شیطان شناسی

پس شیطان شناسی و امام شناسی دو روی کل معرفت بشری درباره حق است و خداشناسی. و این دو بدون یکدیگر ممکن نیست پس دو روی خودشناسی است که انسان را به خدایش میرساند خدای غایب و عدمی که سخنگو و بانیش ابلیس است و خدای وجودی و جمالی که سخنگو و بانیش امام است. در حقیقت قبل از خلقت آدم بزرگترین سخنگوی خدای غایب همان ابلیس بود و لذا با آفرینش آدم، مقامش در خطر افتاد و به عداوت با آدم پرداخت و همچنان حامی و سخنگوی خدای غایب باقی ماند و همه را دعوت به چنین خدائی می کند یعنی خدای غایب و بسیار دور و دست نیافتنی: “بدان که کافران خداوند را از جای بسیار دور می خوانند پس چگونه ایمان آورند.” قرآن- و ابلیس پیامبر این کافران است یعنی پیامبر خدای غیبی آسمانها. و از آنجا که دیگر چنین خدائی وجود ندارد و خداوند فقط از وجود امامانش شناخته و پرستیده می شود لذا خدای ابلیس و همه باورها و وعده های چنین خدائی هم دروغ است. و بدینگونه است که اصلاً موجودیت ابلیس هم تماماً دروغین است و لذا ابلیس شناسی جز دروغ شناسی نیست. و بیهوده نیست که در قرآن و روایات شیعی، ایمان آدمی فقط دو دشمن دارد یعنی شیطان و دروغگوئی که ظاهر و باطن امری واحد است زیرا شیطان تماماً دروغ است و هر دروغی هم شیطانی است.
کتاب شیطان شناسی ص ۱۳