بایگانی برای ‘تکبر و غرور’

* ای فرزند آدم و حوا!

از من آیا سئوال نمی کنی که چرا تو را به اندازه کافی معرفت و بصیرت و علم ندادم تا بدین آسانی خود را تباه نکنی؟ تو در ھر وضعی که ھستی به اندازه نیاز و ظرفیت خود برآنچه که ھستی دانائی و میدانی که چه باید کرد و چه نباید کرد. ولی بر دانائی ات ناتوانی. میدانی چرا؟ زیرا در توانائیھای خود نیز صادق و بی ریا نبودی و مکر نمودی زیرا میدانستی که این توانائی از تو نیست این تو نیستی که توانائی بلکه این منم که در تو عمل میکنم و تو عمل و توان مرا به حساب خودت گذاشتی و وانمود کردی و متکبر و مغرور شدی و به تباھی افتادی. پس مشکل تو نه نادانی است و نه ناتوانی. مشکل تو تکبر توست در مقابل من. و مکر توست با من که نمی خواھی مرا بر جای خویشتن ببینی و بپذیری و به ھمه معرفی کنی که خودت نیستی بلکه منم.
کتاب جانشین خدا ص ۵۶، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد تکبر و غرور صدق و ریا معرفت و بصیرت مکر و ستم

* ای فرزند آدم و حوا!

ناتوانی تو از جھل توست و جھل تو از مکر توست و مکر تو از ستم توست و ستم تو از اینست که از خودشناسی گریزانی و نمیخواھی مرا در خویشتن تصدیق کنی. پس تکبر تو نسبت بمن منشأ ھمه بدبختیھای توست.
کتاب جانشین خدا ص۳۰، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد تکبر و غرور جهل خودشناسی مکر و ستم

* ای فرزند آدم و حوا!

پنداشته ای که با بنگ، خلاق می شوی و با ال. اس دی متحول میگردی و با تریاک آرامش می یابی. اینھا عذابھای کبیری است که بواسطه تکبر از تو به تو رسیده است. با بنگ رسوا می شوی و با ال. اس . دی در جنون ساقط می گردی و با تریاک چنان می میری که از مردن رھائی نداشته باشی.
کتاب جانشین خدا ص ۱۹، استاد علی اکبر خانجانی

افیون و مسکن ها پندی از استاد تریاک، بنگ، ال. اس دی تکبر و غرور