* ای فرزند آدم و حوا!


می بینم که بواسطه صرف زقّوم (مسکن ھا) خون در رگھایت چون قیر ثقیل گردیده و از حرکت باز ایستاده است و صورت تو را سیاه کرده و نشانه دوزخ را از رخسارت آشکار نموده است و اینک مقام و صفت جھنمی خود را به بازار خود فروشی برده ای و بر بدنت تیغ می کشی و عدم جریان خون را به حساب کرامت خود می گذاری. چنین نیست. بلکه مردم را به ترحم می خوانی ولی مردم را نسبت به تو ترحمی نخواھد بود زیرا از وجودت جز شقاوت بر نمی تابد و مردم بر بدبختی تو تأسف ھم نمی خورند، کفاره ای می دھند و میروند.
کتاب جانشین خدا ص ۴۷، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد, جهنم, کرامت