شیطان شناسی

پس خدا و شیطان دو روی ذکر و نسیان هستند و شناخت عرفانی این دو در نفس خویشتن هم به مثابه ذکرشناسی و نسیان شناسی است. یعنی خداشناسی عرفانی، نور خودشناسی و خودآئی و خودیابی است و شیطان شناسی عرفانی هم شناخت ظلمت گمشدگی و غفلت و جنون و هذیان و نسیان و مالیخولیا و سرگشتگی بشر است. بزبانی دیگر همانطور که خودشناسی و خداشناسی امری واحد است شیطان شناسی و بی خودی شناسی هم امری واحد است. شیطان شناسی همان ظلمت شناسی است. پس واضح است که شیطان شناسی مقدم بر خداشناسی است زیرا آنچه که بین انسان و خدا حائل شده است شیطان است که ظلمت جهل و فریب و نسیان است. و بیهوده نیست که اکثر عارفان بزرگ عمده مراتب عرفان نفس را شیطان شناسی دانسته اند و آخرین مرحله از این راه را خداشناسی خوانده اند. زیرا وقتی که شیطان در نفس نباشد خدا هست زیرا فطرت بشر عین خداست (قرآن) طبق کلام الهی در کتابش تمامی کفران و شقاوت و مظالم و مفاسد و عذابها و بدبختیهای بشری از ابتلایش به شیطان است و اکثریت قریب به اتفاق مردمان جهان در تاریخ بدلیل ابتلای به شیطان دچار بدبختی و عذابهای دو جهان گشته اند. پس شیطان شناسی عین شناخت تاریخ جوامع بشری است و عین جامعه شناسی و روانشناسی عامه مردمان است و شناخت راز همه مصیبتها و عذابها و بدبختی ها و عداوت ها و جنون و جنایت ها! و لذا تنها دشمنی که خداوند به بشر معرفی کرده همان شیطان است که بشر را هم به دشمنی با او فراخوانده است و این سخن دهها بار در قرآن کریم تکرار شده است: “شیطان دشمن آشکاری برای انسان است” اسراء۵٣- “شیطان را دشمن خود بدانید” فاطر٢- پس دشمن شناسی جز شیطان شناسی نیست و هر دشمن شناسی دیگری عبث است بخصوص که امروزه عصر سیطره بدگمانی بر نفوس آحاد بشری است و همه نسبت به مردمان بدبین هستند و عاطفه و محبت در حال نابودی است که این نیز القاء و دسیسه شیطان است تا خود شناخته نشود زیرا بر همه جهانیان مسلط گشته است: “بدانید که شیطان در میان شما فتنه و فساد میکند و عداوت میپراکند.” مائده٩١- اسراء۵٣-
کتاب شیطان شناسی ص ۴