شیطان شناسی

ابلیس شناسی تنها قلمرو عدم شناسی است زیرا عدم از آنجا که عدم است قابل شناخت هم نیست زیرا آنچه که وجودی آشکار ندارد چگونه قابل درک باشد. ولی ابلیس موجودی مقرب درگاه حق بود که با انکار و عداوتش با ظهور کامل وجود خداوند دچار عدمیت شد چرا که خود ابلیس هم هنوز موجودیتی کامل نیافته بود همچون سائر مخلوقات الهی. یعنی با ظهور آدم خلیفه خداست که جهان هستی امکان وجود کامل الهی می یابد و لذا قیامت کبرا هم محصول کاملترین ظهور کمال الهی از انسان کامل و امام مطلق است. و لذا ابلیس در سجده بر آدم خلیفه خدا امکان وجود کامل داشت که با کفر و انکارش این امکان را از دست داد و بلکه موجودیت ناقص قبلی خود را هم از دست داد و به درک اسفل که قلمرو نابود شدن است دچار گردید و مهد نبرد با وجود و نابودگری در جهان شد. پس ما عدم و عدمیت را

در نبرد با وجود می توانیم درک کنیم که از ابلیس و پیروانش بروز می کند. و کاملترین درک و تجربه وجودی از عدم وقتی ممکن می شود که شیطان به حریم قلب آدمی راه یابد و نابودگریش را به این حریم بکشاند. و در چنین وضعیتی است که آدمی دست به نابودگری جهان و جهانیان میزند و خود نیز به انواع مخدرات و خودکشیها دست می زند تا از عذاب نابود شدن نجات یابد. یعنی نابود شدن و نابودگری بسیار هولناکتر از خود نابودی و عدم است. زیرا آنکسی که نیست عذابی هم ندارد. پس عذاب حاصل از نابودگری و عدم گرائی که پیروان ابلیس دچارش می شوند بیش از آنکه به شناخت نابودی منجر شود دال بر عظمت و قدرت وجود است که هیچکس نمیتواند نابودش کند. محال بودن عدمیت و نابودی بزرگترین شناخت ناشی از شیطنت و شیطان شناسی است.
کتاب شیطان شناسی ص ۱۹
https://t.me/khanjanyaliakbar
www.khanjany.com