شیطان شناسی

پس ابلیس را با این ویژگیها می شناسیم: منطق قیاس، ظاهر پرستی، قدمت پرستی، گذشته پرستی، عبادت پرستی و انکار حقیقت علیرغم درک حقیقت و اثبات حق! و بدینگونه آگاهانه و مفتخرانه کفر و لعن الهی را بر می گزیند. پس کفر ابلیس یک انتخاب آگاهانه و عمدی است زیرا ابلیس پس از انکار و درک حقیقت آدم(ع) هرگز توبه هم نمی کند و پیامبر کفر می شود و سلطان ظلمات و انکار آگاهانه حق! و این زیربنای هویت ابلیس است و لذا در رسالتش جز دروغ و فریبکاری هنر دیگری هم نمی تواند داشته باشد چون دچار جهل و عدم آگاهی در کفرش نیست پس هرگز نمی تواند در رابطه با آدمی دارای صدق باشد زیرا عداوتش با آدمی کاملاً عمدی و آگاهانه است و خود بر ناحقی این عداوت هم آگاهی دارد! و کل اساس و محور کفر و عداوتش با آدمی همانا مقام خلافت اللهی آدم است که بر دو رکن روح خدا و علم اسماء نهفته است که هر دو امر باطنی است. پس ابلیس خصم باطن انسان و روحانیت و علم اسمائی اوست. و اگر بتواند آدمی را از باطنش غافل و دچار نسیان سازد پیروز است و به حق انکار خود در خود رسیده است که آدم را لایق این مقام نمی دانست.
کتاب شیطان شناسی ص ۷