بایگانی برای ‘علم توحید’

روزبهان بقلی

فلسفه شطحیات
شطحیات به گفتاری از عرفا اطلاق می شود که حضور حق را در وجود خود گزارش می کنند و گوئی که خود مظهر حق و اراده و صفات خداوند می باشند. چنین نوعی از سخنان فقط و فقط در عارفان جهان اسلام و خاصه تشیع بروز کرده است و در هیچ مذهب ديگری مشابه ندارد و لذا سخنانی منحصر بفرد و خارق العاده
است و درک آن نیز مستلزم معرفتی توحیدی می باشد. اين نوع سخنان از جانب عارفانی همچون حلّاج، شمس تبريزی، بايزيد بسطامی و روزبهان بِقلی مشهور است ولی کاملترين نوع اين سخن از خود زبان مولای عارفان يعنی علی (ع) نقل شده است که البته بسیاری از علمای دينی و روحانیون شیعی منکرش شده اند مثل این
حديث که «من اول و آخرم، ظاهر و باطن، حیّ و قیوم ، رزاق و قسّام و…»
اين نوع کلام بیانگر ولايت وجودی در يک عارف است در لحظاتی که ذات حق را در خويشتن لمس می کند. در برخی عارفان اين وضعیت يک مقام دائمی است و در برخی ديگر بصورت حالت گذراست. این وضع نشان الحاق يک عارف بر نفس خویش به ذات وحدانی خویش يعنی پروردگار است و اين مقام توحید است و انسان کامل. به بیانی ديگر اين واقعه خلافت الهی انسان است.
و اما همین شطحیات جان بسیاری از عارفان و
امامان را در خطر افکنده است و حکم الحاد و ارتدادشان بواسطه کسانی که توحید نفس و عالم استغراق عرفانی را درک نکرده اند، صادر شده است. اين عارفان ادعائی خدائی نداشته اند بلکه گاه خداوند از زبانشان سخن گفته است و این از ويژه گی سیر و سلوک روحانی می باشد. از میان روحانیون معاصر شیعه اندک کسانی که حق اين واقعه را درک و تصديق نموده اند علامه طباطبائی و امام خمینی بوده اند.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۶ ص ۸۶

اشراق انسان کامل تشیع حکمت حلاج روزبهان بقلی سیر و سلوک عرفانی عرفان عرفان شیعی علم توحید علی شناسی لقاءالله متافیزیک وحدت وجود ولایت وجودی

وحدت وجود

تفاوت انسانها
همه انسانها دارای نفس واحدی هستند و آنچه که بعنوان تفاوتها بنظر می رسد مربوط به دو امر است: شرايط بيرونی و ميزان تقوا. شرايط بيرونی همان جبرهای اقتصادی و فرهنگی و سياسی و خانوادگی می باشد که از هر فردی در شرايط  متفاوت هويت هائی متفاوت بارز می نمايد. و اما تقوا نيز عامل درونی است که می تواند ظهور و بروز نفس را تحت فرمان آورد و از درجات متفاوت تقوا هويت هائی متفاوت آشکار نمايد. وگرنه در شرايط يکسان اگر تقوائی نباشد همه انسانها به يک گونه بروز می کنند. و نيز در شرايط يکسان بيرونی آنچه که موجب تفاوت انسانهاست همان ميزان تفاوت درجه تقوا می باشد.
و اما تقوی يا خويشتن داری معلول درجات متفاوت از ايمان و معرفت است. قدرت ايمان تعين کننده شدت و قوت خويشتن داری است و اما ميزان معرفت تعيين کننده صورت اعمال و شيوه زيستن می باشد.
عمل به معرفت متضمن ايمان است و عمل به معارف توحيدی تر و عميق تر و خالصتانه تر نیز متضمن ايمان
عميق تر است. عمل به هر مرتبه از معرفت مستلزم همان درجه و شدت از ايمان است. ايمان به مثابه جوهره
اعمال و زندگی است و بدون آن اعمال آدمی هر چند که عارفانه باشد دارای جوهره و قو ت و روح نيست و
ميان تهی و نارسا می گردد و حتی همچون ريا می نمايد و جذابيت و قدرتی پديد نمی آورد. اعمال بزرگ و
خالصتانه مستلزم ايمان عظیم است و در غير اينصورت فرد را دچار مخمصه می کند و در مواجه با نتايج
اعمالش دچار دغدغه و حتی ندامت می سازد. همتانطور که ايمان های قوی اگر بهمراه معرفت نباشد مولد
خرافه و اعمال جنون آميز است.
آنچه که تقليد از اعمال و راه و روش بزرگان دين را به بن بست و بلکه نفاق می کشاند فقدان معرفت لازم
برای آن نوع اعمال است. و نيز آنچه که انسان را از اسارت جبرهای زمانه نجات می دهد و استقلال می بخشد و صاحب هويت می نمايد ايمان و معرفت است. برای اهل دين توازن بين ايمان و معرفت امری واجب است. آنچه که بين مؤمنان تفاوت می اندازد تفاوت ايمان است. و اما تعادل بين ايمان و معرفت ممکن نيست الا در اطاعت يک پير و امام موحد. زيرا اين تعادل همان توحيد و وحدت وجود انسان درخويشتن است که فقط در ارادت عرفانی ممکن می گردد تا ذهن و دل يعنی ضمير آگا ه و ناخودآگاه متحد گردد.
جز انگشت شمارانی که در قلمرو دين و معرفت دچار تبدیل و تحو ل در ذات نفس می شوند و تقوا و معرفت
جزء طبيعت نفس آنهاست مابقی مردمان يا به جبرهای بيرونی تغيير می کنند و يا به جهاد نفسانی.
که نوع اول ريا می باشد و نوع دوم هم تقوی. و تا زمانيکه ذهن و دل يگانه نشود و مقام توحيد حاصل نيايد
هويتی پايدار و ثابت رخ نمی دهد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۲۹۳

اشراق امام شناسی انسان کامل تئوسوفی حکمت الاشراق سیر و سلوک عرفانی عرفان عرفان اسلامی عشق عرفانی علم توحید علی شناسی ناجی موعود وحدت وجود