شیطان شناسی

برای شناخت ماهیت ابلیس بایستی منطق و شیوه خردورزی و استدلالش را دریافت. او برای توجیه کفرش و سجده نکردن مقام خلافت اللهی آدم(ع) منطق خود را بروز داد. یکی قیاس ماهیت و ساختار آفرینش بین خود و آدم است (گل و آتش) و دیگر دهری گری و سابقه پرستی است که سابقه آدم را شرارت و فساد و توحش می داند که عین واقعیت است و سابقه خودش را سراسر عبودیت می داند که اینهم درست است. این همان قیاس بین خود و آدم(ع) است منتهی در هویت و معنویت و اخلاق! یعنی آدم(ع) هم به لحاظ ظاهر خلقتش پست تر از ابلیس است و هم به لحاظ سابقه اخلاق و هویت معنویش! و از این هر دو حیث حق با ابلیس است ولی ابلیس از دو امر غفلت می ورزد و با آنکه بر غفلتش آگاه هم می شود ولی تصدیق نمی کند. یکی وضعیت کنونی آدم(ع) است و دیگری مقام باطنی اوست که خداوند از روح و علم اسماء به او داده است ک هیچیک از ملائک چنین مقامی را دارا نیستند. و ابلیس با اینکه بر مقام روحی و علمی آدم آگاه می شود قادر به هضم و پذیرش و تصدیق آن نیست و این ناتوانی موجب استکبار و کفر و لعن ابلیس از درگاه حق می شود. در حالیکه سائر ملائک هم که دچار همان مسائل ابلیس بودند با امتحان کردن آدم(ع) در علمش بالاخره تصدیق و سجده می کنند.
کتاب شیطان شناسی ص ۷