بایگانی برای ‘خودشناسی’

فلسفه جبر و اختیار

 

جبر و اختیار از قدیمی ترین مباحث قلمرو حکمت و فلسفه و روانشناسی بوده است که هرگز پاسخی روشن نیافته تا اینکه بتدریج از عرصه اندیشه بشر حذف و به فراموشی سپرده شده است. در قلمرو خودشناسی معضله جبر و اختیار در رأس همه امور قرار دارد و لذا در مکتب عرفان علوی هم جایگاه برجسته ای داشته است که پاسخ نهائی بر این دوگانگی و تضاد امری مابین و برتر است. ولی مسئله اساسی اینست که جبر و اختیار در قلمرو نفس و عملکرد و اندیشه بشر براستی درک نشده است و لذا پاسخی هم نیافته است. می دانیم که Read the rest of this entry »

اشراق حکمت خودشناسی عرفان فلسفه متافیزیک

فلسفه ماورای طبیعت

 

ماورای طبیعت نیز در بطن طبیعت حضور دارد. کلّا دانش و هنر و فرهنگ و احساسات بشری بیانگر دریافتهای ماورای طبیعی بشر از طبیعت است. اصوالًا آدمی رسالتی جز درک ماورای طبیعت را از طبیعت ندارد و میزان انسانیّت نیز میزان این دریافتهاست. همه صفات بشری ماورای طبیعی هستند: عشق، اندوه، شادی، رؤیاها، باورها و غیره. حتّی دریافتهای حسّی بشر مثل مزه و بو و صدا جملگی دریافتهای متافیزیکی هستند و لذا هر کسی به میزان لطافت و دقت و معرفت خود دریافت ماورائی بیشتر و عمیقتری دارد تا آنجا که می تواند با عوالم ملکوت و موجودات کاملًا غیبی رابطه یابد و حتّی با خداوند بعنوان مظهر غیب الغیوب مربوط شود. طبیعت دقیقاً صورت عالم غیب است. آنچه که تحت گردش زمان در مقابل حواس ما قرار دارد و هر لحظه ای صورتی از Read the rest of this entry »

خودشناسی

جهان های موازی

 

می گویند که هر انسانی در آن واحد دارای دو زندگی کاملًا مستقل و موازی از یکدیگر است: جهان درون و جهان برون. هر یک از این دو جهان نیز دارای دو جهان دیگر است: جهان آگاه و جهان ناآگاه: جهان پنهان و جهان آشکار. موضوعات هر یک از این جهان اکثراً مشترکند ولی فعل و انفعلاتی متفاوت دارند. انسانهائی که می توانند قوانین مشترک این جهان ها را در زندگی خود کشف کنند و ارتباط بین آنها را به دست آورند و این جهان های موازی را متحد و همسو نمایند بسیار اندکند و جز عارفان قادر به این امر عظیم و اسرار آمیز نیستند. مثلًا همسر ما، در درون ما یک موجودی است و در بیرون از ما چیز دیگریست. در خلوت ما یکجور است و در روابط Read the rest of this entry »

خودشناسی

چرا کسي کمبود عقل ندارد؟

 

براستی که آدمی و خاصّه انسان مدرن جز کمبود پول هیچ کمبود دیگری احساس نمی کند. برای این سئوال دو جواب متضاد وجود دارد. یکی اینکه خداوند به همه آدمها عقل کامل بخشیده است و لذا هیچکس احساس نقص در عقل ندارد. در اینصورت پس کاملًا مسئول حیات و هستی خویش است و باید خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگیرد. و امّا پاسخ دوم اینست که چون اکثریت مردم احساس کمبود عقل نمی کنند هرگز به دنبال رشد عقلانی نمی روند و به همین دلیل این همه بدبخت هستند و جهان تبدیل به دیوانه خانه شده است و هیچ جائی برای عقل نیست و عاقلان یا محکوم به مرگند و یا در انزوا و سکوت زندگی می کنند و لذا Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی معرفت نفس

فلسفه اراده

 

اراده، آن کانون از روان بشر است که قدرت تحقق امیال و آرزوهای بشر را به واقعیت دارد، یعنی آن مجرا و تبدیل ایده به عمل است. بدین ترتیب این همان عنصری است که قدرت هر انسانی به آن سنجیده می شود و تلاش هر انسانی در کلّ زندگی هدفی جز تقویت این قوه ندارد: اراده به قدرت! تفاوت انسانها یکی کمّی است و دیگری کیفی. تفاوت کمّی انسانها در تفاوت ایده هائی که می خواهند به عمل آورند. و امّا تفاوت کیفی انسانها در شدّت قدرت تبدیل ایده به واقعیت است. و امّا تفاوت کمّی، معلولی از تفاوت کیفی است. یعنی هر انسانی به میزان قدرت اراده ای که در خود سراغ دارد و یا می طلبد ایده هائی سخت تر و نا ممکان تر و ماورائی تر را به قلمرو واقعیت می کشاند. و قدرتمند تین انسانها آن است که قدرت تحقق و تعیّن وجود پروردگار را در واقعیّت دارد و اینان همان مردان حق و انبیاء و اولیاء و عرفا هستند که غیبی ترین امور را به عین Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی عرفان عرفان اسلامی فلسفه معرفت نفس نجات نیچه هایدگر

دیالکتیک چیست؟

 

دیالکتیک، یک واژه یونانی است که معنای لغوی آن عبارت است از: از میانه دو و یا فراسوی دو! دیالکتیک، مهمترین واژه فلسفه یونان و شاه کلید این فلسفه است که به معنای کشف جدال و دوگانگی درجهان معانی و حتّی عالم وجود است. مترادف فلسفی این واژه به زبان و فرهنگ فلسفه ایران و اسلام همانا « وحدت اضداد » است. کاشف دیالکتیک را نخستین صوفیان قرن پنج و شش قبل از میلاد در بندر الئات از یونان باستان می دانند که در رأس آنها پارمنیدز (برامنداس) و اگزنوفان و زنون قرار داشتند که کاشف معنای بود و نبود در عالم اندیشه اند و این تضاد را منشأ همه تفکرات فلسفی ساختند و وحدت اضداد را در فلسفه بنا نهادند. این حکیمان که خود تحت تأثیر مغان ایران باستان بودند با طرح مفاهیم دیالکتیکی در میان مردم و خاصّه جوانان قصد تحریک Read the rest of this entry »

اگزیستانسیالیزم حکمت حکومت اسلامی خودشناسی زرتشت عرفان فلسفه معرفت نفس وحدت وجود

عقل و قدرت

 

اراده به قدرت و سلطه، گوهره واحد علم وجود و شاید تنها صفت مشترک همه موجودات عالم است که در هر گروه از موجودات دارای قوانین خاص خود است. این اراده در قلمرو جان واضح تر و گویا تر است و گویاترین وجه اراده به قدرت در انسان است و شاید هم شدیدترین نوع این اراده از انسان بروز کرده است که میل به سلطه بر کلّ جهان را دارد و در عطش قدرتی جهانی است. و نیز آنچه که عقل نامیده می شود، تدارک و برنامه ریزی برای رسیدن به این اراده ذاتی است. پس در واقع عقل همان قدرت اراده و اراده ای است که انسان را به قدرت می خواند و خود نیز امکاناتش را فراهم می سازد. و امّا قدرت چیست؟ قدرت یعنی قدرت به اثبات رسانیدن وجود خویش. قدرت یعنی قدرت وجود داشتن و وجود یافتن و این داشته و یافته را به اثبات رسانیدن. بودن برای آدمی یا Read the rest of this entry »

خودشناسی عرفان

بارهستي

 

آنچه که صبر و تحمّل و بردباری و رضا و تسامح نامیده می شود، مجموعه ای از واژه هائی است که بیانگر ابعاد گوناگون یک واقعه در انسان است و آن وقوع وجود درانسان و نزول بارهستی بر دوش روان اوست که باید آنرا حمل و تحمّل کند و این بار را ببرد و بردباری نماید و بر سنگینی این بار عظیم صبور باشد و تازه لبخند هم بزند و تسامح ورزد و راضی و شاکر هم باشد. انسان به میزانی که چنین باری را می کشد انسان است و انسانیّت را درمی یابد. هستی، یک بار است که واضح ترین صورتش Read the rest of this entry »

امامت خودشناسی معرفت نفس

اصل و جعل

 

در جهان هستی همواره درباره هر موضوعی یک اصل وجود دارد و تعداد کثیری جعل از آن اصل پدید آمده اند که تشخیص و پیدا کردن آن یک اصل در میان بی نهایت جعل و کپی از آن اصل، همان وظیفه انسانی انسان در جهان است و هدف از خلقت اوست. یکی خوب است و مابقی خوب نمایند. این خوب نمایان نیز به دو دسته کلی تقسیم می شوند: خوب نمایان با حسن نیت که براستی می خواهند که خوب بشوند و خوب نمایان ریاکاری که می خواهند از سیمای خوبی که برای خود پدید می آورند دیگران را بفریبند. دسته اول Read the rest of this entry »

خداشناسی خودشناسی معرفت نفس

«هستي» یعني چه؟

 

وقتی می خواهیم معنای «خود» را دریابیم و خود را بشناسیم، به ناگاه می بینیم که «خود» کاملًا بی خود است و همه چیزعاریه ای و یا به زبانی «غیر» است و هدیه است: «نام و فامیل من از والدین است، مذهب و خلق و خوی من بخشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی و جغرافیائی و تربیتی است و مابقی هم وراثتی حتی شغل و باورها و آرزوهای من، وارده هائی از شرایط و زمانه است. و نهایتاً بدن من که به خاک می رود.» پس «من» همان عدم من است و لذا من دروغترین ادعاهاست. آنچه را که «خود» می نامیم، نهایتاً «داده شده» است یک ایثار است از جانب خداوند. خداوند هستی خود را به عالم و آدمیان بخشید و خودش عرش Read the rest of this entry »

خودشناسی