شیطان شناسی

در معارف قرآنی و ھمچنین تورات و انجیل، ابلیس که اصل و اساس شیاطین است از ملائک مقرب الھی بود و قبل از خلق جدید انسان بعنوان خلیفه، سابقه شش ھزار سال عبودیت داشت ولی در ماجرای خلقت حضرت آدم و دمیدن روح خدا در کالبدش و تعلیم اسمای الھی به وی و خلیفه ساختن او بود که ابلیس دچار کبر و سلطه جوئی و بخل و انکار شد و از امر خدا در سجده آدم ابا نمود و کافر شد. و دلایل ابلیس در کفرش نیز کمابیش خردمندانه و مقرون به واقعیت بود زیرا می گفت که: “این آدم که خلیفه خود ساخته ای جز سابقه شرارت و خونریزی و توحش بر روی زمین ندارد در حالیکه ما (ملائک) ھمواره تو را پرستش کرده ایم و علاوه بر این آدم از ِگل است و ما آتش ناب و پاکیم. پس از میان ما یکی را خلیفه خود گردان!…” ولی خداوند فرمود که: “این آدم حامل روح و اسماء و علم من است و اسرار خلق را می داند حال اگر می خواھید او را امتحان کنید که اسم باطنی (ماھیت) ھمه شما را می داند…” ملائک از آدم اسرار خود را پرسیدند و با کمال حیرت پاسخ درست شنیدند و سجده کردند ولی ابلیس باز ھم انکار کرد و گفت: “من فقط تو را می پرستم و ھیچ کس را با تو شریک نمی سازم!” در حقیقت ابلیس خود خداوند را متھم به شرک می کرد که گوئی اصرار دارد ملائک را به خود مشرک سازد تا آدم را سجده نمایند! و خداوند به او فرمود: “من چیزی می دانم که تو از درکش عاجزی.” و بدینگونه ابلیس بر کفر و انکار استقامت ورزید و از خداوند خواست تا روز قیامت به او مھلت دھد تا آدم و فرزندانش را بیازماید که آیا لایق مقام خلافت اللھی ھستند یا نه! خداوند ھم به او مھلت داد ولی او را از درگاه خود راند یعنی از قلمرو نورش به قلمرو ظلمت تبعید ساخت و به او فرمود: می توانی ھمه فرزندان آدم را با خودت گمراه سازی و دوزخ را پر کنی الا پرستندگان خالص مرا! ابلیس ھم این کلام خداوند را تصدیق کرد و رفت و رسالتش را با آدم و فرزندانش آغاز نمود: “پروردگارت به ملائک گفت: من انسانی از گل می آفرینم و روحم را در او می دمم و کل اسمای خود را به او تعلیم می دھم سپس شما برایش سجده کنید. پس ھمه ملائک سجده کردند جز ابلیس که استکبار نمود و برتری طلبی کرد و از کافران شد و گفت: من بھترم زیرا از آتش نابم و او را از گل آفریده ای! پروردگار فرمود: پس بیرون رو(گم شو) براستی که تو از درگاھم طرد و لعن شده ای و تا روز قیامت لعنت من بر توست! ابلیس گفت: ای پروردگار من پس مھلتم ده تا روز قیامت!
خداوند گفت: برو! تو را مھلت دادم تا وقتی معین! ابلیس گفت: به عزت تو که ھمه را گمراه خواھم کرد جز پرستندگان مخلص تو را! خداوند فرمود: حق است و دوزخ را از تو و پیروانت پر خواھم نمود…” ص٧٢-٨۵
کتاب شیطان شناسی ص ۶

امراض لاعلاج, دین فروشی با نام خدمت به مردم, درویشی گری, سلطه مادی و معنوی, معیشت و فقاهت, رسوائی, تقلید, نمازگزاران سهوی, خرمقدسی و عبوسی و خشونت, توحش, داعش, نفاق, امراض لاعلاج, عذاب و پریشانی٬ ایدز, ستمگری و ستم پذیری, هم نشین بد, آینده و آرزوها, پول, ربا و ریا, یأس و ناامیدی, افسردگی, ناکامی, بخل، حسادت, بازی با زمان, فلاکت و حقارت و سرنوشت, جبر, جهنم در زمین, امراض, آب درمانی, خواب درمانی, یوگا درمانی, هنر و موسیقی درمانی, گیاه خواری, داروها, مسکن و واکسن ها, اعتیاد, شراب, بنگ, نیهیلیزم, سکولاریزم, خودکشی, جهل و جنون و جنایت, انکار و تهمت, آخرالزمان, امراض, جبر آزادی و برابری, دموکراسی‌, دیکتاتوری, تکنولوژی, پیشرفت, پست مدرنیزم, پیروی از خود, ثروت اندوزی, اشرافیت, رزق ناپاک, ریا و دروغگویی, تکبر, بی خوابی و کابوس, خستگی مزمن, پریشانی و استرس, امراض, هیزی و هرزگی, هم جنس گرایی, تفاله سکسی, فمینیزم, عشق تصرفی, استثمار عاطفی و جنسی خانواده, بی هویتی, نژادپرستی, مالکیت ها, جنون جنسی, طلاق, خیانت, نفرت, نفاق عاطفی, ناشکری, بدبینی