شیطان شناسی

شیطان از طریق نجواها و پچ پچ هایش در گوش آدمی بتدریج بر ذهن و سپس دل آدمی رسوخ می کند و عین عقل و عاطفه انسان می شود و به جای انسان می اندیشد و احساس می کند و انسان او را عین خود می یابد و این مقام خلیفه شیطان شدن است. و این پیروزی شیطان بر انسانی است که قرار بود خلیفه خدا باشد! بمیزانی که اندیشه و دل آدمی راکد و تنبل و غیر خلاق است به تصرف شیطان درمی آید زیرا از احاطه تفکر و خلاقیت عاطفی صاحبش 

خارج و معطل است یعنی بی صاحب است. “خداوند القای شیطان را امتحانی قرار داده از برای قلوبی که شقی و سنگ هستند.” حج۵٣- ذهن زنده و خلاق دائماً در حال تولید تفکرات و حقایق نوینی است و دل زنده هم دائماً انقلابی است زیرا مشغول ذکر خداست و نو به نو می شود پس شیطان را امکان دخالت در آن نیست زیرا صاحب دارد. پس تنبلی جسم و روان و دل آدمی مهمترین عنصر جاذبه شیطان است. زیرا ذهن و دلی که خلاق نیست در واقع بی صاحب رها شده و به سرقت می رود.
کتاب شیطان شناسی ص ۱۶