
عشق به معرفت و حقیقت، ذاتاً دارای رسالت است و به همین دلیل نخستین عاشقان این وادی همان انبیای الهی بوده اند چرا که خداوند انسان را به قصد شناخت و پرستش او آفریده است. پس این عشق یک حقّ وجودی در ذات انسان و جهان است. حاملان این عشق از سودای ریاست و سیاست و معیشت در این قلمرو بیزارند و لذا مجله الکترونیکی یک برکت و موقعیّت خارق العاده است البتّه بشرطی که ویروس ها به سراغش نیایند. انگیزۀ ما در این نشریه چیزی جز درد معرفت و هویت نیست و نیز دردهای بی درمان جسمانیو روانی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی عصر جدید و بن بست های فزایندۀ قلمرو دین و دانش و فن و مدنیّت مدرن. و نیز بن بست ها و دردهای ویژۀ جامعه ما که در بسیاری موارد منحصر به فرد است و جز از طریق خودشناسی علاجی ندارد همانطور که علی (ع) می فرماید: هر که خود را شناخت مشکلش Read the rest of this entry »

خودشناسی نجات

فلسفه خود – آگاهي هگل

 

در فلسفه مدرن غرب، خود – آگاهی اساساً متعلق به فلسفه هگل است و یا لااقل هگل به این ایده، مشهور شده است چرا که کسانی چون فویرباخ و فیخته پیش و بیش از هگل به اهمیت این امر پرداخته اند ولی از آنجا که صاحب فلسفه ای مدرن و سیستماتیک نبودند مورد بی مهری و بی توجهی واقع شدند. به هرحال امر خود آگاهی در اندیشه های مدرن غرب در رأس همه ایدئولوژیها و مکاتب انقلابی و مدرن قرار دارد و این امری به حق است. هگل خود – آگاهی را تنها راه تکامل معنوی و تعالی روح و قلمرو انتخاب و اختیار می داند و این امر را جایگزین مذهب می سازد و گویی که کشفی جدید نموده است. در حالیکه این مسئله در عرفان شرق Read the rest of this entry »

آخرالزمان امام شناسی خداشناسی خودشناسی عرفان عرفان اسلامی فلسفه معرفت نفس نجات

آیا راست مي گویم؟
(فلسفه نیچه)

 

هر کسی با مواجه شدن به یک بن بست یا شکستی بزرگ به خود می آید و لاجرم از خود می پرسد که: آیا اصلا ً راه را درست آمده ام؟ این از برکات معنوی شکست و ناکامی در زندگیست که آدمی را با تمامیت راه طی نموده زندگی خود به سوال می کشاند و در کل عقل و احساس خود شک می کند. برخی از شکست و ناکامی ها مقطعی و موضوعی هستند و لذا به خود آیی حاصل از آن هم سطحی و فنّی و روش شناسانه است. ولی آن شکستی که اصل هدف زندگی را می نمایاند و بطالت و ناکامی مقصود راه را آشکار می سازد منجر به یک خود آیی راه شناسانه و استراتژیک می شود. این خود آیی به ذات تفکّر و نفس می رسد و یک به خود آیی معرفتی و شناخت شناسانه است بدین بیان که: آیا من می فهمم؟ در اینجا آدمی احساس می کند که در ماهیت اندیشه و ادراک و اراده اش عیبی عظیم بوده که او را در تمامیت زندگی باطل و ناکام ساخته است. البته بسیار Read the rest of this entry »

خودشناسی غیبت ناجی موعود نجات نیچه

مردان زمانۀ ما (مطهری – شریعتي)

 

مرد زمانه خود بودن مقامی است که علی (ع) مؤمنان را به آن امر نموده است. مرد زمانه خود بودن مستلزم معرفتی کلان بر جامعه و مسئولیتی عاشقانه در قبال مردمان است و یکی از بزرگترین دردهای جامعه ما همواره کمبود این نوع مردان بوده است و قدرنشناسی در قبال آنان و لجن پراکنی و اتهامات بخیلانه دربارۀ آنان. استاد مطهری و دکتر شریعتی دو تن از بزگترین مردان زمان خود بودند که دربارۀ زمان خود و سرنوشت جامعه می اندیشیدند یکی از جایگاه حوزه و دیگری دانشگاه، کم مانده بود این دو به هم برسند که فتنه ها برخاست و این دو را جدا کرد و پیروانشان را هم به جان هم انداخت و آن دو عزیز را هم هر یک به نوعی از میان برداشت. این دو متفکّر بزرگ و خودجوش که هر دو از جایگاه خود طرد شده بودند (یکی از حوزه و دیگری از دانشگاه) از پیشتازان مدرن کردن اندیشۀ اسلامی و مردمی کردن حکمت و عرفان بودند و این نیازی بود که جامعه ما قرنها در عطش آن می سوخت. ولی افسوس که هر دو جوانمرگ شدند و پیروانشان نیز به کانونهای قدرت گراییدند و کسی Read the rest of this entry »

حکمت عرفان نجات

«چنین گفت زرتشت» با نیچه

 

نیچه معروفترین فیلسوف عصر پسامدرن و بزرگترین منتقد مدرنیزم در تاریخ معاصر جهان است. هر چند که به ندرت کسی کلامش را می فهمد ولی به طرزی حیرت آور کسی از افسون کلامش در امان نمی ماند و نیچه ای می شود گویی از طریق آثارش جنبه ای از روح نیچه در مخاطبانش رسوخ می کند. نیچه را بایستی سقراط عصر جدید اروپا دانست که با فلسفه اش خودش را مسخره می کرد و بدین طریق با دیگران رابطه ای عجیب برقرار می نمود. از هر سخن نیچه در آن واحد دو معنای متضاد قابل دریافت است و این بدان معناست که دارای پیامی توحیدی می باشد و قلب پیام او در اثر معروف «چنین گفت زرتشت» حضور دارد که تماماً حدیث نفس است و گویی زرتشت به واسطه الهام با نیچه سخن گفته است و پس از هزاران سال یکبار دگر خیر و شر و اهریمن Read the rest of this entry »

دسته‌بندی نشده

صادق هدایت « بوف کورِ ِوجدان ملّي ما »

 

هدایت یک انسان به خود – آمده بی رهنما و بی امام است و لذا مؤمنی کافر است و بدین لحاظ عین نیچه آلمانی است. هدایت با عمر کوتاهش کل زمانه اش را در گستره جهان، دید و فهمید و غایت تراژیکش را به یقین دریافت و فاتحه این تمدن را پیشاپیش خواند و در داستان «س،گ،ل،ل» این فاجعه را پیشگویی کرد. هدایت جهانی ترین انسان ایرانی عصر خویش بود و هنوز هم هست. شمعی بود که بسیاری بر گردش جمع آمدند و بخود آمدند و نبوغهای خود را یافتند و دکانها گستردند و به نان و نوایی رسیدند ولی او خودر از این بازی مبرّا بود و از شرّ این یاران منافق گریخت و در پاریس ِتنهایی اش بدست خودش شهید شد و این سنّت عارفان بی امام و راه نایافته در کل تاریخ بوده است. اگر آثار و زندگی «لوکرتیوس» فیلسوف سده سوم قبل از میلاد در روم باستان را درک کنیم، هدایت را تجلّی دوباره او می یابیم که همچو او در سن چهل سالگی خودکشی کرد. در تفسیر خودکشی این پاکترین انسان دوران خودش فقط می توانیم این آیه از قرآن را تفسیر کنیم که «اگر خداوند به برخی از مؤمنان امر به خود-کشی کند اندکی از این امر اطاعت می کنند.» گاه انسان آنچنان تنهاست که حتی دشمنی هم ندارد که او را Read the rest of this entry »

آخرالزمان اگزیستانسیالیزم برزخ بهشت جهنم خودشناسی خودکشی دکتر علی شریعتی متافیزیک نیچه

«صمد بهرنگي» اسطورۀ یك معلّم عاشق

 

عشق به مردم در جهت اعتلای فکر و فرهنگ و مخصوصاً عشق به کودکان در این راستا، از جمله صفات بنبادین پیامبران خداست. از این منظر است که معلم بودن یک رسالت پیامبرانه است و هر که این ذات را احیا نکند و معلم باشد در واقع یک معلم ضد معلم است مثل یک پیامبر کذاب یعنی یک دجال. و صمد بهرنگی از این دیدگاه در جهان مدرن و در کشور ما یک اسوۀ بی نظیر است که هیچ سودا و ادعایی هم نداشت. همۀ انقلابیون معاصر می دانند که زندگی و آثار صمد بهرنگی در احیای و اعتلای فرهنگ انقلابی و خودشناسی فرهنگی چه نقشی ایفا نموده است. بندرت جوانان انقلابی نسل انقلاب از آثار بهرنگی بیگانه بودند. «ماهی سیاه کوچولو» به تنهایی یک بیانیۀ خود آگاهی انقلابی است. انقلابیون تربیتی در کشور ما بسیار اندکند و نسلشان Read the rest of this entry »

دسته‌بندی نشده

هدایت، آل احمد، شریعتي
مثلث هویت مدرن ایراني – اسلامي

 

دکتر شریعتی در مرگ نابهنگام جلال دچار چنان حزن و حیرتی شده بود که هر گز ماقبل و مابعدش در وی مشاهده نشده بود. خود او عجب است که در میان استادان و معبودهایش هرگز نامی از جلال نبرد در حالی که مرید راستین جلال و ادامه دهنده برحق راه او بود در عین حال که شدیداً به لحاظ عاطفه دینی بر مرادش اثر گذاشت و در ایمان عرفانیش به اسلام نقش تعیین کننده ایفا نمود. جلال آل احمد در قلمرو سخن و ادب از صدیقین است و همطراز هدایت و شریعتی. و حائل و واصل ببن این دو و دوست صمیمی هر دو. براستی این سه نفر تشکیل دهنده مثلث فرهنگ نوین و خلّاق ایران مدرن هستند و جریان واحدی می باشند این سه تحصیل کرده غرب ولی بزرگترین نقّاد تمدن غرب هستند و تنها به فرهنگ رفته ای که غرب زده نشدند بلکه خویشتن خویش را یافتند. این سه تن، بانیان خودشناسی هویت ایرانی – اسلامی ما به زبان تحصیل کردگان هستند. درباره صادق هدایت از شریعتی سوال کردند که پس از سکوت طولانی گفت: «هنوز خیلی زود است» آل احمد مرید هدایت بود و شریعتی هم مرید آل احمد. و این سه تنهایان قلمرو خودشناسی ایرانی – اسلامی هستند و لذا هر سه جوان Read the rest of this entry »

دسته‌بندی نشده

شریعتي های ۲و۳و۴و…چه کرده اند؟

 

با رحلت جانسوز و هنوز باور نکردنی دکتر شریعتی جریان تازه ای در میان روشنفکران دینی ما آغاز شد که به زبان ساده تلاشی برای شریعتی شدن و پر کردن خلاء وجود این هویت ملی ما در عرصه نسل جوان بود به طور نمونه می توان از کسانی چون عبدالکریم سرورش ، الهی قمشه ای، رحیم پور نام برد این سخنگویان نسل جوان مادر قلمرو روشنفکری دینی پس از انقلاب دارای چند تفاوت ذاتی نسبت به شریعتی بودند و لذا هرگز نتوانستند اندکی هم آن خلاء هویت را جبران کنند بلکه فقط امیدی نو آفریدند و پس از اندک مدتی هم همه را مأیوس و خمار ساختند و باز این تشنگان هویت را به خاطره دکتر شریعتی باز گردانیدند و البته Read the rest of this entry »

خودشناسی دکتر علی شریعتی عرفان

دکتر شریعتي و پیروانش

 

دکتر شریعتی به معنای واقعی کلمه فرهنگبد دوران ما بوده است. هرچند که وی مسلمان شیعه آتشینی بود ولی وسعت و عمق نظر او موجب شد که فراسوی فرقه ها و مکاتب زمانه قرار گیرد و مبدل به یک مرجع فرهنگی در جهان معاصر اسلامی شود. وی بدین لحاظ از سلاله عرفان است ولی عارفی چریک از تبار حسن صباح. همه انسانهای این چنینی باعث و بانی گروههای فکری کثیر و متناقضی در تاریخ بوده اند که گاه تضاد بین پیروانشان به جنگهای خونین رسیده است. و این از وسعت و عظمت فکر انسانهاست و نه از ضعف و انحطاط. مثل تضاد ببن شیعه و سنی از همان صدر اسلام و نیز تضاد بین شیعیان. همه مکاتب بزرگ و جدی دارای چنین ویژگیهایی هستند مثل تضاد بین مسلکهای سوسیالیستی در تاریخ جدید جهان. به لحاظی فرهنگ مسلط در انقلاب اسلامی ایران، فرهنگ دکتر علی شریعتی بوده است که به پیروزی انقلاب انجامید و از همان آغاز شاهد کثرت و تناقضات خونین بین پیروان این فرهنگ بوده و هستیم. اندیشه او دارای چند عنصر ذاتی و ویژگی خلاق است که مولد گروههای مختلفی بوده است: انقلابیگری (عشق به دگرگونی)، عدالت خواهی (سوسیالیزم)، اصالت طلبی Read the rest of this entry »

اگزیستانسیالیزم امامت تشیع خودشناسی دکتر علی شریعتی ظهور امام زمان عرفان نیچه

خود شناسی به عنوان حلال مشکلات

 

علی (ع) می فرماید: «هرکس خود را شناخت مشکلش حل شد». چرا خودشناسی موجب حل مشکلات است؟ این حکمت علوی را ما به تجربه در همه امور آزموده و به درستی اش یقین یافته ایم. و لذا « عرفان درمانی » را بنا نهاده ایم. انسان اگر به یقین بداند که مشکل چیست و علتش چیست و بر سر پیدایش آن علم و آگاهی یابد آن مشکل حل می شود. همه مشکلات آدمی حاصل جهل او درباره خویشتن است. چون خود را نمی شناسد و بر کم و کیف حالات و افکار و احساسات و اعمالی که از او سر می زند علم ندارد لذا نمی داند که چگونه بایستی بیندیشد و به چه اموری بیندیشد و لذا چگونه عمل کند بنابراین انسان هم به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ عملی به خطا و گمراهی می افتد و دچار مشکل می گردد. تفاوت انسان از سایر موجودات این است که صاحب اختیار است و همه مشکلات او از اختیار و آزادی انتخاب اوست. حال با این قدرت اختیاری که دارد اگر برخود و نیازها و استعدادها و ضعفهایش علم نداشته باشد قادر به انتخاب درستی که موافق ویژگی های او باشد نیست و لذا Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی عرفان درمانی معرفت نفس

خدمت هیتلر به جهان سوم

 

آیا می دانید کبه چرا آنگلو ساکسونها (انگلیسی ها) تا این حد از هیتلر نفرت دارند و حدود نیم قرن است که شبانه روز میلیونها دلار صرف طرد و لعن هیتلر می کنند و فراوان نویسنده و هنرمند را اجیر کرده اند که او را به لجن بکشند و دیوانه بخوانند؟ پاسخ این سوال پر واضح است .علتش این است که هیتلر باعث شد که کل جهان سوم از سیطره استعمار بریتانیای بزرگ خارج شوند. بریتانیایی که خورشید در آن هرگز غروب نمی کرد در یک شبه جزیره ای بی آفتاب محصور شود. آیا براستی ملل جهان سوم تا کنون از هیتلر تشکر کرده اند؟ مردم هند و چین، مردم آفریقا و خاورمیانه و آمریکای لاتین. ولی به راستی معلوم نیست که عداوت آمریکاییها با هیتلر از چه روست؟ زیرا با در هم شکستن امپراطوری بریتانیا به واسطه هیتلر، و شکست هیتلر، آمریکا بود که Read the rest of this entry »

نجات

نوشتن برای چیست؟

 

سارتر فیلسوف شهیر فرانسه می گوید: نوشتن در ذاتش برای دیگری است. ولی این فقط یک روی و حقیقت و صورت ظاهر است. نوشتن در صفاتش برای دیگران است و در ذاتش برای خویشتن است. در صفاتش که برای دیگران است همان گوهره امر به معروف و نهی از منکر است در انواع و درجاتش. همانطور که مثلا ً یک اثر محض فلسفی هم دارای رسالت امر به معروفات شناخت است و نهی از منکرات آن. یک قطعه شعر و یا داستان هم چنین است و حتّی یک اثر محض علمی در فیزیک یا زیست شناسی و پزشکی و امثالهم. یک نویسنده برای دیگران می نویسد تا بدین واسطه به دیگران برسد. این همان سرّ بلاغت به معنای رسانایی است و رسیدن به کمال بلوغ. آدمی فقط در دیگران است که به خود می رسد. اینست راز نوشتن! هیچکس به خودی خود Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان اسلامی فلسفه عشق معرفت نفس

آشنایي تن به تن (فلسفه زناشویي)

 

جهان هستی برای آدمی چیزی جز جهان آشنایی نیست که در این آشنایی نهایتاً با خودش آشنا می شود و خود را می شناسد و می یابد به درجات. و این یافته همان توشه ابدی اوست و سرمایه او از حیات خود در جهان وجود. بی تردید ابزارهای ارتباطی و آشنایی او با جهان همان اعضا و جوارح و حواس و هوش و احساسات اوست. و اما در این ارتباط شدیدترین و جامعترین آشنایی را با جنس مخالف خود یعنی با همسر خود حاصل می کند زیرا در این ارتباط کلیه اجزا و ارگانها و هوش و حواس او و تمامیت تن او درگیر می شود و این یک آشنایی تمام عیار و کامل است. و این بدان دلیل است که همسر واقعاً جنس مخالف است و ضد است و اینست که کاملترین آشنایی آدم با خودش در رابطه با او حاصل می گردد چرا که به قول علی (ع) هر چیزی به واسطه ضدش شناخته می شود. و لذا هر که از همسر خود می گریزد در واقع از خودش و شناخت خویشتن می گریزد و لذا تنها Read the rest of this entry »

آدم و حوا فلسفه ازدواج و زناشوئی

حقّ بدی

 

بدیهای بشر نیز دارای ذاتی نیک است و برخاسته از نیک خواهی جاهلانه بشر است. انسان به میزانی که می خواهد نیک باشد مرتکب اعمال بد می شود. پس یا این نیکی باطنی هم بد است که مولد اعمال بد می شود و یا بدیهایی که ظاهر می شود دارای ذاتی نیک است. در حقیقت آدمی به دلیل روحی که دارد و امر خداست ذاتاً نیک و نیکخواه است ولی جاهل است و لذا نمی داند که چگونه این نیکی را به فعل آورد. در واقع فقط یک بدی وجود دارد و آن جهل است و این جهل جز از طریق معرفت درباره ذات نیکخواهی خویش برطرف نمی شود Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان عرفان شیعی معرفت نفس

کریشنامورتي و پیروانش

کریشنامورتی یک فیلسوف عارف مشرب از سلاله سقراط حکیم بود و مردی به راستی خود – آموخته و جهان بین و جهان شناس. ولی بسیار سخت می توان او را مرد واقعاً عارف و صاحب مکاشفات ماورا طبیعی دانست و بلکه تمام عمرش در پشت درب این واقعه باقی ماند زیرا حقانیت ذاتی دین خدا و رسولانش را تصدیق نمی کرد و به شریعت انبیای الهی نظری مثبت نداشت و لذا پیروانش هم در سرگردانی رها شدند زیرا به بطالت ارزشهای مادی و منطق غربی آگاه شدند و به نیهیلیزم فکری و اخلاقی رسیده ولی براستی راهی فراسوی نیک و بد و دیالکتیک نیافتند و لذا جز رویکرد به مخدرات روشی دیگر برای ادامه حیات پیدا نکردن Read the rest of this entry »

اگزیستانسیالیزم خودشناسی خودکشی دجال عرفان عرفان اسلامی فلسفه عشق نیچه

روانشناسي لقاء الله

در قرآن کریم می خوانیم که در پایان جهان و روز قیامت کبری آنگاه که خداوند نقاب از چهره براندازد کافران می گویند که ای کاش هرگز آفریده نشده و خاک می بودیم. و آنگاه خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند. آیا براستی هرگز درباره این واقعه اندیشیده اید. آیا کافران یعنی منکران وجود خدا و قیامت کبری و لقا الله چرا چنین می گویند و چرا با «صورت» خود را در آتش می افکنند و از خود انتقام می ستانند. آیا در دیدار جمال پروردگار چه می بینند؟ به نظر ما طبق صدها حکمت و حدیث از علی (ع) که قیامت خود را برپا کرده بود و خداوند را دیدار می نمود آن جمال یگانه که در پایان جهان بر کل بشریت آشکار می شود برای هر کسی همان جمال Read the rest of this entry »

آدم و حوا جهنم حکمت خداشناسی خودشناسی عرفان عرفان اسلامی قیامت کرامت

معراج ۹

هستي شناسي چیست؟

هستی شناسی آن نگاهی به واقعیت است که حقیقت نهان و آرمانی آن واقعیت را در عین موجودیتش عیان و بیان کند یعنی بایستی هستی را و هستی ِ بایستی را. پس هستی شناسی همان نگرش توحیدی به پدیده هاست که واقعیت را عین حقیقت می یابد پس این نگرشی کاملا ً عرفانی تا سرحد وحدت وجود است که خدا را در جهان می جوید. این نگرش قیامتی نیز می باشد که از فراسوی خیر و شر و بود و Read the rest of this entry »

خداشناسی عرفان فلسفه قیامت

متافیزیک ۱۱

 

علم هرمنوتیك چیست؟

هرمنوتیك یك اصطلاح یوناني است که برگرفته از نام «هرمس» مي باشد که اسم یوناني حضرت ادریس است که اولین پیامبر و حکیم و معلم بشریت پس از حضرت آدم و قبل از ظهور نوح (ع) مي باشد و در واقع دومین پیامبر محسوب مي شود. او باني و معلم کلمات است و واژه ها را ابداع و تعریف نمود. و این منشأ هر علم است و در واقع بایستي ادریس را معلم اول بشر دانست و نه ارسطو را. در روایات دیني و اسلامي حضرت ادریس باني نخستین مدرسه است و درس و مدرسه هم برگرفته از نام اوست. آن حضرت را بسیار آزار دادند و بارها به قتل رسانیدند که باز به معجزه الهي زنده شد تا بالاخره به آسمان صعود نمود (مثل زرتشت ومسیح).
پس از ادریس هزاران سال بعد، نخستین فرد دیگري که این علم یعني علم کلمه را آغاز نمود و اساس و محور رسالت خود قرار داد سقراط حکیم بود که معتقد بود تنها مشکل بشر اینست که معناي حقیقي الفاظ و واژه هایي را که به کار می برد نمي داند. سقراط شروع به تعریف واژه ها نمود منتهی نه به شکل لغت نامه و یا دایرة المعارف بلکه به واسطه خودشناسي و ادراك باطني. این همان الفباي عرفان است. Read the rest of this entry »

خودشناسی زرتشت عرفان متافیزیک معرفت نفس هرمنوتیک

کرامت ۶ 

 

حكمت جاوید ( خداشناسي )

خداوند، هستی موجودات است و نیستی آنها: هستی ِ نیستی و نیستی ِ هستی، هستی ِ هستی و نیستی ِ نیستی.
خداوند تنها موجودی است که همه او را می شناسند.
خداوند آنگاه شدیدتر حضور دارد که ما در خود حضور داریم.
هرگاه که بخود می آییم خدا را می یابیم.
خداوند همان خود – آیی است.
آنگاه که بیخود هستیم خداوند مراقب ماست ولی آنگاه که بخود می آییم ما مراقب او هستیم.
آنگاه که کاری را برای خدا انجام می دهیم او مشغول انجام کاری ویژه برای ماست.
آنچه را که هر کسی خدای خود Read the rest of this entry »

امام شناسی امامت خداشناسی

قیامت ۸

چه نباید کرد؟

بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده هایش پرهیز نمود.
بایستی تا حد امکان از جهان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت.
بایستی رسانه ها را باور نکرد و تبعیت ننمود.
بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود.
بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد.
بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود.
بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد.
بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورر کرد.
بایستی چشم و گوش را بر وعده های دانش و فن و تمدن بست.
بایستی راه و روشهای خودشناسی و خود کفایی و خود درمانی را جستجو نمود.
بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود.
بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست.
بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظهور ناجی ماند.
بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود.
بایستی شدیداً از داروهای مسکن اعصاب و روان دوری نمود.
بایستی از سه شیطان مشهور به عشق و آزادی و برابری پرهیز کرد.
بایستی هر چه بیشتر از صنعت و فرآورده های صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده های طبیعی روی نمود.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۴۴

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم قیامت ۸  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت قیامت ۸  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز قیامت  قیامت ۸  کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم قیامت ۸ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی قیامت ۸ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی قیامت ۸  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری قیامت ۸  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا قیامت ۸  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود قیامت    ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

 

 

خداشناسی خودشناسی عرفان کرامت معرفت نفس

فلسفه زندگی ۲
آنچه که زن را هلاک مي کند

آنچه زن را نازن می کند ناز او در قبال شوهر است.
آنچه که زن را ناز دار می کند بی وفائی است.
آنچه که زن را بی وفا می کند هرزگی اوست.
آنچه که زن را حق نشناس می کند بولهوسی اوست.
آنچه که زن را بولهوس می کند فقدان مرد یا شوهری مؤمن است که تحت ولایت آنها باشد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۳۹

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ   حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت فلسفه زندگی ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز فلسفه زندگی ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم  فلسفه زندگی ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی فلسفه زندگی ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی  فلسفه زندگی    شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری فلسفه زندگی ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا فلسفه زندگی ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود فلسفه زندگی ۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک هایدگر

 

دسته‌بندی نشده

غیبت ۸

دو قلوهای بشری


عشق و نفرت
حماقت و شقاوت
لودگی و لا ابالیگری
دین و علم
ادب و معرفت
صبر و خداشناسی
بزدلی و عربده
صداقت و شهامت
قناعت و آزادگی
بوالهوسی و بی وفایی
وقاحت و غرور
بی غیرتی و خیانت
نژاد سرستی و کفر
حرّافی و هرزگی
چاسلوسی و عداوت
بی نظافتی و فحشا
بخل و حقارت
حکمت و آرامش
فحاشی و نفاق
خشم و جنون
مردم پرستی و حرام خواری
مکر و جهل
بیقراری و ریا
بیماری و بصیرت
خودشناسی و تواض
عدالت و عرفان
سیاست و دروغ
خرافه و ظاهر سرستی
ساده زیستی و سعادت
افراط و تفریط
بلاغت و یقین
ثروت اندوزی و هراس
محبت و تنهایی
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۳۵

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم غیبت ۸  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت غیبت ۸  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز غیبت ۸  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم غیبت ۸  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی غیبت ۸  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی غیبت ۸  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری غیبت ۸  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا غیبت ۸  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود غیبت ۸  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

عرفان ۹

چند این – هماني

کفر زن همان نازش در قبال شوهر است.
غرور همان خود- فریبی است.
دین همان واقعیت است.
عشق همان خود پرستی در غیر خویش است.
شرک همان چند منظوره بودن یک عمل است.
همسر همان جمال نفس تو است.
خواب همان مرگ خفیف است.
آرزو همان دام شیطان است.
خوشبختی همان رضایت است.
صدق همان دین داری است.
عرفان همان خودشناسی است.
صنعت همان ماشین دوزخ است.
طبیعت همان درب جنّت است.
آخرت همان باطن است.
ابلیس همان منیّت است.
نفاق همان فاصله بین ذهن و دل است.
نماز همان گفتگو با خویشتن خویش است.
اندیشه همان جدال بین بود و نبود است.
مستی و نشئگی همان عبادت کافران است.
تن همان صورت روح است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۳۲

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم  حافظ عرفان ۹  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت عرفان ۹  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز عرفان ۹  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم عرفان ۹  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی عرفان ۹  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی عرفان ۹  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری عرفان ۹  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا عرفان ۹  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود عرفان ۹  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

عذاب ۶

سخنان حضرت علي در غررالحكم

به تحقیق هر که خود را شناخت خدا را شناخت.
درحیرتم از مردمی که در جستجوی گمشده ای هستند درحالیکه خودشان گم شده و خود راجستجو نمی کنند.
به راستی که خودشناسی اعظم علوم است.
هر که خود را شناخت رستگار شد.
هر که خود را شناخت همه را شناخت.
هر که خود را نشناخت هیچ چیز را نشناخت.
هر که خود را شناخت پیروز شد.
هرکه خود را شناخت مشکلش حل شد.
هیچ کس خود را نشناخت الا به واسطه ربی.
هر که خود را شناخت پاک شد.
خودشناسی همان صراط المستقیم است.
ما (امامان) همان اصحاب اعراف (خودشناسان) هستیم.
هر که خود را نشناخت نابود شد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۳۰

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ   حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت عذاب ۶  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز عذاب ۶  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم عذاب ۶  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی عذاب ۶  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی عذاب ۶  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری عذاب ۶  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا عذاب ۶  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود عذاب ۶  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک هایدگر

 

دسته‌بندی نشده

حکومت اسلامی  ۱۸

حکمت فرقاني

می دانیم که «فرقان» نام دیگر قرآن است و در حقیقت محصول نهایی معرفت قرآنی می باشد. اگر قرآن کتاب هستی شناسی و نهایتاً خداشناسی است پس مجموعۀ این شناخت ها منجر به شناخت پدیده های جهان هستی بعنوان نشانه های خداوند (آیات) در عالم وجود می شود و می دانیم که نائل آمدن به مقام فرقان بعنوان درجه ای از علم و حکمت الهی یکی از آخرین مدارج انبیای اولوالعزم بوده است. فرقان در لغت از مصدر «فرق» می باشد و این همان شناخت فرقها و تشخیص مرزها و علم بر حدود موجودات است و عین هستی شناسی است و به مثابه شناخت باطن قران می باشد که منجر به شناخت حریم ها می شود که در صفات بشری همان درک حرمت هاست. به همین دلیل نتیجۀ حاصل از فرقان بعنوان علم حدود همانا درک احکام شریعت و اخلاق دینی و وظایف اجتماعی و حرمت های انسانی می باشد که نهایتاً انسان را به حریم الهی می رساند. واژه «حرم» در ذاتش دارای دو معنای متضاد است: نزدیک شدن و حرمت نهادن و نیز دور شدن و تحریم نمودن. این همان منشأ حلال و حرام در رابطه است. پس فرقان علمی است که تکلیف انسان را با موجودات عالم هستی معین می کند و در واقع علم الوظیفه است. و منشأ پیدایش مرز حلالها و حرامهاست. یکی از محوری ترین رسالت ما در این نشریه همین فرقان شناسی است و اگر از بطن این شناخت که به روش پدیده شناسی و با استفاده از علوم انسانی و معرفت نفس احکام و حدود الهی و حرم ها و حلالها رخ می نماید امری کاملًا منطقی است. در حقیقت ما به روشی دیگر که همان معرفت نفس است یک بار دیگر از منشأ شناختِ حدودِ وجود به حقانیّت احکام الهی می رسیم و این تصدیق کلام پیامبر اسلام است که: «زین پس رهروان معرفت نفس به حقایق دین من نائل می آیند». در حقیقت آنچه که در فلسفۀ یونانی و حکمت اشراق و نیز پدیدارشناسی مدرن موسوم به هستی شناسی است در زبان قرآنی همان علم توحید است که از بطن فرقان رخ می نماید. یعنی فقط از طریق تشخیص مرز و فرق بین هستی ها بواسطۀ معرفت می توان به ذات واحده عالم وجود یعنی هستی مطلق و وجود فی نفسه که خداوند است رسید همانطور که در قرآن می خوانیم که براستی خداوند حائل است بین ظاهر و باطن هر چیزی. به همین دلیل علی (ع) بعنوان مظهر حکمت و علم لدنّی و بزرگترین قرآن شناس معروف به فاروق اعظم است. موجود بودن همان محدود بودن به حدود محسوس می باشد پس وجود شناسی که اساس هر علمی است چیزی جز حدودشناسی نیست و همان شناخت حریم ها و رعایت حریم و حدود قلمرو حرمت هاست و این منشأ پیدایش اخلاق دینی و حکمت عملی است. علم فرقان شعبه ای از خود – شناسی است چرا که اولین موجودی که در دسترس فرد بشری می باشد وجود خود فرد است و لذا یکی از مهمترین نتایج خود – شناسی همان شناخت حدود معنوی وجود خویشتن است و لذا تواضع و عدالت وجودی به معنای قرار گرفتن بر جای خویشتن از ویژگی خودشناسان است و انسان از طریق شناخت این حدودِ معنوی در خویشتن میتواند حدودِ وجود سائر انسانها و موجودات را درک کند و لذا اساس رابطه اش را با جهان بیرون تعیین نماید و فرق خود را با غیر خود دریابد و نیز فاصله و فراق خود را نسبت به غیر خود فهم نماید و اندازه گیرد و از اینجاست که حرمت بعنوان نتیجۀ نهایی این علم پدید می آید که تشخیص جایگاه معنوی خویشتن در میان سائر موجودات است و اساس رابطۀ انسان با سائر انسانها و نیز کلّ جهان طبیعت است و نهایتاً درک فرق بین خود و خدا و رعایت این حریم که منشاء پیدایش تقوا و عبودیت است و انگیزۀ جهاد برای نزدیک تر شدن به خداست. آدمی بواسطۀ حواس پنجگانه اش حد و مرز مادی هر شئ ای را تشخیص میدهد و مثلًا به خود می گوید این یک درخت است ولی این حدّ شناخت هرگز این امکان را پدید نمی آورد که انسان بتواند با هستیِ درخت رابطه برقرار کند. همانطور که انسان می تواند بواسطۀ حواس خود درک کند که این یک جنس مخالف است ولی این حد از شناخت برای برقراری یک رابطۀ معنوی با جنس مخالف کفایت نمی کند زیرا هر چیزی دارای یک معنای واحد و منحصر بفردی در خویشتن است همانطور که هر شئ ای چنین است و هرگز دو موجود در عالم هستی بطور کامل همسان نیستند پس علم فرقان ما را به درک تفاوت معنای موجودات می رساند و نیز این انگیزه را پدید می آورد تا به معانی دیگری از هستی دست یابیم و آن معانی را نیز بر معنای خود بیفزاییم و این همان رشد و تکامل انسان است. بنابراین فقط بواسطۀ چنین شناختی و رعایت این شناخت در حریم موجودات انسان می تواند فاصلۀ بین خود و غیر خود را درک نموده و حقوق این فاصله را رعایت کند تا بتواند به غیر خود نزدیک شود که غیرترین غیرها برای وجود انسان همانا خداست که ذات خویشتن است پس در واقع علم فرقان علم وصال با خویشتن است در وصال با جهان. و این مقام توحید است. به تجربه درک می کنیم که محوریترین مشکل بشر مشکل رابطه است و رابطه تماماً بر قانون فرقان استوار است یعنی مثلًا اگر کسی بتواند با شناخت حدود وجودش به مرزهای وجود همسر و فرزند و دوستانش دست یابد می داند که چگونه رفتاری داشته باشد که موجب تجاوز به حدود آنان نشود و رابطه را ز خمی و ظلمانه نسازد و هم می داند که چگونه به آنان تدریجاً نزدیکتر شود تا بتواند بر حریم وجودشان وارد شده و محرمشان گردد یعنی با آنان به مقام صداقت و صمیمیّت برسد. این همان تلاشی است که کلّ انرژی مادی و معنوی بشر را به خود مشغول داشته است و شکست و پیروزی هر کسی در زندگی منوط به همین امر است. آنکس که از این حکمت بیگانه است و حریمها را درک نمی کند یا در روابطش با عزیزانش بیگانه است و یا متجاوز است و یا ریاکار و چاپلوس و یا تحت ظلم آنان است. فرقان در یک کلام همان علم رابطه است و کلّ مشکلات عاطفی و روانی بشر حاصل فقدان این علم است. آنچه که ظلم و تجاوز و یا محبت و عدالت نامیده می شود بیان وضعیت های گوناگون انسان در جهان فرقان است. آدمی بدون این علم سرگردان عرصۀ فاصله ها و فرقها و فراقهاست. صفاتی همچون احترام، تواضع، تکبر، صداقت، صمیمیت، بخل، تهمت، انصاف، چاپلوسی، کینه و … بیانگر انواع و درجاتِ حضور انسان در جهان فرقان است. کسی که فرق و تمایز و برتری یا کهتری اش را در رابطه با دیگران درک نمی کند در رابطه ها دچار ظلمت است و این همان قلمرو پیدایش ظلم است. علم فرقان همان علم ارتباطاات انسانی می باشد و کسی که این نور را ندارد در روابطش یا ظالم است یا مظلوم. این قاعده شامل حال رابطۀ انسان با جهان طبیعت نیز می باشد مثلًا آدمی در طول تاریخ به واسطۀ پیشرفت علوم و فنون توانست به حدود طبیعت نزدیک شده و بسیاری از حریم ها را در هم شکند که حاصلش جهان صنعت است در حقیقت این علوم و فنون خود شعبه ای از علم فرقان است که بشر بواسطۀ فقدان این علم در رابطه با خود و همنوعانش نتوانسته است از علوم و فنون بهره ای انسانی گیرد. ولی آیا بشر مدرن در رابطه اش با خود هم توانسته است به پیشرفتی در این علم نائل آید؟ البته بانیان و پیشتازان این علم همان انبیا و عرفای بزرگ بوده اند که بانیان اخلاق و حرمت و عدالت و محبت هستند. واقعیت جهان مدرن که جهانی لبریز از سوءتفاهم و ستم و انزجار و جن و جنون است دالّ بر جهل عظیم انسان در جنبه انسانی این علم است. بشر مدرن به میزانی که رعایت اخلاق و حدود الهی را در شأن خود ندانست و وراثت این علم را از جانب عالمان این علم کتمان نمود تمام فرقها و حرمت ها را در هم شکست و با توسل به شعار برابری تجاوز خود نسبت به هم نوعانش را تقدیس کرد. شعار برابری نقابی بر این جهل عظیم است. بشر مدرن از علم تساوی گری که اساس ریاضیات است در روابط انسانی اش بهره گرفت ولی نتیجه جز فروپاشیِ هویت انسانی و نابودیِ حتی روابط غریزی نبود و محصولات القای این قانون ریاضیاتی در روابط انسانی عبارتند از: اعتیاد، خود کشی ، همجنس گرایی فروپاشی خانواده، ایدز و… . با برابرسازیِ صفات بشری حدودِ بشری نابود شد و لذا هویت ها و بیتایی های وجود و آزادی ذاتی موجودیّت بشر مورد تجاوز قرار گرفت و تحت عنوان دموکراسی و سوسیالیزم تقدیس شد. بشر مدرن چون نخواست حدود وجود را رعایت کند و فرقها را درک نماید آن را کتمان نمود و مرزها را در هم کوبید ولی آنچه که حاصل شد تباهی و عذاب و جنون بود و این همان ریاضیاتی کردن روابط انسانی بود و درست به همین دلیل برای چنین بشری جز پول هیچ معنای دیگری باقی نماند یعنی همه انسانها در برابر پول مساوی شدند و پول تعیین کننده حدود انسانها گردید و بواسطۀ پول می توان انسانها را طبقه بندی کرد و حدود وجودشان را خرید و سپس به آنها تجاوز کرد. و اما یکی از جنون آمیزترین این برابرسازیها که انکار بدیهی ترین فرقهاست همان برابرسازی زن و مرد بود و از آنجا که رابطۀ زن و مرد اساس کلّ تمدن است بنابراین جوامع پیرو این برابری دچار پوچی و هرج و مرج و انواع جنون و جنایت شدند. انسان جاهل و سطحی نگرِ عصر جدید که شعورش را به پای ریاضیات و کامپیوتر قربانی کرده می پندارد که یگانگی و اتّحاد در نابودسازی حدود و بیتایی موجودات است حال آنکه موجودیّتِ هر چیزی تماماً بی همتایی آن چیز است و در واقع علم فرقان به مثابه اساس هستی شناسی همان شناخت بی همتایی موجودات است که این بی همتایی همان حضور ذات وحدانی پروردگار به مثابه واحد وجود است و به همین دلیل این علم مولّد حرمت و قداستِ رابطه است و انکار این بی همتایی انکار حرمت انسانی و انکار خدا در جهان است و درست به همین دلیل این برابر سازی تماماً عملکردی کافرانه و دین ستیز دارد و همچنین هستی ستیز است. پس در حقیقت روابط انسانها با یکدیگر قلمرو حریم الهی است به همین دلیل کلّ احکام دین مربوط به روابط انسانی است و اینکه کی امر تقوا و تقرّب الی الله در روابط انسانها رخ می نماید؟ در یک کلام روابط انسانها با همدیگر همان رابطۀ انسان با خداست. پس رعایت حرمت و قداستِ رابطه همان قلمرو عصمت الهی است و لذا تساویگری در رابطه منجر به تجاوز به حقوق دیگران و معصیتی بر خدا و بروز تبهکاری است. به زبان دیگر صداقت و صمیمیت و حرمت یک رابطه همان میزان تقرّب انسان به خداست که محصول رعایت احکام الهی بعنوان رعایت علم فرقان است و رعایت این علم همان راه بهشت می باشد و انکار این علم بر پا کنندۀ آتش کینه و انزجار است و قلمرو دوزخ است. کسی که حدود خود را نمی شناسد حدود دیگران را هم نمی شناسد و لذا یا در فراق رابطه است و یا تجاوزکار است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۲۲۳

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی    ۱۸ خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حکومت اسلامی  ۱۸  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز حکومت اسلامی  ۱۸  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حکومت اسلامی  ۱۸  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حکومت اسلامی  ۱۸  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی  حکومت اسلامی  ۱۸  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حکومت اسلامی  ۱۸  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حکومت اسلامی  ۱۸  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حکومت اسلامی  ۱۸  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

حکمت  ۱۰

غدیر خم: کمال دین و آغاز مذهب عشق

«امروز دین را بر شما کامل کردیم و نعمت را به غایت رساندیم» – قرآن کریم. این آیه در شأن واقعۀ غدیرخم نازل شده است. و اما کمال دین چیست؟ دین بمعنای راهی است که به خدا می رسد و کمال این راه همانا رسیدن به خداست و کمال نعمت هم طبق سورۀ حمد همان صراط المستقیم است که بقول علی (ع) همان راه معرفت نفس است که به خداشناسی می رسد زیرا نزدیکترین راه رسیدن به خدا همان در خویشتن است. یعنی رسیدن به خدا در خویشتن. و همان وادی امامت است و مکتب عرفان عملی در رابطۀ بین مراد و مرید و امام و مأموم. طبق دهها حدیث و آیه قرآن چون دو دل یکی شود سومی خداست. پس واقعۀ غدیر واقعۀ بیعت قلبی و ارادت عرفانی بین دو مؤمن است که یکی در جایگاه امام است و دیگری در جایگاه مأموم. و واقعۀ غدیر خم سرآغاز چنین واقعه ای است و لذا رسیدن به «خم قدر» است زیرا قدر وجود انسان همان خداست و نزدیکترین راه برای رسیدن به خدا همانا دل خویشتن است که خانه و عرش خداست. پس این راهی است که انسان را به خمخانۀ قدر وجود می رساند و انسان را صاحب وجود می سازد زیرا در قلمرو معرفت نفس یک مؤمنِ مرید، راه دل خود را یافته و بر دل خود وارد شده و در آن مقیم می شود و این همان مقام خلافت اللهی انسان است که کمال دین است و لذا ختم نبوت.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۲۰۱

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت  ۱۰ حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حکمت  ۱۰  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز  قیامت کرامت متافیزیک حکمت ۱۰  معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حکمت ۱۰  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی حکمت ۱۰  خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی  شیطان شناسی حکمت ۱۰  علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حکمت ۱۰  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حکمت ۱۰  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حکمت ۱۰  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

حافظ  ۴۶ 

روانشناسي عزاداری حسیني

گریستن و شیون نمودن بمعنای دل را از ماتم و حزن درآوردن است به همین دلیل آنهائی که به دلیل کبر و غرورشان بخود امکان گریه نمی دهند دچار قلوبی شقی و افسرده و سیاهند. عزاداری حسینی کلًا تحت الشعاع این قاعده قرار دارد و اکثر عزاداران ثقل و اندوه یکسالۀ خود را در این مراسم پاکسازی می کنند و این از برکات امام حسین است که در هیچ مذهبی دیگر مشابهش نیست. و اما برخی ادعا دارند که برای امام حسین و شهدای کربلا گریه و نوحه می کنند و نه بحال خودشان. بهرحال توجیه اعتقادی این جماعت نمی تواند چندان زیبا و خداپسندانه باشد زیرا آدمی بحال اسوه و ناجی خود گریه نمی کند بلکه این اوست که بحال ما گریه می کند. آیا این تحقیر مقدّسات و مقام امامت نیست که بحال آنان بگرئیم؟ ولی این درست است که به یاد عظمت و غیرت و شهامت و حق پرستی آنان و بحال کفر و دنیاپرستی خود گریه کنیم. این حق است که خود را در جبهۀ اهل کوفه بیابیم و خود را سرزنش کنیم. همانطور که امام پیش بینی کردند که نخستین گروهی که مراسم عزا برپا می کنند اهل کوفه اند و نخستین گروهی که بزم و شادی بپا می کنند اهل شام هستند. ولی بنظر می رسد که ما مخلوطی از این هر دو مراسم را بپا می کنیم. هم گریه می کنیم و بر سر و سینه می کوبیم و هم شربت و شیرینی و پلو می خوریم. و این نشانۀ خوشی نیست. هرگز صاحب عزا از پلوئی که خود می پزد نمی خورد چون از گلویش پائین نمی رود. بهرحال اکثر مردمان در سراسر جهان فقط بواسطۀ شادی می توانند اندوهگین باشند. بهرحال در هیچ کجای جهان و درهیچ مذهبی آنهم بعد از چهارده قرن اینگونه بخاطر شهادت انسانی مراسمی بپا نمی شود حال بهر نیت و صورتی. اینست راز واقعه! براستی حسین (ع) کیست؟ و براستی که ما شیعه حسینی هستیم و سائر امامان را هم تحت الشعاع حسین (ع) می شناسیم: سفینه نجات.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۹۸

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  ۴۶  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت حافظ  ۴۶  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز حافظ  ۴۶  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم حافظ  ۴۶  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حافظ  ۴۶  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی حافظ  ۴۶  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری حافظ ۴۶  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا حافظ  ۴۶  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود حافظ  ۴۶  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک هایدگر

دسته‌بندی نشده

جهنم ۱۲

 خودشناسي و امام شناسي

در معارف امامیه صدها سخن وجود دارد که معرفت نفس و امام شناسی و خداشناسی را امری واحد معرفی می کند و مترادف با صراط المستقیم هدایت می سازد. دربارۀ رابطۀ خودشناسی و خداشناسی سخن فراوان گفته ایم ولی آیا چه ربطی به امام شناسی دارد؟ امام کیست؟ امام انسانی است که به امّ نفس خود رسیده و ملحق به ذات خویشتن و لذا مظهر یگانگی و توحید است. پس امام در واقع یک سالک به مقصد رسیده در وادی خودشناسی است که این مقام را یا بواسطۀ نصّ امامت داراست و یا بواسطۀ سلوک عرفانی حاصل نموده است و اینست که به لحاظ مقام وجودی امام همان عارف واصل است. و لذا فقط چنین انسانی می تواند مربی و مراد سائر سالکان این وادی باشد. پس واضح است که آدمی بمیزانی که خودش را می شناسد و در راه سلوک باطنی قرار دارد امامش را که کمال این راه است درک می کند و تصدیق می نماید. درست به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید که «فقط رهروان معرفت نفس قادرند که به حقایق دینی من نائل آیند» و اما عالیترین حقیقت دین محمد همان امامت است که در ظهور آخرالزمانی کلّ دینش را به عرصۀ ظهور میرساند. و لذا آن تعداد سیصد و اندی نفر که یاران و مریدان اولیه امام زمان هستند جملگی عارفانند و به نور عرفان قادر به درک و تصدیق نور امامت می باشند زیرا خودشان نیز به درجه ای این نور را دارا می باشند و صفات امامت را درک می کنند. اینکه گفته شده که نخستین و شقی ترین گروهی که در مقابل ظهور امام زمان انکار می کنند گروهی از سادات آل محمد هستند بدان معناست که گروهی از مسلمانانی که در مسلمانی خود تردیدی ندارند ولی اهل معرفت نفس نمی باشند و لذا امام را درک نمی کنند و دعوی او را انکار می نمایند و با او می جنگند و هلاک می شوند. پس مهمترین عامل آمادگی برای ظهور آن حضرت همان معرفت نفس است.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۹۶

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم ۱۲  حافظ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت جهنم ۱۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز جهنم ۱۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم جهنم ۱۲ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی جهنم ۱۲ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی جهنم ۱۲ شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری جهنم ۱۲ فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا جهنم ۱۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود جهنم ۱۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک هایدگر

دسته‌بندی نشده

لحظه ای با خود ماندن

آیا آدمی چه مقدار از ساعات و عمرش را در خود و با خودش زندگی می کند؟ این سؤال به مثابه حرف اوّل و آخر خودشناسی و حکمت عملی و عرفاان است. و برای کسی که زندگیش را به بازی نمی گیرد مهمترین و مستمرترین دغدغه است. اگر دقّت کنیم حتّی دقیقه ای از شبانه روز مان را هم مقیم در خود و با خود نیستیم یعنی خود نیستیم. و این همان معنای بیخودی و راز از خودبیگانگی و جنون و همه مسائل و بدبختی ها و چراهای حیات و هستی انسان است. یا تماماً مشغول اشیاء و آدمهای دیگریم و در تنهائی مان ها در خود مشغول دیگرانیم. یعنی وجودمان در بیرون و درونمان تماماً اشغال شده و مصادره است بواسطۀ غیر. ما غیر خودیم و این واقعۀ بی وجودی ماست که چه بسا تحت عنوان عشق تعبیر و تقدیس می شود که عین جنون ماست. آنچه که در عرصۀ مذهب و عرفان تحت عناوینی همچون عبادت، حضور، ذکر، استغراق و نهایتاً توحید مطرح است همانا تلاش برای رسیدن به خود و ورود در خود و مقیم در خود و با خود بودن و خود بودن و اصلًا تمرینی برای بودن و وجود داشتن است. بدینگونه است که علی (ع) می فرماید «کسی که خود را نمی شناسد نابود است». زیرا خودشناسی مستلزم پاکسازی نفس و ذهن و احساس و روان خود از غیر از خود است و سپس رسیدن به خود و شناخت خویشتن خویش. این شناخت همان نور وجود است. پس وجود همان معرفت است که با جستجوی خدا در خود حاصل می آید. آنچه که انسان را در رویاروئی با خویشتن خویش یاری می دهد و امکان ورود به خویشتن می دهد و نوری در قلب ظلمت باطن است همانا خداست که به یاری ذکر و صفات و اسامی او این جستجو ممکن می شود و این ورود میسّر می آید. زیرا با حذف غیر از باطن خویش آنچه که باقی می ماند عین ظلمت عدم است و پوچی محض. و با نور معرفت است که به یاری یک پیر معنوی از قلب ظلمت نور می جهد و از عدم وجود پدید می آید و این همان خلقت جدید و زایش عرفانی از بطن خویش است. آدمی خصم خویش است و عاشق غیر و لذا خود حجاب خویشتن است. معنای حقیقی رشد و تعالی انسانی و تحقّق توحید در نفس بشر همانا رسیدن به خویشتن خویش منهای تاریخ و وراثت و طبیعت و فرهنگ و عادات و ابتلائات روانی است. و در ارادت و اطاعت از یک پیر عارف و بخود رسیده می توان این درب ظلمانی نفس را گشود و بر آن وارد شد و غیرها را بیرون ریخت و در خود ره پیمود و رهسپار وادی فنا شد که همان گوهرۀ بقای خودی و ذات است. لحظه ای با خود ماندن کاری خدائی است و اینست انسان. اینست که خودشناسی عین خداشناسی است زیرا «خود» عین خداست زیرا اگر بخواهیم خویشتن خویش را تعریف و توصیف کنیم که در آن اثری از غیر نباشد به معنای فنا می رسیم که عین وجود محض و خداست. و اینست که علی (ع) معرفت نفس را برترین عبادات می داند و در واقع صراط المستقیم عبادات است.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۵۳

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت تشیع ۸  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز  قیامت کرامت متافیزیک تشیع ۸  معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم تشیع ۸   امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی حافظ  حکمت الاشراق خاتمیت تشیع ۸  خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی تشیع ۸   شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی تشیع ۸  فلسفه بیماری  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ تشیع ۸  فلسفه ملاصدرا  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود تشیع ۸  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

برزخ ۷

شرایط اجابت دعا

دعا به درگاه حق مستلزم حقوق و آدابی است که کمابیش می دانیم و بطور کلّی عبارتند از: جدیّت و شوق لازم برای درخواست از خدا، معرفت لازم دربارۀ خواستۀ خودمان و اخلاص در دعا که همانا تک نیّتی بودن آن است. در قرآن و احادیث داریم که از آنجائی که اکثر مردمان این شروط را برای اجابت دعای خود ندارند بهتر است که دعای خود را به نزد رسول٬ امام و یا مؤمن مخلص ببرند و از طریق او خواسته خود را به خدا برسانند. شروط دوم و سوم اجابت دعا اموری هستند که اکثر مردم از آن غافلند زیرا معرفت لازم در حقّ خواستۀ خود را ندارند و نیز اخلاص لازم. و امّا نکته دیگر در اجابت دعا اینست که خداوند لزوماً به روشی که ما می خواهیم خواستۀ ما را اجابت نمی کند زیرا او نظر بر قلوب ما دارد و نیّت ما را در می یابد و نه لزوماً صورت ظاهری خواستۀ ما را. مثلًا اگر پول بیشتری می خواهیم برای راضی ساختن همسر یا فرزند است و گرنه پول بخودی خود ارزشی ندارد. حال اگر بدون رسیدن پول بیشتر همسر و فرزندان ما راضی شدند پس دعای ما اجابت شده است. زیرا چه بسا هر چه که پول بیشتری بدهیم حرص و توقّع هم بیشتر می شود و هرگز رضایتی حاصل نمی گردد یعنی دعای ما اجابت نمی شود. پس عاقلانه و دعای با معرفت آن است که بگوئیم: خدایا به خانۀ ما قناعت و رضایت عطا فرما نه اینکه اول پول بیشتری برسان. دعای خردمندانه در خواست افزایش قناعت و عزّت و عقل و ایمان است نه درخواست پول بیشتر. چه بسا دعاهائی که ذاتاً گناه هستند و لذا اجابت نمی شوند و اگر بشوند بر بدبختی ما افزوده اند. کسی که خود را بشناسد دقیقاً می داند که چه چیزی از خدا بخواهد.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۴۸

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت برزخ ۷  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز برزخ ۷  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم  برزخ ۷  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی برزخ ۷  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی برزخ ۷  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری برزخ ۷  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا برزخ ۷  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود برزخ ۷  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

بهشت ۸

فلسفە نذر و نیاز

نذر کردن صدقه و انفاق و خیرات در همه مذاهب جهان حضور داشته و از ارکان عبادی دین است و صورت مادی تقوا و عبودیت محسوب می شود و دارای دو نوع و ماهیت می باشد که برخاسته از دو نگاه و نیّت است: برای رضای خدا و برای رضای خود! ولی عموم صدقات و انفاق های بشر بر نوعی معامله با خدا استوار است. آدمی چیز اندکی می دهد و در مقابل چیز بسیار بزرگی از خدا می خواهد. بنابراین نذری که فقط بر اساس محبّت به خدا و رضای او باشد و هیچ تمنائی لااقل دنیوی مطالبه نشود البته بسیار نادر است. در واقع در این حالت هم انسانِ انفاق کننده از خداوند طلب امری معنوی می کند مثل محبّت خدا، معرفت، ایمان برتر و یا بهشت اخروی. و این یک معامله برتر است که انسان از مادّه ای دست می شوید تا به معنائی برسد. و یا نقدی را می بخشد برای یک نسیۀ اخروی و ابدی. امر فناشونده ای را پیشاپیش می دهد تا به امر پایداری نائل آید. ولی اکثر مردم با خداوند معامله ای کاملًا مادی و دنیوی می کنند. صدقه ای می دهند تا به بیشتر از آن دست یابند و یا برای سلامتی و نجات زندگی خود و یا عزیزان خود مبادرت به نذر و صدقه می کنند. که این هم معاملۀ دنیوی می باشد. ولی عالیترین نذر همانا بقصد طلب محبّت و رضای خداست و حتّی نه بهشت اخروی. نذرها بعنوان نوعی عبادت شامل همان تقسیم بندی سۀ گانه علی (ع) می باشد: از ترس عذاب ، به امید بهشت و برای رضای خدا ولی برای مؤمنین و داعیان ایمان نذورات نوع اوّل نه معقول است و نه مقبول. هر چند که خداوند به همۀ این انواع نذرها کمابیش به بشر پاسخ داده است وگرنه این سنّت در میان بشر از بین می رفت. مؤمن بایستی فقط به نیّت رضا و محبّت الهی انفاق کند آنهام از دوست داشتنی ترین چیزهای زندگیش و نه از اضافات خود. ولی در میان عامّۀ مردم اکثر نذورات بر اساس مطالبات دنیوی از خداست و چه بسا ماست ریختۀ خود را نذر می کنند که این مسئله نه تنها انفاق محسوب نمی شود بلکه عین نفاق و مکر با خدا و کلاه بر سر او نهادن است و البته به مکر الهی دچار می شوند و موجب رسوائی و عذاب است. در قرآن کریم اشاره به گروهی از داعیان دین و ایمان شده است که بجای اطاعت از رسول و اولیای دینی به صدقات و خیرات و آبادی مساجد و نمازهای مستحبی و امثالهم روی می کنند که این نیز مکر دیگری با خداست و خداوند این جماعت را وعده به عذاب نموده است. مال حرام کسب می کنند و ته سفرۀ حرام خود را صدقه می دهند. بهرحال اگر نذر کردن از انواع حیله گرانه و منافقانه نباشد یکی از روش های بدیهی خداشناسی است و انسان می تواند در حیات مادی خودش وجود خداوند و وعده های او را درک و تجربه و امتحان نماید و گام به گام در این راه خالصانه تر عمل کند و به نذر دوست داشتنی ترین چیزهایش بپردازد و جز رضای الهی را منظور نداشته باشد. نذر در مقابل نیاز است و هر چه که نیازی معنوی تر باشد آن نذر هم به اجابت نزدیکتر اسات همانطور که به روایت از رسول اکرم (ص) آمده است که نیاز به معرفت سریعترین و حتمی ترین نوع نیاز و دعا می باشد و نیز اینکه فقط دعاهای خالصانه اجابت می شوند. اخلاص در دعا همان میزان خلوص نیاز است. در قرآن نیز آیۀ مشهور دعا بیانگر اخلاص در دعاست که اجابتش را کاملًا تضمین کرده است: ادعونی استجب لکم! یعنی مرا بخواهید تا شما را اجابت کنم. یعنی مرا دعوت کنید تا بیایم! این معنای سریع و تحت الّفظی آیه است بی هیچ تفسیر و تحریفی! این آیه شامل حال نذورات هم میشود زیرا نذر کردن بخصوص ادای نذر قبل از اجابت میزان و محکی مادی برای صدق نیز می باشد. صدقه بمعنای تصدیق یک نیاز است. وقتی انسانی برای نیازی قبل از اجابتش انفاق می کند پس در آن نیازش تردیدی ندارد و این انفاق یا نذر به معنای مهر تأیید نیاز می باشد. نذر کردن و انفاق و صدقه نمودن به نیّت رشد و تعالی معنوی متأسفانه در فرهنگ اسلامی ما هیچ جائی ندارد و از قلم افتاده و از زبان کسی تبلیغ و معرفی نمی شود. آیا براستی کسی هم برای تعالی معرفت و اخلاص در دین و یقین در ایمان و محبّت خدا نسبت بخودش نذر می کند و انفاق می نماید؟ ولی عالیترین دعا و نذر و انفاق همان است که خداوند در کتابش پیش روی ما نهاده است. و آن اینکه او را به خانۀ دل خود دعوت کنیم. این دعا بی شک اجابت می شود و این غایت و کمال هر دعا و ادعائی می باشد.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص. ۱۴۸

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم بهشت ۸ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت بهشت ۸  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز بهشت ۸  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم بهشت ۸  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی بهشت ۸ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی بهشت ۸  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری بهشت ۸  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا بهشت ۸  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود بهشت ۸  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

اوشو ۳

امر بمعروف و نهي از منکر در جهنّم

عصر آخرالزمان عصر آشکاری جهنم است آنگونه که قرآن هم می فرماید دوزخ آشکار شد بنابراین در عرصۀ تبهکاریها و عذابها و دردهای بی درمان که جملگی عوارض دوزخ زمینی بشرند امر بمعروف و نهی از منکر و همچنین درمان امراض و رفع گرفتاریها از مردمان کاری بیهوده و هدردادن نیروست و موجب عداوت شدیدتر با دین است همانطور که شاهدیم. هر عذابی را که برداریم عذابی مهلکتر پدید می آید و تلاش برای رفع هر بدبختی منجر به بدبختی لاعلاجتر می شود. و این واقعیت است. زیرا عذابهای الهی مطلقاً قابل شفاعت نیستند و باید دورانشان سپری شود همانگونه که قرآن می فرماید. تنها کاری که می توان کرد معرفت بخشیدن دربارۀ حق و علل این عذابهاست تا هر چه سریعتر ایمان آورند و به توبه برسند و آنگاه که عذاب رفع شود دوباره به گناهی هولناکتر روی نکنند. بنابراین امر بمعروف و نهی از منکر فقط بمعنای خود آگاهی و معرفت دربارۀ حقِّ عذاب می تواند ثمر بخش و ناجی باشد نه امر بمعروف و نهی از منکر کلامی و اخلاقی و شرعی محض. این نوع امر و نهی به مثابه نمک به زخم پاشیدن است و اثری معکوس ببار می آورد که آورده است. امروزه بایستی عذاب شناسی و دوزخ شناسی را ترویج نمود که عین خودشناسی بدبختی هاست. خداوند نیز می فرماید که این گونه مردمان را سرزنش مکنید زیرا خودشان مشغول سرزنش خویش هستند. بایستی با آنان مهربان بود و معرفت نفس بخشید و معنای عذاب را روشن کرد و این بدبختی ها را به گردن شرایط و حکومت و اقتصاد و حوادث نگذاشت بلکه معلول راه و روش خطا و گناهکارانه معرفی نمود. متأسفانه در مملکت دینی ما از این نوع نگرش و معرفت خبری نیست و نگرش ما به مشکلات تماماً مادی و فنّی است.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص. ۱۴۴

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت اوشو ۳  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز اوشو ۳  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم اوشو ۳  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی اوشو ۳  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی اوشو ۳  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری اوشو ۳  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا اوشو ۳  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود اوشو ۳  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک هایدگر

دسته‌بندی نشده

امامت ۶

“زن”

بزرگترین امتحان الهي برای مرد

بزرگترین ابتلاء و امتحان خدا برای هر مردی همسر کافر و ناموافق و ابله است که محبت را چاپلوسی می داند و صداقت را وقاحت می پندارد و گذشت را بزدلی و حقّ حساب می نامد و وظیفه را ایثار می یابد و تعهد را خفت و خواری می فهمد و حرمت را رشوه. این نوع انسانها را به قول قرآن گویی که دلی نیست زیرا دل آدمی کانون شعور و ادراک است. چنین همسری همچون خاری در چشم و استخوانی در گلو و میخچه ای در پا و غده ای در مغز و موئی در دماغ و دریچۀ مسدودی در قلب است. نه می ماند و نه می رود نه هست و نه نیست. نه دوست است و نه حتی دشمن. خداوند این نوع زنان را برای مهربانترین مردان قرار می دهد تا مهرشان را به کمال برساند که همان قهّاریت عادلانه است که چنین زنانی را هم بالاخره بیدار و صاحب دل می سازد. و لذا چنین زنانی همچون عایشه نصیب رحمة للعالمین و یا همچون جعده نصیب امام حسن می شود که صورتی از رحمت جدّش بود و یا نصیب حکیمانی چون سقراط و شیخ خرقانی می شود که می گفت: هر چه از کرامت الهی دارم از صبرم بر این عفریته کسب نموده ام. صبر بر همسر در همه حال به مثابه عمیق ترین و کاملترین امتحان خدا و قلمرو اشدّ تجربه و خود آزمایی و انسان شناسی و کسب معرفت است که نهایتاً به خداشناسی می انجامد. صبر بر همسر صبر بر نیمۀ پنهان خویشتن است و صبر بر حق است البته تا آنجا که موجب تباهی ایمان و عقل و عصمت نگردد. هیچکس بر چنین صبری زیان ندیده است. و بدانیم که مقام صبر در قاموس قرآن به مثابه کمال ایمان است (سوره عصر). و این را نیز بدانیم که خداوند می فرماید که: از جنس نفس هر کسی برایش همسری قرار می دهد. پس صبر بر همسر صبر و تحمل بر خویشتن است و قلمرو اشّد خودشناسی و خداشناسی. و این را نیز بدانیم که زن را عموماً دلی نیست و به همین دلیل همواره مرد است که عاشق است. و عشق زن چیزی جز عشق به عشق مرد و به خودش نیست. فقط زنان مخلص و عارفه هستند که صاحب دلند که تحت ولایت مردی مخلص به توبه ای نصوح رسیده اند. و کلام آخر اینکه زن خود به مثابه دل مرد است و لذا مرد عاشق بر دل خویشتن است که هر گاه حقوقش را ادا نمود رستگار است و این رستگاری همانا گذشتن از دل خویش است در غایت گذشت: دل کندن از خویشتن خویش؟ اینست کمال!
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۲۳

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم امامت ۶  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت امامت ۶  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز امامت ۶  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم امامت ۶  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی امامت ۶  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی امامت ۶  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری امامت ۶  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا امامت ۶  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود امامت ۶  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

امام زمان ۶

 شرایط توکّل

توکل خالصانه به خدا که تنها قلمرو رابطه ای مستقیم با خدا و تقرّب الی الله در عمل است هنگامی ممکن است که آدمی در شرایط انتخاب بین حق و باطل قرار گیرد در شرایطی که برای انتخاب حق هیچ ضمانت و امنیت جانی و نانی و نامی و عاطفی در نزد خلایق نداشته باشد و از همه سو تهدید شود و هیچ یاور و بیمه و ضامن هم درکار نباشد. اصولًا کسی که دعوی ایمان و اخلاص و خداپرستی دارد هرچند وقت از جانب خدا دچار چنین امتحان و انتخابی می شود تا خودش ببیند که براستی آیا خدا را برای خود کافی می داند یا نه. دین و دعوی ایمان و خداشناسی در یک کلمه چیزی جز اثبات «خدا کافی است» نمی باشد. و چنین اثباتی هنگامی محقّق می شود که فرد مدعی و امتحان شونده فی الواقع در آن امتحان و انتخابش بناگاه کلّا ارکان حیات معیشتی و اجتماعی و عاطفی و حیثیتی و جانی خود را بر لبۀ نابودی ببیند و هیچ راه نجاتی جز از جانب خود خدا نداشته باشد و به خدا اطمینان کند و حق را انتخاب نماید. و اینگونه است که آدمی هم خودش را به تمام و کمال می آزماید و هم خدایش را. و انسان تا در چنین امتحاناتی موفق نشود ایمان و باورش به خدا و دین و حقیقت شعاری میان تهی است. خدا را فقط می توان در مواقع نابودی شناخت. و توکل یعنی اطمینان به خدا در چنین شرایطی. توکل قلمرو یافتن هستی از نیستی است.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص. ۱۰۹

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم امام زمان ۶ حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت امام زمان ۶  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز امام زمان ۶  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم امام زمان ۶ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی امام زمان ۶ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی امام زمان ۶  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری امام زمان ۶  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا امام زمان ۶  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود امام زمان ۶  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

اشراق ۷ 

فرق نبي و امام

کمال نبوت امامت است و هر امامی دارای مقام نبوّت هم بوده است. این واقعه را در قرآن بوضوح درک می کنیم دربارۀ انبیای اولوالعزمی که به کماال نبوّت و امامت رسیده اند مثل حضرت ابراهیم (ع) و موسی (ع) و محمد (ص). این سخن از پیامبر اسلام است که «غایت نبوت آغاز امامت است» خداوند با نبی اش از بیرون سخن می گوید و با امامش از درون. اینست که امام را عرش خدا گویند. امامت همان نبوت باطنی است و خدا از درون وجودش با او سخن می گوید و از این مقام است که سخن « خودشناسی – خداشناسی » پدید آمده است. و اینست معنای کمال نعمت و کمال دین که در واقعۀ غدیرخم از آن سخن رفته است که سرآغاز امامت و پایان نبوّت است. و اینست که امروزه هر کسی می تواند از طریق معرفت نفس امامت وجودش را دریابد و به امام برسد. بنابراین مسئله فرق و تفاوتِ درجه بین نبی و امام امری نیز دعوائی مهمل و منتفی است. و لذا دعوای بین اهل شریعت و طریقت در اینکه آیا پیامبر اسلام برتر است یا علی (ع) جاهلانه است زیرا پیامبر اسلام می فرماید «من و علی نور واحدیم». «هر کجا که من بودم علی بود و هر چه که من دیدم علی دید. علی جمال باطن من است و آن نوری است که همه انبیاء بواسطه اش نبوت یافتند … ».
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص. ۱۰۶

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت اشراق ۷  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز اشراق ۷  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم اشراق ۷  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی اشراق ۷  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی اشراق ۷  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری اشراق ۷  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا اشراق ۷  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود اشراق ۷  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

دسته‌بندی نشده

اسلام شناسی ۲

 ارزش زیستن

آدمی ذاتاً و در فراسوی اعتقاداتش موجودی است که نمی تواند بخودیِ خودش و برای خودش از خود و زندگیش نهایتاً راضی باشد و احساس ارزش و ماندگاری و حسّ جاودانگی یابد. حتّی کافرترین و خودخواه ترین آدمها نیز در نیمه دوم عمر خود چون بوی مرگ به مشامشان می رسد از آنجا که اعتقاد و امیدی به حیات بعد از مرگ ندارند لااقل می خواهند که از خودشان بر روی زمین یادگاری ماندگار داشته باشند یعنی بقای جاوید خود را در غیر خود جستجو می کنند و لذا پرستش فرزندان و نژاد خود آخرین امید و احساس و ارزش زندگی برای کافران است. یعنی حـتّی کافران هم ارزش حیات خود را در غیر خود می دانند که نزدیکترین کسان آنها یعنی فرزند و نژاد است. ولی مؤمنان این جاودانگی و ارزش حیات را در خداوند جستجو می کنند و در نزد او امید و احساس ماندگاری دارند. ولی نشانۀ مطمئن و قانع کنندۀ ذهن و احساس مؤمن نیز در همین حیات زمینی رخ می نماید و آن سائر مردمان هستند. و اینکه در حیات خود چه خدمت ماندگاری برای بیگانگان (غیر خود) انجام داده اند. و اما ماندگارترین یادگارِ ماندگار و فناناپذیر در نزد مردم همانا نور ایمان و معرفت و محبت و هدایت است که جملگی معرّف حضور جاودانه خداوند است و خداشناسی را تداعی می کند. از جنس همان نوری که انبیاء و اولیاء و علما و مؤمنین مخلص به مردم هدیه می کنند. این همان نور بقای وجود این انسانها در جهان است. آدمی بمیزانی که حقیقت و نور پروردگار را در جهان به عرصۀ عرفات و اثبات می رساند دارای زندگی ارزشمندی است که او را به زیستن راضی می کند زیرا در این عمر کوتاه و فناشونده توانسته
اثری جاودانه پدید آورد که توشۀ آخرت اوست.
دایره المعارف عرفانی جلد ۲ ص. ۱۰۳

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم حافظ   حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت اسلام شناسی ۲  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز اسلام شناسی ۲  قیامت کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم اسلام شناسی ۲  امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی اسلام شناسی ۲  حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی اسلام شناسی ۲  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری اسلام شناسی ۲  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا اسلام شناسی ۲  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود اسلام شناسی ۲  ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک هایدگر

دسته‌بندی نشده