شیطان شناسی

سرمدیت و لایزال بودن وجود آدمی بزرگترین دستاورد عرفانی ناشی از شیطان شناسی است. و همین حقیقت جاودانه وجود است که ابلیس و پیروانش را تا سرحد بی نهایت ویرانگری و تباهی و جنون و جنایت می کشاند و از نابودگری ابلیس و لشکریانش هم نوعی جاودانگی ویرانگر به نمایش می گذارد و عدمیت را هم ابدی می سازد: عدم جاوید! معنای دوزخ ابدی وعذاب ابدی در قرآن هم حاصل این ادراک مذکور است. یعنی آدمی یا در تسلیم و تصدیق وجود الهی به سرمدیت میرسد و یا در نبرد با آن: بهشت ابدی و دوزخ ابدی! حیات و هستی خلد و مرگ و نیستی خلد! و این حقیقت که هیچ ذره ای در جهان هستی قابل نابود شدن نیست الا به امر و اراده خود خداوند خالق! “و خداوند هر چه را که خواهد اثبات و یا

محو و نابود می سازد.” قرآن- به بیانی دگر آنقدر که شیاطین بر حقیقت جاودانگی عالم وجود آگاهی و تجربه دارند آدمیان ندارند زیرا با تمام قدرت خود با وجود در نبردی بی امان هستند و جز وجود حق و سرمدیت را اثبات نمی کنند علیرغم میلشان! همانطور که آنقدر که کافران حربی بر عظمت حقانیت انبیاء و اولیای الهی و معارفشان آگاهی دارند اکثر اهل ایمان اینگونه نیستند و لذا علی(ع) میفرماید: “معارف ما اکثراً بواسطه دشمنان ما اشاعه می یابد.” ولذا هیچکس همچون معاویه و عمر عاص، امام علی(ع) را نمی شناختند و همو بود که گفت: چون نتوانستم علی باشم معاویه شدم! چون از روی کبر و تقلید نمی توان به حقی رسید: “هیچکس بواسطه آنکه خواست عالم وعارف شود، نشد!” علی(ع)- مشکل ابلیس در رابطه با آدم(ع) نیز همینگونه بود! و لذا ابلیس در همه جا نعل وارونه دین و عرفان و عشق و اخلاص و عبودیت می زند و لذا رهبر همه بخیلان و مقلدین دینی است که می خواهند خدا و پیغمبر و امام شوند! و لذا مکتبی جز قیاس و تقلید ندارند! با تقلید نمی توان آدم شد فقط میتوان شیطان شد!
کتاب شیطان شناسی ص ۱۹
https://t.me/khanjanyaliakbar
www.khanjany.com