بایگانی برای ‘صدق و ریا’

* ای فرزند آدم و حوا!

از من آیا سئوال نمی کنی که چرا تو را به اندازه کافی معرفت و بصیرت و علم ندادم تا بدین آسانی خود را تباه نکنی؟ تو در ھر وضعی که ھستی به اندازه نیاز و ظرفیت خود برآنچه که ھستی دانائی و میدانی که چه باید کرد و چه نباید کرد. ولی بر دانائی ات ناتوانی. میدانی چرا؟ زیرا در توانائیھای خود نیز صادق و بی ریا نبودی و مکر نمودی زیرا میدانستی که این توانائی از تو نیست این تو نیستی که توانائی بلکه این منم که در تو عمل میکنم و تو عمل و توان مرا به حساب خودت گذاشتی و وانمود کردی و متکبر و مغرور شدی و به تباھی افتادی. پس مشکل تو نه نادانی است و نه ناتوانی. مشکل تو تکبر توست در مقابل من. و مکر توست با من که نمی خواھی مرا بر جای خویشتن ببینی و بپذیری و به ھمه معرفی کنی که خودت نیستی بلکه منم.
کتاب جانشین خدا ص ۵۶، استاد علی اکبر خانجانی

پندی از استاد تکبر و غرور صدق و ریا معرفت و بصیرت مکر و ستم