بایگانی برای ‘امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان’

* ای فرزند آدم و حوا!

آنچه را که تو عرفان و متافیزیک نام نھاده ای نھایت جھل و ماده پرستی توست که تو را به جنون کشانیده است و اینک جنون را مذھب خود نموده ای و بدان فخر میکنی ولی در این فخر ھم رسوائی.
کتاب جانشین خدا ص ۵۶، استاد علی اکبر خانجانی

امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان عرفان متافیزیک

* ای فرزند آدم و حوا!

سعی مکن که چیزی شوی زیرا دشمن آن چیز می شوی. سعی کن تا ببینی که چه ھستی زیرا در آنچه که ھستی بسیار برتر از چیزھا ھستی و از ھر چیزی بی نیازی.
کتاب جانشین خدا ص ۴۹، استاد علی اکبر خانجانی

امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

تو دروغ مگو تا از مکر شیاطین و مردم و اجنه در امان باشی.
کتاب جانشین خدا ص ۴۰، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

بترس از ھمنشینی با کسی که بخودش خیانت میکند.
کتاب جانشین خدا ص ۳۸، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

ناتوانی تو از جھل توست و جھل تو از مکر توست و مکر تو از ستم توست و ستم تو از اینست که از خودشناسی گریزانی و نمیخواھی مرا در خویشتن تصدیق کنی. پس تکبر تو نسبت بمن منشأ ھمه بدبختیھای توست.
کتاب جانشین خدا ص۳۰، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

روزھا را شب می کنی و شب را روز می کنی و روزھا را ھفته می کنی و ھفته را ماه می کنی و ماه را سال میکنی و سال را قرن می کنی و قرن را ھزاره و ھزاره را تاریخ و مرگی نداری. آیا ھنوز میخواھی به این راه ادامه دھی؟ آیا تا به اینجا چه فھمیدی. اگر فھمیده بودی جز مرگ را مشتاق نمی شدی. و به کمتر از مرگ و فنا راضی نمی گشتی.
کتاب جانشین خدا ص ۲۸، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

پنداشته ای که با بنگ، خلاق می شوی و با ال. اس دی متحول میگردی و با تریاک آرامش می یابی. اینھا عذابھای کبیری است که بواسطه تکبر از تو به تو رسیده است. با بنگ رسوا می شوی و با ال. اس . دی در جنون ساقط می گردی و با تریاک چنان می میری که از مردن رھائی نداشته باشی.
کتاب جانشین خدا ص ۱۹، استاد علی اکبر خانجانی

امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان پندی از استاد تکبر و غرور

* ای فرزند آدم و حوا!

به یاد آور بیاد آوردنی ھا را و باور کن و تکبر مکن. تو ھرگز نتوانی فراموش نمائی آنچه را که به یاد می آوری. سعی در فراموشی مکن که رنجور و دیوانه می شوی. به یاد آور ھر چند که تلخ و سوزنده باشد که تلخی و سوزندگی اش تو را پاک می کند از جھل و مکر و گناھان گذشته ات، و سلامت و اطمینان را به تو باز می گرداند. به یاد آور و از مسکن ھا بپرھیز و افیون را ھرگز به دوستی مپذیر که شقی ترین دشمن توست. به یاد آور بی ھیچ مکر و دخل و تصرفی. به یاد آور که دین تو در گرو یادھای صادقانه است . به یاد آور خویشتن را تا گم نشوی.
کتاب جانشین خدا ص ۱۶، استاد علی اکبر خانجانی

امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان پندی از استاد یادھای صادقانه

* ای فرزند آدم و حوا!

 بترس از طبیبی که ایمان ندارد. او یکی از دربھای جھنم است بر کافران.
جانشین خدا ص ۱۲، استاد علی اکبر خانجانی

امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

ھرگز بازی مکن و اوقات خود را به سھو مگذران و خود را به چیزی که شبیه واقعیت است مشغول مکن و اندیشه ات را به مسائلی که احتمالی اند مبتلا مساز که از حق خود باز می مانی و فراموشش می کنی و این خسارتی جبران ناپذیر و ھولناک است.
جانشین خدا ص ۱۲، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

* ای فرزند آدم و حوا!

چون مرا از رحمتھایم نشناختی از در قھر می آیم تا بشناسی. بیماری تو و خفت و خواری تو و درماندگی و زاری تو و بیکسی و بی یاری تو و فقارت و بیعاری تو جملگی منم. پس مرا باور کن تا از در لطف آیم. ورنه تو را بخودت وا می گذارم تا مسخره و دیوانه شوی. تو را بیھوده نیافریده ام تا بیھوده باشی.
جانشین خدا ص ۱۰، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان پندی از استاد جهنم فلسفه بیماری

* ای فرزند آدم و حوا!

در ھمه حال بمن امیدوار باش مخصوصاً در دورانیکه یأس و ناتوانی ھا تو را از همه سو محاصره کرده است. این منم که تو را محاصره کرده ام و بیش از ھر زمانی با توام. پس تو ھم بیش از ھر زمانی با من باش.
جانشین خدا ص ۱۰، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

*ای فرزند آدم و حوا!

آیا تو خود را آفریده ای که پنداری که نان خود را می دھی و جان خود را حراست میکنی؟! من تو را نیافریدم که ھستی ات را خرج نان و جانت نمائی. کار نان و جانت با من است و کار تو دیگر است. چون کارت را فراموش کرده ای در نان و جانت به ھزاران عذاب افتاده ای و این عذاب پندار غلط توست. کار تو اینست که در خود مرا بیابی و بس. و مابقی بیھوده گی توست و عذاب تو.
کتاب جانشین خدا ص ۹، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

* ای فرزند آدم وحوا!

تو را به مھر خواندم گریختی. تو را به قھر خواندم گریختی. تو را به عدل خواندم گریختی. تو را به فقر خواندم گریختی. تو را به ثروت خواندم گریختی. تو را به ضعف خواندم گریختی. تو را به قدرت خواندم گریختی. تو را به سلامت خواندم گریختی. تو را به مرض خواندم گریختی. تو را به زندگی خواندم گریختی. تو را به مرگ خواندم گریختی. تو را به ھستی خواندم گریختی. تو را به فنا خواندم گریختی. تو را به قرار خواندم گریختی. تو را به فرار خواندم گریختی. تو را به خود خواندم گریختی. تو را به خودت خواندم گریختی. به کجا خواھی گریخت آنگاه که طومار ھستی را بر پیچم؟ تو جز من چاره ای نداری. پس بایست تا مرا بیابی. بایست.
کتاب جانشین خدا ص ۴، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس پندی از استاد

با همجنس گرایان

از جنس مخالف خود گریختید و او را لعن نمودید چرا که مخالف کفر و انکار و کبر و غرور شما بود، چرا که مخالف ستم و تجاوزگری شما بود، چرا که مخالف قدرت نمائی و عشق نمائی شما بود، چرا که مخالف دروغ شما بود و موافق واقعّیت وجودی شما بود و میخواست شما ھمانگونه که ھستید باشید. بی نقاب شما را دوست می داشت و نیاز شما را دوست می داشت و شما تماماً از خود بیزار بودید و او موافق شما بود.
و اینک به جنس موافق خود رجوع کرده اید وتمامّیت واقعّیت خود را بی نقاب شاھدید و ازآن گریزی ندارید. ھرآنچه که اینک از خود می بینید را تصدیق و توبه کنید که جز این ھیچ راه نجاتی از این عذاب ابدی ندارید. آیا عذابی بدتر از این ممکن است که انسان گوشت بدن خود را زنده زنده بخورد؟
و نیز ھمۀ شما کسانی که با مخالفان خود مخالفید غایتی جز ھمجنس گرائی ندارید، غایتی جز خود- خوری که نام دگرش «برابری» است.
کتاب ابرانسان ص ۷۳، استاد علی اکبر خانجانی

آدم و حوا امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس

با اهل موسیقی

آنکه گوش شنوا دارد بسوی سکوت می رود و برای شنیدن صدای خدا مھیا می گردد. و آنکه نمی خواھد بشنود بسوی ھلھله و عربده می رود تا آنکه کاملاً کر شود. موسیقی، خود از اعماق سکوت غارھا و معابد و از شنواترین گوش ھا برخاست ولی در دربارھا به مصرف کرترین گوشھا رسید و آنھا را به عداوت با گوش ھای شنوا رسانید، به عداوت با مردان خدا و وحی و دین خدا و صدای خدا. و بدینگونه بود که موسیقی را در ماھّیتش تبدیل کردند و بصورت حربه ای برعلیه شنوائی بکار گرفتند و موسیقی ضدّ موسیقی پدید آمد.
و بدین طریق موسیقی وسیله ای برای نشنیدن شد ھمانطور که زرق و برق و تلویزیون ھم وسیله ای برای ندیدن شد ھمانطور که شعر و شعار ھم وسیله ای برای شعور نیافتن شد ھمانطور که نماز ھم وسیله ای برای جنگ با خدا شد و … . مذھب ضدّ مذھب پدید آمد. و این ھمان جریان پیدایش پدیده ای است که کلاً «ھنر» نام دارد و می خواھد جایگزین دین خدا شود. و این گردھمائی مطرب و شیخ است.
کتاب ابرانسان ص ۶۴، استاد علی اکبر خانجانی

امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان

چرا درباره زنان اینقدر بدبین هستید؟
(پاسخ به یک سؤال)

 

ما به ازای هر یک مقاله یا کتابی که درباره زن و انتقاد به بدیهای زن نوشته ایم دهها و بلکه صد ها مقاله و رساله درباره مرد و بدیهای او نگاشته ایم. و سایت ما اثبات ادعای ماست. فی المثل همه مطالبی که درباره علم و تکنولوژی و سیاست و اقتصاد و تاریخ و ادبیات و فلسفه ها نوشته ایم مربوط به عوالم و مسائل مردانه است زیرا مردان سازندگان و مدعیان این عرصه ها هستند. منتهی شما می توانید از ما بپرسید که: چرا اصولًا نسبت به همه اینقدر بدبین هستید؟ که ما بارها پاسخ این سئوال را داده ایم و آن اینکه نگاه ما از منظر آسیب شناسی و درمانگری است همانطور که طبیب در جستجوی امراض بیمار است و نه اعضای Read the rest of this entry »

امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان فلسفه

معمای شجره ممنوعه

شجره یا میوه ممنوعه آن چیز نهی شده ای در بهشت ازلی بوده که موجب عداوت بین آدم و حوا شده و نهایتاً موجب خروج آنها از بهشت گردیده و همچنین بین آن دو جدایی افکنده است. این معنا در اکثر کتب آسمانی به گونه ای آمده است و تفاسیر گوناگونی بر آن وارد شده است و هنوز به راستی آن معنای واحد و جامع این راز ازلی کشف نشده است. برخی آنرا میوه ای می دانند که موجب ایجاد شهوت جنسی بین آدم و حوا شده که علت عداوت است زیرا این شهوت هرگز ارضا نمی شود و وصال روحی را پدید نمی آورد و بلکه موجب نفاق و فراق می شود. برخی هم به طور سمبلیک این درخت را خود شهوت جنسی می دانند. برخی از متأخرین هم آن را شجره علم و دانایی می دانند که موجب بخود –آیی از آن مدهوشی و مستی بهشت شد و عشق روحانی بین آدم و حوا از بین رفت و در عوض نبوت (با خبر شدن) پدید آمد. به هرحال هر یک از این تفاسیر عامل وجهی از حقیقت است. و برخی نیز این شجره را زنجیره ای از اعمال نادرست و منکرات می دانند. و ما هم معنای دیگری بر آن افزوده ایم و آن شجره پرستی نژاد و نژاد پرستی و فرزند پرستی است که البته نتیجه طبیعی پیدایش شهوت جنسی است که بوجود آورنده احساس مالکیت عاطفی و سپس مالکیت های دیگر است که پدید آورنده خانواده و نژادپرستی و خودپرستی و سلطه و هر نوع ستمی است. تعبیر این شجره به دانایی و به خود –آیی هم حاصل شهوت جنسی است همانطور که مسئله بلوغ جنسی سرآغاز بیداری وجدان نیز می باشد. و اما اینکه ابلیس از طریق حوا موجب پیدایش این امر شده است زیرا ابلیس منکر حقانیت و ولایت آدم است و حوا را به انکار آدم کشانید و بین آنها فراق انداخت و این فراق عاطفی و روحی موجب تحریک میل جنسی جهت احیای وصال باطن شد که امری کاذب بود.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۲۶

 

امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس امراض, هیزی و هرزگی, هم جنس گرایی, تفاله سکسی, عشق تصرفی, استثمار عاطفی و جنسی خانواده, نژادپرستی, مالکیت ها, جنون جنسی, طلاق, خیانت, نفرت, نفاق عاطفی, ناشکری, بدبینی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه زندگی فلسفه طلاق فلسفه عشق

نگاهی به سایت های عرفانی

این روزها شاهدیم که هزاران سایت عرفانی به زبان فارسی وجود دارند که این عنوان را به یدک می کشند و دم از خودشناسی و معرفت نفس می زنند ولی دریغ از حتی یک مقاله که یکی از مسائل انسان امروز را از منظر خودشناسی و مفاهیم عرفانی تحلیل کند و راه حلی ارائه نماید و یا لااقل تفسیر به الفاظ عرفانی کند. با نگاهی می توان این سایت ها را به چند دسته کلی تقسیم نمود: برخی عرفان را همان عوالم شعر و استعاره و خلسه و تفاسیر هبروتی و مالیخولیائی آثار قدما می دانند که فقط مختص اهل فن است و تنها خاصیت عملی اش در یک دکان یا هجره است که یکی حقوقی می گیرد و دیگران درس و مشقی می نویسند و کوس انالحق می زنند. برخی دیگر رمالی و کف بینی و دعا و ورد و گیاه درمانی و هیپنوتیزم و جن گیری و احضار روح و تفسیر خواب و امثالهم را عرفان می دانند و بدان مشغولند. از عرفان جز مکتب اصالت حماقت و جنون را تداعی نمی کنند. و اما گروه سوم که بظاهر عملی ترند همان الفاظ و کلیشه های فرویدی و یونگی و به تازه گی کلمات قصار اوشوئی و کریشنامورتی و دون خوانی را عرفان می پندارند. و برخی دگر از خودشناسی فقط اصطلاح « خودشناسی » را می دانند که گویا بسیار مهم است و بزرگان به آن سفارش نموده اند. و نیز برخی با معجونی از یوگا و ورزشهای رزمی و مدیتیشن موفق به ابداع عرفان مدرن شده اند و نیز عده ای هم مشغول انرژی فروشی هستند و خلاصه کارشان توزیع انری مثبت در همه جاست و اینست عرفان. خلاصه اینکه از این عرفانها همه چیز در می آید جز خودشناسی و معرفت. دوره ای در کشور ما هر کسب و کار و مسلکی با پسوند اسلامی و انقلابی، توجییه و تقدیس می شد و وارد بازار می گشت و جواز کار می یافت و گویا اینک نوبت « عرفان » است و شاهد تولید و به بازار آمدن داروهای عرفانی هم هستیم. یکی از علل این اپیدمی و مرض مالیخولیائی رونق همه جائی انواع مواد روان گردان و داروهای توهم زاست که همه مردم ما به یکی از انواع قاچاقی و قانونی اش مشغولند و هر کس با یک بار مصرفش دچار احساسات و دعویهای عرفانی می شود. در اینجا می توان این عرفان رایج را نام مستعار جنون و مالیخولیا دانست. بسیاری از بیمارانی که به روانپزشک رجوع کرده اند بسرعت دچار احساسات عرفانی شده اند و مشغول ارشاد خلق و کشف و کرامات و انرژی درمانی و جن پرانی و غیره. از این دیدگاه بهتر می توان فهمید که چرا اکثر این دکانهای عرفانی از آمریکا و بریتانیا وارد ایران شده اند زیرا آنها در مصرف این مواد روان گردان از ما با سابقه ترند و ال.سی.دی و مشتقات آن را زودتر یافته اند که یکی از پرطرفدارترین آنها آثار کارلوس کاستاندا می باشد که علناً برای رسیدن به عرفانش دعوت به مصرف ال.سی.دی کرده است. بدینگونه که بشر مدرن به پیش میرود و هر روز یک مواد و داروی توهم زای قوی تری به بازار می آید بزودی کل بشریت عارف میشوند و آنگاه نبرد جهانی بین این عارفان تماشائی است و همه مدعی نجات بشریت.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۱ ص ۱۶۵

درمان عرفانی

هر بیماری جسمانی، روانی، عاطفی، جنسی و ژنتیکی و یا هر گرفتاری و بحران درونی یا برونی اعم از خانوادگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و اعتقادی یا دارای ماهیتی درمانی و بازدارنده از سائر بدبختی است و یا دارای ماهیتی کاهنده و عذاب آور و زجردهنده است. در حالت اول طبعاً فرد تسلیم وضعیت خویش است و مترصد رفع و معالجه نیست زیرا غریزتاً آن را یک نعمت می یابد و پاس می دارد. ولی در حالت دوم در جستجوی درمان و رفع گرفتاری است. در هر دو حالت فرد کمابیش احساس و یا فهم می کند که علت و زمینه پنهان این مشکل از کجاست. مجموعه مطالب و مقالات و معارف این نشریه و سایت ما به لحاظی در خدمت فهم رگ و ریشه ها و علل و زمین پیدایش این امراض و گرفتاریهاست و لذا هر مقاله به نوعی به مثابه یک نسخه درمانی است و مجموعه این مقالات در خدمت نجات از راه و روش بیماری زای زندگی و یافتن راه و روش سالم است. راه و روشی ناسالم حاصلی جز امراض ندارند بنابراین معالجه امراض با حفظ همان راه و روش های ناسالم فقط رویکرد به انواع مسکن ها و مخدرات و برخورد فیزیکی با امراض و گرفتاریهاست و این همان راه و روش حاکم بر پزشکی و انواع درمانگری رایج در بازار است که ما شدیداً با آن مخالفیم زیرا امراض و گرفتاریها را پیچیده تر و مزمن نموده و نهایتاً سر نخ آنها از دست میرود و به یکی از امراض لاعلاج تبدیل می شود و فرد را تا ابد مبدل به عضوی از دوزخ پزشکی می نماید که تا ابد بایستی جان بکند و کفاره بپردازد و خود را بفریبد. راه و روش قطعی و ریشه ای امراض و مشکلات جز از طریق درک علل آنها و توبه از آن راه و روش ها ممکن نیست این همان معنای عرفان درمانی یا دین درمانی است و یا درمان انسانی امراض و درمان اخلاقی و معنوی و الهی. هر که عذابی می کشد می داند از کجاست. این یک اصل بدیهی می باشد. منتهی بسیاری از بیماران آنقدر خود را فریب می دهند تا بتدریج دچار خود – فراموشی شده و اصل و علت بیماری خود را فراموش کرده و لذا مبدل به یک بیمار مادام العمر و لاعلاج می شوند. مقالات ما به مثابه یادآوری علل و زمینه های امراض می باشند. پس فرد بیمار بایستی از این دیدگاه به این مقالات رجوع کند و مقالات مورد نیاز خود را در عناوین مختلف و یا از طریق گزینیه جستجو (search) بیابد و بدقت مطالعه نموده و خود را در این مقالات پیدا کند و حقایق فهم شده را تصدیق نماید. این سنگ زیر بنای درمان و گام اولی است. گام دوم توبه از علل و زمینه بیماری می باشد که بمعنای اصلاح طرز فکر و کردار و روش زندگی می باشد. کسانی که قادر نیستند خود به این مقالات رجوع نمایند و یا سواد مطالعه آنرا ندارند بایستی از دیگر عزیزان خود یاری گیرند و تفهیم شوند. بنابراین جهت درمان بیماری و رفع گرفتاری خودتان بدون مطالعه و تأمل کافی در مقالات مورد نیازتان، با ما تماس نگیرید که فایده ای نمی کند. اگر براستی این رهنمود ساده را بکار بندید و با خود صادق باشید بسرعت پاسخ می یابید و جریان درمان در شما به شیوه ای حیرت آور و معجزه آسا آغاز می شود و شاهد گشایش عظیم در درون و برون خود خواهید بود. پس بایستی جدی و صادق و صبور باشید. بنابراین واضح است که منظور از عرفان درمانی، چیزی از جنس رمالی و فوت و ورد و انرژی درمانی و امثالهم نیست که جملگی خود فریبی و پنهان سازی بیماری است. بعد از مطالعه مقالات مربوطه می توانید سی دی های مربوط به گرفتاری خودتان را از ما بخواهید. امیدواریم ساده و رایگان بودن این درمان موجب سهل انگاری و ناباوری شما نباشد و خود را لایق این درمان بهشتی بیابید. اگر بیماری زمینگیر دارید خودتان می توانید مفاهیم و حقایق را از طریق مطالعه مقالات به آنان بفهمانید و آنانرا دعوت به تصدیق و توبه نمائید و بدینگونه به عرصه عرفان درمانی وارد شوید. هر انسان اهل معرفت نفس و صادق و حق پرستی به آسانی می تواند نخست خودش را نجات دهد و سپس مبادرت به درمان سائرین نماید. این یک درمان اساسی و نجاتی دنیوی و رستگاری اخروی است. اگر توبه و دین و فضائل انسانی و اخلاقی را در شأن خود نمی دانید و اصولًا خود را انسان کامل و مؤمن و بی گناهی می پندارید بایستی قبل از هر امری از چنین باوری نسبت بخویشتن توبه کنید. و باید بدانیم که منظور از گناه فقط دزدی سرگردنه و از دیوار مردم بالا رفتن و در خیابان زنا نمودن نیست بلکه اینان گناه نیستند بلکه عذابهای ما هستند. منشأ گناه نگرش و فکر و قضاوت و باورهای نادرست ماست. منشأ گناهان و عذابهای ما بخل ها، تهمت های ناحق، امیال ناپاک و آرزوی نادرست و روابط فاسقانه و دروغین و معیشت ریائی می باشد. آنچه که باید درمان شود افکار و آرزوها و باورها و احساسات ماست. اینست عرفان درمانی بعنوان درمان ریشه ای همه امراض و گرفتاریهای کاهنده و تباه کننده. تماس مستقیم با ما فقط بکار کسانی می آید که بعد از رفع بیماری و گرفتاری خود طالب رشد معنوی و سلوک عرفانی و تعالی در حکمت باشند. آنچه که مربوط به درمان امراض و رنج بدبختی هاست تماماً در ظرف حدود هزار مقاله آمده است و رایگان در اختیار همگان است. تنها مشکل اکثر بیماران و گرفتاران ناباوری در قبال این خدمت رایگان و معجزه آسا می باشد. این آثار و سایت ما حاصل نهائی عمری عرفان درمانی بوده است که موفق به معالجه معجزه آسای صدها بیمار لاعلاج شده است که در سراسر ایران حضور دارند که برخی از این امراض عبارت بوده اند از: آسم ها، آلرژیها، نازائی ها، امراض قلبی و ژنتیکی و مادرزادی، سرطان ها، اعتیادها، ناتوانی و عقیم شدگی جنسی، صرع، وسواس ها، پریشانی فکری و بحرانهای اعتقادی و هویتی و نابسامانی های اقتصادی و خانوادگی و تربیتی. فصل های « بهداشت و درمان » و « درباره ما » و « درباره عرفان » را بیشتر مطالعه فرمائید. باور کنید، فهم کنید، تصدیق کنید و توبه کنید تا شفا یابید. خود را بواسطه معرفت خود درمان کنید ما درب این معرفت را بر شما می گشائیم و شما خود بایستی وارد شوید. کبر و غرورتان را بشکنید که این امر سر آغاز ورود بر عرصه عرفان درمانی است و خودشناسی و خود – درمانی.

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۱ ص ۱۹۰

امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان عرفان فلسفه بیماری فلسفه گناه

دجال

فلسفه تکنولوژی
اولين ابزاری که بدست بشر ساخته شد (قابيل) موجب برادرکشی گشت (هابيل) و نشان داد که در ذات فن
ابزارسازی بشر کفر و بخل و عداوت و جنونی مهار ناشدنی حضور دارد. در توصيف ماجرای قتل هابيل بدست قابيل که بواسطه آن سنگ تيز شده بود (تبر، بيل و…) بوضوح وضعيت جنونی را در وجود قابيل درک می کنيم و لذا بلافاصله بخود می آيد و پشيمان می شود.
به زعم قرآن علم ابزارسازی از جمله علوم بغی است که سر برآورده از ستمگری بشر است. و لذا تا به امروز همواره پيشرفته ترين بخش هر دانش و فنی به قصد جنایت و سلطه و اشاعه کفر پديد آمده و بهمان
خدمت درآمده است. و مابقی خواص به اصطلاح مفيد اين ابزارها به مثابه امور ثانويه و اتفاقی بوده است. اين حقيقتت را در ماجرای اختراع و کشف همه مسائل علمی و فنی در عصر جديد می توان پيگيری نمود که
مشهورترين آنها ماجرای تکنولوژی اتمی است که صرفاً به قصد تسليحات پديد آمد. و اما اگر در خواص مثبت
و به اصطاح بشردوستانه اين علوم و فنون دقت کنيم نيز درمی يابيم که ذات نايافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش.
يعنی هرگز يک دانش و فن شتيطانی نمی تواند در خدمت بشر باشد. فی المثل کافيست که به آثار داروهای
راديواکتيويته و تشعشعات آن در بيماران سرطانی نظر کنيم و قضاوت نمائيم که چه خيانتی به اين بيماران تيره بخت می کند و مابقی عمرشان را به اشد عذاب می کشاند و به لحاظ اقتصادی هم خاندانشان را
ورشکست می سازد.
انديشه «بی نظر بودن دانش» براستی انديشه ای شيطانی و د جالی است. هرگز دانشمندی کافر که در خدمت جنايتکاران مشغول تحقيق و اختراع است نمی تواند مولد علوم و فنونی انسان دوستانه باشد. هيج پديده بشری نمی تواند بی نظرانه باشد. در عالم هستی هيچ چيزی بی نظر نيست. چنتن نظری خود از نشانه های کفر و جهل و جنون است.
امروزه شاهديم که لاعلاج ترين و زجرآورترين امراض مدرن محصول دانش و فنون مدرن هستند مثل ايدز،

Read the rest of this entry »

اسلام شناسی امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان بهشت، سلامتی و خوشبختی تأویل قرآن جهنم حکمت خلق جدید دجال شیطان شناسی- دجال عرفان اسلامی فلسفه فلسفه بیماری معرفت نفس نجات

فلسفه مرگ

توشه آخرت چیست؟
توشه آخرت آن چیزی است که می توان با خود از قبر هم عبور داد و تا ابد به همراه داشت که گوهر بقای جاوید باشد. پس توشه آخرت بایستی چیزی جاودانه باشد که تو را با مرگت جاودانه کند. و آن چیز چیست؟
جاودانه فقط خداست ولاغیر. پس توشه آخرت ما چیزی جز آن حس و اندیشه و ادراک ما درباره خداوند خالق نیست یعنی
نور معرفت و ایمان ما به اوست که از دخمه گور هم عبور می کند و با ما می ماند و راز بقای جاوید ماست. پس توشه آخرت ما نه عبادات و خیرات و حسنات ماست بلکه نور و عشق و ایمان به خداست که می تواند به واسطه این نوع اعمال ما به دست آید اگر خالصانه باشد. و اما از کجا بدانیم که هم اینک آیا هیچ بهره ای از آن نور که توشه سفر ابدی ماست به دست آورده ایم یا نه. پر واضح است که نگاه و فکر و احساس ما نسبت به مرگ تعیین کننده میزان این توشه است. به میزانی که از مرگ می هراسیم و آنرا مترادف نیستی خود می پنداریم یعنی دستمان خالیست و دلمان تاریک و روانمان ساکن و میراست و به میزانی که راغب و بلکه عاشق مرگیم به معنای قوّت آن نور ایمان و معرفت در ماست. انسان اگر به یقین
بداند و احساس کند که بعد از مرگ دارای دوستی ابدی است پس از مرگ نمی هراسد. اینست که قرآن می فرماید که « آنانکه می گویند که ما دوستان خدا هستیم اگر راست بگویند به مرگ مشتاقند.»
مرگ قلمرو تنهایی مطلق و تجرد کامل نفس است و لذا قلمرو بی نیازی است ولی انسان هرگز از داشتن یک دوست ابدی بی نیاز نیست و بلکه این تنها نیاز ذاتی و جاودانه انسان است و این توشه ابدی اوست.
و جز خدا بعد از مرگ دوستی نیست و این دوستی با او همان حیات ابدی ماست.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۹۰

امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان برزخ بهشت، سلامتی و خوشبختی تناسخ جهنم عرفان اسلامی فلسفه بیماری فلسفه گناه

عذاب

چگونه انساني خرافي مي شود.
تجربیات و مشاهدات نشان می دهد آنهایی که عمری با باورهای دینی و احکام اخلاقی سر عناد و انکار دارند به تدریج با اتکا به این کفر و دنیاپرستی و خودپرستی به انواع مفاسد و مهلکه ها و بن بست ها مبتلا می شوند که تجربه شخصی و علوم و فنون و امکانات مادی قادر به پاسخگویی نیست. اینان در حالیکه قلوبشان به اشد کفر و انکار و عداوت با دین رسیده اساساً علیرغم میلشان به سوی فال و غیب گویی و دعا نویسی و جن گیری و کف بینی و احضار روح و انرژی درمانی و …. می گرایند. این گرایش به لحاظ فکر نوعی عذاب است که برای رفع مشکلات آنها را به سوی مسائل
متافیزیکی که منکر بودند کشانیده است ولی این غیب گرایی و میل به ماورای طبیعت از جنبه شیطانی است و نه رحمانی. و لذا در ابتلای به این خرافات که ابتلای به شیاطین و اجنه و آدمهای شیطان صفت است در نخستین برخورد چه بسا گشایش هایی توهمی می یابند و لذا در دام این توهمات می افتند و آنگاه کل فکر و زندگیشان ملعبه جنون و مالیخولیا می شود.
اگر به گذشته این نوع آدمها رجوع کنیم جز کفر و انکار و عداوت با دین و اخلاق نمی یابیم. و این عذاب آن کفران و عداوت است و ابتلای به دوزخ است. به همین دلیل قلمرو خرافات، عرصه اشد کفر تا سرحد جنون است، کفری که به جنون رسیده و عرصه رسوایی ادعاهای دروغین است. بنابراین آنانکه خرافه را از دین و یا شعبه ای از مذهب می دانند به کلی از این حقیقت بیگانه اند. خرافات شعبه ای از مذهب ضد مذهب است. و آنانکه کارگزاران دستگاه خرافات هستند خود تجسم شیاطین و تسخیر شدگان به واسطه اجنه می باشند.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۹۰

اسلام شناسی امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان جهنم حکمت شفاعت شیطان شناسی- دجال عرفان اسلامی عرفان درمانی عرفان شیعی فلسفه بیماری کرامت ماورای طبیعت متافیزیک نجات

طب اسلامی

ایدز: ویروس تروریزم
ايدز يک مرض تروريست است يعنی وحشت افکن. و محصول اين تمدن ترور می باشد و بشر تروريست را به
اشدّ ترور افکنده است تا مهار نمايد. ايدز، ظهور نفس تروريست بشر مدرن می باشد. در يک کلام ويروس
HIV که مولّد ايدز است هیچ بیماری خاصی پديد نمی آورد. يعنی ايدز اصلا بیماری نیست که هیچ نشانه ويژه ای داشته باشد که دال بر حضور اين ويروس باشد. ايدز يعنی نابودی سیستم ايمنی بدن. يعنی بدن آدمی سپر ايمنی خود در قبال هر مرضی را از دست می دهد و وجود فرد، بی صاحب و بی حفاظ می شود و لذا يک سرماخوردگی يا يک عفونت کوچک فرد را می کشد. خیلی جالب است که به لحا لفظ هر سه کلمه ايمان، ايمنی و ايمیونولوژی از يک ريشه واحد هستند.
ايمان به معنای ايمنی و امنیت وجود است و لذا بزرگترين ويژگی ايمان به لحاظ احساسی و فکری هم آرامش و قرار و صبر و احساس امنیت در قبال خطر و مرگ و نیستی است. همانطور که از ويژگی جسمانی يک مؤمن هم سلامت تن است.
ويروس HIV در واقع حاصل انهدام ايمان در بشر مدرن است و يک ويروس شیطانی است که از اعمااق دوزخ
به انسان رسیده و او را خلع سلاح کرده و درهراس نابودی انداخته است. آنچه که از خود اين بیماری مهلکتر
و عذاب آورتر است، هراس حاصل از آن است و بشری را که با حربه وحشت افکنی زندگی می کند را به اشدّ
وحشت دچار ساخته است و لذا از نشانه های عدالت خداست.
ايدز، حاصل بی خدا شدن انسان است. بنابراين اين بزرگترين و مهلکترين و لاعلاج ترين بیماری کل تاريخ
بشری، علاجی جز توبه و رويکرد به پروردگار ندارد و فقط او می تواند قدرت ايمنی را به انسان باز گرداند.
ايدز، حاصل روی برگردانیدن خدا از بشر است.
هر چند که امروزه تقريباً هیچ مرضی علاج ندارد مگر اينکه خود به خود بهبود يابد. طب مدرن از درمان يک
سرماخوردگی عاجز است. طب مدرن خود بیمارترين و لاعلاج ترین فرآورده اين تمدن است، همانطور که
اکثريت پزشکان مدرن در رأس کافرترين انسانهايند و خود اشاعه دهنده ناامنی می باشند. زيرا تجارت پزشکی فقط ياغی به استمرار و افزايش نامنی در بشر است لذا پزشکی مدرن دارای ذاتی تروريستی (هراس افکن) است و ويروس ايدز را هم خود در مرکز MIT تولید نمود.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۸۱

امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان تأویل قرآن حکمت حکمت الاشراق خودکشی دجال شفاعت طب اسلامی عرفان اسلامی عرفان درمانی فلسفه بیماری کرامت معرفت نفس نجات

دجّال

حکمت جاوید(دجالیها)
هر حقیقتی دجّالی دارد و:
دجّال عرفان، لاابالیگری است.
دجّال علم، دانشگاه است.
دجّال عدل، دموکراسی است.
دجّال صدق، بی حیایی است.
دجّال ارادت، تقلید است.
دجّال حکمت، پزشکی است.
دجّال ذکر، ورد است.
دجّال عشق، ایثار است.
دجّال ایمان، بیمه است.
دجآل حجاب، شیکی است.
دجّال آخرالزمان، تکنولوژی است.
دجّال اختیار، آزادی است.
دجّال عصمت، فمینیزم است.
دجّال توحید، خدای خیالی است.
دجّال واقعیت، آرزو است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۴۸

آفرینش جدید عرفانی امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان برزخ بهشت، سلامتی و خوشبختی تأویل قرآن جهنم شیطان شناسی- دجال فلسفه بیماری فلسفه گناه فمینیزم

فمینیزم

فمینیزم: آخرالزمان زن
هر چیزی کلا زمان و اجلی دارد از جمله انسان. و نیز هر اراده و اندیشه ای در بشر هم زمان و مهلتی دارد تا تحقق یابد که اگر یافت رستگار است و اگر نیافت در محاق زمان عقیم می گردد و آن اراده تبدیل به ضد اراده می شود و این آخرالزمان آن امر است.
و اما زن در یک کلام چیزی جز اراده به محبوبیت در نزد مرد نیست که اگر توانست با ادای حقوق محبت به این اراده اش لباس عمل بپوشاند از اسارت زمان و اجل خود رسته و رستگاری همین است و در غیر اینصورت به دام آخرالزمان اراده خود می افتد و اراده به محبوبیت در او تبدیل به اراده به عداوت و نفرت و انتقام از خویشتن می شود که به صورت خصومت با هر چه مرد آشکار می شود البته تحت عنوان بی نیازی از مرد و اراده به استقلال وجودی که نامش فمینیزم است : مکتب اصالت مادینگی و استقلال زن از مرد!
این اراده ضد اراده که به صورت یک عذاب از اعماق ذات زن می جوشد او را در قلمرو معیشت به اشد بردگی تا سرحد تن فروشی می کشاند که عملا غایت ابتلا یش به مرد ا ست و در قلمرو جنسیت به خود ارضایی و همجنس گرایی می برد.
و جالب اینکه برای دستیابی به این به اصطلاح استقلال توهمی و مالیخولیایی خود نیز باز محتاج مردان دیگر است تا در قبال یک مرد خاص بتواند نمایش استقلال ایفا نماید.
فمینیزم درک اسفل السافلین زن در دنیاست زیرا در تن محض خویشتن سقوط می کند و مبدل به تن می شود و این یک تنهایی دوزخی است که برای تحملش محتاج مخدر و داروهای روان گردان است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۹۲

آفرینش جدید عرفانی اگزیستانسیالیزم امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان خودکشی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری فلسفه طلاق فلسفه عشق فمینیزم ولایت وجودی

قیامت

تنهائي را دریابید
اول اینکه تنهائی یک نمایش و تعمّد نیست بلکه یک احساس و واقعه وجودی است که در هر که رخ نماید به بزرگترین توفیق الهی در آخرالزمان نائل آمده است چرا که آخرالزمان عرصه تفرید و تجرید جبری بشر است منتهی بشر مدرن مستمراً از این واقعه می گریزد و به انواع اشتغالات و بازیها و تخدیرها پناه می برد و این بزرگترین کفر انسان مدرن است و به مثابه جنگ با آخرالزمان و رویارویی با پروردگار است و قیامت نفس .
پس این قیامت را دریابید قبل از آنکه آن قیامت کبری فرا رسد تا بتوانید در حضور خداوند دوام آورید و در جرگه کسانی نباشید که از فرط خجالت خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند و می گویند: ای کاش اصلا خلق نشده بودیم! بشر مدرن هیچ عذابی نمی کشد الا در گریز از این تنهائی که عین گریز از رویاروئی با خداست که همان رویاروئی با خویشتن خویش می باشد.
پس ای تنها شدگان این بزرگترین نعمت خدا را پاس دارید و به شیاطین پناه مبرید. با خود روبرو شوید و گناهان خود را بپذیرید و انکار مکنید و بخدا پناه برید که آماده آمرزش است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد۲ ص ۲۷

آفرینش جدید عرفانی امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان انسان کامل, انقلاب و دگرگونی, امر محال, حق مخلوقات, بی نیازی, ابر انسان, صداقت, اعتراف بر گناه, رضایت, صبر, ستاری, شفاعت, کرامت, رحمت, عفو و بخشش, معرفت بر نفس, رزق پاک, اختیار, بهشت خلق جدید خودکشی سیر و سلوک عرفانی عرفان درمانی فلسفه بیماری فلسفه طلاق قیامت لقاءالله

چه نباید کرد ؟

بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده هایش پرهیز نمود .
بایستی تا حد امکان از جهان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت .
بایستی رسانه ها را باور نکرد و تبعیت ننمود .
بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود .
بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد .
بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود .
بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد .
بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورر کرد .
بایستی چشم و گوش را بر وعده های دانش و فن و تمدن بست .
بایستی راه و روشهای خود شناسی و خود کفایی و خود درمانی را جستجو نمود .
بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود .
بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست .
بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظهور ناجی ماند .
بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود .
بایستی شدیداً از داروهای مسکن اعصاب و روان دوری نمود .
بایستی از سه شیطان مشهور عشق و آزادی و برابری پرهیز کرد .
بایستی هر چه بیشتر از صنعت و فرآورده های صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده های طبیعی روی نمود.
دائرة المعارف عرفانی جلد۳ ص ۴۴

آفرینش جدید عرفانی امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان خودکشی دجال زایش عرفانی شفاعت شیطان شناسی- دجال طب اسلامی عرفان اسلامی عرفان درمانی فلسفه بیماری فلسفه زندگی فلسفه گناه معرفت نفس نجات

زناشویی

حكمت هایي در باب زن کافر:

زن کافر فقط زور را درک می کند .

مکر زن معلول زور مرد است .

زن به شوهر کینه نمی کند الا اینکه مرد به وی پشت کند .

زن ریاست طلب فقط در روسپی گری به مقصود می رسد .

برای دوستی زناشویی هر یک از طرفین باید خودش باشد .

زن بد دهن زنانیِّت ندارد .

زن ریاکار ، عبوس است .

زن کافر اگر عالم شود عقیم می شود .

زن کافر ، محبت را چاپلوسی می فهمد .

زن مؤمن فقط یک مرد می شناسد .

صداقت زن کافر ، فحاشی است .

مردی که مرید حق باشد زنش خواه نا خواه مریدش می شود .

زن کافر از کار خانه داری احساس بدبختی می کند .

زن کافر از مردی که او را دوست می دارد کینه می کند .

زن کافر همواره خود را حیف شده می داند .

دفتر تجارت زن کافر ، اطاق خواب است .

مقر سلطنت زن کافر چشم اوست(آرایش چشم)

زن کافر دشمن قسم خورده مرد خردمند است.

دائرةالمعارف عرفانی جلد۳ ص ۴۰

آدم و حوا امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان خودکشی شیطان شناسی- دجال علی شناسی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه زندگی فلسفه طلاق فلسفه عشق فلسفه گناه فمینیزم نیچه

راز دل خدا و بنده

روزی بنده ای به درگاه خدا نالید و گفت :پروردگارا مگر من چه جفایی در حق تو کرده ام که عالم و آدمیان را امر نموده ای که به من جفا کنند ؟ پاسخ گفت : جفایی بدتر از این نبود که عمری دل به غیر من داده ای حال آنکه من در دلت به انتظار . بنده ناله کنان گفت : پروردگارا می دانی که دل به اختیار من نبود و ربوده شد . پاسخ گفت : می دانم و این امتحان عظیم تو بود . ولی می توانستی که از این واقعه شرمسار باشی و یا از معشوقه هایت بگریزی . شرمساری حداقل انتظار من از تو بود . ولی تو او را به جای من پرستیدی و بر جای من قرار دادی. من هم به او امر کردم که از تو بیزار شود و برود. تو به من خیانت نمودی و او هم به امر من به تو خیانت نمود. من نور عشق تو بودم و تو مرا به شقی ترین دشمنانم هدیه کردی. بنده با شرمساری گفت : پروردگارا هر چه بر من جفا شود حق است. حال که نور تو را اینگونه نثار دشمنانت کردم بر من آتش ببار که مستحق آتشم. پاسخ گفت: هنوز هم کافری. پس چرا رحمت و عفو مرا طلب نمی کنی ؟ آیا ابلیس تو را از من مأیوس کرده است ؟
بنده گفت : پروردگارا تاب عفو و رحمت تو را ندارم در آتش تو بیشتر تو را یاد می کنم. من بخود امیدی ندارم و خود را می شناسم . پاسخ گفت : پس از من بخواه که به تو معرفت بر لطف و رحمت خود بخشم تا ظرفیت درک محبت مرا بیابی. زین پس مرا صدا کن: یا اَعرَف ! دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۷

آدم و حوا امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان برزخ جهنم خودکشی عرفان اسلامی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری فلسفه زندگی فلسفه طلاق فمینیزم