بایگانی برای ‘عرفان درمانی’

خود شناسی به عنوان حلال مشکلات

 

علی (ع) می فرماید: «هرکس خود را شناخت مشکلش حل شد». چرا خودشناسی موجب حل مشکلات است؟ این حکمت علوی را ما به تجربه در همه امور آزموده و به درستی اش یقین یافته ایم. و لذا « عرفان درمانی » را بنا نهاده ایم. انسان اگر به یقین بداند که مشکل چیست و علتش چیست و بر سر پیدایش آن علم و آگاهی یابد آن مشکل حل می شود. همه مشکلات آدمی حاصل جهل او درباره خویشتن است. چون خود را نمی شناسد و بر کم و کیف حالات و افکار و احساسات و اعمالی که از او سر می زند علم ندارد لذا نمی داند که چگونه بایستی بیندیشد و به چه اموری بیندیشد و لذا چگونه عمل کند بنابراین انسان هم به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ عملی به خطا و گمراهی می افتد و دچار مشکل می گردد. تفاوت انسان از سایر موجودات این است که صاحب اختیار است و همه مشکلات او از اختیار و آزادی انتخاب اوست. حال با این قدرت اختیاری که دارد اگر برخود و نیازها و استعدادها و ضعفهایش علم نداشته باشد قادر به انتخاب درستی که موافق ویژگی های او باشد نیست و لذا Read the rest of this entry »

حکمت خودشناسی عرفان درمانی معرفت نفس

عرفان

ویژگیهای مکتب عرفان درمانی
عرفان ما، عرفان شعر و مثال و تفسیر فال نیست بلکه عرفان منثور و واقعیت و بیان حال است و لذا نشئه
پران است و هرگز ملعبه اهل عیش و رنگ و گنج و کرامت بازی نمی شود زيرا عرفان ما محصول نشئه و بی
دردی نیست. عرفان ما عملی است نه توجیهی و تفسیری. عرفان ما عرفان توجیه انفعال نیست بلکه عرفان انقلابی است و لذا اهل منقل از آن گريزانند هر چند که اين جماعت را هم برای شفا و نجات با آغوش باز می پذيرد. عرفان ما برای بیدارسازی وجدان است و نه تخدير آن. عرفان ما، عرفان اشرافی و اهل فن نیست بلکه عرفان امیّ و اهل دل است و لذا جماعت اهل مدرسه و اهل عیاشی را ناخوشايند است.
عرفان ما برخلاف عرفان بازار درويشی به درد توجیه و تقدیس مفاسد و حقارت نمی خورد بلکه بدبختی ها را
می شکافد و نفس را کالبد شکافی می کند و موجب برون افکنی چرک و سیاهی باطن است. عرفان ما پهلوان
پرور است و نه مفلس نواز. عرفان ما، عرفان ورد و فوت و خواب و خیال نیست بلکه عرفان عقل و معرفت است. عرفان ما خودشناسی بی انتهاست و نه خودفريبی. خود براندازی نه خودپرستی. عرفان ما، عرفان عشق است و لذا فسق زدائی می کند و لذا قهار است و نه ملوس. عرفان ما، عرفان آسمانی ساختن زمین نیست بلکه زمینی نمودن آسمان است. عرفان ما، عرفان فرافکنی نیست بلکه عرفان درون افکنی جهان است.
عرفان ما، عرفان گوشه گیری و انزوا نیست بلکه عرفان اجتماعی، خانوادگی ، اقتصادی، سیاسی، علمی، فنی، پزشکی و در يک کلام عرفان رابطه است عرفان مدنی! عرفان ما مکتب اصالت معرفت است و لذا حتی خرافات را هم به عنوان يک واقعیت به قلمرو و ادراک وارد می کند. عرفان ما، افسانه پرستی نیست بلکه واقعیت پرستی است. عرفان ما تاريخی نیست بلکه زندگانی است و مدرن. رسالت ما نجات يا هدايت کسی به صورت فی البداعه و آنی و ابدی نیست. زيرا چنین امری اگر هم ممکن می بود در شأن انسان نمی بود و اين همان فرق بین انسان و ملائک است. رسالت ما نماياندن حجت های عقلی وعینی و تجربی درباره حقیقت دين و عرفان است و بیدار ساختن وجدانها. و آنگاه جز انگشت شماری مابقی به راه و روش زندگی عادی خود باز می گردند منتها با چشمی باز و دلی آگاه. ما در نخستین رابطه برهر کسی عقلا و عملا نشان می دهیم که می توان انسان بود و با شرافت و عزت و اختیار و خدايگونه زيست فقط کافیست که جداً بخواهی. کسی که با چشم باز به راه ضلالت می رود به سرعت به غايت آن رسیده و برای توبه ای قاطعانه آماده می شود که بازگردد. اين بار او اهل هدايت و انتخاب صادقانه دين و معرفت است. اين مدت برای هرکسی بسته به سن و شرايط اوست . ما بذری می کاريم که بالاخره دير يا زود به بار می نشیند. «آيا پنداشته ايد کسی که می داند و کسی که نمی داند همسان است؟» قرآن –
هرچند که در يک مسیر حرکت کنند. آنکه می داند و می فهمد ديگر در وادی ضلالت و ظلمت نمی تواند
خوش بگذراند و اين جوهره رجعت اوست. بنابراين رسالت ما همان رسالت انبیای الهی در دوران ختم نبوت و
غیبت است به مدد عقل و عرفان و امکانات و شرايط و تجربیات بشر مدرن. چرا که بزرگترين نعمتی که درعرصه خالقیت و غیبت پديد آمده است همان عقل وعرفان است که جانشین وحی می باشد و نهايتاً به تصديق وحی می رسد. همانطور که رسول اسلام (ص) فرمود: زين پس فقط رهروان معرفت نفس هستند که به حقايق دين من می رسند. بنابراين ما احیاء گر دين خدا و نور اولیاء از منشأ عقل و عرفان و فطرت هستیم و نهايتا هیچ حرف و ادعای تازه ای نداريم.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۳۸

عرفانیزه کردن گناه

شايد هیچ پديده ای از قلمرو فرهنگ بشری و از نعمات ويژه پروردگار به اندازه عرفان، مهجور و مظلوم و مغموم و محروم و منسوخ و معیوب و استحاله نشده باشد. براستی که عارفان مظلوم ترين انسانهای جهانند و دچار مظلومیتی دوگانه و مضاعف هستند يکی از جانب دشمنان دين و معرفت و ديگری از جانب به اصطالح پیروان خود. ظلم دوّمی به مراتب دردناکتر است. مثلًا نگاهی به ادبیات کاستاندا و پیروانش بیندازيد که چگونه مفاهیم ناب حکمت و عرفان شرق و غرب جهان با وقاحت تمام تحريف و استحاله شده و به توجیه و تقديس تبهکاری و جنون و تخدير درآمده است. و يا نگاهی به برخی از محافل درويشی بیندازيم که با بیچاره مولانا و حافظ چه می کنند. و اين دکّان «تکنولوژی فکر» را بنگريد که با توسّل به برخی آيات و اشعار، بشکن زنان همه مفاسد و جنون بشر را تقديس کرده و الوهیِت می بخشد و خیال همه را از هر گناه و خطايی راحت می کند که مثلًا «خدا ارحم الرّاحمین است» و گفته که همه گناهان را می بخشد پس بی خیال. گويی کیه بشیر در نان قرض دادن و تقديس نفس خود و فخر کردن به تبهکاريهای خود کم آورده است که تا اين حد افسرده و ديوانه گشته است. از خدا بترسید و اينگونه مغز و جیب و جان مردمان درمانده را غارت نکنید. ای داعیان و مبلّغان ابلیس، ای تبهکاران ملوس، ای جانیان عاشق پیشه و ای قاريان امام کش. بترسید که قیامت در راه است و غضب الهی در حال نزول است. گويی که بشر مدرن از فرط تقوی و حیا و ترس از خداست که به اين روز افتاده است و اين دجّالان ملنگ تقوی زدايی می کنند که: از خدا مترسید که خیلی خیلی مهربان و باحال است؟! و ما می گويیم که ای اسیران در بند جور و جفا از خدابترسید و بسیار بترسید که مهر الهی از همین درب نازل می شود و نه از درب فخر کردن به گناهان خود. از غیرت حق بترسید و اينقدر نسبت به ذات خود بی غیرت مباشید و خود را مسخره نکنید. ای تکنولوژيستهای فکری و هنری و روحانی و عرفانی و متافیزيکی که هنوز اسیر بند تنبان خويشید و شهامت انديشه نداريد و شهوت پرستی و جنون جنسی خود را عشق می نامید و به حساب خدا واريز می کنید، بترسید!
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۶ ص ۶۳

عرفان عرفان اسلامی عرفان درمانی کرامت معرفت نفس نجات

فلسفه نماز

فلسفۀ صلوة (راز نماز)
صلوة در قرآن کریم فقط مؤمنان را مخاطب ساخته است و نه مسلمین را. در دهها آیه این امر بدون استثناء مبرهن است. و در ضمن ایمان و مؤمن هم تعریف شده است که عبارت اسات از دین و اسلامی که قلبی و با شوق و عاشقانه باشد و نه اسلام موروثی یا اکراهی و از روی سهو یا ریا. یعنی دین و اسلامی صرفاً ذهنی و منطقی و فلسفی لزوما مترادف با ایمان نیست. در واقع انسان می تواند یک اسلام شناس بزرگ یا حتی یک عالم دینی باشد ولی لزوما مؤمن نباشد. صفات مؤمنین در قرآن کریم در صدها آیه کاملا تعریف و توصیف شده است که بدین گونه می توانیم درک کنیم که بسیاری از داعیان ایمان در حقیقت بی ایمان هستند.
صفات مؤمنین در سلسله مراتب پائین تری از همان صفات اولیاء و ائمه اشهار می باشد.
در واقع نماز قرآنی نوعی عشق ورزی با پروردگار است. پس اگر ایمانی قلبی بخدا نباشد این عشق ورزی نوعی زنا و ارتباطی نامشروع محسوب می شود و از گناهان چنان بزرگی است که خداوند می فرماید: وای بر نماز گزارانی که از روی عادت یا ریا نماز می خوانند. پس وای بر کسی که خدا به او بگوید وای بر تو!
و اما در معارف و باورهای خاص امامیّه و شیعه، صلوة دارای ویژگی و تعریف کاملا منحصر بفرد و خارق العااده و روشنی است زیرا ایمان دارای معنائی ویژه است. در دهها حدیث از رسول اکرم (ص) و علی (ع)
آمده است که: بی امام، کافر است، بی امام را نماز نیست. و کسی که همه احکام شریعت را بجا آورد و امام زنده ای نداشته باشد که در تبعیت او باشد باز هم کافر است منتهی کافری ریا کار یعنی منافق.
علاوه بر این در قرآن کریم نیز آمده است که پرستش خدای ذهنی شرک است که «ظلم عظیم» است و پرستش هوای نفس است. در واقع این همان دین و اسلام بدون امام است که نمازش

Read the rest of this entry »

اسرار صلوة اسلام شناسی امام شناسی امامت برزخ بهشت تأویل قرآن تشیع جهنم حقیقت محمدی حکمت حکمت الاشراق عذاب عرفان عرفان اسلامی عرفان درمانی عشق عرفانی علی شناسی فلسفه فلسفه دین فلسفه عشق فلسفه نماز معراج منجی آخرالزمان

عذاب

چگونه انساني خرافي مي شود.
تجربیات و مشاهدات نشان می دهد آنهایی که عمری با باورهای دینی و احکام اخلاقی سر عناد و انکار دارند به تدریج با اتکا به این کفر و دنیاپرستی و خودپرستی به انواع مفاسد و مهلکه ها و بن بست ها مبتلا می شوند که تجربه شخصی و علوم و فنون و امکانات مادی قادر به پاسخگویی نیست. اینان در حالیکه قلوبشان به اشد کفر و انکار و عداوت با دین رسیده اساساً علیرغم میلشان به سوی فال و غیب گویی و دعا نویسی و جن گیری و کف بینی و احضار روح و انرژی درمانی و …. می گرایند. این گرایش به لحاظ فکر نوعی عذاب است که برای رفع مشکلات آنها را به سوی مسائل
متافیزیکی که منکر بودند کشانیده است ولی این غیب گرایی و میل به ماورای طبیعت از جنبه شیطانی است و نه رحمانی. و لذا در ابتلای به این خرافات که ابتلای به شیاطین و اجنه و آدمهای شیطان صفت است در نخستین برخورد چه بسا گشایش هایی توهمی می یابند و لذا در دام این توهمات می افتند و آنگاه کل فکر و زندگیشان ملعبه جنون و مالیخولیا می شود.
اگر به گذشته این نوع آدمها رجوع کنیم جز کفر و انکار و عداوت با دین و اخلاق نمی یابیم. و این عذاب آن کفران و عداوت است و ابتلای به دوزخ است. به همین دلیل قلمرو خرافات، عرصه اشد کفر تا سرحد جنون است، کفری که به جنون رسیده و عرصه رسوایی ادعاهای دروغین است. بنابراین آنانکه خرافه را از دین و یا شعبه ای از مذهب می دانند به کلی از این حقیقت بیگانه اند. خرافات شعبه ای از مذهب ضد مذهب است. و آنانکه کارگزاران دستگاه خرافات هستند خود تجسم شیاطین و تسخیر شدگان به واسطه اجنه می باشند.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۹۰

اسلام شناسی امراض لاعلاج ایدز جهنم حکمت شفاعت شیطان شناسی عذاب عرفان اسلامی عرفان درمانی عرفان شیعی فلسفه بیماری کرامت ماورای طبیعت متافیزیک نجات

طب اسلامی

ایدز: ویروس تروریزم
ايدز يک مرض تروريست است يعنی وحشت افکن. و محصول اين تمدن ترور می باشد و بشر تروريست را به
اشدّ ترور افکنده است تا مهار نمايد. ايدز، ظهور نفس تروريست بشر مدرن می باشد. در يک کلام ويروس
HIV که مولّد ايدز است هیچ بیماری خاصی پديد نمی آورد. يعنی ايدز اصلا بیماری نیست که هیچ نشانه ويژه ای داشته باشد که دال بر حضور اين ويروس باشد. ايدز يعنی نابودی سیستم ايمنی بدن. يعنی بدن آدمی سپر ايمنی خود در قبال هر مرضی را از دست می دهد و وجود فرد، بی صاحب و بی حفاظ می شود و لذا يک سرماخوردگی يا يک عفونت کوچک فرد را می کشد. خیلی جالب است که به لحا لفظ هر سه کلمه ايمان، ايمنی و ايمیونولوژی از يک ريشه واحد هستند.
ايمان به معنای ايمنی و امنیت وجود است و لذا بزرگترين ويژگی ايمان به لحاظ احساسی و فکری هم آرامش و قرار و صبر و احساس امنیت در قبال خطر و مرگ و نیستی است. همانطور که از ويژگی جسمانی يک مؤمن هم سلامت تن است.
ويروس HIV در واقع حاصل انهدام ايمان در بشر مدرن است و يک ويروس شیطانی است که از اعمااق دوزخ
به انسان رسیده و او را خلع سلاح کرده و درهراس نابودی انداخته است. آنچه که از خود اين بیماری مهلکتر
و عذاب آورتر است، هراس حاصل از آن است و بشری را که با حربه وحشت افکنی زندگی می کند را به اشدّ
وحشت دچار ساخته است و لذا از نشانه های عدالت خداست.
ايدز، حاصل بی خدا شدن انسان است. بنابراين اين بزرگترين و مهلکترين و لاعلاج ترين بیماری کل تاريخ
بشری، علاجی جز توبه و رويکرد به پروردگار ندارد و فقط او می تواند قدرت ايمنی را به انسان باز گرداند.
ايدز، حاصل روی برگردانیدن خدا از بشر است.
هر چند که امروزه تقريباً هیچ مرضی علاج ندارد مگر اينکه خود به خود بهبود يابد. طب مدرن از درمان يک
سرماخوردگی عاجز است. طب مدرن خود بیمارترين و لاعلاج ترین فرآورده اين تمدن است، همانطور که
اکثريت پزشکان مدرن در رأس کافرترين انسانهايند و خود اشاعه دهنده ناامنی می باشند. زيرا تجارت پزشکی فقط ياغی به استمرار و افزايش نامنی در بشر است لذا پزشکی مدرن دارای ذاتی تروريستی (هراس افکن) است و ويروس ايدز را هم خود در مرکز MIT تولید نمود.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۸۱

امراض لاعلاج ایدز تأویل قرآن حکمت حکمت الاشراق خودکشی دجال شفاعت طب اسلامی عذاب عرفان اسلامی عرفان درمانی فلسفه بیماری کرامت معرفت نفس نجات

قیامت

تنهائي را دریابید
اول اینکه تنهائی یک نمایش و تعمّد نیست بلکه یک احساس و واقعه وجودی است که در هر که رخ نماید به بزرگترین توفیق الهی در آخرالزمان نائل آمده است چرا که آخرالزمان عرصه تفرید و تجرید جبری بشر است منتهی بشر مدرن مستمراً از این واقعه می گریزد و به انواع اشتغالات و بازیها و تخدیرها پناه می برد و این بزرگترین کفر انسان مدرن است و به مثابه جنگ با آخرالزمان و رویارویی با پروردگار است و قیامت نفس .
پس این قیامت را دریابید قبل از آنکه آن قیامت کبری فرا رسد تا بتوانید در حضور خداوند دوام آورید و در جرگه کسانی نباشید که از فرط خجالت خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند و می گویند: ای کاش اصلا خلق نشده بودیم! بشر مدرن هیچ عذابی نمی کشد الا در گریز از این تنهائی که عین گریز از رویاروئی با خداست که همان رویاروئی با خویشتن خویش می باشد.
پس ای تنها شدگان این بزرگترین نعمت خدا را پاس دارید و به شیاطین پناه مبرید. با خود روبرو شوید و گناهان خود را بپذیرید و انکار مکنید و بخدا پناه برید که آماده آمرزش است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد۲ ص ۲۷

آفرینش جدید عرفانی امراض لاعلاج انسان کامل ایدز خلق جدید خودکشی سیر و سلوک عرفانی عذاب عرفان درمانی فلسفه بیماری فلسفه طلاق قیامت لقاءالله

چه نباید کرد ؟

بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده هایش پرهیز نمود .
بایستی تا حد امکان از جهان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت .
بایستی رسانه ها را باور نکرد و تبعیت ننمود .
بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود .
بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد .
بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود .
بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد .
بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورر کرد .
بایستی چشم و گوش را بر وعده های دانش و فن و تمدن بست .
بایستی راه و روشهای خود شناسی و خود کفایی و خود درمانی را جستجو نمود .
بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود .
بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست .
بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظهور ناجی ماند .
بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود .
بایستی شدیداً از داروهای مسکن اعصاب و روان دوری نمود .
بایستی از سه شیطان مشهور عشق و آزادی و برابری پرهیز کرد .
بایستی هر چه بیشتر از صنعت و فرآورده های صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده های طبیعی روی نمود.
دائرة المعارف عرفانی جلد۳ ص ۴۴

آفرینش جدید عرفانی امراض لاعلاج ایدز خودکشی دجال زایش عرفانی شفاعت شیطان شناسی طب اسلامی عذاب عرفان اسلامی عرفان درمانی فلسفه بیماری فلسفه زندگی فلسفه گناه معرفت نفس نجات