شیطان شناسی

در حقیقت پیروی از خدای نفس خود همان شیطان پرستی است همانطور که فرموده: “هر که از خود پیروی کرد پرستنده شیطان شد!” پس انسان عاقل و مؤمن بایستی این هسته مرکزی “من” و خدای منی خود را شناخته و تحویل امام و پیر طریقت خود دهد تا نجات یابد از شیطان عدمی نفس خود! زیرا شیاطین بیرونی هم به گرد همین نقطه منی نفس خود جمع می شوند و این نقطه را مخاطب نجواها و وسوسه های خود می سازند. و بیهوده نیست که برخی از حکیمان و عارفان ما، نفس آدمی را همان ابلیس جان انسان میدانند. منتهی نفس بمعنای “خود” و منّیت است نه جان و روان آدمی! پس آنچه که چشم و گوش و هوش آدمی را از خدایش در حجاب و مهجور نموده است همین “من” و خودیت نفس است. و شناخت همین من و منیت است که سراسر شیطان شناسی است و دروغ شناسی و

عدم شناسی! این “من” همان بقیةالعدم ذات آدمی است که از عدم به ارث برده است و نقطه جذب و جلب شیاطین بیرونی است که دشمن وجود الهی بشرند. پس “من” نام ذاتی و باطنی شیطان در انسان است. و شیطان هم نام بیرونی “من” بشر است. همانطور که”امام” نام بیرونی خداوند در فطرت انسان است نام بیرونی “هو”! آدمی در جستجوی هوی ذاتش به امام مبین میرسد همانطور که در جستجوی من خود هم به شیاطین بیرونی و دجالان میرسد.
کتاب شیطان شناسی ص ۲۰
https://t.me/khanjanyaliakbar
www.khanjany.com