بایگانی برای ‘لقاءالله’

لقاءالله

روانشناسی لقاءالله
در قرآن کریم می خوانیم که در پایان جهان و روز قیامت کبری آنگاه که خداوند نقاب از چهره براندازد کافران می گویند که ای کاش هرگز آفریده نشده و خاک می بودیم. و آنگاه خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند. آیا براستی هرگز درباره این واقعه اندیشیده اید.
آیا کافران یعنی منکران و جود خدا و قیامت کبری و لقاءالله چرا چنین می گویند و چرا با «صورت» خود را در آتش می افکنند واز خود انتقام می ستانند. آیا در دیدار جمال پروردگار چه می بینند؟
به نظر ما طبق صدها حکمت و حدیث از علی(ع) که قیامت خود را برپا کرده بود و خداوند را دیدار می نمود آن جمال یگانه که در پایان جهان بر کل بشریت آشکار می شود برای هر کسی همان جمال ذات خودش می باشد. طبق این سخن که «خودشناسی خداشناسی است و خداوند همان خود خود هر کسی می باشد»۰
روانشناسی واقعه لقاءالله در قرآن فقط در این صورت قابل فهم است و لاغیر. از اینکه کافران می بینند که منکبر و خصم خود بوده اند. هر کسی جمال خود را در جمال خدا دیدار می کند. همانطور که خداوند در خلقت ازلی از صورت خود به آدم صورت بخشید و از روح خود در آدم دمید و از علم خود به انسان علم داد و او را جانشین خود در جهان ساخت.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۱۰

فلسفه تاریخ

«تاريخ» به لحاظ لغت از ريشه «رخ» می باشد و تاريخ در اصل همان تا – رخ است ت يعنی تا آنگاه که رخ آشکار شود: رخ خالق! و لذا پايان تاريخ يعنی قيامت آن روزی است که خلق خدا رو در روی جمال پروردگار قرار می گيرند و لقاءالله واقع می شود. در واقع تاريخ يعنی تا ديدار خدا. و اين عمر زمانی است که به طول می انجامد. فلسفه تاريخ همان ديدار به قيامت است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۲۸

غریب در خانه و تنها در جامعه (فلسفه تنهائی)

کل جريان تاريخ تمدن بشری (گردهمائی) به لحاظ روانشناسی معلول گريز بشر از تنهائی بوده است. و هر چه که اين تجمعات بيشتر شده احساس تنهائی هم شديدتر شده و متقابلًا تلاش برای تجمعات متراکم تر و شهرهای بزرگتر بيشتر شده است و تنهائی هم عميق تر. گريز بشر از تنهائی همانا گريز او از باطن خويشتن و دل و ذات خويش بعنوان مقرّ حق و خانه خداست. بشر در جنگ و گريز و رفت و آمد بين خود و ديگران (فرد و جامعه) در واقع از خدا بسوی خدا می گريخته است و از او هيچ مفری نداشته است. ديالکتيک فرد– جامعه کل موتور محرکه تاريخ جوامع بشری می باشد. بشر هم در خود و خانه خود تنهاست و هم در ميان مردم. و آخرالزمان عرصه پيدايش جمع تنهايان است و همه پديده های اين دوران برخاسته از اين معناست. پديده ای بنام عشق نيز حاصل گريز ذاتی انسان از تنهائی و پناه بردن به غير و فنای در غير است. و آخرالزمان به لحاظی قلمرو شکست جهانی عشق است و عرصه کشف خدا در خويشتن است و عشق با او. و در اين عشق با خدا در خويش همان واقعه ظهور جهانی ناجی و سپس قيامت کبری فراهم می آيتد. و کل تاريخ بشر زمينه واقعه لقاءالله است و بدينگونه کل فلسفه تاريخ سير از خود تا ديدار با رُخ خدا می باشد: تارُخ!
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۶۴

آدم و حوا حکمت خداشناسی عرفان لقاءالله

علی شناسی

واقعه غدیر خم چه بود؟
اگر واقعه غدیرخم یک گردهمایی برای معرفی وصی و جانشین باشد یک واقعه معمولی در هر جامعه و هر کجای تاریخ است ولی به نظر می رسد که در نزد ما اکثر شیعیان هم چیزی برتر از این نیست. ولی غدیر این نیست بلکه واقعه اعلان ختم نبوت در تاریخ بشر است و پیدایش امامت به معنای نبوت باطنی و عرفانی می باشد. این همان واقعه ای است که مهد پیدایش عرفان عملی در اسلام می باشد همان کارگاهی است که حلاج ها و بایزیدها و شمس تبریزی ومولاناها و عطارها و حافظ ها را پدید آورده و مذهب آینده بشریت را رقم زده است و انسان را با خدایی مواجه نموده که بایستی از ذات خود بشر درک و آشکار شود. برای همین است که سلطان غدیر هم نخستین انسانی است که موفق به کشف خدا در خود شده است و لذا جز خدا نمی بیند. از خمخانه غدیر نخستین انسان کامل به بشریت معرفی شد و به خاطر همین واقعه بود که آخرین پیامبر تاریخ بشر به دیدار با خدا (معراج) فراخوانده شد: « ای محمد تو را به اینجا نخوانده ام الا اینکه علی را به تو معرفی کنم.» و علی کسی است که خداوند بر او صلوة می کند و مرید اوست: « ای محمد، نسبت تو به من مثل نسبت من به علی است.» و این عالیترین واقعه معنوی در کل تاریخ بشر است. به همین دلیل بعد از معرفی علی (ع) به عنوان انسان کامل و خدایگونه، امر شد تا همه مؤمنان پس از بیعت با علی (ع)، دو به دو با همدیگر بیعت کنند و امام و مأموم یکدیگر در سلسله مراتب هدایت شوند و این یعنی همان واقعه پیر و مرید در عرفان اسلامی. و این مذهب عشق عرفانی است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۸۹

اسرار صلوة امام شناسی امامت انسان کامل تشیع حافظ حلاج سیر و سلوک عرفانی عرفان عرفان اسلامی عرفان شیعی عشق عرفانی علی شناسی لقاءالله مولانا

روزبهان بقلی

فلسفه شطحیات
شطحیات به گفتاری از عرفا اطلاق می شود که حضور حق را در وجود خود گزارش می کنند و گوئی که خود مظهر حق و اراده و صفات خداوند می باشند. چنین نوعی از سخنان فقط و فقط در عارفان جهان اسلام و خاصه تشیع بروز کرده است و در هیچ مذهب ديگری مشابه ندارد و لذا سخنانی منحصر بفرد و خارق العاده
است و درک آن نیز مستلزم معرفتی توحیدی می باشد. اين نوع سخنان از جانب عارفانی همچون حلّاج، شمس تبريزی، بايزيد بسطامی و روزبهان بِقلی مشهور است ولی کاملترين نوع اين سخن از خود زبان مولای عارفان يعنی علی (ع) نقل شده است که البته بسیاری از علمای دينی و روحانیون شیعی منکرش شده اند مثل این
حديث که «من اول و آخرم، ظاهر و باطن، حیّ و قیوم ، رزاق و قسّام و…»
اين نوع کلام بیانگر ولايت وجودی در يک عارف است در لحظاتی که ذات حق را در خويشتن لمس می کند. در برخی عارفان اين وضعیت يک مقام دائمی است و در برخی ديگر بصورت حالت گذراست. این وضع نشان الحاق يک عارف بر نفس خویش به ذات وحدانی خویش يعنی پروردگار است و اين مقام توحید است و انسان کامل. به بیانی ديگر اين واقعه خلافت الهی انسان است.
و اما همین شطحیات جان بسیاری از عارفان و
امامان را در خطر افکنده است و حکم الحاد و ارتدادشان بواسطه کسانی که توحید نفس و عالم استغراق عرفانی را درک نکرده اند، صادر شده است. اين عارفان ادعائی خدائی نداشته اند بلکه گاه خداوند از زبانشان سخن گفته است و این از ويژه گی سیر و سلوک روحانی می باشد. از میان روحانیون معاصر شیعه اندک کسانی که حق اين واقعه را درک و تصديق نموده اند علامه طباطبائی و امام خمینی بوده اند.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۶ ص ۸۶

اشراق انسان کامل تشیع حکمت حلاج روزبهان بقلی سیر و سلوک عرفانی عرفان عرفان شیعی علم توحید علی شناسی لقاءالله متافیزیک وحدت وجود ولایت وجودی

قیامت

تنهائي را دریابید
اول اینکه تنهائی یک نمایش و تعمّد نیست بلکه یک احساس و واقعه وجودی است که در هر که رخ نماید به بزرگترین توفیق الهی در آخرالزمان نائل آمده است چرا که آخرالزمان عرصه تفرید و تجرید جبری بشر است منتهی بشر مدرن مستمراً از این واقعه می گریزد و به انواع اشتغالات و بازیها و تخدیرها پناه می برد و این بزرگترین کفر انسان مدرن است و به مثابه جنگ با آخرالزمان و رویارویی با پروردگار است و قیامت نفس .
پس این قیامت را دریابید قبل از آنکه آن قیامت کبری فرا رسد تا بتوانید در حضور خداوند دوام آورید و در جرگه کسانی نباشید که از فرط خجالت خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند و می گویند: ای کاش اصلا خلق نشده بودیم! بشر مدرن هیچ عذابی نمی کشد الا در گریز از این تنهائی که عین گریز از رویاروئی با خداست که همان رویاروئی با خویشتن خویش می باشد.
پس ای تنها شدگان این بزرگترین نعمت خدا را پاس دارید و به شیاطین پناه مبرید. با خود روبرو شوید و گناهان خود را بپذیرید و انکار مکنید و بخدا پناه برید که آماده آمرزش است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد۲ ص ۲۷

آفرینش جدید عرفانی امراض لاعلاج انسان کامل ایدز خلق جدید خودکشی سیر و سلوک عرفانی عذاب عرفان درمانی فلسفه بیماری فلسفه طلاق قیامت لقاءالله

شیطان شناسی- دجال

روزی مؤمنی به نزد شیخ آمد و گفت یا شیخ مشکلی دارم . مسئله من اینست که زنی دارم کافر ولی خیلی دوستش می دارم و می دانم که پس از مرگ ، او به جهنّم خواهد رفت و من در فراق او  بهشت من جهنّم می شود. آیا این معمّا راه علا جی دارد ؟ شیخ گفت : یا تو هم باید کافر شوی و به جهنم بروی تا با او باشی و یا او باید توبه کند تا با تو در بهشت باشد.

مؤمن گفت : من که کافر بشو نیستم او هم توبه کن نیست . شیخ گفت : انشا الله خداوند به خاطر ایمان تو زنت را هم مورد عفو و شفاعت قرار دهد تا مشکل تو حل شود . مؤمن اندکی فکر کرد و سپس گفت : ای شیخ این که تبعض و ظلم است من که عمری تقوا پیشه کرده و اینهمه خیرات داده ام با اویی که جز گناه نکرده و لقمه ای به کسی نداده اسبت در یکجا باشیم ؟ شیخ در خود فرو رفت و گفت : بنشین تا مشکل تو را حل کنم . رفت و از پستوی حجره اش شمشیری عریان آورد و گردن مؤمن را از تن جدا کرد و گفت: اینست جزای کافری که خود را مؤمن می پندارد و برای خدا هم تعیین تکلیف می کند . به راستی که مشکل منافقان جز با شمشیر حل نمی شود. دائرةالمعارف عرفانی جلد۳ ص ۳۶

امام زمان انسان کامل تأویل قرآن تشیع دجال سیر و سلوک عرفانی شیطان شناسی شیطان شناسی- دجال عرفان عشق عرفانی فلسفه ازدواج و زناشوئی فلسفه ظهور لقاءالله وحدت وجود