شیطان شناسی

دو نوع و ماهیت ادراک در بشر ممکن است: درک اعلی و درک اسفل! یعنی ادراکی که روی به اعلائیت و تعالی دارد و ادراکی که روی به پستی و ظلمت و ثقل و انحطاط دارد! ادراکی که در سمت وجه الله و امام مبین است و ادراکی که در سمت ابلیس و بقیةالعدم است. مجموعه هوش و حواس و احساسات و عقولی که آدمی را به وجود الهی ملحق می سازد و مجموعه ادراکی که آدمی را ملحق به ابلیس و ظلمت عدمی می کند که در آنجا(درک اسفل) نه هستند و نه نیستند نه زنده اند و نه مرده، نه میمانند و نه می روند.(قرآن کریم)- یعنی نابودی مطلق رخ نمیدهد زیرا که بقول الهی “رحمت خداوند همه چیزها را فرا گرفته است” از جمله خود ابلیس و درک اسفل و دوزخ و دوزخیان را! “و اگر رحمت خدا بسویتان نمی آمد احدی از شما پاک نمی شد.” نور٢١- یعنی هیچکس از ظلمت عدم رها نمی شد و

همه نابود می شدند. یعنی همین که آدمی در دوزخ، عذابها را احساس می کند و در درک اسفل، نابودگیهایش را فهم می کند مانع نابودیش می گردد. یعنی این عذابها اجازه نمی دهد در درک اسفل همه در ظلمات نابود شوند و حتی ندانند که نابود شده اند. پس دوزخ عذابها آخرین و کاملترین رحمت خدا بر کافران و تبهکاران است. این عذابها، آخرین پرتو خودآگاهی بر کافران است و کسی که حداقل احاطه و آگاهی بر خود و گناهان و دوزخش را ندارد نابود است: “هر که خود را نشناخت و قدر خود را ندانست نابود است.” علی(ع)! چه قدر بهشتی و اعلائی باشد و چه دوزخی و اسفلی! آدمی یا به یاد نور و نعمات و برکات و هدایت الهی دارای خودآئی و وجود میشود و یا به یاد عذابهای الهی! و لذا می فرماید: “کافران در دوزخ ایمان می آورند ولی این ایمان از آنها رفع عذاب نمی کند.” قرآن- در هر دو حالت یاد خداست که وجودبخش است یاد نوری و یاد ناری! حیات نوری و حیات ناری! و این از رحمت خدا بر دوزخیان است که می بینند و می فهمند که با اینهمه عذابهای نابودگر هنوز هم هستی دارند و نابود نمی شوند. این رحمت همان نور خودآگاهی است: “هر که در این اندیشه باشد که کیست و از کجا آمده و به کجا می رود مشمول رحمت خداست.” رسول اکرم(ص)- این نور رحمت خودآئی بالاخره شامل حال خود ابلیس هم می شود چرا که بواسطه لعنت الهی تا قیامت، مدنظر خدا قرار گرفته است. و لذا آخرین موجودی که بقیةالعدم است و بالاخره بواسطه محمد و آل محمد شفاعت می شود و وجود می یابد، خود ابلیس و شیاطین هستند و بدینگونه جهان هستی به وجود مطلقه الهی تعالی می یابد و کلمةالله به کمال ظهور و بروزش در عالم و آدمیان می رسد و دیگر هیچ ظلمت وعدمیتی نیست: “و در آنروز هر چه در زمین و آسمان است دگرگون شده و ظهور خدائی مییابند.” قرآن- و این آفرینش کامل و مطلقه به نور رحمت مطلقه محمد و آل محمد است و شفاعتشان حتی درباره دشمنان و قاتلان خود و همه شیاطین دورانها! و این تحول کامله عدم به وجود است و ظلمت به نور علی نور! و ظهور جمال عقل کل الهی از انسان و بالاخره سجده ابلیس برای انسان که همان سجده باقی مانده عدم(بقیةالعدم) است بر ظهور وجود خداوند عالمیان از انسان کامل و امام مطلق! و بدینگونه است که آدمی به چشم و گوش و شامه و هوش و دل و دستی نائل می آید که خدای را می شنود و می بیند و می بوید و می فهمد و کل دل و جانش را عرش حضورش میسازد و صاحب وجود کل می گردد به عقل کل و به شنوائی و بینائی و بویائی و چشائی و لمس و احساس کل و
ادراک کل و کامل بهمراه سجده ابلیس بر این ظهور کل وجود خدا از انسان!
کتاب شیطان شناسی ص ۱۸
https://t.me/khanjanyaliakbar
www.khanjany.com