بایگانی برای ‘خودشناسی’

* ای فرزند آدم و حوا!

نمی توانی بخود بازگردی و از این دربدری نجات یابی مگر اینکه تصدیق کنی و تسلیم شوی کسی را که خود را شناخته و مرا درک کرده است. تو چگونه طالب خود –شناسی ھستی که خود – شناسان را منکری و از آنھا گریزانی.
کتاب جانشین خدا ص۳۰، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد خودشناسی نجات

* ای فرزند آدم و حوا!

ناتوانی تو از جھل توست و جھل تو از مکر توست و مکر تو از ستم توست و ستم تو از اینست که از خودشناسی گریزانی و نمیخواھی مرا در خویشتن تصدیق کنی. پس تکبر تو نسبت بمن منشأ ھمه بدبختیھای توست.
کتاب جانشین خدا ص۳۰، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد تکبر و غرور جهل خودشناسی مکر و ستم

* ای فرزند آدم و حوا!

نه در صلح دنیا برای تو خیری است و نه در جنگش برای تو خطری است. اینھا ھمه برای آن است که خود را بشناسی و بسوی من راه یابی.
کتاب جانشین خدا ص ۲۷، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد خودشناسی

* ای فرزند آدم وحوا!


جھلی نیست تو را جز جھل خود – نشناسی. و مکری نیست تو را جز مکر فرار از خود. و ستمی نیست تو را جز خیانت کسانی که به آنھا دل بسته ای. و عذابی نیست تو را جز آنکه تو را بسوی خودت باز می گرداند. تو از خود گریزی نداری. آیا داری؟ ھرگز!
کتاب جانشین خدا ص ۹، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد خداشناسی خودشناسی عذاب

مالیخولیای عشق

 

هنگامیکه کسی فرد دیگری را مورد تمجید و ستایش قرار می دهد اگر این امر پدیده ای عمداً و آگاهانه از روی فریبکاری نباشد باز هم یک فریب غریزی و ناخودآگاه در میان است که راز عشق می باشد. هر کسی هر نیکی و زیبائی و عظمتی را که در دیگری می بیند در واقع خودش را دیده است. این امر شامل حال هر زشتی و بدی هم می شود. عشق در یک کلام چیزی جز نیک بینی در دیگران نیست. نیکی خود را به دیگری نسبت می دهد و دیگری بطرزی جادوئی تحت تأثیر این تلقین قرارمی گیرد و برای مدتی براساس آن نیکی به فعل می آید تا آنجا که آن نیکی به قلمرو امتحان می رسد و در این امتحان است که معشوق بناگاه هویت زشت خود را عیان می کند و آن نیکی عین بدی از آب درمی آید. عشق یعنی زشتی و صفات منفی دیگری را نیک دیدن. عاشق کسی است که Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی عرفان معرفت نفس

خطرات خاطرات

 

نخستین و نقد ترین پرده از ذهن انسان که بر تمامیت طبقات ذهنش مسلط است. همانا خاطرات گذشته اوست که البتّه وجه عمیقتر این خاطره همانا تاریخ و وراثت است که حافظه ناخودآگاه و جمعی – تاریخی نامیده می شود ولی خاطرات زندۀ هرکسی در محدودۀ عمرش کلّ اندیشه و آرمان و باورها و قضاوتهایش را تحت الشعاع خود دارد. به لحاظی هرکسی بندۀ خاطرات خویشتن است و اندیشه هر فردی از خاطرات خود تغذیه می کند و این مهمترین منبع تغذیه ذهن هر فردی می باشد و از آن رهائی ندارد. خاطرات ما مثل رویاهای عالم خواب ما در حیطه ارادۀ ما نیستند و جبراً بر ما حکم می رانند و این معنای گذشته پرستی و ارتجاع فکری به معنای واقعی کلمه است که بر بشر حاکم است. ولی آیا هیچ راه نجاتی از قدرت قهارانه حافظه و خاطرات خود وجود دارد؟ بسیاری از خاطرات ما را آزار می دهند و مثل کابوسی بر روان ما سایه می افکنند ولی هر چه می کنیم از آنها Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی فلسفه معراج نجات

محکي در خودشناسي

 

درستی یا نادرستی راه و روش زندگی خود همواره دارای یک محک دوگانه در درون و برون از خویشتن است. محک درونی همان رضایت وجدان است که بصورت آرامش و قرار و صبر و قناعت و اتکاء به نفس در درجات متفاوت خودنمائی می کند. بمیزانی که در خود آرام و قرار داریم در راه درست و برحقّی گام بر می داریم و نشانه رضای خداست و امّا محک بیرونی هم وجود دارد که مردمان هستند که همان میزان تأئید و تصدیق عاقلان و مؤمنان و پاکان است و تکذیب و لعن احمق ها و دزدان و تبهکاران. امام حسین (ع) در کربلا Read the rest of this entry »

خودشناسی

«خود» چیست؟

 

* عشق همان خود- پرستی است.
* کفر همان خود – انکاری است.
* جنون همان خود – فراموشی است.
* عرفان همان خود – شناسی است.
* توحید همان خود – خدائی است.
* تقوا همان خود – داری است.
* آزادی همان خود – رهائی است.
* عبادت همان خود – براندازی است.
* خوشبختی همان Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان

آیا شما هم حیف شده اید؟

 

هرکسی اعم از فقیر و غنی، عالم و عامی، کافر و مؤمن، شهری و روستائی و زن و مرد دارای این احساس است که گوئی عمرش حیف و هدر شده و کسی قدر او را آنگونه که باید نشناخته است. این احساس اساساً مربوط به قدر نشناسی دیگران نسبت به خویشتن است. ولی معلوم نیست که این انسان حیف شده آیا خودش قدر خود را آنگونه که باید شناخته است یا نه. و اگر شناخته است آن قدر و حق چیست؟ این احساس که یک احساس جهانی نیز هست دالّ بر حقیقتی اسرار آمیز است و آن حق و عظمت روح خداوند در وجود انسان است که براستی هرگز نه بواسطه دیگران و نه بواسطه خود هرکسی شناخته نمی شود. بدون شک دیگران قرار نیست و نمی توانند حق و قدر ما را بهتر از خود ما بشناسند و تصدیق کنند. دیگران هم قدر «من» را Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان معرفت نفس

فلسفۀ ریش

 

ریش از جمله اعضای مردانه است که در میان انواع موهای بدن، قوی ترین ریشه ها را دارد و از همه موهای بدن زودتر سفید می شود . درباره اصل مو در مقاله «سّر مو» به تفصیل بحث شده که می توانید به آن رجوع کنید که اساس هویت جمالی در انسان است. امّا موهای صورت مرد محور هویت جمالی مرد است که البتّه در آخرالزمان مثل بسیاری دیگر از پدیده ها دارای ارزشی واژگون شده و اکثر مردان از آن بیزاری می جویند که این خود نشانی از بیزاری مردان از هویت مردانگی خویش است، همانطور که زنان هم از هویت زنانه خود بیزارند. علاوه بر خاصیت فوق، فوائد بهداشتی ریش در سلامت پوست صورت و بهداشت ریشه دندانها و همچنین بینایی چشم به لحاظ علمی نیز ثابت شده است. و نیز اینکه یک سابقه کهن در ارزشهای مذهبی دارد که Read the rest of this entry »

آخرالزمان خودشناسی عرفان فلسفه متافیزیک

حکمت زندگي
(برای چه زندگي مي کني؟)

 

براستی برای چه زندگی می کنیم؟ در یک کلمه باید گفت برای این زندگی می کنیم تا ببینیم که برای چه زندگی می کنیم. به همین دلیل کسانی که این مسئله ذاتی را در خود و زندگی فراموش می کنند، دچار خود فراموشی و نسیان کامل می شوند و فقط در لحظه مرگ یکبار دگر به یاد می آورند که اصلًا برای چه زیسته اند. انسان تنها موجودی است که فقط برای این امر خلق شده تا بفهمد که برای چه خلق شده است و انسانیت انسان فقط مرهون و منوط به درگیری او به این مسئله است. این سئوال ممکن است که Read the rest of this entry »

خودشناسی

فرق تفکّر و تخیّل

 

عالم خیال، نوعی خواب خفیفتر است. همانطور که آدمی در عالم خواب بر آنچه که رخ می دهد هیچ احاطه و اراده ای ندارد، عالم خیال هم عرصه عملکرد بی اراده و یا بسیار کم اراده از اندیشه و ذهن بشر است. در وادی تفکّر، انسان دارای اراده و احاطه است و می اندیشد ولی در وادی خیال آدمی اندیشیده می شود یعنی مفعول است. و لذا اعمال برخاسته از خیال پردازی عموماً منجر به نتایجی نامطلوب شده و سرنوشت بیرونی فرد را از حیطه اراده و عقل خارج می کند و دریافتهای خیالی منجر به اعمال بی اراده و غیرعقلانی می شود. البتّه پرواز بی قید و شرط اندیشه در عالم خواب رخ می دهد و انسان بایستی رؤیاهایش را به یاد آورد و مرور و فهم نماید و از این طریق به بسیاری از امیال ناخودآگاه و وقایع پنهان زندگی آگاه می شود تا بتواند در بیداری خود بطور آگاهانه تر و ارادی تر بیندیشد و عمل نماید. ولی در عالم بیداری و واقعیت خود، زندگی و اراده را Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی معرفت نفس

فلسفه بیني «راز دماغ»

 

با مسّماترین نامی که بر این عضو تنفّسی – بویائی نهاده شده است همان «بینی» می باشد که عضو بینائی است هم بینائی بصری و هم بصیرتی (قلبی). چشمان انسان بواسطه نوک بینی است که از دوبینی امکان یگانه بینی اشیاء را می یابد وگرنه چشمان بدون وجود بینی هرچیزی را دوتا می دیدند. علاوه بر این بینی انسان درست مرکز دایرۀ صورت اوست و لذا مرکز هویت جمالی اوست و بدون بینی دو نیم رخ آدمی بصورت یک رخ واحد قابل دریافت نمی شد. یعنی جمال واحده هرکسی از نگاه دیگران هم درست از نقطه بینی او Read the rest of this entry »

خودشناسی متافیزیک معرفت نفس نیچه

راز نفس ناطقه

 

ارسطو، انسان را حیوان ناطق نامید بدین معنا که نطق، بزرگترین تمایز انسان از سائر حیوانات است. ارسطو متوّجه حقیقت عظیمی در انسان شده بود ولی براین حقیقت علمی نیافت زیرا همه حیوانات دارای نطق هستند که انسانها درنمی یابند، همانطور که هر قومی نطق اقوام دیگر را درک نمی کند. نفس ناطقه انسان به دلیل سخن گفتن انسان به زبان نیست بلکه بدان معناست که نفس آدمی حتّی در هنگام سکوت هم سخن می گوید و صاحبش را مخاطب می سازد. فقط از این روست که انسان تنها جانداری است که دارای نفس ناطقه می باشد و این نطق نفس انسان با صاحب نفس است. این همان حدیث نفس است. در واقع انسان تنها حیوانی است که با خود سخن می گوید. این حقیقت انسانی همان رازی است که Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی عرفان اسلامی معرفت نفس

فلسفه جبر و اختیار

 

جبر و اختیار از قدیمی ترین مباحث قلمرو حکمت و فلسفه و روانشناسی بوده است که هرگز پاسخی روشن نیافته تا اینکه بتدریج از عرصه اندیشه بشر حذف و به فراموشی سپرده شده است. در قلمرو خودشناسی معضله جبر و اختیار در رأس همه امور قرار دارد و لذا در مکتب عرفان علوی هم جایگاه برجسته ای داشته است که پاسخ نهائی بر این دوگانگی و تضاد امری مابین و برتر است. ولی مسئله اساسی اینست که جبر و اختیار در قلمرو نفس و عملکرد و اندیشه بشر براستی درک نشده است و لذا پاسخی هم نیافته است. می دانیم که Read the rest of this entry »

اشراق حکمت خودشناسی عرفان فلسفه متافیزیک

فلسفه ماورای طبیعت

 

ماورای طبیعت نیز در بطن طبیعت حضور دارد. کلّا دانش و هنر و فرهنگ و احساسات بشری بیانگر دریافتهای ماورای طبیعی بشر از طبیعت است. اصوالًا آدمی رسالتی جز درک ماورای طبیعت را از طبیعت ندارد و میزان انسانیّت نیز میزان این دریافتهاست. همه صفات بشری ماورای طبیعی هستند: عشق، اندوه، شادی، رؤیاها، باورها و غیره. حتّی دریافتهای حسّی بشر مثل مزه و بو و صدا جملگی دریافتهای متافیزیکی هستند و لذا هر کسی به میزان لطافت و دقت و معرفت خود دریافت ماورائی بیشتر و عمیقتری دارد تا آنجا که می تواند با عوالم ملکوت و موجودات کاملًا غیبی رابطه یابد و حتّی با خداوند بعنوان مظهر غیب الغیوب مربوط شود. طبیعت دقیقاً صورت عالم غیب است. آنچه که تحت گردش زمان در مقابل حواس ما قرار دارد و هر لحظه ای صورتی از Read the rest of this entry »

خودشناسی

جهان های موازی

 

می گویند که هر انسانی در آن واحد دارای دو زندگی کاملًا مستقل و موازی از یکدیگر است: جهان درون و جهان برون. هر یک از این دو جهان نیز دارای دو جهان دیگر است: جهان آگاه و جهان ناآگاه: جهان پنهان و جهان آشکار. موضوعات هر یک از این جهان اکثراً مشترکند ولی فعل و انفعلاتی متفاوت دارند. انسانهائی که می توانند قوانین مشترک این جهان ها را در زندگی خود کشف کنند و ارتباط بین آنها را به دست آورند و این جهان های موازی را متحد و همسو نمایند بسیار اندکند و جز عارفان قادر به این امر عظیم و اسرار آمیز نیستند. مثلًا همسر ما، در درون ما یک موجودی است و در بیرون از ما چیز دیگریست. در خلوت ما یکجور است و در روابط Read the rest of this entry »

خودشناسی

چرا کسي کمبود عقل ندارد؟

 

براستی که آدمی و خاصّه انسان مدرن جز کمبود پول هیچ کمبود دیگری احساس نمی کند. برای این سئوال دو جواب متضاد وجود دارد. یکی اینکه خداوند به همه آدمها عقل کامل بخشیده است و لذا هیچکس احساس نقص در عقل ندارد. در اینصورت پس کاملًا مسئول حیات و هستی خویش است و باید خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگیرد. و امّا پاسخ دوم اینست که چون اکثریت مردم احساس کمبود عقل نمی کنند هرگز به دنبال رشد عقلانی نمی روند و به همین دلیل این همه بدبخت هستند و جهان تبدیل به دیوانه خانه شده است و هیچ جائی برای عقل نیست و عاقلان یا محکوم به مرگند و یا در انزوا و سکوت زندگی می کنند و لذا Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی معرفت نفس

فلسفه اراده

 

اراده، آن کانون از روان بشر است که قدرت تحقق امیال و آرزوهای بشر را به واقعیت دارد، یعنی آن مجرا و تبدیل ایده به عمل است. بدین ترتیب این همان عنصری است که قدرت هر انسانی به آن سنجیده می شود و تلاش هر انسانی در کلّ زندگی هدفی جز تقویت این قوه ندارد: اراده به قدرت! تفاوت انسانها یکی کمّی است و دیگری کیفی. تفاوت کمّی انسانها در تفاوت ایده هائی که می خواهند به عمل آورند. و امّا تفاوت کیفی انسانها در شدّت قدرت تبدیل ایده به واقعیت است. و امّا تفاوت کمّی، معلولی از تفاوت کیفی است. یعنی هر انسانی به میزان قدرت اراده ای که در خود سراغ دارد و یا می طلبد ایده هائی سخت تر و نا ممکان تر و ماورائی تر را به قلمرو واقعیت می کشاند. و قدرتمند تین انسانها آن است که قدرت تحقق و تعیّن وجود پروردگار را در واقعیّت دارد و اینان همان مردان حق و انبیاء و اولیاء و عرفا هستند که غیبی ترین امور را به عین Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی عرفان عرفان اسلامی فلسفه معرفت نفس نجات نیچه هایدگر

دیالکتیک چیست؟

 

دیالکتیک، یک واژه یونانی است که معنای لغوی آن عبارت است از: از میانه دو و یا فراسوی دو! دیالکتیک، مهمترین واژه فلسفه یونان و شاه کلید این فلسفه است که به معنای کشف جدال و دوگانگی درجهان معانی و حتّی عالم وجود است. مترادف فلسفی این واژه به زبان و فرهنگ فلسفه ایران و اسلام همانا « وحدت اضداد » است. کاشف دیالکتیک را نخستین صوفیان قرن پنج و شش قبل از میلاد در بندر الئات از یونان باستان می دانند که در رأس آنها پارمنیدز (برامنداس) و اگزنوفان و زنون قرار داشتند که کاشف معنای بود و نبود در عالم اندیشه اند و این تضاد را منشأ همه تفکرات فلسفی ساختند و وحدت اضداد را در فلسفه بنا نهادند. این حکیمان که خود تحت تأثیر مغان ایران باستان بودند با طرح مفاهیم دیالکتیکی در میان مردم و خاصّه جوانان قصد تحریک Read the rest of this entry »

اگزیستانسیالیزم حکمت حکومت اسلامی خودشناسی زرتشت عرفان فلسفه معرفت نفس وحدت وجود

عقل و قدرت

 

اراده به قدرت و سلطه، گوهره واحد علم وجود و شاید تنها صفت مشترک همه موجودات عالم است که در هر گروه از موجودات دارای قوانین خاص خود است. این اراده در قلمرو جان واضح تر و گویا تر است و گویاترین وجه اراده به قدرت در انسان است و شاید هم شدیدترین نوع این اراده از انسان بروز کرده است که میل به سلطه بر کلّ جهان را دارد و در عطش قدرتی جهانی است. و نیز آنچه که عقل نامیده می شود، تدارک و برنامه ریزی برای رسیدن به این اراده ذاتی است. پس در واقع عقل همان قدرت اراده و اراده ای است که انسان را به قدرت می خواند و خود نیز امکاناتش را فراهم می سازد. و امّا قدرت چیست؟ قدرت یعنی قدرت به اثبات رسانیدن وجود خویش. قدرت یعنی قدرت وجود داشتن و وجود یافتن و این داشته و یافته را به اثبات رسانیدن. بودن برای آدمی یا Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان

بارهستي

 

آنچه که صبر و تحمّل و بردباری و رضا و تسامح نامیده می شود، مجموعه ای از واژه هائی است که بیانگر ابعاد گوناگون یک واقعه در انسان است و آن وقوع وجود درانسان و نزول بارهستی بر دوش روان اوست که باید آنرا حمل و تحمّل کند و این بار را ببرد و بردباری نماید و بر سنگینی این بار عظیم صبور باشد و تازه لبخند هم بزند و تسامح ورزد و راضی و شاکر هم باشد. انسان به میزانی که چنین باری را می کشد انسان است و انسانیّت را درمی یابد. هستی، یک بار است که واضح ترین صورتش Read the rest of this entry »

امامت خودشناسی معرفت نفس

اصل و جعل

 

در جهان هستی همواره درباره هر موضوعی یک اصل وجود دارد و تعداد کثیری جعل از آن اصل پدید آمده اند که تشخیص و پیدا کردن آن یک اصل در میان بی نهایت جعل و کپی از آن اصل، همان وظیفه انسانی انسان در جهان است و هدف از خلقت اوست. یکی خوب است و مابقی خوب نمایند. این خوب نمایان نیز به دو دسته کلی تقسیم می شوند: خوب نمایان با حسن نیت که براستی می خواهند که خوب بشوند و خوب نمایان ریاکاری که می خواهند از سیمای خوبی که برای خود پدید می آورند دیگران را بفریبند. دسته اول Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی معرفت نفس

«هستي» یعني چه؟

 

وقتی می خواهیم معنای «خود» را دریابیم و خود را بشناسیم، به ناگاه می بینیم که «خود» کاملًا بی خود است و همه چیزعاریه ای و یا به زبانی «غیر» است و هدیه است: «نام و فامیل من از والدین است، مذهب و خلق و خوی من بخشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی و جغرافیائی و تربیتی است و مابقی هم وراثتی حتی شغل و باورها و آرزوهای من، وارده هائی از شرایط و زمانه است. و نهایتاً بدن من که به خاک می رود.» پس «من» همان عدم من است و لذا من دروغترین ادعاهاست. آنچه را که «خود» می نامیم، نهایتاً «داده شده» است یک ایثار است از جانب خداوند. خداوند هستی خود را به عالم و آدمیان بخشید و خودش عرش Read the rest of this entry »

خودشناسی

س: آیا می توان نیچه را هم یک عارف خواند؟

ج: آری! عارفی بس عبرت انگیز. عارفی بی پیر که در ظلمت نفس خود گم شد. پس حتماً باید او را فهمید و به جماعتی که طالب ارتباط مستقیم با خدایند و برای امر خودشناسی وجود پیر را منکرند، شناساند و برحذر داشت مخصوصاً به پیروان کریشنامورتی درایران و مقلدانی همچون جناب مصفا.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۴۳

آدم و حوا, آخرالزمان, اشراق, امامت, انسان کامل, امام زمان, ایدز, برزخ, بهشت, تناسخ, جهنم, حافظ, حلاج, حکمت, حکومت اسلامی, خداشناسی, خودکشی, دجال, دکتر علی شریعتی, زرتشت, شفاعت, صادق هدایت, طب اسلامی, ظهور امام زمان, عرفان, عرفان اسلامی, عرفان حلقه, علائم ظهور, عذاب, غیبت, فلسفه, فلسفه نماز, قیامت, کرامت, متافیزیک, معراج, مولانا, مولوی, مهدی موعود, نجات,  ابرانسان، ابن عربی، ادگار آلن پو، اسرار صلوة، اسلام شناسی، اگزیستانسیالیزم، امام شناسی، اوشو، بوبر، پدیده شناسی، تأویل قرآن، تشیع، تئوسوفی، حقیقت محمدی، حکمت الاشراق، خاتمیت، خلق جدید، خودشناسی، رجعت حسینی، روزبهان بقلی، زایش عرفانی، سیر و سلوک عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، علم توحید، عشق عرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی، عرفان شیعی، فاطمه شناسی، فلسفه ازدواج و زناشوئی، فلسفه بیماری، فلسفه عشق، فلسفه سینما، فلسفه دین، فلسفه زندگی،  فلسفه طلاق، فلسفه ظهور، فلسفه گناه، فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا، فمینیزم، کریشنامورتی، لقاءالله، ماورای طبیعت، معرفت نفس، منجی موعود، منجی آخرالزمان، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان، نیچه، ولایت وجودی، وحدت وجود، وجه الله،  یاسپرس، هرمنوتیک  هایدگر

خودشناسی کریشنامورتي معرفت نفس

پاسخ به یک نامه
(همه خود را مي شناسند)

 

س:
استاد گرامی من نمی دانم منظورتان از خودشناسی چیست که آنرا تنها راه نجات می خوانید. هر کس در حدّ نیازش خود را می شناسد و می داند که تا چه حدی بزدل و ابله و کافر و دریوزه و بدبخت است. آیا این چه مشکلی را حل می کند. اینکه می فرمائید که معرفت به خودی خود کافی است، یعنی چه؟ من هیچ سر در نمی آورم اگر ممکن است به زبانی بفرمائید که ما هم فهم کنیم.
پاسخ ما:
البتّه همین حد از خودشناسی هم که فرمودید در اکثر آدمها موجود نیست. ولی مهم این نیست که بدانی دارای صفات و خصائل بدی هستی بلکه ببینی و بفهمی که مثلًا چرا و از کجااینگونه شده ای یعنی رگ و ریشه های باطنی این صفات بد را در خود بیابی. مثلًا اگر آدمی فهم و باور کند که آنچه که او را می ترساند توهمات خود
اوست و نه واقعیات های بیرونی، مسلماً ترس او از میان خواهد رفت. اگر آدمی فهم و باور کند که دروغگوئیهای او براساس مصلحت هائی است که هرگز وجود خارجی ندارند مسلماً Read the rest of this entry »

خودشناسی نجات

آنچه که مي گوئیم …

 

آنچه که ما در این نشریه می گوئیم بی تردید عرفان نیست زیرا عرفان گفتنی و نوشتنی و خواندنی نیست بلکه یک وضعیّت وجودی در درجات گوناگون است و آن موجودیّت عرفانی می باشد. و امّا گفتار ما در این مقالات دربارۀ عرفان و مقدمه ای برعرفان و شرایط و آمادگی ورود به جهان عرفانی و گاه دربارۀ حالات و مقامات و کرامات و وقایع عرفانی می باشد. شرح حالات و مشاهدات و وقایع عرفانی همانطور که در ادبیات عرفانی شاهدیم تماماً جهان استعاره و تمثیل و حکایات است و چه بسا برای کسانی که از آن بیگانه اند جهان افسون و جادو و خرافه است و لذا گمراه کننده می باشد. بنابراین ما تلاش داریم که اگر هم گهگاهی از وقایع و حالات عرفانی سخن می گوئیم از آن جنبه هائی باشد که کمکی به زندگی طبیعی و عقلانی ما نماید و بیش از این ما را دچار خرافه و افسانه پرستی و خود فریبی از آن نوعی که در دکانهای عرفانی شاهدیم نکند. آن جنبه از Read the rest of this entry »

خودشناسی

سر مقاله

 

ای عزیزان در بند جور و جفا
ای عاشقان سوختۀ نیمه راه
اینقدرها هم نیست ایشان بی وفا
گهگاهی می آید سراغ شما
سرودی زان عشق بر باد رفته می سراید
اندوه بر باد رفتگی می زداید.
هدف این نشریه
عشق به معرفت و حقیقت، ذاتاً دارای رسالت است و به همین دلیل نخستین عاشقان این وادی همان انبیای الهی بوده اند چرا که خداوند انسان را به قصد شناخت و پرستش او آفریده است. پس این عشق یک حقّ وجودی در ذات انسان و جهان است. حاملان این عشق از سودای ریاست و سیاست و معیشت در این قلمرو بیزارند و لذا مجله الکترونیکی یک برکت و موقعیّت خارق العاده است البتّه بشرطی که ویروس ها به سراغش نیایند. انگیزۀ ما در این نشریه چیزی جز درد معرفت و هویت نیست و نیز دردهای بی درمان جسمانیو روانی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی عصر جدید و بن بست های فزایندۀ قلمرو دین و دانش و فن و مدنیّت مدرن. و نیز بن بست ها و دردهای ویژۀ جامعه ما که در بسیاری موارد منحصر به فرد است و جز از طریق خودشناسی علاجی ندارد همانطور که علی (ع) می فرماید: هر که خود را شناخت مشکلش Read the rest of this entry »

خودشناسی نجات

فلسفه خود – آگاهي هگل

 

در فلسفه مدرن غرب، خود – آگاهی اساساً متعلق به فلسفه هگل است و یا لااقل هگل به این ایده، مشهور شده است چرا که کسانی چون فویرباخ و فیخته پیش و بیش از هگل به اهمیت این امر پرداخته اند ولی از آنجا که صاحب فلسفه ای مدرن و سیستماتیک نبودند مورد بی مهری و بی توجهی واقع شدند. به هرحال امر خود آگاهی در اندیشه های مدرن غرب در رأس همه ایدئولوژیها و مکاتب انقلابی و مدرن قرار دارد و این امری به حق است. هگل خود – آگاهی را تنها راه تکامل معنوی و تعالی روح و قلمرو انتخاب و اختیار می داند و این امر را جایگزین مذهب می سازد و گویی که کشفی جدید نموده است. در حالیکه این مسئله در عرفان شرق Read the rest of this entry »

آخرالزمان امام شناسی خداشناسی خودشناسی عرفان عرفان اسلامی فلسفه معرفت نفس نجات

آیا راست مي گویم؟
(فلسفه نیچه)

 

هر کسی با مواجه شدن به یک بن بست یا شکستی بزرگ به خود می آید و لاجرم از خود می پرسد که: آیا اصلا ً راه را درست آمده ام؟ این از برکات معنوی شکست و ناکامی در زندگیست که آدمی را با تمامیت راه طی نموده زندگی خود به سوال می کشاند و در کل عقل و احساس خود شک می کند. برخی از شکست و ناکامی ها مقطعی و موضوعی هستند و لذا به خود آیی حاصل از آن هم سطحی و فنّی و روش شناسانه است. ولی آن شکستی که اصل هدف زندگی را می نمایاند و بطالت و ناکامی مقصود راه را آشکار می سازد منجر به یک خود آیی راه شناسانه و استراتژیک می شود. این خود آیی به ذات تفکّر و نفس می رسد و یک به خود آیی معرفتی و شناخت شناسانه است بدین بیان که: آیا من می فهمم؟ در اینجا آدمی احساس می کند که در ماهیت اندیشه و ادراک و اراده اش عیبی عظیم بوده که او را در تمامیت زندگی باطل و ناکام ساخته است. البته بسیار Read the rest of this entry »

خودشناسی غیبت ناجی موعود نجات نیچه

صادق هدایت « بوف کورِ ِوجدان ملّي ما »

 

هدایت یک انسان به خود – آمده بی رهنما و بی امام است و لذا مؤمنی کافر است و بدین لحاظ عین نیچه آلمانی است. هدایت با عمر کوتاهش کل زمانه اش را در گستره جهان، دید و فهمید و غایت تراژیکش را به یقین دریافت و فاتحه این تمدن را پیشاپیش خواند و در داستان «س،گ،ل،ل» این فاجعه را پیشگویی کرد. هدایت جهانی ترین انسان ایرانی عصر خویش بود و هنوز هم هست. شمعی بود که بسیاری بر گردش جمع آمدند و بخود آمدند و نبوغهای خود را یافتند و دکانها گستردند و به نان و نوایی رسیدند ولی او خودر از این بازی مبرّا بود و از شرّ این یاران منافق گریخت و در پاریس ِتنهایی اش بدست خودش شهید شد و این سنّت عارفان بی امام و راه نایافته در کل تاریخ بوده است. اگر آثار و زندگی «لوکرتیوس» فیلسوف سده سوم قبل از میلاد در روم باستان را درک کنیم، هدایت را تجلّی دوباره او می یابیم که همچو او در سن چهل سالگی خودکشی کرد. در تفسیر خودکشی این پاکترین انسان دوران خودش فقط می توانیم این آیه از قرآن را تفسیر کنیم که «اگر خداوند به برخی از مؤمنان امر به خود-کشی کند اندکی از این امر اطاعت می کنند.» گاه انسان آنچنان تنهاست که حتی دشمنی هم ندارد که او را Read the rest of this entry »

آخرالزمان اگزیستانسیالیزم برزخ بهشت جهنم خودشناسی خودکشی دکتر علی شریعتی متافیزیک نیچه

شریعتي های ۲و۳و۴و…چه کرده اند؟

 

با رحلت جانسوز و هنوز باور نکردنی دکتر شریعتی جریان تازه ای در میان روشنفکران دینی ما آغاز شد که به زبان ساده تلاشی برای شریعتی شدن و پر کردن خلاء وجود این هویت ملی ما در عرصه نسل جوان بود به طور نمونه می توان از کسانی چون عبدالکریم سرورش ، الهی قمشه ای، رحیم پور نام برد این سخنگویان نسل جوان مادر قلمرو روشنفکری دینی پس از انقلاب دارای چند تفاوت ذاتی نسبت به شریعتی بودند و لذا هرگز نتوانستند اندکی هم آن خلاء هویت را جبران کنند بلکه فقط امیدی نو آفریدند و پس از اندک مدتی هم همه را مأیوس و خمار ساختند و باز این تشنگان هویت را به خاطره دکتر شریعتی باز گردانیدند و البته Read the rest of this entry »

خودشناسی دکتر علی شریعتی عرفان

دکتر شریعتي و پیروانش

 

دکتر شریعتی به معنای واقعی کلمه فرهنگبد دوران ما بوده است. هرچند که وی مسلمان شیعه آتشینی بود ولی وسعت و عمق نظر او موجب شد که فراسوی فرقه ها و مکاتب زمانه قرار گیرد و مبدل به یک مرجع فرهنگی در جهان معاصر اسلامی شود. وی بدین لحاظ از سلاله عرفان است ولی عارفی چریک از تبار حسن صباح. همه انسانهای این چنینی باعث و بانی گروههای فکری کثیر و متناقضی در تاریخ بوده اند که گاه تضاد بین پیروانشان به جنگهای خونین رسیده است. و این از وسعت و عظمت فکر انسانهاست و نه از ضعف و انحطاط. مثل تضاد ببن شیعه و سنی از همان صدر اسلام و نیز تضاد بین شیعیان. همه مکاتب بزرگ و جدی دارای چنین ویژگیهایی هستند مثل تضاد بین مسلکهای سوسیالیستی در تاریخ جدید جهان. به لحاظی فرهنگ مسلط در انقلاب اسلامی ایران، فرهنگ دکتر علی شریعتی بوده است که به پیروزی انقلاب انجامید و از همان آغاز شاهد کثرت و تناقضات خونین بین پیروان این فرهنگ بوده و هستیم. اندیشه او دارای چند عنصر ذاتی و ویژگی خلاق است که مولد گروههای مختلفی بوده است: انقلابیگری (عشق به دگرگونی)، عدالت خواهی (سوسیالیزم)، اصالت طلبی Read the rest of this entry »

اگزیستانسیالیزم امامت تشیع خودشناسی دکتر علی شریعتی ظهور امام زمان عرفان نیچه

خود شناسی به عنوان حلال مشکلات

 

علی (ع) می فرماید: «هرکس خود را شناخت مشکلش حل شد». چرا خودشناسی موجب حل مشکلات است؟ این حکمت علوی را ما به تجربه در همه امور آزموده و به درستی اش یقین یافته ایم. و لذا « عرفان درمانی » را بنا نهاده ایم. انسان اگر به یقین بداند که مشکل چیست و علتش چیست و بر سر پیدایش آن علم و آگاهی یابد آن مشکل حل می شود. همه مشکلات آدمی حاصل جهل او درباره خویشتن است. چون خود را نمی شناسد و بر کم و کیف حالات و افکار و احساسات و اعمالی که از او سر می زند علم ندارد لذا نمی داند که چگونه بایستی بیندیشد و به چه اموری بیندیشد و لذا چگونه عمل کند بنابراین انسان هم به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ عملی به خطا و گمراهی می افتد و دچار مشکل می گردد. تفاوت انسان از سایر موجودات این است که صاحب اختیار است و همه مشکلات او از اختیار و آزادی انتخاب اوست. حال با این قدرت اختیاری که دارد اگر برخود و نیازها و استعدادها و ضعفهایش علم نداشته باشد قادر به انتخاب درستی که موافق ویژگی های او باشد نیست و لذا Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی عرفان درمانی معرفت نفس

نوشتن برای چیست؟

 

سارتر فیلسوف شهیر فرانسه می گوید: نوشتن در ذاتش برای دیگری است. ولی این فقط یک روی و حقیقت و صورت ظاهر است. نوشتن در صفاتش برای دیگران است و در ذاتش برای خویشتن است. در صفاتش که برای دیگران است همان گوهره امر به معروف و نهی از منکر است در انواع و درجاتش. همانطور که مثلا ً یک اثر محض فلسفی هم دارای رسالت امر به معروفات شناخت است و نهی از منکرات آن. یک قطعه شعر و یا داستان هم چنین است و حتّی یک اثر محض علمی در فیزیک یا زیست شناسی و پزشکی و امثالهم. یک نویسنده برای دیگران می نویسد تا بدین واسطه به دیگران برسد. این همان سرّ بلاغت به معنای رسانایی است و رسیدن به کمال بلوغ. آدمی فقط در دیگران است که به خود می رسد. اینست راز نوشتن! هیچکس به خودی خود Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان اسلامی فلسفه عشق معرفت نفس

حقّ بدی

 

بدیهای بشر نیز دارای ذاتی نیک است و برخاسته از نیک خواهی جاهلانه بشر است. انسان به میزانی که می خواهد نیک باشد مرتکب اعمال بد می شود. پس یا این نیکی باطنی هم بد است که مولد اعمال بد می شود و یا بدیهایی که ظاهر می شود دارای ذاتی نیک است. در حقیقت آدمی به دلیل روحی که دارد و امر خداست ذاتاً نیک و نیکخواه است ولی جاهل است و لذا نمی داند که چگونه این نیکی را به فعل آورد. در واقع فقط یک بدی وجود دارد و آن جهل است و این جهل جز از طریق معرفت درباره ذات نیکخواهی خویش برطرف نمی شود Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان عرفان شیعی معرفت نفس

کریشنامورتي و پیروانش

کریشنامورتی یک فیلسوف عارف مشرب از سلاله سقراط حکیم بود و مردی به راستی خود – آموخته و جهان بین و جهان شناس. ولی بسیار سخت می توان او را مرد واقعاً عارف و صاحب مکاشفات ماورا طبیعی دانست و بلکه تمام عمرش در پشت درب این واقعه باقی ماند زیرا حقانیت ذاتی دین خدا و رسولانش را تصدیق نمی کرد و به شریعت انبیای الهی نظری مثبت نداشت و لذا پیروانش هم در سرگردانی رها شدند زیرا به بطالت ارزشهای مادی و منطق غربی آگاه شدند و به نیهیلیزم فکری و اخلاقی رسیده ولی براستی راهی فراسوی نیک و بد و دیالکتیک نیافتند و لذا جز رویکرد به مخدرات روشی دیگر برای ادامه حیات پیدا نکردن Read the rest of this entry »

اگزیستانسیالیزم خودشناسی خودکشی دجال عرفان عرفان اسلامی فلسفه عشق نیچه

روانشناسي لقاء الله

در قرآن کریم می خوانیم که در پایان جهان و روز قیامت کبری آنگاه که خداوند نقاب از چهره براندازد کافران می گویند که ای کاش هرگز آفریده نشده و خاک می بودیم. و آنگاه خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند. آیا براستی هرگز درباره این واقعه اندیشیده اید. آیا کافران یعنی منکران وجود خدا و قیامت کبری و لقا الله چرا چنین می گویند و چرا با «صورت» خود را در آتش می افکنند و از خود انتقام می ستانند. آیا در دیدار جمال پروردگار چه می بینند؟ به نظر ما طبق صدها حکمت و حدیث از علی (ع) که قیامت خود را برپا کرده بود و خداوند را دیدار می نمود آن جمال یگانه که در پایان جهان بر کل بشریت آشکار می شود برای هر کسی همان جمال Read the rest of this entry »

آدم و حوا جهنم حکمت خداشناسی خودشناسی عرفان عرفان اسلامی قیامت کرامت

متافیزیک ۱۱

 

علم هرمنوتیك چیست؟

هرمنوتیك یك اصطلاح یوناني است که برگرفته از نام «هرمس» مي باشد که اسم یوناني حضرت ادریس است که اولین پیامبر و حکیم و معلم بشریت پس از حضرت آدم و قبل از ظهور نوح (ع) مي باشد و در واقع دومین پیامبر محسوب مي شود. او باني و معلم کلمات است و واژه ها را ابداع و تعریف نمود. و این منشأ هر علم است و در واقع بایستي ادریس را معلم اول بشر دانست و نه ارسطو را. در روایات دیني و اسلامي حضرت ادریس باني نخستین مدرسه است و درس و مدرسه هم برگرفته از نام اوست. آن حضرت را بسیار آزار دادند و بارها به قتل رسانیدند که باز به معجزه الهي زنده شد تا بالاخره به آسمان صعود نمود (مثل زرتشت ومسیح).
پس از ادریس هزاران سال بعد، نخستین فرد دیگري که این علم یعني علم کلمه را آغاز نمود و اساس و محور رسالت خود قرار داد سقراط حکیم بود که معتقد بود تنها مشکل بشر اینست که معناي حقیقي الفاظ و واژه هایي را که به کار می برد نمي داند. سقراط شروع به تعریف واژه ها نمود منتهی نه به شکل لغت نامه و یا دایرة المعارف بلکه به واسطه خودشناسي و ادراك باطني. این همان الفباي عرفان است. Read the rest of this entry »

خودشناسی زرتشت عرفان متافیزیک معرفت نفس هرمنوتیک

قیامت ۸

چه نباید کرد؟

بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده هایش پرهیز نمود.
بایستی تا حد امکان از جهان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت.
بایستی رسانه ها را باور نکرد و تبعیت ننمود.
بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود.
بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد.
بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود.
بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد.
بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورر کرد.
بایستی چشم و گوش را بر وعده های دانش و فن و تمدن بست.
بایستی راه و روشهای خودشناسی و خود کفایی و خود درمانی را جستجو نمود.
بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود.
بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست.
بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظهور ناجی ماند.
بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود.
بایستی شدیداً از داروهای مسکن اعصاب و روان دوری نمود.
بایستی از سه شیطان مشهور به عشق و آزادی و برابری پرهیز کرد.
بایستی هر چه بیشتر از صنعت و فرآورده های صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده های طبیعی روی نمود.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۴۴

 

آدم و حوا آخرالزمان اشراق امامت امام زمان انسان کامل ایدز برزخ بهشت تناسخ جهنم قیامت ۸  حلاج حکمت حکومت اسلامی خداشناسی خودکشی دجال  دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت قیامت ۸  طب اسلامی  ظهور امام زمان عرفان اسلامی عرفان حلقه علائم ظهور عذاب غیبت فلسفه نماز قیامت  قیامت ۸  کرامت متافیزیک معراج مولانا مولوی مهدی موعود نجات هایدگر ابرانسان ابن عربی ادگار آلن پو اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم قیامت ۸ امام شناسی اوشو بوبر پدیده شناسی تأویل قرآن تشیع تئوسوفی  حقیقت محمدی قیامت ۸ حکمت الاشراق خاتمیت خداشناسی خلق جدید خودشناسی رجعت حسینی روزبهان بقلی زایش عرفانی سیر و سلوک عرفانی شناخت شناسی قیامت ۸  شیطان شناسی علم توحید عشق عرفانی عرفان درمانی علی شناسی عرفان شیعی فاطمه شناسی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه بیماری قیامت ۸  فلسفه عشق  فلسفه سینما فلسفه دین فلسفه زندگی  فلسفه طلاق فلسفه ظهور  فلسفه گناه فلسفه مرگ فلسفه ملاصدرا قیامت ۸  فمینیزم کریشنامورتی لقاءالله ماورای طبیعت معرفت نفس منجی موعود منجی آخرالزمان ناجی موعود قیامت    ناجی آخرالزمان نیچه ولایت وجودی  وحدت وجود وجه الله یاسپرس هرمنوتیک

 

 

خداشناسی خودشناسی عرفان کرامت معرفت نفس