بایگانی برای ‘خودشناسی’

مالیخولیای عشق

 

هنگامیکه کسی فرد دیگری را مورد تمجید و ستایش قرار می دهد اگر این امر پدیده ای عمداً و آگاهانه از روی فریبکاری نباشد باز هم یک فریب غریزی و ناخودآگاه در میان است که راز عشق می باشد. هر کسی هر نیکی و زیبائی و عظمتی را که در دیگری می بیند در واقع خودش را دیده است. این امر شامل حال هر زشتی و بدی هم می شود. عشق در یک کلام چیزی جز نیک بینی در دیگران نیست. نیکی خود را به دیگری نسبت می دهد و دیگری بطرزی جادوئی تحت تأثیر این تلقین قرارمی گیرد و برای مدتی براساس آن نیکی به فعل می آید تا آنجا که آن نیکی به قلمرو امتحان می رسد و در این امتحان است که معشوق بناگاه هویت زشت خود را عیان می کند و آن نیکی عین بدی از آب درمی آید. عشق یعنی زشتی و صفات منفی دیگری را نیک دیدن. عاشق کسی است که Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی عرفان معرفت نفس

خطرات خاطرات

 

نخستین و نقد ترین پرده از ذهن انسان که بر تمامیت طبقات ذهنش مسلط است. همانا خاطرات گذشته اوست که البتّه وجه عمیقتر این خاطره همانا تاریخ و وراثت است که حافظه ناخودآگاه و جمعی – تاریخی نامیده می شود ولی خاطرات زندۀ هرکسی در محدودۀ عمرش کلّ اندیشه و آرمان و باورها و قضاوتهایش را تحت الشعاع خود دارد. به لحاظی هرکسی بندۀ خاطرات خویشتن است و اندیشه هر فردی از خاطرات خود تغذیه می کند و این مهمترین منبع تغذیه ذهن هر فردی می باشد و از آن رهائی ندارد. خاطرات ما مثل رویاهای عالم خواب ما در حیطه ارادۀ ما نیستند و جبراً بر ما حکم می رانند و این معنای گذشته پرستی و ارتجاع فکری به معنای واقعی کلمه است که بر بشر حاکم است. ولی آیا هیچ راه نجاتی از قدرت قهارانه حافظه و خاطرات خود وجود دارد؟ بسیاری از خاطرات ما را آزار می دهند و مثل کابوسی بر روان ما سایه می افکنند ولی هر چه می کنیم از آنها Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی فلسفه معراج نجات

محکي در خودشناسي

 

درستی یا نادرستی راه و روش زندگی خود همواره دارای یک محک دوگانه در درون و برون از خویشتن است. محک درونی همان رضایت وجدان است که بصورت آرامش و قرار و صبر و قناعت و اتکاء به نفس در درجات متفاوت خودنمائی می کند. بمیزانی که در خود آرام و قرار داریم در راه درست و برحقّی گام بر می داریم و نشانه رضای خداست و امّا محک بیرونی هم وجود دارد که مردمان هستند که همان میزان تأئید و تصدیق عاقلان و مؤمنان و پاکان است و تکذیب و لعن احمق ها و دزدان و تبهکاران. امام حسین (ع) در کربلا Read the rest of this entry »

خودشناسی

«خود» چیست؟

 

* عشق همان خود- پرستی است.
* کفر همان خود – انکاری است.
* جنون همان خود – فراموشی است.
* عرفان همان خود – شناسی است.
* توحید همان خود – خدائی است.
* تقوا همان خود – داری است.
* آزادی همان خود – رهائی است.
* عبادت همان خود – براندازی است.
* خوشبختی همان Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان

آیا شما هم حیف شده اید؟

 

هرکسی اعم از فقیر و غنی، عالم و عامی، کافر و مؤمن، شهری و روستائی و زن و مرد دارای این احساس است که گوئی عمرش حیف و هدر شده و کسی قدر او را آنگونه که باید نشناخته است. این احساس اساساً مربوط به قدر نشناسی دیگران نسبت به خویشتن است. ولی معلوم نیست که این انسان حیف شده آیا خودش قدر خود را آنگونه که باید شناخته است یا نه. و اگر شناخته است آن قدر و حق چیست؟ این احساس که یک احساس جهانی نیز هست دالّ بر حقیقتی اسرار آمیز است و آن حق و عظمت روح خداوند در وجود انسان است که براستی هرگز نه بواسطه دیگران و نه بواسطه خود هرکسی شناخته نمی شود. بدون شک دیگران قرار نیست و نمی توانند حق و قدر ما را بهتر از خود ما بشناسند و تصدیق کنند. دیگران هم قدر «من» را Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان معرفت نفس

فلسفۀ ریش

 

ریش از جمله اعضای مردانه است که در میان انواع موهای بدن، قوی ترین ریشه ها را دارد و از همه موهای بدن زودتر سفید می شود . درباره اصل مو در مقاله «سّر مو» به تفصیل بحث شده که می توانید به آن رجوع کنید که اساس هویت جمالی در انسان است. امّا موهای صورت مرد محور هویت جمالی مرد است که البتّه در آخرالزمان مثل بسیاری دیگر از پدیده ها دارای ارزشی واژگون شده و اکثر مردان از آن بیزاری می جویند که این خود نشانی از بیزاری مردان از هویت مردانگی خویش است، همانطور که زنان هم از هویت زنانه خود بیزارند. علاوه بر خاصیت فوق، فوائد بهداشتی ریش در سلامت پوست صورت و بهداشت ریشه دندانها و همچنین بینایی چشم به لحاظ علمی نیز ثابت شده است. و نیز اینکه یک سابقه کهن در ارزشهای مذهبی دارد که Read the rest of this entry »

آخرالزمان خودشناسی عرفان فلسفه متافیزیک

حکمت زندگي
(برای چه زندگي مي کني؟)

 

براستی برای چه زندگی می کنیم؟ در یک کلمه باید گفت برای این زندگی می کنیم تا ببینیم که برای چه زندگی می کنیم. به همین دلیل کسانی که این مسئله ذاتی را در خود و زندگی فراموش می کنند، دچار خود فراموشی و نسیان کامل می شوند و فقط در لحظه مرگ یکبار دگر به یاد می آورند که اصلًا برای چه زیسته اند. انسان تنها موجودی است که فقط برای این امر خلق شده تا بفهمد که برای چه خلق شده است و انسانیت انسان فقط مرهون و منوط به درگیری او به این مسئله است. این سئوال ممکن است که Read the rest of this entry »

خودشناسی

فرق تفکّر و تخیّل

 

عالم خیال، نوعی خواب خفیفتر است. همانطور که آدمی در عالم خواب بر آنچه که رخ می دهد هیچ احاطه و اراده ای ندارد، عالم خیال هم عرصه عملکرد بی اراده و یا بسیار کم اراده از اندیشه و ذهن بشر است. در وادی تفکّر، انسان دارای اراده و احاطه است و می اندیشد ولی در وادی خیال آدمی اندیشیده می شود یعنی مفعول است. و لذا اعمال برخاسته از خیال پردازی عموماً منجر به نتایجی نامطلوب شده و سرنوشت بیرونی فرد را از حیطه اراده و عقل خارج می کند و دریافتهای خیالی منجر به اعمال بی اراده و غیرعقلانی می شود. البتّه پرواز بی قید و شرط اندیشه در عالم خواب رخ می دهد و انسان بایستی رؤیاهایش را به یاد آورد و مرور و فهم نماید و از این طریق به بسیاری از امیال ناخودآگاه و وقایع پنهان زندگی آگاه می شود تا بتواند در بیداری خود بطور آگاهانه تر و ارادی تر بیندیشد و عمل نماید. ولی در عالم بیداری و واقعیت خود، زندگی و اراده را Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی معرفت نفس

فلسفه بیني «راز دماغ»

 

با مسّماترین نامی که بر این عضو تنفّسی – بویائی نهاده شده است همان «بینی» می باشد که عضو بینائی است هم بینائی بصری و هم بصیرتی (قلبی). چشمان انسان بواسطه نوک بینی است که از دوبینی امکان یگانه بینی اشیاء را می یابد وگرنه چشمان بدون وجود بینی هرچیزی را دوتا می دیدند. علاوه بر این بینی انسان درست مرکز دایرۀ صورت اوست و لذا مرکز هویت جمالی اوست و بدون بینی دو نیم رخ آدمی بصورت یک رخ واحد قابل دریافت نمی شد. یعنی جمال واحده هرکسی از نگاه دیگران هم درست از نقطه بینی او Read the rest of this entry »

خودشناسی متافیزیک معرفت نفس نیچه

راز نفس ناطقه

 

ارسطو، انسان را حیوان ناطق نامید بدین معنا که نطق، بزرگترین تمایز انسان از سائر حیوانات است. ارسطو متوّجه حقیقت عظیمی در انسان شده بود ولی براین حقیقت علمی نیافت زیرا همه حیوانات دارای نطق هستند که انسانها درنمی یابند، همانطور که هر قومی نطق اقوام دیگر را درک نمی کند. نفس ناطقه انسان به دلیل سخن گفتن انسان به زبان نیست بلکه بدان معناست که نفس آدمی حتّی در هنگام سکوت هم سخن می گوید و صاحبش را مخاطب می سازد. فقط از این روست که انسان تنها جانداری است که دارای نفس ناطقه می باشد و این نطق نفس انسان با صاحب نفس است. این همان حدیث نفس است. در واقع انسان تنها حیوانی است که با خود سخن می گوید. این حقیقت انسانی همان رازی است که Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی عرفان اسلامی معرفت نفس