قیامت (السّاعه) از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۰۵

اثر استاد علی اکبر خانجانی

قرآن کریم تنها کتابی است که معنای قیامت را در واژه فلسفه قیامت(السّاعه) بیان کرده است یعنی «هم اکنون.» درست به همین دلیل است که همه اسرار و احکام و معارف قرآنی بر مدار این معنا در حرکت هستند و فقط با درک این معنا حقشان درک می شود. و اینست که اسلام هم دین آخرالزمان و عرصه قیامت است.

قیامتی که یک روز است ولی در بستر تاریخ بشری پنجاه هزار سال به طول می انجامد که حدود چهارده قرن آن گذشته است تا به قیامت کبری و کامل و لقا الله عمومی برسد. ولی برای مؤمنان قیامت مقام اکنونیت وجود است که در قاموس عرفانی مقام «حال» نامیده شده است: اهل حال! آنکه مقیم در اکنونیت وجود شد و از اسارت زمان رها گردید و اندیشه و دلش از گذشته و آینده پاک شد به اکنون می رسد که قیامت کبری عرفانی و لحظه لقا الله است. و این یک افسانه نیست. می توانید برای درک و باور این حقیقت به کتابی از اینجانب به نام «زندگی ماورای طبیعی» در سایت عرفان درمانی رجوع فرمایید تا باور کنید که در قیامتیم و در حضور پرودگار. کسی که این باور را ندارد از امت محمد (ص) و پیرو قرآن نیست.

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۰۵

اعلان قیامت

«هشدار که رشته های بقای دنیا بریده شد. دنیا با اهلش وداع نموده نشانه های خیرش مفقود گشته و با شتاب اهل خود را به نابودی می برد و حتی همسایگانش را تباه می کند. آنچه از دنیا در کام شیرین می نمود تلخ گردید و آنچه صاف می نمود آلوده شد. از دنیا جز ته دیگی مسموم و آبی زهرآگین باقی نمانده است که جز بر گرسنگی و عطش نمی افزاید. ای بندگان خدا مصمّم شوید و از چنین خانه ای که نابودی اش حتمی است کوچ کنید. مبادا که آرزو بر شما غلبه کند. تأخیر مکنید مبادا که مکثی شما را مشغول سازد. آمرزش طلبید و بسوی خدای خود باز گردید که برای شما امیدوارم و گرنه از عاقبت سرنوشتی که در پیش دارید بس بیمناک و متأسفم.» امام علی (ع) – نهج البلاغه

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۱

تنهائی در آخرالزمان

تنهائی را دریابید! اولاً اينکه تنهانی یک نمایش و تعمّد نیست بلکه یک احساس و واقعة وجودی است که در هر که رخ نماید به بزرگترین توفیق الهی در آخرالزمان نائل آمده است چرا که آخرالزمان عرصف تفرید و تجرید جبری بشر است منتهی بشر مدرن مستمرأً از اين واقعه می گریزد و به انواع اشتغالات و بازیها و تخدیرها پناه می برد و این بزرگترین کفر انسان مدرن است و به مثابه جنگ با آخرالزمان و رویارویی با پروردگار است و قیامت نفس.

پس این قیامت را دریابید قبل از آنکه آن قیامت کبری فرا رسد تا بتوانید در حضور خداوند دوام آورید و در جرگة کسانی نباشید که از فرط خجالت خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند و می گویند: ای کاش اصلاً خلق نشده بودیم! بشر مدرن هیچ عذابی نمی کشد الا در گریز از این تنهانی که عین گریز از رویارونی با خداست که همان رویارونی با خویشتن خویش می باشد . پس ای تنها شدگان این بزرگترین نعمت خدا را پاس دارید و به شیاطین پناه مبرید . با خود روبرو شوید و گناهان خود را بپذیرید و انکار مکنید و بخدا پناه برید که آمادة آمرزش است

قرآن می گوید قیامت آن گاه است که هر کسی تک و تنها می شود و هیچکس را یارای کمک به دیگران نیست و جز خدا یاوری نمی یابد. پس بیائیم این تنهائی تاریخی و متافیزیکی را درک و تصدیق کنیم و از آن نگریزیم و دیگران را مسبب این وضع ندانیم و جنگ را پایان دهیم و لااقل در این تنهائی به وحدت و صلح برسیم چرا که این تنهائی همان محضر پروردگار و آستانه ظهور حق و مقدمه قیامت است. این جنگ با یکدیگر در واقع جنگ با تنهائی است و عین جنگ با خداست. دست از این جنگ برداریم و خدا را بپذیریم. خدا همان تنهائی ماست. فرار از این تنهائی یا منجر به عداوت و جنگ و جنون و جنایت می شود و یا به اعتیاد و خودکشی می انجامد. فرار از این تنهائی یکی از علل ذاتی فروپاشی خانواده ها نیز می باشد زیرا در هیچ رابطه ای همچون رابطه شدید عاطفی، این تنهائی تشدید و تعمیق نمی شود و اگر درک و تصدیق نگردد موجب سوء تفاهمات و بدبینی ها و انزجار و فروپاشی است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۱ ص ۱۳۴

قیامت

قیامت واقعه دیدار انسان با خداست در اوج کمال و در اشد آشکاری جمال. و همه مسائل و حوادث مربوط به قیامت بر اساس و محور همین دیدار است و در خدمت و پشتوانه این رویاروئی می باشد. رویاروئی اشرف مخلوقات با خالق خویش در پایان دنیا و در آخرالزمان….
یکی از اساسی ترین واقعیت نهفته در قیامت مسئله پایان دنیا و آخر زمان است. دنیا چیست و زمان کدام است؟ دنیا به معنای دینی و قرآنیش عبارت است از برخورداری غیر خدائی انسان از جهان هستی و وجود خویشتن. پس پایان دنیا یعنی پایان برخورداری غیرخدائی انسان از عالم وجود. و زمان عبارت است از دوران و عمر برخورداری غیرخدائی انسان در جهان. پس زمان یعنی عمر دنیا و دنیاپرستی انسان. پس پایان دنیا همان آخر زمان است.
از کتاب قرآن الساعه ص ۵۴

۶- « جهنم آشکار شد و بهشت بسیار نزدیک گردید.» قرآن- که این آیه دال بر ظهور قیامت آخرالزمان است و لذا بسیاری از وعده های بهشتی و دوزخی خداوند امروزه از همین حیات دنیا تحقق می یابد: «بترسید از روزی که هیچ کس از اعمال دیگران برخوردار نمی شود و هیچ شفاعتی پذیرفتنی نیست و هیچ مبادله ای هم ممکن نمی شود(مبادله آجر و عذاب) و هیچ یاوری یافت نمی گردد و… و والدین و فرزندان را نسبت به یکدیگر هیچ نسبت و نصرتی نیست و…» آیاتی از قرآن- که امروزه شاهد چنین وضعیتی در سراسر جهان هستیم. 
 
استاد علی اکبر خانجانی 
کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ۷۷۳

در قرآن کریم می خوانیم که در پایان جهان و روز قیامت کبری آنگاه که خداوند نقاب از چهره براندازد کافران می گویند که ای کاش هرگز آفریده نشده و خاک می بودیم. و آنگاه خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کنند. آیا براستی هرگز درباره این واقعه اندیشیده اید. آیا کافران یعنی منکران و جود خدا و قیامت کبری و لقا الله چرا چنین می گویند و چرا با «صورت» خود را در آتش می افکنند واز خود انتقام می ستانند. آیا در دیدار جمال پروردگار چه می بینند؟ به نظر ما طبق صدها حکمت و حدیث از علی (ع) که قیامت خود را برپا کرده بود و خداوند را دیدار می نمود آن جمال یگانه که در پایان جهان بر کل بشریت آشکار می شود برای هر کسی همان جمال ذات خودش می باشد. طبق این سخن که «خودشناسی خداشناسی است» و «خداوند همان خود خود هر کسی می باشد.» روانشناسی واقعه لقا الله در قرآن فقط در این صورت قابل فهم است و لاغیر. از اینکه کافران می بینند که منکر و خصم خود بوده اند. هر کسی جمال خود را در جمال خدا دیدار می کند. همانطور که خداوند در خلقت ازلی از صورت خود به آدم صورت بخشید و از روح خود در آدم دمید و از علم خود به انسان علم داد و او را جانشین خود در جهان ساخت.


دائرة المعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۱۰

قیامت قلمرو رجعت مخلوق بسوی خالق است یعنی عرصه وقوع جهانی اناّ الیه راجعون است. و این عرصه پس از پایان روز ششم خلقت که خلقت انسان بعنوان آخرین مخلوق کامل شد آغاز گردید که قلمرو روز هفتم است که حدود چهارده قرن است که با ظهور نخستین انسان کامل (علی) آغاز شده است زیرا از لحظه هبوط آدم و حوا از بهشت تا ظهور اسلام دقیقاً شش هزار سال بشری بطول انجامیده که همان شش روز تکوینی است که در قرآن مذکور است که هر هزار سال بشری یک روز تکوینی خداست. پس علی (ع) مبداً قیامت و برپاکننده قیامت و کانون قیامت است. زیرا انسان بمعنای حقیقی آن بشری است که خلیفه شده باشد یعنی بر جای خدا قرار گرفته باشد و خدا را در خود یافته باشد. و لذا همه علویان حقیقی(ونه اسمی) انسانهای قیامتی هستند یعنی همه کسانی که در عرصه خودشناسی خدا را در خود به درجه ای کم و بیش درک کرده اند یعنی عارفان. و لذا عارفان هر عصری به نوبه خود بر پا کننده قیامت عرفانی دوران خود هستند و نیز گزارشگران قیامت. و لذا همه عارفان شاهدان قیامت و شهیدان قیامت هستند و خونشان نیز به همین دلیل ریخته می شود چون مردمان میلی به قیامت ندارند یعنی میلی به معاد و دیدار با حق ندارند. شهادت همه امامان ما بدین معناست که نخستین عارفان و برپا کنندگان قیامت و پیشتازان این عرصه می باشند زیرا خود جمال پروردگار در آئینۀ خاک هستند که بشریت را برای قیامت کبری آماده می کنند که قیامتی فیزیکی و جسمانی است و جهانی. و عارفان و مؤمنان نیز وظیفه ای جز این ندارند. و آخرین عارف جهان یعنی امام زمان در ظهور جهانی اش نیز رسالتی جز اعلام جهانی قیامت ندارد.

دائرة المعارف عرفانی جلد ۲ ص ۵۱

انواع قیامت های در جریان

۹۰۴- و بیهوده نیست که سوره واقعه که همان قیامت است سخن از انواع شرابهائی است که به متقین نوشانده می شود از دست ربشان. که این همان مستی دمیدن روح است از دست اربابان عشق و عرفان، که این مستی در مومنان به شکلی بروز می کند و در کافران به شکل و ماهیتی دگر و در منافقان نیز خاص خودشان است. یکی اهل ذکر می شود و یکی عربده کش می گردد و یکی هم بمب به شکم می بندد و به میان مردم می رود و یا مردم را بمباران می کند. اینها انواع قیامتهاست که در جریان عروج روح رخ می دهد.
از کتاب قیامت نامه

معرفت و قیامت

اینک دیگر برای کلیه سئوالها فقط و فقط یک پاسخ وجود دارد. چرا چنین است؟ زیرا قیامت است. همه ناکامیها، رسوائیها، تلخیها، تردیدها، بی بنیادیها، پوچی ها، رنج ها، بن بست ها و لاعلاجیها و … برای این است که قیامت است و لحظه به لحظه به غایت خود نزدیکتر می شود یعنی هر لحظه ای بر شدت و حدت این مسائل بشری و بر بی پاسخیش افزوده می شود. مگر اینکه این پاسخ را باور کرده و آن را عمیقاً درک کند و فقط اینگونه است که تنها راه علاج پدید می آید.
قیامت که به معنای سرآمدن حرکت زمان است و به معنای شمارش معکوسِ یک توقف کامل و توأم با انفجار کامل است از لحاظ بشر ملموس ترین نشانه اش این است که دیگر بشر به هیچ کدام از آرزوهایش از دنیا نخواهد رسید زیرا مزرعه کشت و برداشتِ آرزو محتاج زمان است و زمان در حال ایستادن است یعنی هیچ چیزی را سبز نمی کند و به بار نمی نشاند. و معنای دیگری که از این واقعه برمی خیزد که کاملاً مفهومی متضاد با معنای قبل دارد این است که زمان بین انسان و تحقق آرزوهایش فاصله می اندازد و انسان مجبور به صبر کردن است ولی حالا که زمان در حال مرگ و احتضار است پس این فاصله و تأخیر نیز در حال از بین رفتن است پس بایستی هر آرزوئی از انسان بلافاصله واقع گردد و مصداق کن فیکون باشد یعنی آرزو کردن همان و واقع شدن همان.
از کتاب خلقت دوباره ص ۴۲